eitaa logo
کانال رسمی شهید محمد رضا الوانی
1.2هزار دنبال‌کننده
13.8هزار عکس
13.1هزار ویدیو
187 فایل
*اللهم عجل لولیک الفرج* شهیدمدافع حرم در سجده‌یِ آخرِ نمازهایش این دعا را میخواند: ‌اللهم أخرِج حُب الدُّنیا مِن قُلوبِنا...✨ تاریخ تولد🎂:1361/1/2 تاریخ شهادت🕊️:1395/7/7 مزارشهید🥀:باغ بهشت همدان «زیرنظر همسر شهید» ادمین پیشنهادات:۰۹۱۸۵۴۶۱۲۶۰
مشاهده در ایتا
دانلود
💫آسمان می خندد این اتفاق زیبا را و زمین کِل می کشد این پیوند آسمانی را. ✨چه طرب انگیز است آفتاب امروز مکه! چه روح فزاست هلهله ممتد نخلستان های عرب! ✨چشم های ملائک، با لهجه ای بارانی شادباش می گوید این وصلت خوش آیند را. 🌷دهم ربیع الاول سلام الله علیها مبارک باد . http://eitaa.com/shahidmohammadrezaalvani
4_5819010954649667800.mp3
2.19M
🌸 💐شعف و شادیت مبارک 💐دامادیت مبارک 💐عالم ز خوشحالی تو غرق سرور است 💐روبند روی زوجه ات از جنس نور است 🎤 🌷دهم ربیع الاول سالروز ازدواج حضرت محمد (ص) و حضرت خدیجه (س) مبارک باد. http://eitaa.com/shahidmohammadrezaalvani
تــــو خندیدی و چشمانت ز یادم بُـــــرد رفتن را من از لبخنـــــدت آموختم ز این دنیــا گذشتن را ... http://eitaa.com/shahidmohammadrezaalvani
گاهی از دستشون در میره @hzamanim
اسیرش کردن، برای اعتراف گرفتن ازش، هر دو دستش رو از بازو بریدن. با دستگاه‌های برقی همه‌ی صورتش رو سوزوندن، وقتی پوست جدید جایگزین شد، پوستش رو کندن و انداختنش تو دیگ آب نمک. مرحله بعدی انداختن توی دیگ آبجوش بود. وقتی جونش رو گرفتن، جسدش رو تیکه تیکه کردن، جگرش رو پختن، یه بخشیش رو خودشون خوردن و مابقیش رو و به خورد هم‌سلولی‌هاش دادن. این فقط یک سکانس از جنایات . همون که امروز پسر خاله‌ی امینی با پرچمشون میاد پشت دوربین و جمهوری اسلامی رو متهم میکنه... ماجرا مربوط به 🕊🌹 هست.... http://eitaa.com/shahidmohammadrezaalvani
⭕️ دقت کردید؟ آنان که به ما واکسن دادند و رسانه هایشان برای سلامتیِ (!) شهروندان ما تبلیغ و تشویق به واکسن کردند، همان ها برای اغتشاش و ناامن کردن کشور تلاش کردن! http://eitaa.com/shahidmohammadrezaalvani
15.78M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سینا آبگون رو تهدید جانی کردند بابت ساخت این کلیپ 🚩🚩🚩 کلیپ افشاگرانه نقش غربگرا ها در ایجاد آشوب و اغتشاش در کشور @samin64
مراسم جشن آغاز زندگی مشترک یک زوج همدانی دیگر در روز جشن ازدواج رسول اکرم و حضرت خدیجه واحد فرهنگی خواهران و و پایگاه بسیج شهید حامد آزما آستان مقدس شاهزاده حسین بن علی النقی علیه السلام همدان الّلهُــــــمَّ عَجِّــــــلْ لِوَلِیِّکَــــــ الْفَـــــــــرَجْ http://eitaa.com/shahidmohammadrezaalvani
مراسم عقد شهید محمدرضا الوانی هم در این مکان مقدس و به دستور مستقیم حضرت شاهزاده حسین (عموی بزرگوار امام زمان صلوات الله‌علیهم‌اجمعین)، توسط حاج آقا فاضلیان خوانده شد...💞 http://eitaa.com/shahidmohammadrezaalvani
