eitaa logo
🕊کانال شهیدمحمدنکاحی🕊
233 دنبال‌کننده
3.2هزار عکس
2.4هزار ویدیو
30 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
- واسه‌کی‌کارمیکنی؟! +امام‌حسین -پس،حرف‌ها‌روبیخیال!! کارخودت‌روبکن، جوابش‌باامام‌حسین.. 🌱 @shahidnekahi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌺✨خــ❤️ـدای مهربانم 🌺✨از تــو شــاکــرم ⚪️✨که چشمانم را گشودی 🌺✨وفرصتی دیگر برای زندگی، ⚪️✨برای نفس کشیدن، 🌺✨برای دیدن‌ عزیزانم ⚪️✨به مـن عـطـا کــردی 🌺✨لطفا امروز برای اطرافیانم ⚪️✨روزی سرشار از سلامتی و 🌺✨شادمانی و آرامش تمنا دارم ⚪️✨و بهترینها را برایشان مقدر کن 🌺✨آمـــیــــن...🤲 ❤️اَلّلهُمَّـ؏عَجِّل‌لِوَلیِّڪَ‌الفَرَج❤️ 👇 ♥️ @shahidnekahi
🌷 🌷 !! 🌷در دوران آموزشی، مطرح شده بود که ضدانقلاب، به شیوه‌های گوناگون و حتی با پوشیدن «پوست گوسفندان» به پایگاه‌ها نفوذ می‌کنند. ما شب و روز، هر حرکت مشکوکی را زیر نظر داشتیم. شبی نگهبان بودم. یکی از سربازان که در سنگر دیگری نگهبانی می‌داد، لای درختان و سنگ‌ها چیز مشکوکی را دید و به سمت آن تیراندازی کرد. به همین خاطر، همه نیروها تا صبح آماده‌باش بودیم. هوا که روشن شد، دیدیم دوستمان، گوسفندی را با تیر زده است؛ اما ماجرای آن گوسفند چه بود؟! 🌷....ضدانقلاب با رها کردن گوسفند می‌خواست آمادگی ما را بسنجد. اگر احساس می‌کردند که زمینه آماده است و ما هوشیار نیستیم، برای تصرف پایگاه وارد عمل می‌شدند. حدود یک سال را در این پایگاه خدمت کردم و دی‌ماه سال ۱۳۶۵ با گردان مالک اشتر از شاهرود به تیپ ۱۲ قائم (عج) اعزام شدم. : رزمنده دلاور امیر حقیقت‌اسفروشان (در سال ۱۳۴۴ دیده به جهان هستی گشود و در تیرماه سال ۱۳۶۳ برای گذراندن خدمت سربازی به پادگان چهل‌دختر شاهرود اعزام شد. آن زمان، تنها ۱۹ سال سن داشت!) منبع: پایگاه خبری _ تحلیلی مشرق نیوز ❤️اَلّلهُمَّـ؏عَجِّل‌لِوَلیِّڪَ‌الفَرَج❤️ 👇 ♥️ @shahidnekahi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💫جانا ! جاده های نیایش را با شوق تزیین کرده ام‌ ، تو با زمزم کرامتت به آن طراوت ببخش.. میدانم تو پیمانهُ امیدواران را سیراب میکنی ، من به مهر تو یقین دارم ... اکنون باورهای غلط را به دور انداخته ام، تو هم ،جسارت تکرار و تمرین در ساختن باورهای درست را برمن نازل کن... الهی آمین 🤲 ✨شب خوش عزیزان ✨ ❤️اَلّلهُمَّـ؏عَجِّل‌لِوَلیِّڪَ‌الفَرَج❤️ 👇 ♥️ @shahidnekahi
سلام مولای من ، مهدی جان خدا کند امروز زینتتان باشم ... خدا کند هر لحظه ام مایه ی لبخندی باشد بر لب هایتان ... خدا کند قلبتان را مجروح نکنم ... خدا کند فرزند خوبی برایتان بشوم ... ❤️اَلّلهُمَّـ؏عَجِّل‌لِوَلیِّڪَ‌الفَرَج❤️ 👇 ♥️ @shahidnekahi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌸✨صبح است بیا پنجرہ را باز کنیم ⚪️✨با بوی دل انگیز گل آغاز کنیم 🌸✨با عطر دل آرای بهار این روز را ⚪️✨تا اوج غزلهای تو پرواز کنیم 🌸✨سـلام دوستان روزتون پر طراوت ⚪️✨امروزتان مملو از الطاف الهی . ❤️اَلّلهُمَّـ؏عَجِّل‌لِوَلیِّڪَ‌الفَرَج❤️ 👇 ♥️ @shahidnekahi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
 🌸خــــــدایا ..‌. 🌸نوایت را می خواهم تا، موسیقی سڪوت لحظہ هایم باشد..‌. 🌸نگاهت را می خواهم تا، روشنی چشمهای خستہ ام باشد‌‌‌.‌‌.‌. 🌸یادت را می خواهم تا، خاطر لحظہ هاے فراموشم باشد.‌‌.. 🌸دستـهایت را می خواهم تا، نوازشگر اشڪهایم باشد..‌.  🌸و الطافت را می خواهم تا، مرحم ڪهنہ زخمهاے زندگی ام باشد..‌. 🌸خــــــدایا ..‌. مرا به غیر خــــــودت محتاج مگردان. الهی_آمین🙏 ❤️اَلّلهُمَّـ؏عَجِّل‌لِوَلیِّڪَ‌الفَرَج❤️ 👇 ♥️ @shahidnekahi
