شاعرانه
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
دنگ دنگ
ساعت گیج زمان در شب عمر
می زند پی در پی زنگ
زهر این فکر که این دم گذر است
می شود نقش به دیوار رگ هستی من
لحظه ها می گذرد
آنچه بگذشت، نمی آید باز
قصه ای هست که هرگز دیگر
نتواند شد آغاز
سهراب سپهری
@shahrzade_dastan
در هم آمیختن زمان
قسمت دوم
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
نویسنده اغلب میتواند در محدوده زمان حال ( در حالت سوم شخص) به نحوی ظریف زمان گذشته را نیز به کار گیرد. اما فقط باید در صحنههای پرحادثه از این شیوه استفاده کند. در غیر این صورت نوشتهاش تصنعی و ناشیانه به نظر خواهد رسید.
مثال: دزد ولگرد مشت محکمی به بینی مارتین میزند. مارتین به زمین میافتد و سرش به جدول سیمانی میخورد. زبانش از ترس بند میآید و بیهوش میشود.
اگر از این نوع جملهها زیاد استفاده کنیم، صحنه داستان ما ساختگی و غیرواقعی به نظر خواهد رسید. در این صحنه باید با استفاده از زمان گذشته و ترکیبی از زمان حال و گذشته فاصله زمانی را نشان داد و از ترکیبی از زمان حال و گذشته استفاده کرد.
مثال: وقتی مشت دزد ولگرد به بینی مارتین خورد، مارتین نالهاش بلند شد. احساس میکند خون از دماغش راه افتاده. دزد ولگرد عقب پرید و خندید. مارتین سعی کرد درست ببیند. دزد ولگرد کیف بغلی را در جیبش میگذارد و فرار میکند. مارتین چشمهایش را بست و دیگر چیزی نفهمید.
ترکیب به موقع این دو زمان با هم نوشته را بهتر میکند و به خواننده کمک میکند تا شخصیتها را بهتر بشناسد. ضمن این که همزمان دو واقعیت تجربه شخصیت و وضعیت پیرامون شخصیت را تصویر میکند.
📚درسهایی درباره داستان نویسی
🖋لئونارد بیشاب
@shahrzade_dastan
سالاد الویه ۳.m4a
5.23M
داستان سالاد الویه
نوشته لارا واپنیار
قسمت سوم
اجرا فرانک انصاری
@shahrzade_dastan
#چالش_هفته
متن از زهرا زرگران
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
دلم میخواست خودمان هم تلویزیون داشته باشیم. بابام سه تا برادر داشت.
برادر آخری مثل ما آهی دربساط نداشت.
اما دوتا عموی بزرگم ازنظر مالی خیلی سرتر بودند .
همین را بدانید که ما مستاجر آنها بودیم.
داخل یک اطاق متوسط زندگی می کردیم.
آنها تلویزیون داشتند ازاین تلویزیونهای کمدی که درش را می شد قفل کرد.
بدترین لحظه برای من وقتی بود که به امید دیدن کارتون می امدم وتلویزیون قفل بود.
بچه بودم نمی فهمیدم چرا مادرم مرتب می گفت: نرو خونه ی عمو،برا دیدن تلویزیون!!
یک روز مادرم یک تلویزیون کوچک وقرمز رو با کمک برادر بزرگم آورد خانه.
بازم حالی ام نمی شد که برای خرید آن تلویزیون کلی زمان برده تا پول جمع کند، تازه آن را قسطی خریده بود. کوچک بود ولی خوبی ش این بود که دیگر نمی خواست برم خانه ی عمو.
حالا که خودم مادر شدم می فهم، حس مادرم را.
مادرجان حلالم کن و من را ببخش.🙏
@shahrzade_dastan
صدا ۰۰۲_sd--۳.m4a
10.14M
داستان گمگشته
نوشته حسن اسکندرپور
اجرا خانم اسکندرپور
قسمت ۱۷
@shahezade_dastan
🌻🌻 دوستان شما میتوانید داستان صوتی گمگشته را روزهای دوشنبه و سه شنبه و چهارشنبه از کانال شهرزاد بشنوید.
🌻 لینک قسمت شانزدهم👇👇👇
https://eitaa.com/shahrzade_dastan/8121
@shahrzade_dastan
قهرمان در رمان
قسمت اول
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
کهن الگوی قهرمان قدیمی ترین کهن الگویی است که پدید آمده و بر روان بشر تاثیر گذاشته و میگذارد. منشا پیدایش قهرمان برمیگردد به پیدایش خودآگاه بشر و پیروزی او بر نیروی جهل و نادانی.
از قدیمیترین سطح خودآگاهی در موجودات میتوانیم به آمیبی اشاره کنیم که متوجه آمدن جسمی به سمت خود میشود. از وقتی که میفهمد این موجود غذاست یا دشمن تا تصمیم بگیرد به سمت آن برود یا از آن بگریزد؛ آگاهی او شکل میگیرد. این همان مفهوم ایگو فروید است که موجب فهم ما از تفاوتمان با دیگران میشود. پس هر خودآگاهی در درجه اول به کار زنده بودن موجودات میآید و سپس به چگونه زنده بودنش.
داستان به یاد ماندنی از پی تعارض نیازهای سطح پایین تر با نیازهای بالاتر به وجود میآید. یونگ معتقد است قهرمان اولین کسی است که تلاش میکند از سطح پایین تر به سطح بالاتر خودآگاهی حرکت کند. یعنی حتی اگر در عالم واقع فردی وجود نداشته باشد که این مسیر را طی کند، بشر داستان و اسطورهاش را میسازد. چون به آن نیازمند است.
📚حرکت در مه
🖋محمدحسن شهسواری
@shahrzade_dastan