هدایت شده از ❀ شهیدحجت الله رحیمی❀
💎ﻫﺮ ﺷﺐ ﺩﻋﺎی فرج به نیابت از اهل بیت علیهم السلام ،، شهدای مدافع حرم وهمه ی شهدای جنگ تحمیلی....
💠 دعـــــــــــای فـــــــــــرج 💠
🔸بسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحیم🔸
⚜الهی عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکی وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّهِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِی الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کلمح الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی السّاعَهَ السّاعَهَ السّاعَهَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمین بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ.⚜
💠دعــای ســـلامتی امــام زمــــان(عج)💠
⚜"اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن، صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ، فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ، وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً، حَتَّی تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا"⚜
⛅️اللّٰهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجُ⛅️
🍃🌹🍃🍁🍃🌹🍃🍂🍃🌹🍃
🌸مبلغ این فرهنگ باشید و برکاتش را در زندگیتان ببینید...🌸
کانال #شهیدحجت الله رحیمی
@shahidhojatrahimi
مجالس من به اسم شهدای گمنام باشد روی قبرم بنویسید «مشتی خاک به پیشگاه خداوند متعال» نمیخواهم هیچ اسمی از من باقی بماند.
🌷شهید علی قاریان پور🌷
@Shahidhojatrahimi
💠 خاطره ای از شهید ابراهیم هادی
او که هرگز دل کسی را نسوزاند
▫️از شهر گیلانغرب به سمت کرمانشاه راه افتادیم.
مینی بوس تازه راه افتاده بود که صدایی آمد و توقف کرد! بعد به راه خود ادامه داد.
ابراهیم از پنجره به بیرون نگاه کرد.
ماشین به یک سگ برخورد کرده بود.
سگ هم لنگان لنگان به آنسوی جاده رفت.
ابراهیم متوجه ماجرا شد.
سریع به راننده گفت: نگه دار...
کرایه دو نفر را حساب کرد و پیاده شدیم.
گفتم:
داش ابرام الان هوا تاریک میشه
برا چی پیاده شدیم؟
ابراهیم چیزی نگفت و رفت سراغ سگ!
پایش را با یک تکه چوب و پارچه آتل بست.
به یک کُرد محلی هم پول داد و گفت:
اگه استخوان داری به این سگ بده.
بعد از مدتی علاف شدن با ماشین بعدی رفتیم.
❤️ ابراهیم در تمام عمرش دل کسی را نسوزاند.
تا توانست به بندگان خدا خدمت کرد.
یقین داریم که او از مقربین است.
—(راوی: مرتضی پارساییان)
📖 برگرفته از کتاب سلام بر ابراهیم۲
@Shahidhojatrahimi
❀ شهیدحجت الله رحیمی❀
سیزده سالش بود که رفت جبهه توی #عملیات_بدر از ناحیه گردن قطع نخاع شد هفده سال روی تخت بود، ولی همواره خندان بود...
بالای سرش این بیت شعر چشم نوازی می کرد:
"چرا پای کوبم، چرا دست بازم
مرا خواجه بی دست و پا می پسندد"
همسرش میگه: نیم ساعت قبل از شهادتش بهم گفت: نگران نباش، جای من رو توی بهشت بهم نشون دادند...
#شهید_حاج_حسین_دخانچی
@Shahidhojatrahimi
❀ شهیدحجت الله رحیمی❀
#شهیدانه ❤️
#کنترل_نگاه👀
هیچ گاه مستقیم به نامحرم نگاه نمی کرد وبه شدت مقید و چشم پاک بود.
اوقاتی که درمهمانی های خانوادگی بود٬اگربانوان حضور داشتند حریم شرعی را رعایت می کرد.
اگر جمع بابت موضوعی می خندیدند٬سرش را پایین می انداخت و می خندید.
#نقل_از_مادر_شهید
#یادش_باصلوات
@Shahidhojatrahimi
تقــديم به زائران اربعين کربلا
زائرکرب وبلا يادم کن
لحظه ناب
دعـا يادم کن
دست کوتاه
من و دامن عشـق
پس درآغوش
خـــدا يادم کن
اربعيـن,کرب و بلا,
عشــق,حضور
نزد آقـای وفـا يادم کن
#شبتون_حسینی
☀️سلام بر امام مهدی(عج)☀️
✨ در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست
🍃 اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت
💠بـیا ای شــــــادی دلـهـا 💠
سلام_امام_زمانم
🍃 @shahidhojatrahimi
┄┅┅✹🌺♥️🌺♥️🌺♥️🌺✹┅┄