eitaa logo
شهرزاد داستان‌📚📚
2.1هزار دنبال‌کننده
7.6هزار عکس
61 ویدیو
247 فایل
پاتوق دوستداران داستان نویسی استفاده از مطالب با حفظ لینک کانال آزاد است. مدیر کانال: فرانک انصاری متولد ۱۴۰۱/۷/۱۱🎊🎊🎉🎉 برای ارتباط با من @Faran239 لینک ناشناس https://harfeto.timefriend.net/17323748323533
مشاهده در ایتا
دانلود
قهرمان در رمان قسمت دوم 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 ویژگی‌های قهرمان ۱_ زخم باز در بیشتر موارد قهرمان بیش از این قصد خارج شدن از دنیای عادی را داشته اما چون به اندازه‌ی کافی بر ضعف خود آگاه نبوده اندکی پس از حرکت زخم خورده و همچنان احساس می‌کند که زخمش التیام نیافته است. با این همه تفاوت عمده‌ی او با سایر ساکنان دنیای عادی در این است که او حداقل قصد حرکت داشته است. در ابتدای ماجرای بینوایان شاهد هستیم که ژان والژان نوزده سال پیش قرص نانی دزدیده و به زندان افتاده است. معمولا قهرمان به دلیل آن زخم قدیمی، علاقه ی زیادی به ترک دنیای عادی ندارد. در مثال معروف تاریخ سینما ، قهرمان کارابلانکا نیز یک بار از عشق زخم خورده است. البته ماجرای این زخم در بوف کور حجمی ببشتر از زمان حال رمان در برمیگیرد و قهرمان در فلاش بکی طولانی به آن می‌پردازد. هر چند بوف کور متعلق است به جهان خرده پیرنگ. @shahrzade_dastan
در شاه پیرنگ که معمولا قرار است قهرمان به طور کامل عمیق یا شفا یابد و به شفا دهنده تبدیل شود یا از زخم بمیرد ، زخم قدیمی اغلب به پیش داستان مربوط میشود. یعنی پیش‌تر به آن اشاره میشود یا در نهایت طی یکی دو صحنه به آن پرداخته میشود. البته به آن معنا نیست که همه قهرمانان خاطره‌ای تلخ یا زخم باز دارند. مثلا در پیرنگ ‌هایی شبیه بلوغ که قهرمانها نوجوان یا جوانند، قهرمان بدون زخم است. گاه قهرمان به عکس در گذشته بهشت را به یاد می‌آورد و منشا حرکتش رسیدن به آن بهشت گمشده است. مانند کلاریس قهرمان رمان چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم که در پی حال و هوای روزهای خوش اولیه ازدواج است. به معنای دیگر زخم باز او رانده شدن از بهشت است. ادامه دارد 📚حرکت در مه_ محمد حسن شهسواری @shahrzade_dastan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
. دوستان عزیز ۱. نرگس جودکی ۲. فرانک انصاری ۳. یکتا نادری‌فام ۴. زینت سادات قاضی ۵. عاطفه قاسمی ۶. سیده ناهید موسوی ۷. هما ایران‌پور ۸. مهدیه افروزیان ۹. زهرا غفاری برگزیده شدن شما را در چالش داستانی کانال حرفه داستان را تبریک می‌گویم و برایتان آرزوی موفقیت روز افزون می‌کنم.🙏 @shahrzade_dastan
نوشته ریحانه خیری 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 سردرگم بودم. آفتاب ، بی پروا مانند مادری مهربان دست نوازش به سر درختان و گل ها میکشید و نسیم خنکی رقص کنان از کوچه می‌گذشت و من با خودم ، دلم و منطقم درگیر بودم . یک طرف دل میگفت : بیخیال ، مهم نیست که نخواهدت تو فقط عاشق آن باش و طرف دیگر منطق که تمام شرایط را سنجیده بود با دل مخالفت میکرد؛ اما هردو یک شباهت نظری هم داشتند ، می‌گفتند : عشق مقدس است ؛ ولی اینکه قداست آن با چه مشخص شود دست دل و منطق بود. ولی انگار منطق راست میگفت بین من و او تفاوت زیادی بود . نه تفاوت های سطحی ، تفاوت هایی که یک زندگی را تغییر میدادند . همان موقع چشمم افتاد به دیواری که انگار چندین سال از عمرش میگذشت و بزرگ رویش نوشته بود : " دل بکن " من هم ادامه‌ی این دو کلمه را با سخن دکتر انوشه کامل کردم : " دل بِکَن تا جون نکَنی". @shahrzade_dastan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃 هر شب تو را من در میان خواب می‌بینم روشن به زیبایی یک مهتاب می‌بینم در دست تو دست من و احساس آرامش هر لحظه یادت را چو شعری ناب می‌بینم تو زنده‌ای در من و من زنده به عشق تو تو نیستی عکس تو را در قاب می‌بینم
