🔰بخش دوم🔰
‼️نامگذاری ایران
✍ #دکتر_سعید_نفیسی در دی ماه ۱۳۱۳ نام #ایران را به جای #پرشیا پیشنهاد کرد. این نامگذاری در آغاز مخالفانی نیز داشت و براین باور بودند که در پرشیا فرهنگ و تمدنی نهفته است که نمی توان آن را حذف کرد و شناخته شده و بین المللی نیز است، اما حامیان نامگذاری ایران، اعتقاد داشتند که واژه ایران بسیار کهن و بر اقتدار ایران میافزاید.
🔹در فروردین سال ۱۳۱۴ خورشیدی نام رسمی ایران ( به جای پرس، پرشیا و غیره ) برای کشور انتخاب شد.
در مغرب زمین از قرون وسطی، ایران به نام هایی از قبیل : پرس ( فرانسوی )، پرشیا ( انگلیسی )، پرسیس ( یونانی ) نامیده می شد.
اسمی که امروز ایران گفته می شود بیش از ۶۰۰ سال پیش اران / Eran تلفظ می شد.
واژه ایران بسیار کهن و قبل از آمدن آریایی ها به سرزمین مان اطلاق می شد و نامی تازه و ساخته و پرداخته نیست.
پروفسور آرتور اپهام پوپ ( ۱۹۶۹ – ۱۸۸۱ میلادی ) ایران شناس مشهور امریکایی در کتاب شاهکارهای هنر ایران که در سال ۱۳۳۸ توسط دکتر پرویز خانلری به زبان فارسی ترجمه شده است، می نویسد : کلمه ایران به فلات و توابع جغرافیایی آن حتی در هزاره پیش از آمدن آریاییان نیز اطلاق می شود.
واژه ی ایران از دو قسمت ترکیب شده است . قسمت اول به معنی اصیل ، نجیب ، آزاده و شریف است . قسمت دوم به معنی سرزمین یا جا و مکان است .
🔹معنی واژه ایران سرزمین آزادگان است. فردوسی در شاهنامه در باره خوی آزادگان ( ایرانیان ) چنین می سراید :
تو با دشمن ار خوب گفتی رواست / از آزادگان خوب گفتن سزاست
👈 دکتر بهرام فره وشی ( ۱۳۰۴ – ۱۳۷۱ ) ایران شناس و استاد پیشین دانشگاه تهران در خصوص ریشه واژه ایران می نویسد : ایران در زبان اوستایی به صورت ائیریه Airya و در زبان فارسی باستان اریه Ariya آمده است. در اوستا هم نام قوم
ایرانی به معنی شریف و نجیب و اصیل است . این واژه در زبان ایرلندی کهن هم به همین معنی است .
قسمت اول کلمه ایرلند Ir – Land به معنی نجیب و شریف و قسمت دوم آن به معنی سرزمین است. ایرلند به معنی سرزمین نجباست.
📗 برگرفته از مقاله ی چگونه ایران شدیم/ نوشته مجتبی انوری/ از کانال کارگاه آموزشی/ تاریخ بدانیم
✳️ @ShahidRabe
هدایت شده از کانال تخصصی شهید رابع علامه شیخ فضل الله نوری
✍ به بهانه سالگرد درگذشت ستارخان / ۲۵ آبان ۱۲۹۳
‼️تشخیص ندادنِ مسیر درست! ...
👈کامل مطلب در ۴ بخش👇
https://eitaa.com/shahidrabe/6229
هدایت شده از کانال تخصصی شهید رابع علامه شیخ فضل الله نوری
📚 به بهانه #هفته_کتاب و #کتابخوانی
💠 امام خامنه ای(حفظه الله):
انس با #کتاب و اهتمام در حفظ و نگهداری کتب ارزشمند، از وجوه اشتراک برخی از بزرگان🔰
📚 [پدر و عموی آقا سید شهاب الدین مرعشی، (مرحومین، آقا سید محمود و آقا سید اسماعیل)، و والد شهید امام راحل(آقا سید مصطفی موسوی)، از شاگردان مرجع شهید علامه شیخ فضل الله نوری (ره) بودند و از طرفی، امام با آقا سید شهاب الدین، دوستی دیرین و صمیمی داشت]، آیت الله [سید شهاب الدین] مرعشی تفاوتهایی با معمول و متعارف مراجع [هم عصر] داشتند، یکی همین مسئله اُنس با کتاب و کتاب شناسی و نسخه شناسی است؛ این را ما کمتر [در این عصر] دیدهایم، البتّه بزرگانی از مراجع و علمای بزرگ بودهاند که کتابخانههای قدیمی و خوبی در نجف و قم [و تهران] داشتند. [در عصر قاجار، اُنس با کتاب و شناختن نسخههای خطّی و تلاش در جهت تصحیح و چاپ آثار بزرگان شیعه در وجود علامه شیخ فضل الله نوری(ره)، تبلور داشت و ایشان دارای کتابخانه و مرکز اسناد بزرگ و کم نظیری بود که متأسفانه پس از شهادت ایشان، با هدایت انگلیس به یغما رفت]، [در عصر حاضر] انس با کتاب و شناختن نسخههای خطّی و شناختن مؤلّفین از جمله خصوصیّات مرحوم آیت الله مرعشی نجفی بود که ایشان این هنر بزرگ را نیز در کنار سایر مفاخری که در وجود ایشان بود، داشتند. [قابل ذکر است که] توجّه و عنایت امام [خمینی ره بود که]، کتابخانه ایشان را نجات داد./ برداشت و تلخیصی از سخنان امام خامنه ای(حفظه الله) برگرفته از منابعی همچون: ک، من و کتاب/ جهادتبیینی/ک، تنهای شکیبا/ویکی ها(پدیا، گفتاورد)...