همیشه با وضو و مراقب رفتارش با دیگران به خصوص نامحرمان بود، هیچ‌گاه از او اخمی ندیدم، بسیار با اخلاق و با تقوا بود، هر چه از او بگویم کم گفته‌ام. اخلاقش بسیار شایسته بود و فرمانده‌اش می‌گفت عباس هفته‌ای یک خواستگار داشت، گویی همه خواهان آن بودند که با عباس فامیل شوند و همیشه به او می گفتند اگر می خواهی ازدواج کنی ما گزینه مناسب داریم، با این حال در ایام اربعین با خانواده ای از شیراز آشنا شدیم و دو خانواده نیز گفتگوهایی با هم داشتند، عباس زمانی که با این خانم صحبت کرده بود به وی از تصمیمش برای رفتن به سوریه خبر داده بود و گفته بود در صورتی که سالم از این ماموریت بازگشتم برای رسمی شدن این ارتباط قدم جلو خواهم گذاشت اما گویی خداوند برای عباس من جور دیگری رقم زده بود. به من می‌گفت مادر اگر روزی نبودم ۱۳ روز روزه قضا برای من بگیر، خمس مالش را پرداخت کرده بود، قبل از اعزام به سوریه خیلی روی خودش کار کرد و برای عروج و آسمانی شدن کاملا آماده شده بود. 🌷 شهید عباس آسمیه 📎 به روایت مادرشهید ❤️اَلّلهُمَّـ؏عَجِّل‌لِوَلیِّڪَ‌الفَرَج❤️ 👇 ♥️ @shahidnekahi
💞 ⏰چَندساعَت‌بعدازعَــ💍ــقدبا هَمسرش‌رفتہ‌بودندتوی‌ِاُتاق ... 🌿برَاشون‌ڪه‌چایی‌بُردم‌دیدم‌کتـاباشو گُذاشته‌وسط‌داشت‌اززندگےائمہ‌و حَضرت‌زهراسلام‌الله‌عَلیهابراےِ هَمسرش‌مےگُفت بهش‌گُفتم:براےخوندن‌این‌ڪتابا فرصَت‌زیاده☺️ گُفت‌مادرجان‌لازمہ هَمــ😇ــسرم‌با زندگی‌حَضرت‌زَهـــرا(س)آشنابشه... 😍 🕊 👇🏻 ❤️@shahidnekahi
.🌾🌼🌾. اگہ ذهنتو آرومــــــ کنے، صـداے خــــــدا رو میشنوے. ‌+ به چیزای خوب فکر کن خدا منبع زیباییه!!! 👇🏻 ❤️@shahidnekahi
🌷 🌷 !! 🌷لحظه‌ای که جانباز شدم، به دلیل این‌که چند ترکش به صورتم خورده بود، حس نمی‌کردم که جانباز شده‌ام. خیلی با آرامش بودم اما بعد از حدود پنج دقیقه حس کردم خیلی درد دارم. وقتی امدادگر پاهایم را می‌بست، در ضمیر ناخودآگاهم احساس کردم پاهایم قطع شده است، اما دستم را نمی‌دانستم. بعد با آمبولانس من را به اورژانس مهران بردند، چون بدن بسیار قوی‌ای داشتم وقتی دکتر آستین‌های لباسم را قیچی می‌کرد، هم‌چنان به هوش بودم ولی نمی‌دانستم اعضای بدنم قطع شده است. بعد از حدود دو روز که در فرودگاه باختران به هوش آمدم، به سختی اندازه یکی _ دو سانت، سرم را از روی برانکارد بالا آوردم و دیدم.... 🌷و دیدم پاهایم قطع شده است، اما اصلاً ناراحت و نگران نشدم. چون زمان عملیات آماده‌باش بودیم موهایم بلند و سر و صورتم خونی و خاکی شده بود. با دست راستم خون‌های بین موهایم را پاک می‌کردم. تا آمدم با دست چپم این کار را انجام دهم، دیدم قطع شده است. خنده‌ام گرفت. پیرمردی که بالای سرم بود و داشت با گاز استریل لب‌هایم را نمناک می‌کرد، گفت: «به من می‌خندی؟» گفتم: «نه، به تو فکر نمی‌کنم.» گفت: «‌پس به چی می‌خندی؟» گفتم: «والا من نمی‌دانستم که دست چپم هم قطع شده، حالا که فهمیده‌ام، خنده‌ام گرفته است.» : جانباز سرافراز ۷۰ درصد قطع دو پا و یک دست علی عباس‌پور، برادر شهید حیدرعلی عباس‌پور منبع: پایگاه خبری _ تحلیلی مشرق نیوز ❤️اَلّلهُمَّـ؏عَجِّل‌لِوَلیِّڪَ‌الفَرَج❤️ 👇 ♥️ @shahidnekahi
8.84M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سمینی عاشق مجنون اسممو بذار عاشق دیوونه 😍 ❤ ●➼‌┅═❧═┅┅───┄ 👇🏻 ❤️@shahidnekahi