أَ وَفَــیْتُ؟¹²⁸
این دستُ خالی برنگردون ! ابیعبدالله 💔
چقدر دلم برایت تنگ شده
برای نگاه های پدرانهات
برای لبخند هایت
برای تو که تمام وجودم بودی و هستی
دوست دارم شبی را با تو صبح کنم
آنگاه جان دهم...
دوری از تو سخت ترین زجر هر دو جهان است
پناهم بده ای بیپناهِ دشتِ کربلا💔
أَ وَفَــیْتُ؟¹²⁸
•♥️ '
خدایا!
مرگی بهمون بده
که همه حسرتشو بخورن..
-شهیدمحسنحججی-
نه..
سکوت شب فقط برای دلتنگی های کاذب و زود گذرِ این دنیای فانی نیست
خوب گوش کن
صدایش را از عمق سکوت دل شب خواهی شنید..
السلام علیک یا مهدي 🫀
بنویسید اگر سمت خراسان رفتید
بنویسید سوی مرقدِ جانان رفتید
به روی قبرش بنویسید
که خواهر بودم..
سالها منتظر دیدن دلبر بودم..
بنویسید سری بر سرِ نِی جا میکرد
خواهرش از جلوی خیمه تماشا میکرد
••
از جگر سوختگان آهِ شرربار ببین
خیز از طوس و بیا حال مرا زار ببین
•
کاش میشد که دل سیر تماشات کنم
یار گمگشته! تو برگردی و پیدات کنم
•
چقدَر کوه و کمر را پی تو آمدهام
به تمنای رُخت نالهی هجران زدهام
•
چندماه است که آوارگی اقبال من است
چادر خاکی من شاهد احوال من است
•
منِ معصومه کجا رنج بیابان گردی؟!
کاش یکبار به این خسته نظر میکردی
•
خبری باد صبا از تو نیاورد آخر
دست تقدیر مرا راهی قم کرد آخر
•
پیِ تکریمِ منِ پرده نشینِ بدحال
سربه زیر آمده بودند همه استقبال
•
سر هر کوچه که رفتیم سلامم کردند
مثل پروانه همه دور و برم میگردند
•
دور بود از همه جا در نظرم بیگانه
خانهام خانهی نور است؛ نه یک ویرانه
•
گریه کردیم ولی حین مناجات فقط
کوچه رفتیم ولی کوچهی سادات فقط
•
کاش بودی که ببینی چقدر تب کردم
من در این شهر فقط گریه به زینب کردم
•
کاش میشد بنویسند دروغ است دروغ...
رفتن عمهی ما بر سر بازار شلوغ
•
چه کسی داشت گمان از سر ایوان بلند...
عده ای بی سر و پا سنگ به زینب بزنند!
•
فکر کن دور نوامیس خدا معرکه بود
فکر کن چادر ناموس خدا دست که بود؟!
••
[شبِشهادتخانمحضرتفاطمه
معصومهسلاماللهعلیها_قمالمقدسة]
یَا فاطِمَةُ اشْفَعِي لِي فِی الْجَنَّهِ
فَإِنَّ لَکِ عِنْدَ اللهِ شَأْناً مِنَ الشَّأْنِ