eitaa logo
شمیم عدالت
194 دنبال‌کننده
12.9هزار عکس
9.1هزار ویدیو
320 فایل
هدف بلند مدت تحقق تمدن اسلامی عدالت و مبارزه با فساد میان مدت بصیرت افزایی در تمامی جبهه های گسترده دشمنان داخلی و خارجی بویژه در مقوله مباحث فرهنگی است کوتاه مدت روشنگری بر اساس نیازهای روز جامعه ارتباط با مدیر کانال: @law_z_kh
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
هوالشّاهدوهوالْحاکم ⭕️ توی یک خانه و خانواده چهار چیز باید باشد:👇 💕مـــــحبت ☘️حـــــرمت 💠مـــــشورت 💢مـــــدیریت ⭕️ جایے کہ محبت هست؛ دو چیز وجود نداره 👇 ⛔️یکے قدرت طلبی ⛔️دیگرے دشمنے آیدی ارتباط با مشاور👇 @Law_z_kh https://eitaa.com/shamimedalat ┈••✾•🌿🌸🌿•✾••┈ 🥀🥀🥀
هوالشّاهدوهوالْحاکم 👆👇 🖊... https://eitaa.com/shamimedalat ┈••✾•🌿🌸🌿•✾••┈ 🥀🥀🥀
🖊... ریاحی پور فعال مجازی نوشت: 🔹دیشب طرفای ساعت۲۱، میدون انقلاب از تاکسی پیاده شدم، میخواستم یکی از دوستان را زیارت کنم، حرکت کردم به سمت کارگر شمالی. اول خیابون کارگر شمالی همین طور که داشتم تند تند راه می رفتم، یکدفعه چشمم افتاد به جناب مخبر. معاون اول رئیس جمهور. خودش بود و یک همراه. 🔹یکی دو دقیقه زیر نظر داشتمش ببینم چیکار میکنه و از طرفی‌ام دوست داشتم واکنش مردم را ببینم. دیدم تک تک میرود داخل مغازه ها و قیمت می گیرد. تو دلم گفتم دمش گرم اما فایده نداره باید یه عکس بگیرم و منتشر کنم. این شد که عکس اول را گرفتم، تا عکس را گرفتم یک بنده خدایی گفت چرا از دور می گیری برو جلو نترس:)) از دوستان محافظ بود:)). 🔹گفت برو پیش دکتر و من رفتم و خودش ماند همان عقب. رفتم نزدیک مغازه شدم، جناب مخبر اومد بیرون، شروع کردیم سلام علیک و احوال پرسی و خودم معرفی کردم و خداقوت گفتم و جناب مخبر کلی گرم گرفت با ما و بغلمان کرد و سریع هم فهمید بچه خوزستان هستم و از درس و کار و.. ما پرسید. بعد از احوال پرسی و خداقوت؛ بهشون گفتم حقیقتا از یک چیز خیلی ناراحت و از یه چیز خیلی خوشحال شدم. اولا از این خوشحالم که پیگیر میدانی مشکلات معیشتی مردم هستید و بعد از مدت ها حسرت دیدن مسئولان بین مردم، امشب شمارا بدون هیچ تکلفی در حال پرسه زدن در بازار می بینم. ثانیا از این ناراحتم که چرا مردم شمارو نمی شناسن. مردم امروز تقریبا اکثرا فکر میکنن مسئولان هیج اطلاعی از مشکلات و... ندارند و باورشون نمیشود معاون اول رئیس جمهور اینطور بین مردم باشد؛ ای کاش شما را می شناختند تا اولا مشکلات خودشان رو بگویند و ثانیا نقطه امیدی در دلشون ایجاد بشود. 