eitaa logo
❀ شهیدحجت الله رحیمی❀
2.2هزار دنبال‌کننده
31.8هزار عکس
12.9هزار ویدیو
106 فایل
❣🍃بسم رب خادم الشهداء🍃❣ 🥀شھید...به‌قَلبت‌نگـاھ‌میکُند اگࢪجایےبࢪايَش‌گذاشتھ‌باشےمےآيد‌مےمانَد لانھ میکُند تاشھيدت‌ڪُند ﴿شهیدحجت الله رحیمے♡﴾️🕊
مشاهده در ایتا
دانلود
4_6030397476748396774.mp3
8.36M
💬 قرائت دعای "عهــــد" هدیه میڪنیــم به امام زمــان ارواحنافداه ❤️🌹
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
. دردمندان بیشتر ، واقف زِ احوالِ هَمَند از منِ دردآشنا پُرس .... آنچه بر (♥️ مجنون گذشت 😍✋
🌹 امام خامنه ای: بصیرت یعنی؟ یعنی : 🔸شناخت زمان؛ 🔸شناخت نیاز؛ 🔸شناخت اولویت؛ 🔸شناخت دشمن؛ 🔸شناخت دوست؛ 🔸 شناخت وسیله هائی که درمقابل دشمن باید بکار برد؛ این شناخت ها "بصیرت" است.
گاهی اوقات دنبال آرامشی... که رها بشی از هر نگاهی از هر کثیفی و... میگردی و پیدا میکنی. یک پارچه مشکی رنگ را.. ای اهل دنیا.. من شدم چون : آرامشم را با او یافتم.
🍁باز آمد 🕯روز دلتنگی 🍁روز خاطرت 🕯روز اشک و حسرت 🍁روز بی قراری 🕯روز حس کردن جای خالی 🍁مسافران بهشتی 🕯روزخواندن و 🍁الهی روحشان شادویادشان گرامی
8.71M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
| √ مهمترین دعای شب آرزوها که اگه بتونی بگیریش زندگیت تکون می‌خوره چیه؟ منبع : شب آرزوها
🌹سال ۱۳۵۹بود.برنامه ی بسیج تا نیمه شب ادامه یافت.دو ساعت مانده به اذان صبح کار بچه ها تمام شد. ابراهیم بچه ها را جمع کرد.از خاطرات کردستان تعریف میکرد. خاطراتش هم جالب بود هم خنده دار. بچه ها را تا اذان بیدار نگه داشت. بچه ها بعد از نماز جماعت صبح به خانه هایشان رفتند. ابراهیم به مسئول بسیج گفت: اگر این بچه ها، همان ساعت میرفتند معلوم نبود برای نماز بیدار میشدند یا نه، شما یا کار بسیج را زود تمام کنید یا بچه ها را تا اذان صبح نگهدارید که نمازشان قضا نشود. 🌷شهید ابراهیم هادی🌷 یاد امام و شهدا با صلوات
🌹گمنامے بجویید ؛ بگذارید مردم در موردِ آنچہ کہ «واقعا هستید» 🌱 جورِ دیگرے فکر کنند ! شادۍ روحـ شهداے گمنام صلوات🍃
14.25M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔶️ ماجرای دستور حضرت زهرا (سلام الله علیها) به در میدان جنگ 🎙حجت الاسلام عالی
«جدی گرفته ایم زندگی دنیایی را و شوخی گرفته ایم قیامت را. کاش قبل آنکه بیدارمان کنند بیدار شویم» شهید حسین معزغلامی
📌 «برا دوست و غریب» 👜کیف را گذاشت مقابلم گفت، برش دار، خیلی سنگین بود بغض کرد و کنارم نشست و گفت: از شلمچه رسیده بود این ساک تو دستش بود هن و هن کنان اومد تو خونه. گفتم، محمدعلی اینها چی ان؟ گفت، خاک از شلمچه آوردم خاک شهدایی هر کی از هم ولایتی ها و غریبه ها به رحمت خدا رفتن از این خاک بدید بریزن گوشه کفن شون تا شب اول قبر نور بشه براشون. گفتم این همه من گوشه خونه نگه دارم تا یه روزی؟ گفت، ننو اینا تبرکن گوشه خونه هم باشن خوبه. 🍂"ننو محمدعلی گفت، اولین نفر خودش بود که خاکها برا شب اول قبرش نور شدن" 📝راوی: رحیمه ملازاده 🥀شهید محمدعلی مرادی
📌 اولین شهیده‌ 🇮🇷عضو گردان امام حسین(ع) بودم. چند وقت‌پیش باید می‌رفتیم ماموریت اما مادرم راضی نمی‌شد. نگران شهید شدنم بود. به مادرم گفتم:«مادر چی بهتر از شهید شدن. شهید شدن لیاقت می‌خواد.» خواهرم لیلا خیلی آدم ریز بینی بود. حرف که می‌زدی خوب دقت می‌کرد. گفت:« برای شهید شدن چیکار باید کرد؟» گفتم:« آدم باید توی قلبش شهادت رو جا بده. دنبالش باشه.» 🍂بهش گفتم:« حاج‌قاسم وقتی دستش رو می‌گیره به ضریح و اینطور اشک می‌ریزه، یعنی داره التماس میکنه. التماس می‌کنه برای شهادت.» 🍃لیلا‌مونم انگار دنبال راه می‌گشت. به پدرم گفته بود:« کاش من پسر بودم. کاش منم می‌تونستم شهید بشم.» آخرشم رسید. راهش رو پیدا‌کرد. شد اولین شهید زنِ روستا‌مون. خوش به سعادتش! 🥀شهیده لیلا غلامعلی‌زاده، رفسنجان 📝نویسنده: زینب کردستانی 🖋راوی: زهرا صفری