eitaa logo
🕊کانال شهیدمحمدنکاحی🕊
233 دنبال‌کننده
3.2هزار عکس
2.4هزار ویدیو
30 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
✨ دعا برای فرج در غروب روز جمعه در ساعت استجابت دعا ❤️ حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: ✍ من از پیغمبر شنیدم که فرمودند در روز جمعه ساعتی است که هر کس آن را مراقبت کند و در آن لحظه دعا کند دعایش مستجاب میشود و آن زمانی است که نیمی از خورشید غروب کرده باشد. 📚 معانی الاخبار ص ۳۹۹ ╔✯══๑ღ💠ღ๑══✭╗
🔴 فضیلت شگفت انگیز خواندن ۱۰۰ مرتبه سوره قدر در عصر جمعه 🔵 امام کاظم علیه السلام درباره قرائت این سوره در روز جمعه می فرماید: 🌕 برای خداوند در روز جمعه هزار نفحه رحمت است که هر بنده ای به اندازهای از این رحمت عطا می کند و هر کس این سوره را بعد از ظهر جمعه صد بار قرائت نماید خداوند همه آن هزار نفحه رحمت را به او خواهد داد. 📚 الامالی، صدوق، ص ۷۰۳ 🔷 البته در مفاتیح الجنان آمده است که خداوند آن هزار رحمت را مضاعف میکند( دو هزار رحمت ) و به او عطا میکند. 🔴 همچنین حاج آقا رحیم ارباب می گوید : آسيد جمال گلپایگانی نامه‌اي براي من نوشته و درآن نامه سفارش كرده که : ✍در طول هفته هر عمل مستحبي را يادت رفت، اين را يادت نرود كه عصر جمعه صد مرتبه سوره قدر را بخوانی. ╔✯══๑ღ💠ღ๑══✭╗
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
بالا رو بدقت بخوانید 💫اعجازوپیشگویی قرآن قبل از کشف توسط انسان( مراحل رشد جنین انسان) سبحان الله🤲
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌸صبحتون بخیرو عالی🌻🍃 💐برای زندگیمان رژیم بگیریم 🌸رژیم کمترحرص خوردن 💐رژیم کمترغصه خوردن 🌸رژیم بی‌اندازه مهربان بودن 💐بی‌ ریا کمک کردن🌹🍃 🌸و رژیم دوری از افکار منفی 💐بیایید رژیم آرامش بگیریم 💐امیدوارم خداوند رنگین‌کمانی 🌸از رژیم به ازای هرطوفان لبخندی 💐به‌ ازای هر اشک نغمه‌ای شیرین 🌸به‌ ازای هر ناراحتی...اجابتی 💐نزدیک برای هر دعا براتون 🌸فراهم سازد.🕊🌻🍃 ❤️اَلّلهُمَّـ؏عَجِّل‌لِوَلیِّڪَ‌الفَرَج❤️ 👇 ♥️ @shahidnekahi
❤️ 🌹الهی نام تو ما را جواز، 🌹مهر تو ما را جهاز، 🌹شناخت تو ما را امان، 🌹لطف تو ما را عیان.  🌹الهی ضعیفان را پناهی. 🌹قاصدان را بر سر راهی. 🌹مومنان را گواهی. 🌹عزیز است آن کس که توخواهی 🌹الهی ﻋﻄﺎ ﮐﻦ به عزیزان و دوستانمان 🌹ﻫﺮ ﺁنچه ﺑﺮﺍﯾﺸﺎﻥ ﺧﯿﺮ ﺍﺳﺖ 🌹ﺩﻟﺸﺎﻥ ﺭﺍﻟﺒﺮﯾﺰ ﮐﻦ ﺍﺯ ﺷﺎﺩﯼ 🌹 ﻟﺒﺎﻧﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﮔﻞ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺷﮑﻮﻓﺎ ﮐﻦ 🙏امین یا رب العالمیـــن🙏 ❤️اللهم عجل لولیک الفرج ❤️ ❤️ 🍃🌹🍃🌹🍃🌹
