eitaa logo
✔ عکس نوشت شهدا | سامانه ملی شهدا
1.2هزار دنبال‌کننده
3هزار عکس
306 ویدیو
2 فایل
©️ عکس نوشت شهدا | استوری شهدا | برای شهدا | جهت عضویت در کانال روی گزینه پیوستن کلیک کنید. پشتیبانی کانال: @birangi
مشاهده در ایتا
دانلود
| دم غروب پاتک سنگین عراقی ها شروع شد. همه را توی کانال روبه‌روی دژ جمع کرد. برای‌مان حرف زد؛ (امام گفته باید جزیره رو نگه دارید. اینجا صحرای کربلاست. هر کس می‌خواد سالم بمونه بره اسیر بشه. هر کس با حسینه و آماده ی شهادت، یا علی بگه و مردونه بمونه. ما می‌خوایم جزیره رو نگه داریم تا دل امام‌مونو شاد کنیم.) هم قسم شدیم که تا آخرین قطره ی خون پا پس نکشیم. دو، سه ساعت زیر باران گلوله ها مقاومت کردیم. خط را نگه داشتیم تا صبح فردا که نیرو های کمکی از راه رسیدند. خودش که بود دل‌مان گرم بود. 🆔️ @shahidemeli
خیلی هوای والدینش را داشت. بر خلافِ خیلی ها که همیشه از پدر و مادرشان طلبکار هستند، آقا مجید همیشه خودش را مدیون پدر و مادر می‌دانست. هر وقت توی جمعی که بودیم، پدرِ آقا مجید می‌آمد، او مؤدب می‌نشست. پاهایش را دراز نمی‌کرد. 🆔️ @shahidemeli
| با هم خیلی رفیق بودیم. یادم هست قبل از انقلاب یه شب با جمعی از بچه ها تو مسجد نظربیک خوابیدیم. هنوز وقت اذان صبح نشده بود، چشمام رو باز کردم دیدم علی داره نماز می‌خونه! تو دلم بهش خندیدم، گفتم طفلکی هنوز اذان نشده نمازش رو خونده، مجبوره دوباره بعد از اذان نمازش رو تکرار کنه. بقیه ی بچه ها هم مثل من علی رو ملامت کردند، اما علی چیزی نگفت. سال ها گذشت تا من فهمیدم آن شب علی صباغ‌زاده مشغول نماز شب بود ... 🆔️ @shahidemeli
خیلی ختم قرآن می‌گرفت. بیشترشان را از دانشگاه می‌آورد و توفیق اجباری ختم قرآن نصیبمان می‌کرد. می‌دیدم که نصف شب ها زیر نورِ گوشی اش قرآن می‌خواند. آن هم قرآنی با خط ریز. دعوایش می‌کردم و می‌گفتم حداقل قرآن خط درشت را بردار. 🆔️ @shahidemeli
نوروز سال ۹۴ اولین سالی بود که مادرش فوت کرد. سید با اینکه شدیدا علاقه داشت برود منطقه و خادم الشهدا بشود اما نرفت! گفت فقط به خاطر پدرم که تنها نمانَد نمی‌روم. عید سال ۹۴ سید بعد از سال ها از عشقش جدا شد و در منزل ماند. گاهی اوقات من با مادرم با تندی حرف می‌زدم بهم می‌گفت: آقا مرتضی احترام به والدین واجبه. خیلی سفارش می‌کرد هوای پدر و مادرم را داشته باشم. 🆔️ @shahidemeli
از وقتی گردان ها راه افتادند، آرام و قرار نداشت. می‌گفت: باید زودتر خودمان را برسانیم به خط که کنار بچه ها باشیم. همیشه این‌طوری بود. خودش در خط اول، کنار نیرو های رزمنده بود. حتی گاهی اسلحه برمی‌داشت و می‌جنگید. هر جا سخت‌تر بود، زودتر می‌رفت جلو که از نزدیک کار ها را رو‌به‌راه کند. 🆔️ @shahidemeli
| اضطراب و دلهره هوشنگ را رها نمی‌کرد. می‌گفت: می‌دونم نمیشه. می‌دونم قبولم نمی‌کنن، با این شغلی که من دارم کسی به من دختر نمی‌ده. گفتیم: توکل کن به خدا. آقا محمد مثل بقیه فکر نمی‌کنه. شب که رفتیم خانه‌شان، رو به محمد (برادر عروس) کردم و گفتم: کسی که قبلا درباره‌اش صحبت کرده بودم همین آقا هوشنگ خودمونه. همونی که توی کارگاه پادویی می‌کنه. محمد گفت: هر کی می‌خواد باشه؛ فقط ایمان داشته باشه، خاطرخواه زن و بچه‌ش هم باشه، برامون کافیه. 🆔️ @shahidemeli
از روزی که هادی را شناختیم، همیشه برای مراسم شهدا سنگ تمام می‌گذاشت. اگر می‌گفتیم فلان مسجد می‌خواهد یادواره ی شهدا برگزار کند و کمک می‌خواهد، دریغ نمی‌کرد. این ویژگی هادی را همه شاهد بودند که به عشق شهدا، همه کار می‌کرد. از شستن و پخت و پز گرفته تا ... . 🆔️ @shahidemeli
بیشترین سرگرمی ما در دوران جوانی و نوجوانی کوهنوردی و ورزش بود. اصلا بیکاری رو دوست نداشت. مدتی معرق کار می‌کردیم. بعد هم قناری و پرنده های تزئینی را پرورش می‌دادیم. هم مشغول بودیم هم پول خوبی داشت. 🆔️ @shahidemeli
وقتی در "کتاب شهر" کار می‌کرد، گفت: یک نمایشگاه زدیم بیاید ببینید. رفتیم. بیشترِ کتاب ها راجع به زندگی شهدا و اهل بیت (ع) بود. می‌گفت: اگه کتاب بخونید، معرفتتون زیاد می‌شه؛ اون وقته که ایمانتون قوی می‌شه. 🆔️ @shahidemeli
غالبا توی دانشگاه موقع نماز می‌رفت مسجد دانشگاه و در نماز جماعت و اول وقت شرکت می‌کرد. برنامه ی کاری سید را نماز اول وقتش تعیین می‌کرد. خودش را مقید به این امرِ بسیار مهم کرده بود. حتی در دانشگاه. 🆔️ @shahidemeli
| فهمیده بود که بعد از پیروزی انقلاب باید در کدام سنگر بیشتر فعالیت کند. سنگر کار فرهنگی برای جوانان و نوجوانان را بسیار مهم‌تر از بقیه ی سنگر ها می‌دانست. یادم هست از هر فرصتی برای جذب جوانان استفاده می‌کرد، بعد از انقلاب سینما هنوز جای خوبی بین مردم نداشت، اما علی آقا با هنر و ذوق خود از این ابزار قدرتمند خوب استفاده کرد. پرده ای سیار با آپارات دستی کافی بود که علی آقا کار خودش را بکند. فیلم های مذهبی خوبی پیدا کرد و در چند سانس پخش می‌کرد. همه از بزرگ و کوچک جمع می‌شدند. قبل و بعد از فیلم، موقعیت مناسبی بود. علی آقا در این فرصت، صحبت هایی در خصوص اسلام و انقلاب برای جوان ها داشت. همه جور آدم را می‌آورد مسجد برایشان فیلم های مذهبی و مستند های انقلاب و دفاع مقدس پخش می‌کرد. 🆔️ @shahidemeli