أَ وَفَــیْتُ؟¹²⁸
بعدم میگیم یا امام زمان بیا 🙂 امام زمان کار میخواد قدم میخواد آدم میخواد آدم درس خونده میخواد آدم مف
بچه ها ببخشید
به خدا هر کی عاشق شده رو درک میکنم
من خودم از همه کمترم خدایی نکرده قصد جسارت ندارم کسی نیستم که بخوام نصیحت بکنم ..
ولی آخه یعنی چی که به هر کی میرسه عاشق یکی شده یا شکست عشقی خورده؟
یعنی چی که رابطه با نامحرم تو بین مذهبیها هم عادی شده؟
اینهمه کار تو این دنیا ریخته ..
اینهمه راه نرفته داریم
اینهمه قدم که باید برداریم تا ظهور آقا ..
ما چرا اینقدر عقبیم؟
بخاطر عشق و عاشقی و خدایی نکرده بیماری خودارضایی که با یکم تکرار و تمرین و مقاومت درمان میشه؟؟
بعد جبهه کفر قدم به قدم بیشتر قدرتمند میشه .. اونقدری میره جلو که تن جنین بخوره ..
بعد دهه هشتادی ما بخاطر اینکه عاشق یکی شده بیاد بگه کاش بمیرم من چرا اومدم به دنیا خدا کیه امام زمان کیه و....
أَ وَفَــیْتُ؟¹²⁸
بیـا هرشب فکر کنیم چقدر موثـر بودیم ؛
خیلی جمله مهمی بود کاش قبل هر کاری بهش فکر کنیم :)🤌🏻
#حقیرابنحقیر
أَ وَفَــیْتُ؟¹²⁸
داستان ما از حاج سید عبدالکریم پینه دوز شروع میشه .. سید یه کفاش و پینه دوز معمولی بود که مردم کفش
ایشون به جایگاهی رسیده بودن که با امام زمان'عج مزاح و شوخی میکردن !!
تصور کن ..
منِ حقیرِ رو سیاه لیاقتِ یه ثانیه شنیدن صدای حضرت رو ندارم .. اصلا اینا که هیچی خاک کف پای نوکرای آقا هم نمیشم
بعد سید با حضرت شوخی میکردن !
أَ وَفَــیْتُ؟¹²⁸
ایشون به جایگاهی رسیده بودن که با امام زمان'عج مزاح و شوخی میکردن !! تصور کن .. منِ حقیرِ رو سیاه لی
مزاح هیچی
ماجرا اینجاست که خودِ حضرت دیدار سید میومدن !! ....
نقله یکبار امام زمان'عج میان دیدن سید .
سید در حال وصله و پینه زدن کفش های مردم بوده که بهش سفارش داده بودن .
امام زمان'عج به سید میفرمایند :
آیا کفش ما را نیز میدوزی ؟
سید بلافاصله میگه :
بله آقاجان! اما سه نفر جلوتر از شما کفششان را آوردهاند .
چند دقیقه بعد حضرت میپرسن :
سید! کفش ما را نمیدوزی ؟
سید عرض میکنه :
چرا آقاجان ! بعد از این سه کفش میدوزم .
چند دقیقه بعد حضرت دوباره همین سوال رو تکرار میکنن ..
سید طاقتش از بین میره.
بلند میشه حضرت رو به آغوش میکشه
و عرض میکنه :
سید و آقای من ! این قدر مرا امتحان نفرمایید! اگر یک مرتبه دیگر بفرمایید ، فریاد میزنم و همه را خبردار میکنم که یوسف فاطمه در آغوش من است :)) ❤️🩹