✳️ @ShahidRabe
🔳 به بهانه ایام قمری شهادت #شهید_اول توسط دشمنان شیعه/ نهم جمادیالاول
🌹 «رحم الله من یقرأ الفاتحة مع الصلوات»
اللّهُمَّ صَلّ عَلَی محَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجّل فَرَجَهُم
🌹 شیخ شمس الدین محمد بن جمال الدین عاملی(شمس الدین محمد بن الشیخ جمال الدین مکی بن احمد عاملی نبطی جزینی) (۷۳۴-۷۸۶ق) از فقیهان قرن هشتم و از #مراجع_شهید_اربعة (شیوخ شهید چهارگانه) شیعه است.
🔰بیشتر بدانیم👇🔰
هدایت شده از کانال تخصصی شهید رابع علامه شیخ فضل الله نوری
مراجع شهید اربعه.pdf
1.49M
🔴 نسخه #PDF
📗 زندگینامه #مراجع_شهید_اربعة «اول، ثانی، ثالث، رابع» رضوان الله تعالی علیهم
✍ هستند کسانی که با دو بال به سوی خداوند پرواز میکنند:
بال علم و بال شهادت؛ بال خون و بال قلم. در میان علمای امامیه هم کم نیستند این صاحبان علم و حافظان مذهب که خونشان به زخم کینه و حقد رقیبان بیمنطق و حاسدان ستمگر بر زمین جاری شد. اما در میان این شهدای علم، چند نفر آن چنان ویژهاند که لقب «شهید» بر نامهایشان نهاده شده است. در این پی دی اف به معرفی این شهدای عظیم الشأن پرداخته شده، اما پیش از آن ذکر نکاتی ضروری است:🔰
🌹 «مراجع شهید اربعة» یا «شیوخ شهید چهارگانه» دارای سه ویژگی مشابه بودند که آنها را از شهدای دیگر، متمایز می نمود👇
1⃣ شیخ بودند (یعنی از سادات نبودند)
2⃣ شهرتشان در زمان خودشان، فراگیر بود (شهرتشان گستره وسیعی را در بر می گرفت و محدود به منطقه خاصی نبود)
3⃣ دارای جایگاه مرجعیت بودند (مجتهد جامع الشرایط و صاحب فتوا بودند)
✍ لذا، شهدای بزرگوار دیگری که با این القاب بعضاً می شنویم و یا می خوانیم، نتیجه بکارگیری و نشر نادرست القاب، به دلایل عموماً عاطفی و نشأت گرفته از احساسات محلی و قومی است.
✳️ @ShahidRabe
📚به بهانه #هفته_کتاب و #کتابخوانی
✍معرفی یکی از آثار دکتر شهریار زرشناس🔰
📙📙عنوان: مجموعه دو جلدی «نگاهی کوتاه به تاریخچه روشنفکری در ایران»
✍ به نظر دکتر زرشناس استراتژی روشنفکری در ایران، استحاله هویت دینی نظام و تبدیل آن به یک رژیم سکولار است و خطرِ روشنفکری نئولیبرالی پس از انقلاب، تهاجم در برابر اسلام فقاهتی است.
