📗🇮🇷یازهراس♡شهیدتورجی زاده🇵🇸📗
#یازهرا #خاطرات_شهید_تورجی_زاده #اسراف_صفحه #صفحات_129_130_131 خیلی دقت میکرد مواظب بود چیزی از غذا
#یازهرا
#خاطرات_شهید_تورجی_زاده
#رفاقت
#صفحات_132_133_134
اواخر سال ۶۵ بود در ایام عملیات کربلای پنج برادر تورجی به عنوان معاون و سپس فرمانده گردان یازهرا سلام الله علیها انتخاب شد . از طرف لشگر برادر حسین خالقی مسئول گروهان ذولفقار و جایگزین تورجی شد . یک روز در کنار محند نشسته بودم همان موقع برادر خالقی وارد شد با آقای تورجی صحبت کرد .ایشان بی مقدمه گفت : آقای تورجی اینها کی هستن تو گروهان ذولفقار جمع کردی! محمد با چشمان گرد کرده از سر تعجب گفت : مگه چی شده ؟
آقای خالقی ادامه داد وقتی به من گفتند به جای شما به گروهان بیایم خوشحال بودم . فکر میکردم یک گروهان نمازشب خوان تحویل میگیرم اما پشیمان شدم نگاهشان کن!
بعد گفت بیشترشان اهل شوخی ، سرکار گذاشتن و ...هستند بعضی از اینها جزء لاتها و ...بودند برای ما از دعواهاو چاقو کشی هایشان حرف می زنند . تورجی خندید و گفت همین بود ؟! ترسیدم گفتم چی شده ! بابا تازه یک هفته هست فرمانده ای یکم تحمل کن . محمد لبخندی زد و ادامه داد ببین حسین جان اگر توانستیم اینها که به قول تو مشتی لات و چاقو کش بودند را با خدا رفیق کنیم را هنر کردیم . درثانی ما نیرویی میخواهیم شب حمله بزنه به خط دشمن و کپ نکنه !
همین بچه هایی که حرف تورو گوش نمیدن . یا به قول تو مشکل دارن رو باید توی فاو می دیدی. وقتی زدیم به قرارگاه دشمن نبرد تن به تن بود . همین آدمهایی که اهل نماز شب نیستن یا زیاد اهل حال نیستن پا برهنه شدند دنیال دشمن می دویدند و پدر عراقی ها را در آورده بودند . دل شیر داشتند توی چند ساعت قرارگاه را پاکسازی کردند همین آدمها!
بعد گفت سعی کن با این نیروها رفیق بشی! تو عالم رفاقت خیلی مشکلات حل میشه !
من بعضی از این کسانی که شهید شدند را می شناختم . وقتی پیکر این شهدا در اصفهان تشییع کردند خیلی ها تعجب می کردند ! باور نمی کردند که مثلا فلانی شهید شده باشد .
راست می گفت . خیلی ها را می شناختم که رفاقت با تورجی زاده مسیر زندگی آنها را عوض کرد . خیلی از آنها که در گلستان شهدا آرمیده اند . چند روز بعد برادر تورجی طرح یک دوره مسابقات فوتبال را داد ! همه گروها و دسته ها را تیم داد ! با اصرار تورجی یک تیم هم از مسئولین گردان انتخاب شد سن آنها بالاتر از بقیه نیروها بودند . اکثر آنها بازی بلد نبودند . زنگ تفریحی بودند برای بقیه تیم ها ! بچه ها خیلی می خندیدن روحیه بچه ها را واقعا عوض کرده بود .
برادر تورجی از این کارها زیاد می کرد هرکاری که در شادابی نیروها اثر داشت انجام می داد . با نیروها رفیق بود . همه او را دوستداشتند . این رفتار او تاثیر زیادی در روحیه نیروها داشت . خیلی ها به محض ورود به منطقه سراغ گردان او را می گرفتند . می خواستند جزء نیروهای او باشند در حالی که اکثر گردانها با کمبود نیرو مواجه بودند گردان ما نیرو اضافه داشت در عمیات سخت ترین ماموریتها به گردان یازهرا سلام الله علیها سپرده میشد به خوبی از پس این ماموریتها برمی آمد . نمونه بارز آنها در شلمچه و عملیات کربلای پنج بود .
#شهیدمحمدرضا_تورجی_زاده🏴
╭─┅*═ঈ🏴ঈ═*┅─╮
@shahidtoraji213
╰─┅*═ঈ❤️ঈ═*┅─╯