🔹صحبت اولیه‌ام که تموم شد؛ خیلی عجله داشتم. دیرم شده بود. آمدم خداحافظی کنم که یکدفعه دستم را گرفت. تعجب کردم. ازم خواهش کرد اگه امکانش هست کل مسیر تا پارک لاله رو در بازدید از مغازه ها کنارشون باشم. با اینکه دیرم شده بود ولی برام جذاب بود مواجه مردم و معاون اول رئیس جمهور رو ببینم و از وضعیت قیمت ها هم دقیق تر مطلع بشیم. تک به تک مغازه رو دو نفره رفتیم سر زدیم، حتی محافظ محترمم دیگه خیلی کنارمون نبود:)). یه نمونه فقط از وضعیت اسف بار بازار بگم. در همین راسته اول کارگر شمالی تا پارک لاله ۵ قیمت متفاوت تخم مرغ رو شاهد بودیم. جناب مخبر گفت امروز بسیج رو دستور دادیم بحث نظارت بر مغازه ها و قیمت ها انجام بدن. اعصابش داغون شده بود. همان جا زنگ زد وزیر کشاورزی آقای ساداتی نژاد و کلی به او توپید، رو بلند گو ام گذاشت تا من بشنوم. بنده خدا جناب وزیر کلی استرس گرفته بود. 🔹جالبه بازم تو کل مسیر هیچ کس ایشون رو نشناخت‌ بغیر از دو جوونی که تو عکس دوم می ببینید، که اتفاقا اوناام دزفولی بودن و شروع کردن با لهجه شیرین دزفولی با جناب مخبر صحبت کردن و آخرشم عکس یادگاری گرفتن و رفتن. تو مسیر از موقعیت استفاده کردم و از اندیکا و استانداری خوزستان تا داستان وزیر آموزش و پرورش و ستاد اجرایی و.. سوالاتم رو پرسیدم و نکاتی ام ایشون گفتند. 🔹آخرشم گفت بیا بریم خونه و... منم گفتم خوابگاه خدمت باشیم و... گفت حتما یه سر خوابگاه تون سر میزنم. 🔹خلاصه اینم روایت بازار گردی دیشب ما با جناب مخبر. با همه نقد هایی که به ایشون و باقی آقایون دولتی دارم و داریم، این روحیه مردمی و پیگیری میدانی و بی تکلف مسئولین ارشد مملکت قابل ستایش است. والسلام. ریاحی پور فعال مجازی نوشت: 🔹دیشب طرفای ساعت۲۱، میدون انقلاب از تاکسی پیاده شدم، میخواستم یکی از دوستان را زیارت کنم، حرکت کردم به سمت کارگر شمالی. اول خیابون کارگر شمالی همین طور که داشتم تند تند راه می رفتم، یکدفعه چشمم افتاد به جناب مخبر. معاون اول رئیس جمهور. خودش بود و یک همراه. 🔹یکی دو دقیقه زیر نظر داشتمش ببینم چیکار میکنه و از طرفی‌ام دوست داشتم واکنش مردم را ببینم. دیدم تک تک میرود داخل مغازه ها و قیمت می گیرد. تو دلم گفتم دمش گرم اما فایده نداره باید یه عکس بگیرم و منتشر کنم. این شد که عکس اول را گرفتم، تا عکس را گرفتم یک بنده خدایی گفت چرا از دور می گیری برو جلو نترس:)) از دوستان محافظ بود:)). 🔹گفت برو پیش دکتر و من رفتم و خودش ماند همان عقب. رفتم نزدیک مغازه شدم، جناب مخبر اومد بیرون، شروع کردیم سلام علیک و احوال پرسی و خودم معرفی کردم و خداقوت گفتم و جناب مخبر کلی گرم گرفت با ما و بغلمان کرد و سریع هم فهمید بچه خوزستان هستم و از درس و کار و.. ما پرسید. بعد از احوال پرسی و خداقوت؛ بهشون گفتم حقیقتا از یک چیز خیلی ناراحت و از یه چیز خیلی خوشحال شدم. اولا از این خوشحالم که پیگیر میدانی مشکلات معیشتی مردم هستید و بعد از مدت ها حسرت دیدن مسئولان بین مردم، امشب شمارا بدون هیچ تکلفی در حال پرسه زدن در بازار می بینم. ثانیا از این ناراحتم که چرا مردم شمارو نمی شناسن. مر