🔰👇👇
📙📙عنوان: مجموعه دو جلدی «نگاهی کوتاه به تاریخچه روشنفکری در ایران»
ناشر: كتاب صبح
موضوع كتاب: سیاست
موضوع كتاب: علوم انسانی
موضوع كتاب: تاریخ
نوبت چاپ: سوم
تاریخ چاپ: بهار ۱۳۸۷
🔸 جلد اول کتاب به پیدایش اندیشه و دوران روشنگری در غرب و ظهور نسل اول روشنفکری در ایران عصر #مشروطه میپردازد و در جلد دوم نسل دوم روشنفکران در ادامه دوره مشروطه و دورانu پهلوی بررسی می شود.
🔸 به نظر دکتر زرشناس استراتژی روشنفکری در ایران، استحاله هویت دینی نظام و تبدیل آن به یک رژیم سکولار است و خطرِ روشنفکری نئولیبرالی پس از انقلاب، تهاجم در برابر اسلام فقاهتی است.
🔸 نویسنده در بخشی از کتاب می نویسد: «آنچه در مشروطه رخ داد پيروزي توأم با استبداد روشنفکران وابسته به لژ (ماسونی) بيداري پس از استبداد صغير و محاکمه و اعدام شهید آیت الله شيخ فضل الله نوری و در پيش گرفتن خشونت تروريستي ... و سکولاريزه کردن فضاي فرهنگي و سياسي کشور که نهايتاً به ظهور استبداد متجدّدانه و سکولاريستي رضاخان انجاميد، به راستي يک تراژدي تلخ بود که توسط منورالکفران ايراني و در مسير اغراض دولت انگليس اجرا گردید
🔰ادامه در بخش دوم🔰
✍ بخش دوم🔰
نگاهی کوتاه به تاریخچه روشنفکری در ایران
دغدغه رهبر انقلاب برای جوان انقلابی امروز
نگاهی کوتاه به تاریخچه روشنفکری در ایران" به قلم شهریار زرشناس، شرح سرگذشتِ روشنفکری از بدو پیدایشش در غرب، تا شکلگیری زمینههای آن در ایران، و حضور و تاثیرگذاریاش در دوران کنونی است. نویسنده کتاب، روشنفکریِ ایران را صورتی نازل و بیریشه از روشنفکری غربی معرفی میکند و ...
«من همهی دغدغهام این است که جوان انقلابی امروز، نداند ما بعد از چه دورانی، امروز در ایران مشغول چنین حرکت عظیمی هستیم. تاریخچهی این صد و پنجاه، دویست سال اخیر از دوران اواسط قاجار به این طرف؛ از دوران جنگهای ایران و روس به این طرف را بخوانید و ببینید چه حوادثی بر این کشور گذشته است. یکی از این حوادث، ایجاد جریان روشنفکری وابسته است.»۱
کتابِ "نگاهی کوتاه به تاریخچه روشنفکری در ایران" شرح سرگذشت روشنفکری در همین دوره تاریخی است. روی جلد اول چوب کبریتی روشن میان دو انگشت و طرح جلد دوم دو چوب قرار گرفتهاند که در بدو روشن شدن خاموش شده است! جلد اول به پیدایش روشنفکری و نسل اول آن در دوره مشروطه میپردازد و جلد دوم نسل دوم این جماعت و تا دوران پهلوی را .
روشنگری بیانگر جهانبینی و بینش حاکم بر دوران بسط و گسترش تمدن غرب است. و دارای چنان اهمیتی است که جریان غالب تفکر قرن هجدهم در غرب را با آن میشناسند. در فلسفه جدید، از دکارت به این سو، عقلی پدیدار شد که هرآنچه را روشن نبود، مردود میانگاشت. دکارت، عقل اومانیستی را معیار نهایی کشف حقیقت اعلام میکرد و بشر را بینیاز از هدایت وحیانی و آسمانی. او در طلب احکامی بود که بدیهی و روشن باشند. روشنفکری در ادامه فلسفه دکارت به وجود آمد. روشنفکران نیز در جهت ترویج و تبیین آداب و مشهورات امانیستی عمل میکردند.
