میرفتیم یک روستا را میگرفتیم. هنوز روستا پاکسازی نشده، یک بسته شکلات دستش میگرفت، میچرخید بین مردم. به کوچک و بزرگ، بچه و پیرمرد تعارف میکرد. میگفت: صفِ مردم از ضدّ انقلاب جداست.
#سردار #شهید #محمد_بروجردی
🆔️ @shahidemeli
مادر گفته بود: مصطفی! من از تو هیچ انتظاری ندارم، الّا اینکه خدا را فراموش نکنی. بیست و دو سال پیش گفته بود؛ همان وقت که از ایران آمدم. چهقدر دلم میخواهد بهش بگویم یک لحظه هم خدا را فراموش نکردم.
#شهید #دکتر #مصطفی_چمران
🆔️ @shahidemeli
بسیار اهل کتاب و مطالعه بود. کتاب خاطرات شهدا را خیلی پیگیر بود. مخصوصا کتاب علی آقا چیت سازیان، کتاب های اخلاقی و اعتقادی هم زیاد مطالعه میکرد.
#شهید #مدافع_حرم #مجید_صانعی
🆔️ @shahidemeli
#استوری | بعد از پیروزی انقلاب بود که علی صباغزاده زیر نظر آیت الله تالهی و آیت الله فاضلیان، مجموعه ی فرهنگی کتابخانه ی انصارالحجه را راهاندازی کرد. در این کتابخانه خدمات فرهنگی و اجتماعی از عکاسی ارزانقیمت برای فقرا تا نمایش فیلم و امانت کتاب و حتی توزیع کوپن و ... انجام میشد. بخش اعظم مسجد در اختیار ایشان بود. صبح جمعه ها کلاس های قرآن و احکام داشت. برنامه های فرهنگی آن ها بسیار رونق پیدا کرد. شهدای زیادی نیز تحت نظر این مکتب رشد پیدا کردند. به قدری این کتابخانه قوی کار کرد که خیلی زود تبدیل به قطب فرهنگی مهم همدان شد، تا اندازه ای که از نقاط مختلف شهر به این مکتب میآمدند.
#معلم #شهید #علی_محمد_صباغ_زاده
🆔️ @shahidemeli
اهواز که بودیم، غروب ها مینشستیم توی حیاط دور هم، محمد صحبت میکرد. چیز هایی را که صبح توی دانشگاه شنیده بودیم و اعلامیه هایی را که خوانده بودیم، تحلیل میکرد. میگفت کدام بخش آن درست است، کدام بخش آن غلط. نه فحش میداد به کسی، نه داد و بیداد راه میانداخت؛ صحبت میکرد.
#شهید #محمد_علی_رهنمون
🆔️ @shahidemeli
روی حجابمان غیرت به خرج میداد. میگفت: مانتو هر چقدر هم بلند و گشاد باشه، آخرش چادر نمیشه، میراث خاکی حضرت زهرا چادره. شما با حجاب باشید، چهار نفر هم که به شما نگاه کنند یه ذره حجابشون رو خوب میکنن.
#شهید #مدافع_حرم #محسن_حججی
🆔️ @shahidemeli
#استوری | جمعشان کرده بود. اسمشان را گذاشته بود (پیشمرگان کرد مسلمان)
میگفت: (اگه بین خودتون کسی رو که سابقه ی خوبی نداره، اهل اذیت و آزار مردمه میشناسین، عذرش رو بخواین. من حاضر نیستم به اسم انقلاب به کسی ستمی بشه.) وقتی اسلحه داد دستشان، خیلی ها مخالفت کردند. میگفتند: (کرد ها سر پاسدار ها رو میبُرن، این به کرد ها اسلحه میده.) همین کرد ها دویست نفر شهید دادند. میگفتند: (ما فقط به خاطر اینه(محمد بروجردی) که موندیم.)
#شهید #محمد_بروجردی
🆔️ @shahidemeli
وقتی برای خواستگاری آمده بود گفت: فکر کرده ای من خیلی خشکه مقدسم؟ من بعد از ازدواج مانع رشد و فعالیت های شما نخواهم بود. مطمئن باشید فعالیت هایتان بیشتر میشود که کمتر نخواهد شد. من خودم کمکتان میکنم. در کنار هم خیلی راحتتر میتوانیم به انقلاب، ادای دین کنیم.
#سردار #شهید #محمد_ابراهیم_همت
🆔️ @shahidemeli
باشگاه گلف اهواز شده بود پایگاه منتظران شهادت. یکی از اتاق های کوچکش را با فیبر جدا کرد، محل استراحت و کار. روی در هم نوشت: ۱۰۰٪ شناسایی، ۱۰۰٪ موفقیت. گفت: حتی با یه بیسیم کوچیک هم شده، باید بیسیم های عراقی را گوش کنید. هر چی سند و نامه هم پیدا میکنید باید ترجمه بشه.
#شهید #حسن_باقری
🆔️ @shahidemeli
#استوری | عملیات خیبر که تمام شد، بیشتر لشکر ها، نیروهایشان را فرستادند مرخصی که استراحت کنند. احمد به بچه های لشکر نجف اجازه نداد بروند. یک مقر راه انداخت و اسمش را گذاشت تبوک. بچه ها را برد توی مقر و آموزش رزمی و تمرین بدنسازی و تیراندازی را شروع کرد. خودش هم پا به پای بقیه تمرین میکرد. میگفت: آموزش و تمرین برای همه لازمه. فرمانده و زیردست نداره. همه باید یاد بگیرند.
#شهید #احمد_کاظمی
🆔️ @shahidemeli
خیلی اهل زیارت عاشورا بود. به من توصیه میکرد که هر روز یا حداقل هفته ای یک بار زیارت عاشورا بخوان. گاهی برای آمادگی جسمانی، کوهنوردی شبانه داشتیم. توی مسیر از ثمرات زیارت عاشورا میگفت. از کربلا که حرف میزد، خیلی شوق داشت. وسط صحبت هایش بغض میکرد. نمیتوانست خیلی ادامه بدهد. بار ها دیده بودم که اسمِ امام حسین (ع) میآمد بغض میکرد.
#شهید #مدافع_حرم #مجید_صانعی
🆔️ @shahidemeli
#استوری | یک بار رفتم کنار احمد آقا نشستم. دیدم لبانش به آرامی تکان میخورد. گوشم را نزدیک کردم. دیدم مشغول خواندن دعای عهد است. احمد آقا همیشه بعد از نماز صبح از حفظ دعای عهد را میخواند. او به ساحت نورانی امام زمان (عج) ارادت ویژه ای داشت. کار هایی را که باعث تقرب انسان به امام عصر (عج) میشود را هیچگاه ترک نمیکرد.
#شهید #احمد_علی_نیری
🆔️ @shahidemeli