🍃🌹بسم رب الشهداء والصدیقین🍃🌹 شهید شیخ فضل الله محلاتی مشخصاتزندگینامهوصیت نامهمصاحبه فضل‌الله مهدی‌زادهٔ محلاتی معروف به فضل‌الله محلاتی (۱۸ تیر ۱۳۰۹ محلات – ۱ اسفند ۱۳۶۴) نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران بود. در ۱۸ تیرماه ۱۳۰۹ در خانواده‌ای متدین در شهر محلات، در حالی که پنج خواهر بزرگتر از خود داشت، به دنیا آمد، پدرش غلام‌حسین مهدی‌زاده و مادرش صدیقه رضایی بود.  صبحتون شهدایی 🌺 رفاقت با شهدا تا قیامت 🌺 🕊 یاد شهدا با ذکر صلوات 🕊 🌹🌿🌹🌿🌹🌿🌹🌿
 شهدا شهید شیخ فضل الله محلاتی مشخصاتزندگینامهوصیت نامهمصاحبه فضل‌الله مهدی‌زادهٔ محلاتی معروف به فضل‌الله محلاتی (۱۸ تیر ۱۳۰۹ محلات – ۱ اسفند ۱۳۶۴) نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران بود. در ۱۸ تیرماه ۱۳۰۹ در خانواده‌ای متدین در شهر محلات، در حالی که پنج خواهر بزرگتر از خود داشت، به دنیا آمد، پدرش غلام‌حسین مهدی‌زاده و مادرش صدیقه رضایی بود.  فضل‌الله مهدی‌زادهٔ محلاتی معروف به فضل‌الله محلاتی (۱۸ تیر ۱۳۰۹ محلات – ۱ اسفند ۱۳۶۴) نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران بود. در ۱۸ تیرماه ۱۳۰۹ در خانواده‌ای متدین در شهر محلات، در حالی که پنج خواهر بزرگتر از خود داشت، به دنیا آمد، پدرش غلام‌حسین مهدی‌زاده و مادرش صدیقه رضایی بود. پدرش از کسبه بازار بود (تولید و فروش فرش و بزازی) که کشاورزی هم می‌کرد. پدر و مادر فضل‌الله سواد خواندن و نوشتن نداشتند. در سال ۱۳۳۱ (۲۱ سالگی) برای ازدواج از قم به محلات می‌آید و با اقلیم‌السادات شهیدی محلاتی-متولد ۱۳۲۰-دختر سید جلال شهیدی محلاتی ازدواج می‌کند. وی پنج فرزند دارد که بزرگ‌ترین آنها احمد، دومی محمود، سوم نجمه، چهارم ندا و فرزند پنجمی میثم است. تحصیلات خود را در شش سالگی در «مکتب‌خانهٔ مدرسه میرزا» آغاز کرد و طی شش سال به پایان رساند. مدتی برای کمک نزد پدرش می‌ماند. دراین مدت با توجه به رفت و آمد سید محمد تقی خوانساری، سید صدرالدین صدر و سید روح‌الله خمینی به محلات، به طلبگی علاقه‌مند می‌شود ولی پدرش مخالفت می‌کند. دروس مقدمات و قدری از سیوطی و حاشیه را در همان محلات، نزد آیت الله شهیدی و بعضی از علمای محلات می‌خواند. سرانجام با وساطت محمدتقی خوانساری و عمویش، موفق می‌شود پدر را برای رفتن به قم راضی کند. در پانزده سالگی به قم رفت و در سال ۱۳۲۴ وارد حوزهٔ علمیه شد، حاشیه را نزد محمد تهرانی و سیوطی را نزد آشیخ عباس علی، دوباره می‌خواند و مغنی را نزد شیخ علی پناه اشتهاردی می‌آموزد. به گفتهٔ خودش در این ایام سرپرست واقعیش محمدتقی خوانساری بوده که به خانهٔ او رفت و آمد داشته. مطوّل را نزد محمد صدوقی، معانی را نزد مرتضی مطهری و یک مقدار هم نزد علی مشکینی فرا گرفت. بخش