اما آنچه در ایران با عنوان روشنفکری سربرآورد، در قیاس با روشنفکریِ غرب، ماهیتی تقلیدی داشت. و صورتی ظاهری از آن بود. جریان روشنفکری در ایران محصول تطور طبیعی تاریخ ما نبود. روشنفکران و متجددان ایران مقلدانی ظاهرگرا بودند که پیشرفت کشور را در وابستگی به استعمارگران میدیدند. و بر این باور بودند که «اصلاح» و بهبود اوضاع کشور از مسیر ورود سرمایههای مادی و معنوی غرب میگذرد. میرزا ملکمخان ناظمالدوله که از پیشگامان روشنفکری در ایران است میگفت باید «دقیقا مثل اروپا عمل کرد». روشنفکری در ایران از زمان فتحعلیشاه قاجار ظهور کرد. و از ابتدا بنایی غیر دینی داشت.۲ «غرب مسلط به فناوری و علم، روزی که خواست در ایران، پایگاه تسلط خودش را مستحکم کند، از راه روشنفکری وارد شد. از میرزا ملکمخانها و امثال اینها، تا تقیزادهها، این روشنفکری دوران قاجار است که بیمار متولد شد. روشنفکری ایران، متأسفانه بیمار و وابسته متولد شد.»۳ "نگاهی کوتاه به تاریخچه روشنفکری در ایران" به قلم شهریار زرشناس، شرح سرگذشتِ روشنفکری از بدو پیدایشش در غرب، تا شکلگیری زمینههای آن در ایران، و حضور و تاثیرگذاریاش در دوران کنونی است. نویسنده کتاب، روشنفکریِ ایران را صورتی نازل و بیریشه از روشنفکری غربی معرفی میکند و میگوید مقدمه اقدام عملی جهت درهم شکستن ساختار کنونی غربزدگیِ شبه مدرن و عبور تاریخی از آن، شناخت مبنایی و تئوریک غرب بر پایه خودآگاهی دینی است. ایده اصلی او، تبیین وضعیت روشنفکری در ایران، و شرح بیگانگی و تقابل آن با پیشینه تاریخی کشور است. به ادعای نویسنده استراتژی روشنفکری در ایران، استحاله هویت دینی نظام و تبدیل آن به یک رژیم سکولار است و خطرِ روشنفکری نئولیبرالی پس از انقلاب، تهاجم در برابر اسلام فقاهتی است. رویاروییای که به نبرد سرنوشت تاریخ و مردم خواهد انجامید. از همین روست که زرشناس پس از توضیح بنیانهای نظری پیدایش روشنفکری در غرب و بیان ریشههای خودبنیاد تفکر غربی، مدعی تضاد ذاتی و مبنایی حقیقت روشنفکری با دین و دیانت و گوهر قدسی و وحیانی آن میشود.
کتاب، در دو جلد توسط انتشارات کتاب صبح (۱۳۸۷) به چاپ رسیده و مشتمل بر هفت فصل است. آغاز آن تبیین ماهیت و پیشینه روشنفکری در غرب به منظور شناخت بهتر ماهیت روشنفکری در ایران است. فصل دوم به توضیح ویژگیهای روشنفکری، مفهوم غربزدگی شبهمدرن و گرایشها و شاخههای روشنفکری در ایران اختصاص دارد و فصول بعدی درباره ادوار تاریخی روشنفکری در ایران است.
🔰ادامه در بخش سوم🔰
🔰بخش سوم🔰
که از این قرارند:
نسل اول و دوم روشنفکری در عصر مشروطه
روشنفکری در دوره پهلوی اول
روشنفکری در دوره پهلوی دوم
روشنفکری پس از انقلاب اسلامی
هر فصل با تحلیلی عمومی از دوره تاریخی مورد بحث آغاز میشود و با معرفی اندیشه و بررسی عملکرد چهرههای شاخص روشنفکری در آن دوره (در فصل سه و چهارِ جلد دوم، احزاب و سازمانهای روشنفکری) ادامه مییابد. نویسنده با تقسیم تاریخ ایران به چهار دورهی:
الف: کهن (ماقبل سلطه هخامنشیان)
ب: تمدن کلاسیک ایران باستان (از سیطره قبیله پارس تا شکست یزدگرد سوم)
ج: تمدن کلاسیک ایران پس از اسلام (از قرن اول هجری تا قرن چهاردهم و ظهور مشروطه)
د: دوره سیطره غربزدگی و تجدد گرایی (پس از مشروطه)
مقطع پایانی را موضوع اصلی کتاب، و زمینه شکلگیری روشنفکران عنوان میکند. زرشناس در توضیح ویژگیهای روشنفکران (شبهه روشنفکران) در این دوره، آنان را اینچنین توصیف میکند: «وابسته به استعمار و لژهای فراماسونری، زمینهساز سرمایهسالاری و امپریالیسم جهانی، فاقد پشتوانه عمیق و جدی فلسفی، در خدمت استبداد مطلقه رضاخانی و مروج پایههای فرهنگی و سیاسی آن رژیم»۴
ویژگی کتاب تقسیمبندی فصول آن به دورههای تاریخیِ حضور روشنفکران در ایران و معرفی چهرههای شاخص جریان روشنفکری در هر دوره است. البته توجه به این نکته نیز ضروری است که لحن نویسنده در توصیف اشخاص، در مواردی از زبانِ علمی متناسب با چنین پژوهشی فاصله گرفته و به بیانیهای علیه آنها مانند میشود. انتخاب این زبان در پژوهشی با مختصات کتاب مذکور، از دقت متن میکاهد و ارتباط اقناعی آن با خواننده را کم اثر میکند. به عنوان نمونه نویسنده در توصیف شخصیت تیمورتاش، او را «مردی پرانرژی، قدرت طلب، شهوتران، شارلاتان صفت، متجدد مآب و روشنفکر صفت»۵ معرفی میکند. طبیعی است که ارتباط این توصیفات با ماهیت روشنفکری چیزی نیست که با صرف ادعای نویسنده و ردیف کردن عباراتی اینچنین اثبات شود. و نیازمند توضیحاتی بیشتر و دقیقتر است. از سوی دیگر ممکن است معرفی اشخاص، احزاب و جریانهای روشنفکری و توضیح اجمالیِ «عمل» آنها، ارتباط کلیِ آن با ماهیت روشنفکری را کمرنگ کند. و خواننده را از دقت و تامل در «ماهیت» روشنفکری باز دارد.
