أَ وَفَــیْتُ؟¹²⁸
امشب نخوابیا
بشین گوشه خونه اشک بریز بکوب به سینهت
خودتو بزن
عزا داری کن
یه جوری گریه کن که لباسات خیس شه
امشب از ته دل بگو آه مادر
بگو ..
بگو مثل امام حسن
بگو آه علی جانم
چی کشیدی؟
آه💔😭
و اما تا قیامِ قیامت،
آتشِ غربت و مظلومیت علی'ع،
تمام که هیچ! سرد هم نمیشود ..
و آسمان ها و زمین و کوه ها و کائنات
خون گریه میکنند بر غربت
علی ابن ابیطالب(صلوات الله علیه)💔
ای کبوتر زخمی!
پر نزن از این خونه..
نرو زهرا
نرو
منو تنها نزار
نزار از داغ رفتنت موی سرم سفید شه
من بدون تو کجا برم؟
تو رو زیر خاک بزارم و برم؟
کجا؟
پیش کی؟
دیشب بودی
پری شب بودی
نفس میکشیدی
نگاهم میکردی
بودی
بیا..
نرو..
من تحمل رفتن تو رو ندارم
چطوری جای خالیتو تحمل کنم
چطوری ببینم که نیستی؟
اگه بری دیگه من نمیتونم بخندم
دیگه تنها میشم
بدون تو همه چی ترسناکه
کجا برم با داغت؟
سینهام رو کجا سبک کنم؟
عشق منی که داری میری
حالا با رفتنت چیکار کنم؟
یعنی واقعا دیگه نمیخندی؟
دیگه صدام نمیکنی؟
دیگه نگاهم نمیکنی؟
دیگه نمیشینی پیشم؟
حالا برم به کی بگم که خانوممو ازم گرفتن؟
زندگیم رو سیاه کردن
چقدر همه چیز بعد تو زشته
دیگه هیچی قشنگ نیست
دیگه چیزی برای شاد شدن برای خندیدن برای زیبایی و... نیست
همه چیز بعد تو تموم شد
حتی خوابیدن من
من بعد تو پیر شدم و کمرم شکست
در عین تنهایی و غربت
خبر داری حالا همه به قنفذ احترام میزارن؟
خبر داری مغیره میره روی منبر و سخنرانی میکنه؟
خبر داری دیگه حالا خلیفه کی شده؟
خبر داری اونی که ازش قدردانی میکنن و بهش میگن پهلوون حالا دیگه قنفذه؟
علی دیگه نمیخوابه نمیخنده
علی دیگه شب ها تا صبح سرشو میکنه تو چاه
اشک میریزه و سینه سبک میکنه
من علیم
همون که جان پیامبر بود
همون که خدا با صداش با پدرت حرف زد
همون که ملائکه ازش تمثال ساختن که هر وقت دلتنگش شدن به تمثال نگاه کنن
من علیم
حالا ببین چی به سرم اومده
حقم رو غصب کردن
خانوممو ازم گرفتن پسرم رو کشتن
زندگیم رو خراب کردن
من علیم علی علی علی..
#علیِتنها💔
یَا أُمَّ الْحَسَنِ يَا أُمَّ الْحُسَيْنِ !
إِذَا لَقِيتِ جَدَّنَا مُحَمَّداً الْمُصْطَفَى
فَأَقْرِئِيهِ مِنَّا السَّلَامَ .
وَ قُولِي لَهُ:
إِنَّا قَدْ بَقِينَا بَعْدَكَ يَتِيمَيْنِ فِي دَارِ الدُّنْيَا..
💔
فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا
-سورهنوح-
لحظه ها
دقیقه ها
ساعت ها
روز ها
هفته ها
ماه ها و سالها
از پیِ هم میگذرند
با تمام فعل و انفعالاتت
همهی این بازه های زمانی را میگذرانی
دنیا هم برای تو میگذرد
روزی برایت شاد است و روزی در نهایت غم
روزی آنقدر شادی که طراوتت همه را میگیرد
و روزی چنان غمگین که گویا در حال انفجار و خفه شدن هستی
بین تمام این سر شلوغی های زندگی
ناگهان به خودت میآیی
و احساس میکنی که گویا
در تمام مراحل زندگیات
باری از نجاسات و کثافات را با خودت حمل میکنی..
ناگهان احساس میکنی تو داری غرق میشوی
در مردابی که تو را از خودت جدا میکند و غرق میکند
تمام ای حالات ناپسند و متعفن همان
دوری از خودت است
دوری از خلوت با خودت
دوری از خلوت با خدایت
همان کس که هر لحظه تو را سیر کرده از نعمت وجود تا سر آمدی معین
که وقتی اجل فرا رسید دیگر فرصت جبران و تکرار نعمت وجود نیست!
تویی و خودت..
چه میشود که اینهمه غفلت میکنیم؟
از خودت و خدایمان؟
آیت الله مجتهدی'ره میگفتند:
گاهی که قلبتان گرفت یک تسبیح بردارید
رو به قبله بنشینید و هفتاد بار استغفار کنید
تا این حال سنگین و بد از شما دور شود.
هر روز هزار صحنه و سخن و اتفاق میبینیم و هر کدام و بر بخشی از وجودمان تاثیراتی میگذارد..
ما نیز در نهایت غفلت، یا برای چیز هایی نامفهوم شادیم و یا غمگین..
همهشان لایه لایه بر صافی قلب مینشینند،
آن را سنگین میکنند
آنقدر که نفسی برایمان نماند
این کاری است که ما با خود را طول این عمر کوتاه میکنیم
او گفت در این بازه کوتاه تحمل کن و نکن
من در سرای آخرت برایت تمام نداشته ها و حسرت هایت را جبران میکنم
تو فقط در این زمان از وجودت، عبد و بنده باش بقیهاش با من
خسران است
خسران..
خسارت زده است کسی که
هر روز برای وجود خود وقت نگذارد
و قلبش را از اسارت این بار های سنگین، نجات ندهد.
اصلا آیا چیزی میارزد به اندازه غفلت از
یادِ حجة ابن الحسن؟
او که.. که.. که..
هست، میبیند، میشنوند، تنهاست و منتظر..
چه میشد که ندایش را سحری میشنیدیم
و به قلب سوزانش لبیک میگفتیم؟
کاش حداقل در این دنیای فانی
به داد دل و قلب و وجود خود برسیم
مناجات را از دست ندهیم
و قلبمان را از حبس اعمال نجات دهیم.
به امید گوشه نگاهی از:
حضرت حجة ابن الحسن العسکري "
#شوریده_سرگردان
[۱۴۰۴/۹/۵-۰۱:۱۶-کنجخانه]