عمده شرح لمعه را نزد صدوقی و مابقی را نزد حاج اسدالله اصفهانی نورآبادی خواند. با اتمام مقدمات و فراگیری سطح، رفته‌رفته او را به نام شیخ فضل‌الله می‌شناختند. از مهترین چهره‌هایی که در حوزه با آنها آشنا شد، می‌توان به سید حسین طباطبایی بروجردی (در درس خارج) و سید روح‌الله خمینی (در درس اخلاق)، سید محمد حسین طباطبایی (در درس تفسیر)، حائری یزدی اشاره کرد. محلاتی بعد از انقلاب نخستین سرپرست حجاج ایرانی، اولین دبیر جامعه روحانیت مبارز، نماینده مردم محلات در اولین دوره مجلس شورای اسلامی و نماینده بنیانگذار جمهوری اسلامی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را بر عهده داشت. وی در ابتدای پیروزی انقلاب، سرپرستی صندوق تعاون اصناف را هم عهده‌دار بود. او در اولین دوره انتخابات مجلس با کسب تعداد ۹۳٫۷۰ درصد از بین تعداد کل آراء ۱۴٬۶۴۸ (رای) به مجلس راه یافت. در ۱ اسفند ۱۳۶۴، به همراه هشت تن از نمایندگان مجلس، نیروهای عالی رتبه ارتش، مقامات عالی رتبه قضایی با هواپیمای فوکر اف۲۷ فرندشیپ به خلبانی عبدالباقی درویش در جریان عملیات والفجر ۸، در ۲۵ کیلومتری شمال اهواز عازم جبهه‌های جنگ بود که هواپیمای حامل آنها در محاصره دو فروند میگ-۲۳ عراقی قرار گرفت و همه ۵۰ سرنشین آن کشته شدند. تحصیلات و اساتید فضل الله مهدى زاده محلاتى فرزند حاج غلامحسین متولد سال ۱۳۰۹ ه.ش در محلات بود. فضل الله را در شش سالگى به مدرسه اى به نام «مدرسه میرزا» که از نوع مکتب‌خانه هاى قدیم بود، سپردند. مدیر مدرسه، مردى باسواد و متدین بود که در تربیت صحیح بچه ها مى کوشید و آن ها را به شیوه اى اسلامى پرورش مى داد. وى تا کلاس ششم در همین مدرسه درس خواند، اما با همه عشق و علاقه اى که براى تحصیل در وجودش حس مى کرد، اجازه نداشت براى ادامه تحصیل به مدارس دولتى برود. پدرش مایل بود که پیشه او را دنبال کند و در کارها مددکارش باشد. شهید محلاتى، خود در این رابطه چنین مى گوید: «در محلات که شهرى مذهبى بود، تابستان ها عده اى از مراجع تقلید مى آمدند. مرحوم آیت الله سید محمدتقى خوانسارى (متوفاى ۱۳۷۱ ه.ق) سال هاى بسیار؛ تابستان ها تشریف مى آوردند. مرحوم آیت الله صدر و حضرت امام چند سال تابستان تشریف مى آوردند. طلبه هاى زیادى هر تابستان به محلات مى آمدند. در این شرایط، ناگهان عشق و علاقه اى بر من مستولى شد که بروم طلبه شوم. پدرم مخالف بود و من در کتاب هاى دعا جستجو مى کردم که ببینم چه دعایى موجب مى شود که انسان حاجتش برآورده شود. یادم هست که در همان سال عمل ام داود را به جا آوردم. سه روز روزه ماه رجب با همان اعمال خاص را انجام دادم و حاجتم این بود که پدرم راضى شود تا من طلبه شوم.