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
شاعرانه 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 نشسته ام بنویسم برای خرمشهر که صرف شد همه عمرم بپای خرمشهر برادرم نه، ز دستم برادران رفتند و هیچ گه نَسرودم، رَثای خرمشهر اگر چه مرثیه ها،ماجرای ما دارد ولی نگفته ام از کربلای خرمشهر نشسته ام بنویسم، ز جنگِ خونین شهر که کُنجِ گَنج نمانَد صدای خرمشهر چه گُلشنی که در آن، شش هزار آلاله شدند در ره قرآن، فدای خرمشهر روایت است که صدها شهیده، جان دادند برای حفظ حریم سَرای خرمشهر عراق بود و ایالاتِ متحد، با او عِیال شهر نشستند، پای خرمشهر رژیمِ بعث و چهل کشورِ حمایتگر بر آن شدند بمانند، جای خرمشهر ولی تمامیِ ایران بسیج شد، یکبار وپس گرفت زدشمن منای خرمشهر دعای روح خدا بود و همّتِ مردم که فتح کرد وطن را خدای خرمشهر هزارها یَلِ میدان، چُنان جهان آرا شدند فاتحِ این، نینوای خرمشهر سقوط شهر دلیل سقوط ایمان نیست چه مؤمنی که نخواهد بقای خرمشهر من از شهادت فهمیده هاست، می فهمم سقوطِ شهر نشد، انتهای خرمشهر رسان به قدس و فلسطین،به شام و سوریّه پیامِ مَرد ترین کشته های خرمشهر أذانِ مسجد جامع، هنوز گلواژه ست رسد ز مأذنه اَش رَبّنای خرمشهر بگو که مأذنه ها را هنوز میسازیم به هر کجا که شود، ماجرای خرمشهر بگو دفاعِ مقدس... مقاومت...اینجاست مدافع حرم است، جای جای خرمشهر فدای زینبیه، عسگریّه، قاضریه هر آنکه هست هماره، فدای خرمشهر میان چاه، نگَردیم در پِیِ یوسف که هست خیمهٔ او مبتلای خرمشهر شاعر : محمود ژولیده 🌸به مناسبت سالروز آزادسازی خرمشهر @shahrzade_dastan
گفت و گوی واقعی و گفت و گوی مکتوب قسمت اول 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 گفت و گوی مستقیم شخصیت‌ها آنی است. اما گفت و گویی که نویسنده نقل می‌کند همیشه لحظاتی از حوادث عقب‌تر است. ببشتر گفت و گوهای زندگی واقعی، بیهوده و پر از عرض کنم که، ام ام ، من من و تکرار است. حال آنکه گفت و گوی مکتوب باید دقیق و برگزیده باشد. گفت و گو قوی‌ترین ، جذابترین و مناسب‌ترین شیوه برای دادن اطلاعات مشخص به خواننده است. به همین جهت هم نویسنده به شخصیت‌ها اجازه صحبت میدهد. اگر وضعیت داستان واکنش آنی شخصیت را بطلبد و صحبت شخصیت در آن لحظه حیاتی باشد، باید اجازه داد شخصیت حرف بزند. اما اگر حرفهای او پیش پا افتاده و یا مستقیما به حادثه آن لحظه داستان ارتباط نداشته باشد باید مکالمه‌هایش را نقل یا حذف کرد. ادامه دارد 📚درسهایی درباره داستان نویسی 🖋لئونارد بیشاب @shahrzade_dastan
همه پلهای بدون تو۱.m4a
10.46M
همه پلهای بدون تو🌉 نوشته و اجرا فرانک انصاری قسمت اول 🌹این داستان درباره آزادسازی خرمشهر است و سال قبل یکی از برگزیدگان جشنواره ملی و داستانی یوسف شده بود. داستان پاورقی دارد که به هنگام خوانش پاورقی هم خوانده شده است. ادامه دارد @shahrzade_dastan