••
دلمنلکزدهتاکنجحرمگریهکنم
دوقدمروضهبخوانمدوقدمگریه
کنم
•
برومسمتضریحیکهبهشتم
آنجاست
برسمپیشنگارمبرسمگریهکنم
•
دستخودراگرهبرگوشهیشش
گوشهکنم
درددلباخوداربابکنمگریهکنم
•
کارمایناستکهسمتحرمشرو
کنموُ
ازهمیندورسلامشبدهمگریه
کنم
•
چارهایجزغمدوریحرمنیستکه
نیست
بگذاریدبهبیچارگیامگریهکنم
•
قسمتمنیستکهمنزائرشش
گوشهشوم
برومبربدِاعمالخودمگریهکنم
••
[بهوقتبیپناهی]-حوزهبسیج-
6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آنجایی که هیچ پناهی پیدا نمیکنی و تنهايي را با مغز استخوان هایت حس میکنی به یاد باب الفرج میاُفتی و آن درب چوبی و زمینِ سراشیبیاش که همیشه آستانه اش را میبوسم و خاکش را بر چشم میکشم و در چهار چوبش زانوی غم به بغل میگیرم و با پدرم درد و دل میکنم
به یاد غم های دلِ غریبش اشک میریزم
دست دراز میکنم تا با دستان پدرانهاش دستان این دخترِ بیپناهِ خستهی غمگینش را بگیرد و بلندش کند...
آری نجف! که پناه هر طرد شدهای هست
من نجف بروم همهی درد هایم درمان میشود...
[دلتنگیبرایحضرتپدر]
-کنجخانه-۰۱:۰۵ - #شوریده_سرگردان
میشود نیمه شبی گوشه بین الحرمین
من فقط اشک بریزم تو تماشا بکنی؟...
#ابیعبدالله💔