أَ وَفَــیْتُ؟¹²⁸
فرفعت سکینة صوتها بالبکاء و النّحیب، فضمّها الحسین علیه السّلام إلى صدره الشّریف و قبّلها، و مسح
-وداعدوم-
پس دگر باره با اهل بیت وداع کرد،
اهل بیت همگان با حال آشفته
و جگرهاى سوخته و خاطرهاى خسته
و دلهاى شکسته در نزد آن حضرت جمع آمدند و در خاطر هیچ آفریده صورت نبندد
که ایشان به چه حالت بودند
و هیچ کس نتواند که
صورت حال ایشان را تقریر یا تحریر نماید.
تمام سختی ها و گرفتاری ها به دلیل دوری از وجود مبارک و مقدس حضرت صاحب الزمان
روحی لتراب مقدمه الفِداه
هست . .
••
همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
•
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی
•
چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن
تو چو روی باز کردی دَرِ ماجرا ببستی
•
نظری به دوستان کن که هزار بار از آن بِه
که تحیّتی نویسی و هدیتی فرستی
•
دل دردمند ما را که اسیر توست یارا
به وصالْ مرهمی نِه چو به انتظار هستیم
••
امشب این را مینویسم
تصمیم دارم همه جا خالص برای آقایم باشم
کار آقایم روی زمین باشد انجام بدهم
هر کس طعنه و کنایهای زد
تخریب کرد
به یک ثانیه لبخند او ذرهای ناراحت نشوم
دوستت دارم یابنالحسن
من به هر قطره اشکت نفسم میبُرد
قول میدهم زین پس گناهی نکنم
تا دلیل اشک هایت غفلت من نشود
غفلتم غمی بر روی غمهایت نشود..
#حقیرابنحقیر
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نفـس از سـینه به طـرز دِگَری مـیآید
-
أَ وَفَــیْتُ؟¹²⁸
مقتل میخوانم
روضه گوش میکنم
وسط گریه
وسط زاری
وسط جیغ
وسط حال بد
وسط آرزوی مرگ
لحظهای به خودم میایم به عبارات دقت میکنم و میگویم:
یعنی واقعیت دارد؟
یعنی واقعا ولی الله را دوره کردن؟
یعنی واقعا لحظهای ایستاد به نفس کشیدن سنگ به پیشانیاش زدن و پیشانیاش شکاف و خون جاری شد؟
یعنی نفسش بند آمد و کسی کاری نکردن؟
یعنی اشک هایش را دیدند کاری نکردن؟
یعنی دیدند که کامش تشنه است و گرسنه یعنی میدانستند همه زندگیاش جلویش دست و پا زده ولی کسی دلش نسوخت؟
یعنی صدا زد جگرم میسوزد کمی آبم دهید، آب را رو به رویش به زمین ریختند و خندیدند و ندادند؟
یعنی تن حجة الله ساعت ها روی زمین نیمه جان نفس نفس زد و کسی کاری نکرد؟
یعنی دلش محزون بود؟
یعنی نگاهش نگران بود و کسی کاری نکرد؟
یعنی زنده زنده، وقتی هنوز قلب داغ دارش میتپید و نفس های بریده بریده میکشید سرش را؟..از بدن؟..
یعنی..یعنی..یعنی..؟..
باورم نمیشود
نمیشود
نمیشود
اللهم عجل شهادتي
#مردهایازداغِحسین
برای نماز صبح که بیدار شدم تا نشستم تو جام گفتم بزار یه سلام قبل از اینکه به کسی بدم به آقام بدم.
گفتم: السلام علیک یا صاحب الزمان..
أَ وَفَــیْتُ؟¹²⁸
.. هم صدای گریه و بارانم ..
هر شب از داغِ تو دل ویرانم..