بالاخره روى همین عشق به طلبگى یکى دو سال در همان جا پیش اهل علم درس خواندم و در ضمن به پدر و مادرم کمک مى کردم». در یکى از تابستانها که بر حسب معمول آیت الله سید محمدتقى خوانسارى به محلات آمده بودند نزد ایشان رفتم و با گریه و زارى گفتم: مى خواهم طلبه شوم، پدرم راضى نمى شود. آیت الله خوانسارى، حاج محمدحسن عموى فضل الله را خواست و به وى گفت: شما، پدر ایشان را راضى کنید من نیز در قم سرپرستى او را به عهده مى گیرم. با اصرار عمویش، پدر راضى مى شود و او با دلى پرشور و علاقه اى سرشار در سال ۱۳۲۴ ه.ش در سن ۱۵ سالگى در حالى به شهر مقدس قم رهسپار مى گردد که هنوز چند ماهى از ورود آیت الله بروجردى به قم نگذشته است. وى در یکى از حجره هاى مدرسه فیضیه سکونت مى گزیند و با جدیت کامل به ادامه تحصیل مشغول مى شود و از محضر اساتید و علماى بزرگوار کسب فیض مى نماید. کتاب مغنى را از آیت الله شیخ على پناه اشتهاردى، مطول و لمعه را از آیت الله شهید حاج شیخ محمد صدوقى یزدى، اقتصاد اسلامى و منظومه را از آیت الله مرتضى مطهرى، مکاسب را از حاج شیخ مرتضى حائرى یزدى، تفسیر و فلسفه را از آیت الله علامه سید محمدحسین طباطبایى، دروس خارج فقه و اصول را از آیت الله حسین طباطبایى بروجردى و بیشتر از محضر آیت الله امام خمینى استفاده نمود. او خود درباره زادگاهش می‌نویسد: محلات شهری مذهبی بود که تابستان‌ها عده‌ای از مراجع مثل امام خمینی(ره) یا آیت‌الله سید محمدتقی خوانساری یا آیت‌الله صدر به آنجا تشریف می‌آوردند و بر این اساس، طلاب زیادی هم در تابستان به محلات می‌آمدند. در این شرایط ناگهان عشق و علاقه‌ای بر من مستولی شد که بروم طلبه شوم. پدرم مخالف بود و من در کتاب‌های دعا جست‌وجو می‌کردم که ببینم چه دعایی موجب می‌شود تا حاجت انسان برآورده شود. در همان سال اعمال ام‌داود را به جا آوردم و سه روز روزه ماه رجب را با همان اعمال خاص انجام دادم و البته حاجتم این بود که پدرم راضی شود تا من طلبه شوم. نزد آیت‌الله خوانساری رفتم و با گریه و زاری گفتم می‌خواهم طلبه شوم و پدرم راضی نمی‌شود. ایشان هم عموی مرا خواست و به وی گفت شما پدر ایشان را راضی کنید؛ من نیز سرپرستی او را به عهده می‌گیرم… چنین شد که پدر فضل‌الله راضی شد و او در سال 1324 به قم آمد و در یکی از حجره‌های مدرسه فیضیه مستقر شد. پس از آن بود که فضل‌الله از محضر علمای بزرگ آن روزگار مانند سید حسین طباطبایی بروجردی، شیخ مرتضی حائری یزدی، سید محمدحسین طباطبایی، شیخ علی پناه اشتهاردی، شیخ محمد صدوقی یزدی، شیخ مرتضی مطهری، سید محمدباقر سلطانی طباطبایی، شیخ عبدالجواد اصفهانی و شیخ علی مشکینی کسب فیض کرد. صداى انقلاب: در آبان ماه ۱۳۵۶ سید مصطفى خمینى، فرزند برومند امام به نحو مشکوکى درگذشت. مردم مسلمان ایران چون دست پرخون رژیم پهلوى را در پس این حادثه دلخراش مى دیدند، با برگزارى مجالس متوالى در تهران و قم و شهرستان ها انزجار خود از رژیم و حمایت از مرجع عالیقدر شیعه، امام خمینى را که در حال تبعید در عراق بسر مى برد، ابراز داشتند. روز ۱۷ دى ماه ۱۳۵۶ در سالروز کشف حجاب اجبارى، مقاله اى تحت عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» به نام مستعار «احمد رشیدى مطلق» در روزنامه اطلاعات آن روز منتشر گردید که در آن مقاله به مرجع بزرگوار امت و روحانیت اسلام به طور