دم امروز تقریبا اکثرا فکر میکنن مسئولان هیج اطلاعی از مشکلات و... ندارند و باورشون نمیشود معاون اول رئیس جمهور اینطور بین مردم باشد؛ ای کاش شما را می شناختند تا اولا مشکلات خودشان رو بگویند و ثانیا نقطه امیدی در دلشون ایجاد بشود. 🔹صحبت اولیه‌ام که تموم شد؛ خیلی عجله داشتم. دیرم شده بود. آمدم خداحافظی کنم که یکدفعه دستم را گرفت. تعجب کردم. ازم خواهش کرد اگه امکانش هست کل مسیر تا پارک لاله رو در بازدید از مغازه ها کنارشون باشم. با اینکه دیرم شده بود ولی برام جذاب بود مواجه مردم و معاون اول رئیس جمهور رو ببینم و از وضعیت قیمت ها هم دقیق تر مطلع بشیم. تک به تک مغازه رو دو نفره رفتیم سر زدیم، حتی محافظ محترمم دیگه خیلی کنارمون نبود:)). یه نمونه فقط از وضعیت اسف بار بازار بگم. در همین راسته اول کارگر شمالی تا پارک لاله ۵ قیمت متفاوت تخم مرغ رو شاهد بودیم. جناب مخبر گفت امروز بسیج رو دستور دادیم بحث نظارت بر مغازه ها و قیمت ها انجام بدن. اعصابش داغون شده بود. همان جا زنگ زد وزیر کشاورزی آقای ساداتی نژاد و کلی به او توپید، رو بلند گو ام گذاشت تا من بشنوم. بنده خدا جناب وزیر کلی استرس گرفته بود. 🔹جالبه بازم تو کل مسیر هیچ کس ایشون رو نشناخت‌ بغیر از دو جوونی که تو عکس دوم می ببینید، که اتفاقا اوناام دزفولی بودن و شروع کردن با لهجه شیرین دزفولی با جناب مخبر صحبت کردن و آخرشم عکس یادگاری گرفتن و رفتن. تو مسیر از موقعیت استفاده کردم و از اندیکا و استانداری خوزستان تا داستان وزیر آموزش و پرورش و ستاد اجرایی و.. سوالاتم رو پرسیدم و نکاتی ام ایشون گفتند. 🔹آخرشم گفت بیا بریم خونه و... منم گفتم خوابگاه خدمت باشیم و... گفت حتما یه سر خوابگاه تون سر میزنم. 🔹خلاصه اینم روایت بازار گردی دیشب ما با جناب مخبر. با همه نقد هایی که به ایشون و باقی آقایون دولتی دارم و داریم، این روحیه مردمی و پیگیری میدانی و بی تکلف مسئولین ارشد مملکت قابل ستایش است. والسلام. https://eitaa.com/shamimedalat ┈••✾•🌿🌸🌿•✾••┈ 🥀🥀🥀
هوالشّاهدوهوالْحاکم 👆 🖊... https://eitaa.com/shamimedalat ┈••✾•🌿🌸🌿•✾••┈ 🥀🥀🥀
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔥؟ 💠رهبر انقلاب : 💠آتش‌به‌اختیار به معنی کار فرهنگی خودجوش و تمیز است؛ اینی که ما گفتیم معنایش این است که در تمام کشور، جوانها و صاحبان اندیشه و فکر، صاحبان همّت، خودشان با ابتکار خودشان، کار را -کارهای فرهنگی را- پیش ببرند، منافذ فرهنگی را بشناسند و در مقابل آنها، کار انجام بدهند. https://eitaa.com/shamimedalat ┈••✾•🌿🌸🌿•✾••┈ 🥀🥀🥀
🔰 رهبر انقلاب: افتخار خودِ من این است که یک بسیجی باشم 🔻 امام خامنه‌ای: افتخار خودِ من این است که یک باشم؛ سعی کرده‌ام این‌جوری عمل کنم. 🔹 سال آخر ریاست جمهوری -دو، سه ماه مانده بود به آخر ریاست جمهوری من- در یکی از دانشگاهها برای یک جمع دانشجو صحبت میکردم و به سؤالات پاسخ میدادم؛ یکی از سؤالات این بود که شما بعد از ریاست جمهوری قصد دارید چه کار کنید و شغلتان چه باشد؟ گفتم: اگر امام به من بگوید برو بشو رئیس عقیدتی سیاسی فلان پاسگاهِ مرزىِ منتهاالیه جنوب شرقی کشور، من با افتخار میروم آن‌جا و مشغول خدمت میشوم! 🔺 اگر این کار از من برمی‌آید و این کار را از من میخواهند، من حاضرم و به آن‌جا میروم؛ توطین نفس کردم. این را از باب اینکه شما فرزندان من هستید، به شما دارم میگویم. صحبت پدرفرزندی است؛ نمیخواهم راجع به خودم صحبت بکنم. هر جا و در هر زمانی به شما نیاز هست، آن‌جا حاضر باشید. این میشود بسیجی؛ بسیج یعنی این. ۸۶/۲/۳۱ 🗓 انتشار به مناسبت آغاز
