••
از جگر سوختگان آهِ شرربار ببین
خیز از طوس و بیا حال مرا زار ببین
•
کاش میشد که دل سیر تماشات کنم
یار گمگشته! تو برگردی و پیدات کنم
•
چقدَر کوه و کمر را پی تو آمدهام
به تمنای رُخت نالهی هجران زدهام
•
چندماه است که آوارگی اقبال من است
چادر خاکی من شاهد احوال من است
•
منِ معصومه کجا رنج بیابان گردی؟!
کاش یکبار به این خسته نظر میکردی
•
خبری باد صبا از تو نیاورد آخر
دست تقدیر مرا راهی قم کرد آخر
•
پیِ تکریمِ منِ پرده نشینِ بدحال
سربه زیر آمده بودند همه استقبال
•
سر هر کوچه که رفتیم سلامم کردند
مثل پروانه همه دور و برم میگردند
•
دور بود از همه جا در نظرم بیگانه
خانهام خانهی نور است؛ نه یک ویرانه
•
گریه کردیم ولی حین مناجات فقط
کوچه رفتیم ولی کوچهی سادات فقط
•
کاش بودی که ببینی چقدر تب کردم
من در این شهر فقط گریه به زینب کردم
•
کاش میشد بنویسند دروغ است دروغ...
رفتن عمهی ما بر سر بازار شلوغ
•
چه کسی داشت گمان از سر ایوان بلند...
عده ای بی سر و پا سنگ به زینب بزنند!
•
فکر کن دور نوامیس خدا معرکه بود
فکر کن چادر ناموس خدا دست که بود؟!
••
[شبِشهادتخانمحضرتفاطمه
معصومهسلاماللهعلیها_قمالمقدسة]
یَا فاطِمَةُ اشْفَعِي لِي فِی الْجَنَّهِ
فَإِنَّ لَکِ عِنْدَ اللهِ شَأْناً مِنَ الشَّأْنِ
أَ وَفَــیْتُ؟¹²⁸
بانو جان!
من همیشه روبه روی ضریح
زیارتنامه مادرتان را خوانده ام..
••
ما بدین در نه پِیِ حشمت و جاه آمدهایم
از بد حادثه این جا به پناه آمدهایم
•
رهروِ منزلِ عشقیم و زِ سرحدِّ عَدَم
تا به اقلیمِ وجود این همه راه آمدهایم
•
سبزهٔ خطِّ تو دیدیم و زِ بُستانِ بهشت
به طلبکاریِ این مهرگیاه آمدهایم
•
با چُنین گنج که شد خازنِ او روحِ امین
به گدایی به درِ خانهٔ شاه آمدهایم
•
لنگرِ حِلمِ تو ای کشتیِ توفیق کجاست؟
که در این بحرِ کَرَم غرقِ گناه آمدهایم
•
آبرو میرود ای ابرِ خطاپوش ببار
که به دیوانِ عمل نامهسیاه آمدهایم
•
حافظ این خرقهٔ پشمینه بینداز که ما
از پِیِ قافله با آتشِ آه آمدهایم
••
#حافظ
امیرالمومنین علی عليه السلام :
عَوِّدْ لِسانَكَ لينَ الْكَلامِ
وَ بَذْلَ السَّلامِ،
يَكْثُرْ مُحِبّوكَ
وَ يَقِلَّ مُبْغِضوكَ؛
زبان خود را به نرمگويى
و سلام كردن عادت ده،
تا دوستانت زياد
و دشمنانت كم شوند.