تامل و دقت در این مقطع از تاریخ معاصر ایران، کلید فهم عقبماندگی کشور از جریان تفکر و پیشرفت، و روشنکننده ریشههای وابستگی و ضعف ایران در این دوران است. عمل سیاسی حاکمان و عهد قراردادهای ننگین و خفت باری نظیر گلستان و ترکمانچای و رویتر شاهد کوچکی بر این مدعاست. شاهدی که نشانه و بروزش قبل و همزمان با حاکمان در روشنفکران دیده شد.
نویسنده همان ابتدا کتاب شکل گیری کتاب را اینطور شرح می دهد: سالهای متمادی است که قصد داشتهام تا تاریخی جامع، هرچند مختصر، از جریان روشنفکری ایران تهیه نمایم. وقتی شروع به کار کردم دیدم که برای انجام چنین کاری، زمانی حداقل ۵ – ۶ ساله و تیمی از نفرات پژوهشگر و همراه لازم است؛ بنابراین به انجام یک بررسی بسیار مختصر و تقریبا محدود به برخی چهرههای برجسته این جریان بسنده کردم.
رهبر معظم انقلاب بارها و بارها به موضوع روشنفکری به شکل صریح پرداخته اند و در پاره ای موارد به مصادیق و مواردی از این جریان اشاره داشته اند. ایشان چندی پیش در دیدار جوانان گفته بودند: «امروز در محیطهای روشنفکری، کسانی هستند با شکلهای گوناگون، با قد و قوارههای گوناگون، اینها ما را از شعارهای مکتبی برحذر میدارند؛ دوران اوج شعارهای مکتبی را که دههی ۶۰ است، زیر سؤال میبرند؛ امروز هم از تکرار شعارهای مکتبی و شعارهای انقلابی و اسلامی، خودشان واهمه دارند و میخواهند در دل دیگران واهمه بیندازند؛ میگویند آقا، هزینه دارد، دردسر دارد، تحریم دارد، تهدید دارد. نگاه خوشبینانه این است که بگوئیم اینها تاریخ نخواندهاند - البته نگاههای بدبینانه هم وجود دارد - اینها اگر تاریخ خوانده بودند و اطلاع داشتند از سرگذشت و منشأ و مبدأ تمدنهائی که وجود دارد و همین تمدن مادی غرب که امروز میخواهد دنیا را فتح تصرف کند و این حرف را نمیزدند. باید بگوئیم اینها بیاطلاعند، تاریخ نخواندهاند.»۶
[۱] بیانات رهبر انقلاب در دیدار جمعی از کارگزاران فرهنگی (۷۱/۵/۲۱)
[۲] برگرفته از بیانات رهبر انقلاب در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی (۷۰/۹/۲۰)
[۳] بیانات رهبر انقلاب در دیدار جمعی از کارگزاران فرهنگی (۷۱/۵/۲۱)
[۴] نگاهی کوتاه به تاریخچه روشنفکری در ایران (جلد دوم)،ص ۱۱۴ و ۱۱۵، شهریار زرشناس، انتشارات کتاب صبح
[۵] نگاهی کوتاه به تاریخچه روشنفکری در ایران (جلد دوم)،ص ۷۵، شهریار زرشناس، انتشارات کتاب صبح
[۶] دیدار جوانان خراسان شمالی ۹۱/۰۷/۲۳
نگاهی کوتاه به تاریخچه روشنفکری در ایران
khamenei .ir /book منبع🔸
🔰ادامه در بخش چهارم🔰