أَ وَفَــیْتُ؟¹²⁸
بانو جان!
من همیشه روبه روی ضریح
زیارتنامه مادرتان را خوانده ام..
••
ما بدین در نه پِیِ حشمت و جاه آمدهایم
از بد حادثه این جا به پناه آمدهایم
•
رهروِ منزلِ عشقیم و زِ سرحدِّ عَدَم
تا به اقلیمِ وجود این همه راه آمدهایم
•
سبزهٔ خطِّ تو دیدیم و زِ بُستانِ بهشت
به طلبکاریِ این مهرگیاه آمدهایم
•
با چُنین گنج که شد خازنِ او روحِ امین
به گدایی به درِ خانهٔ شاه آمدهایم
•
لنگرِ حِلمِ تو ای کشتیِ توفیق کجاست؟
که در این بحرِ کَرَم غرقِ گناه آمدهایم
•
آبرو میرود ای ابرِ خطاپوش ببار
که به دیوانِ عمل نامهسیاه آمدهایم
•
حافظ این خرقهٔ پشمینه بینداز که ما
از پِیِ قافله با آتشِ آه آمدهایم
••
#حافظ
امیرالمومنین علی عليه السلام :
عَوِّدْ لِسانَكَ لينَ الْكَلامِ
وَ بَذْلَ السَّلامِ،
يَكْثُرْ مُحِبّوكَ
وَ يَقِلَّ مُبْغِضوكَ؛
زبان خود را به نرمگويى
و سلام كردن عادت ده،
تا دوستانت زياد
و دشمنانت كم شوند.
••
فاش میگویم و از گفتهٔ خود دلشادم
بندهٔ عشقم و از هر دو جهان آزادم
•
سایهٔ طوبی و دلجوییِ حور و لبِ حوض
به هوایِ سرِ کویِ تو بِرَفت از یادم
•
نیست بر لوحِ دلم جز الفِ قامتِ دوست
چه کُنَم حرفِ دِگَر یاد نداد استادم
••
#حافظ
امیر المؤمنین على عليه السلام :
اَلنُّصْحُ بَيْنَ الْمَلَأ تَقْريعٌ؛
نصيحت كردن در حضور ديگران،
خُرد كردن شخصيت است.