۷ ماهی بود که به خواستگاریم آمده بود و پدرم به دلایلی از جمله زندگی در غربت یعنی تهران، با این ازدواج مخالف بود. آقارضا خیلی جدی، واسطه ها را میفرستاد تا نظر او را جلب کند. تا اینکه شب ازدواج حضرت زهرا و حضرت علی(علیهما السلام) خواب عجیبی دیدم... داخل صحن مطهر شاهزاده حسین(ع) که عموی امام زمان و برادر بلافصل امام حسن عسگری(ع) هستند، ایستاده بودم و قرآنی در دستم بود که میخواستم همان سوره ای که دوستم در حال تلاوتش بود را بخوانم. ناگاه جناب شاهزاده حسین(ع) با قامتی ابالفضلی، عمامه و عبای مشکی به دوش وارد حرم شدند. به من امر کرد که قرآن را به ایشان بدهم و از من پرسیدند که آیا میخواهی برایت استخاره ای بگیرم؟ بعد از جواب من، ایشان قرآن را باز کرد و فرمود حاجتت برآورده میشود. اما باید به اینجا بیایی و بدهی سیدِشاهزاده حسین یک الف در شناسنامه ات بنویسد! این را گفت و از حرم خارج شد. با عجله دنبال حضرت داخل حیاط دویدم؛ پرسیدم از امام جماعت اینجا بخواهم که"الف"را در شناسنامه ام بنویسد؟! حضرت در حالیکه به نزدیک درب حیاط رسیده بود، دست راستش را بالا گرفت و به نشانه تاکید تکان داد و فرمود: نه،نه! فقط سید شاهزاده حسین! به داخل حرم بازگشتم؛ صدایی از بالای گنبد آمد: "این الف کمرنگ است، می آید و میرود!! آن را با رنگ آبی(گمانم فرمودند: فیروزه ایی) بنویس! در خواب مانند بیداری کاملا منظور حضرت و صدای بالای گنبد را فهمیده بودم؛ ولی با خود میگفتم نام همسر را که با رنگ آبی نمی نویسند! همچنین منظور از اینکه این الف می آید و میرود را هم فهمیده بودم، اما نه با شهادت همسرم! از خواب بیدار شده بودم؛ از طرفی خوشحال بودم که تکلیفم را اهل بیت(ع) مشخص کرده اند، از طرفی هم ناراحت که چرا فرمودند این است و خواهد رفت...!! آقارضا واسطه هایشان را مدام میفرستاد تا اینکه پدرم خیلی غیر منتظره به این امر راضی شد! آقارضا بعد از آن پشت سر هم برای تدارک و برنامه ریزی عروسی به خانه ما می آمد. وقتیکه قرار به عقد شد، فقط نیمه اول خوابم را برایش تعریف کردم و از او خواستم که مراسم عقد طبق فرمایش حضرت، در همان جا برگذار شود. او هم با خوشحالی گفت چی بهتر از این؟! با هیئت امنای حرم هماهنگ کردیم و قرارشد همان جا، بدون هیچ تشریفاتی عقد کنیم... نیمه دوم خوابم را تا قبل از شهادتش به کسی نگفته بودم؛ راستش نمیخواستم رفتنش را اینقدر زود باور کنم! اما همیشه احساس غریبی داشتم! عاشقی دردسری بود، نمی دانستیم حاصلش خون جگری بود، نمی دانستیم پر گرفتیم ولی باز به دام افتادیم شرط بی بال و پری بود، نمی دانستیم آسمان از تو خبر داشت ولی... سهم ما بی خبری بود، نمی دانستیم http://eitaa.com/shahidmohammadrezaalvani
آیت الله ناصری : 🍃 امڪان ندارد حضرت بقیه الله (علیه السلام) دست رد به سینه شما بزند. پشتیبان شما، ملجأ شما، نگهبان شما، ناصر و یاور شما، خدا شاهد است امام زمان است:)))) 💙 http://eitaa.com/shahidmohammadrezaalvani