اونجا که میشستم جلو ضریح
کی الآن نشسته به جای من؟
من فقط دلتنگ خود خود تو هستم
من از همه جا و از همه چیز فقط خود خودت رو میخوام
دلم به نامت میلرزد
چشم هایم گرم از اشک سوزان عشقت میشود
عشقت استخوان هایم را میسوزاند
دوریات قلبم را ذوب میکند
حسرت دیدنت چشمانم را تار میکند
فراقت دلم را کباب میکند
انتظارت مویم را سفید میکند
بس که منتظر شنیدن صدایت در سحر ها ماندم قلبم از تپش افتاد
سلام بر تو هنگام رکوع و سجودت...
آخر تو کجایی؟...
#یابنالحسن 💔
••
دلمنلکزدهتاکنجحرمگریهکنم
دوقدمروضهبخوانمدوقدمگریه
کنم
•
برومسمتضریحیکهبهشتم
آنجاست
برسمپیشنگارمبرسمگریهکنم
•
دستخودراگرهبرگوشهیشش
گوشهکنم
درددلباخوداربابکنمگریهکنم
•
کارمایناستکهسمتحرمشرو
کنموُ
ازهمیندورسلامشبدهمگریه
کنم
•
چارهایجزغمدوریحرمنیستکه
نیست
بگذاریدبهبیچارگیامگریهکنم
•
قسمتمنیستکهمنزائرشش
گوشهشوم
برومبربدِاعمالخودمگریهکنم
••
[بهوقتبیپناهی]-حوزهبسیج-
6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آنجایی که هیچ پناهی پیدا نمیکنی و تنهايي را با مغز استخوان هایت حس میکنی به یاد باب الفرج میاُفتی و آن درب چوبی و زمینِ سراشیبیاش که همیشه آستانه اش را میبوسم و خاکش را بر چشم میکشم و در چهار چوبش زانوی غم به بغل میگیرم و با پدرم درد و دل میکنم
به یاد غم های دلِ غریبش اشک میریزم
دست دراز میکنم تا با دستان پدرانهاش دستان این دخترِ بیپناهِ خستهی غمگینش را بگیرد و بلندش کند...
آری نجف! که پناه هر طرد شدهای هست
من نجف بروم همهی درد هایم درمان میشود...
[دلتنگیبرایحضرتپدر]
-کنجخانه-۰۱:۰۵ - #شوریده_سرگردان