🔴 💠 زن وشوهری بیش از ۶۰ سال بایکدیگر زندگی مشترک داشتند. یک جعبه کفش در بالای کمد پیرزن بود که از شوهرش خواسته بود هرگز آن را باز نکند و در مورد آن هم چیزی نپرسد. یک روز پیرزن به بستر بیماری افتاد و پزشکان از او قطع امید کردند. پیرمرد با اجازه‌ی همسرش جعبه کفش را آورد. وقتی پیرمرد در جعبه را باز کرد دو عروسک بافتنی و مقداری پول به مبلغ ۵۰۰ هزار تومان دید. پیرمرد گفت اینها چیست؟ پیرزن گفت: اوّل زندگی، مادربزرگم به من گفت که راز خوشبختی شما این است که هیچ وقت مشاجره نکنید و هر وقت از دست شوهرت عصبانی شدی ساکت بمان و یک عروسک بباف. پیرمرد به شدت تحت تاثیر قرار گرفت و سعی کرد اشکهایش سرازیر نشود فقط دو عروسک در جعبه بود پس همسرش فقط دوبار در طول زندگی مشترکشان از دست او رنجیده بود و از این بابت شادمان شد. سپس پرسید: این همه پول چطور؟ پس اینها از کجا آمده؟ پیرزن در پاسخ گفت: آه عزیزم این پولی است که از فروش عروسک‌ها به دست آورده‌ام. ‌ آیدی ارتباط با مشاور👇 @Law_z_kh https://eitaa.com/shamimedalat ┈••✾•🌿🌸🌿•✾••┈ 🥀🥀🥀
001.mp3
2.06M
🎙 رابطه صحیح زن و شوهر 🌴 بخش اول ⭕️ احساس مالکیت یا امانت؟ 🔴 آیدی ارتباط با مشاور👇 @Law_z_kh https://eitaa.com/shamimedalat ┈••✾•🌿🌸🌿•✾••┈ 🥀🥀🥀
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 برخی از رفتارهای زن که نقش اقتدارشکنانه برای مرد دارد! 🔴 آیدی ارتباط با مشاور👇 @Law_z_kh https://eitaa.com/shamimedalat ┈••✾•🌿🌸🌿•✾••┈ 🥀🥀🥀
🔴 👇 ✅درخصوص زوجینی که در خارج از کشور هستند از انجایی که طلاق از امور مربوط به احوال شخصیه هست.زوجین باید مطیع قانون کشوری باشند که تابعیت آن را دارند. 🔶بنابراین در خصوص ایرانیان مقیم خارج ، که به دادگاه خانواده دسترسی ندارند بایستی به مراکز اسلامی که جمعیت های مسلمان در آن کشورها جهت رسیدگی به امور و احوال شخصیه مسلمانان تاسیس کرده اند ، مراجعه کنند و در حضور شاهدهای عادل ، صیغه طلاق به طریق شرعی بین زن و شوهری که قصد جدایی دارند جاری و مراتب صورت مجلس شود و به امضای زوجین و حاضرین برسد و مرکز اسلامی مهر و امضا کند ونسخه ای از آن را به زوجین بدهند و زوجین با مراجعه به سفارت نسبت به تایید آن اقدام کنند. 🔶سپس زوج و زوجه به شخصی در ایران وکالت بدن و شخص وکیل با حق توکیل به غیر نسبت به وکالت دادن به وکیل دادگستری اقدام کنه و سپس وکیل دادگستری نسبت به دادخواست تنفیذ رای طلاق اقدام کند و پس از صدور حکم جهت تنفیذ و قطعیت آن در دفاتر ازدواج نسبت به ثبت طلاق اقدام نمایند. https://eitaa.com/shamimedalat ┈••✾•🌿🌸🌿•✾••┈ 🥀🥀🥀