وقیحانه اى توهین شده بود. دیگر براى مردم ستمدیده ایران قابل تحمل نبود، حوزه علمیه قم و مردم مؤمن و متعهد این شهر اولین فریاد اعتراض را برآوردند. روز ۱۹ دى ماه ۱۳۵۶ دژخیمان رژیم، مردم بى گناه و بى دفاع را به گلوله بستند و در همین رابطه جمعى از فضلاى حوزه را دستگیر و تبعید نمودند. عده اى مجروح و شهید گردیدند. ۲۹ بهمن ۵۶ اربعین شهداى قم شهر قهرمان پرور تبریز یکپارچه دود و آتش و خون شد. در اربعین شهداى تبریز، قیام مردم یزد و جهرم و همین طور بسیارى از شهرهاى دیگر پدید آمد. این اربعین ها و هفته ها، همراه با اعتصاب و کم کارى در مراکز اقتصادى و ادارى، کمر رژیم را شکست و مردم هر چه بیشتر با جنایات آنان آشنا شدند و هر روز بیشتر و آگاهانه تر در صحنه هاى انقلاب حضور پیدا کردند. در همین سال (۱۳۵۶) بود که روحانیت مبارز تهران شکل نوینى پیدا کرد. روحانیون مبارز که در آغاز بدون نام و عنوان صرفا جلسات مخفیانه اى داشتند و با حضور آیات عظام، آقایان مهدوى کنى، هاشمى رفسنجانى، امامى کاشانى، مروارید، شکرى، غیورى و استاد شهید مطهرى تشکیل مى شد، در این سال با تلاش «شهید محلاتى» و یاران دیگر، تشکیلاتِ گسترده و معظم ترى پیدا کرد. جریان ها یکى پس از دیگرى با هدایت هاى پیامبرگونه رهبر عظیم الشأن انقلاب، امام خمینى‌ به وقوع مى پیوست و انقلاب اسلامى به پیروزیش نزدیکتر مى شد.
وقایع سرنوشت ساز و خونبار ۱۷ شهریور بعد از راهپیمایى عید فطر ۵۷ حوادث ۱۳ آبان و حمله وحشیانه نیروهاى امنیتى و انتظامى به دانشگاهیان و مردم، راهپیمائی هاى روزانه در تمام شهرها و تکبیرهاى شبانه در پشت بام ها، گسترش انقلاب اسلامى در اقصى نقاط ایران حتى در روستاهاى دوردست، اعلام انزجار و فاصله گرفتن همه مردم از رژیم و بالاخره فرار شاه در ۲۶ دى ماه ۵۷ و اعلام بازگشت امام به وطن و تحصن روحانیون در دانشگاه و بازشدن فرودگاه، تشکیل ستاد استقبال از امام و فعالیت هاى بى وقفه شهید محلاتى در اکثر این جریان ها، گوشه اى از تلاش هاى خالصانه این مرد بزرگ مى باشد. دوازدهم بهمن ۵۷ امام وارد ایران شد، تا ۲۲ بهمن که انقلاب اسلامى به پیروزى رسید، باز هم شهید محلاتى در تمام مشکلات و سختى ها چون بازویى توانا براى امام، در خدمت انقلاب و اسلام و مردم بود. لحظه اى که شاید براى اکثر مردم ایران فراموش نشدنى است و شیرینى آن همه تلخى ها و مصیبت ها را به فراموشى سپرد، زمانى است که ایستگاه رادیو، توسط مردم بزرگ به تصرف درآمد و صداى انقلاب از این رسانه جمعى به گوش ملت رسید. روزنامه اطلاعات در روز دوشنبه ۲۳ بهمن این گونه نوشت: «با آغاز پخش صداى واقعى ملت ایران از رادیو و در پى پخش سرود اى ایران اى مرز پر گهر صداى گوینده رادیو در فضاى انقلابى ایران چنین طنین انداز شد؛ این جا تهران است، صداى راستین ملت ایران، صداى انقلاب». شهید محلاتى که گوینده این جملات بود مى گوید: «بعدازظهر ۲۱ بهمن، تقریباً مراکز نظامى سقوط کرده بود ولى در بالاى شهر هنوز تیراندازى بود. تصمیم گرفتیم برویم رادیو را تصرف کنیم چند نفر مسلح با خود برداشتم و در میان رگبار گلوله رفتیم و ایستگاه رادیو را به تصرف درآوردیم. و من اعلام کردم: این صداى انقلاب اسلامى ایران است، و ساعتى را با پیام امام و صحبت هاى خود اداره کردم. تا جام جم به دست نیروهاى انقلابى افتاد. بدین ترتیب این انقلاب پیروز شد».  زندگینامه