بیانیه تبیینی وزارت کشور در خصوص مسئله حجاب
🔹وزارت کشور ضمن آرزوی قبولی عبادات و طاعات ملّت مؤمن ایران در ماه مبارک رمضان ضمن تأکید مجدد بر رعایت ارزشها و احکام الهی و قانون بر آمده از آن از جمله حجاب اسلامی به استحضار ملت شریف ایران میرساند که هیچگونه عقب نشینی یا تساهل در اصول و احکام دینی و ارزشهای سنتی صورت نگرفته و نخواهد گرفت و حجاب به عنوان یک ضرورت شرعی غیر قابل تردید همواره از اصول عملی جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.
🔹مسئله حجاب در سالهای گذشته یکی از محورهای جنگ شناختی دشمن علیه ملت مظلوم و مقتدر ایران بوده و طرحهای شکست خوردهای نظیر چهارشنبههای سفید، دختران خیابان انقلاب، نه به حجاب اجباری، آزادیهای یواشکی و.. هرگز نتوانست در اراده بانوان و دختران ایرانی در اعتلای شخصیت معنوی و حفظ هویت زن مسلمان خللی پدید آورد.
🔹پروژههای برنامهریزی شده توسط سرویسهای امنیتی با پیشرانی افرادی معلوم الحال و فاسد العقیده از خارج از کشور در آخرین پرده با شعار عوام فریبانه «زن زندگی آزادی» تلاش کرد اهداف شوم خود را در هاله مقدس زنانه مخفی نماید اما پایداری و بصیرت و زمان شناسی ملت بزرگ ایران و خصوصا دختران و زنان قهرمان آن به همگان اثبات نمود که دشمن همچون گذشته درگیر محاسبات غلط ناشی از عدم اشراف بر عمق دلدادگی همه آحاد مردم و خصوصا دختران این سرزمین به احکام الهی و اولیاء دین است.
🔹بر اساس اطلاعات پیدا و پنهان، دشمنان در آشوبهای سال گذشته تلاش کردند حجاب را به موضوعی برای دو قطبی سازی و ایجاد شکافهای عمیق اجتماعی و عاملی برای انفکاک ملت از حاکمیت تبدیل نمایند و در این راه از همه ظرفیت شبکههای اجتماعی خارجی به عنوان بستر تهاجم علیه ذهن و قلب نوجوان و جوان ایرانی به کار بست.
🔹در حالی که برآورد غلط تبهکاران فرهنگی داخلی و خارجی بر رویگردانی بانوان محترم ایرانی از حجاب تمرکز یافته بود، «سیلی» افراد «ضعیف الحجاب» علاوه بر مهابت بانوان محجبه سبب استیلای یأس بر اردوگاه جنگ چند بعدی معاندان ایران اسلامی گردید.
🔹به همین دلیل وزارت کشور بر خود فرض میداند که به احترام همه زنان و دختران ایرانی که در طوفان فتنه ترکیبی دشمن استوار مقاومت کردند و به الگویی از پایداری شناختی برای همه آحاد ملت تبدیل شدند بایستد و ابراز فروتنی نماید.
🔹مطابق آنچه گذشت ذکر سه نکته ضروری است: ۱. مجموعه دولت و وزارت کشور خود را مخاطب مطالبات عموم مردم وفادار ایران در موضوع حجاب دانسته و بر خواسته بر حق ایشان مبنی بر داشتن جامعهای عفیف و با حیا صحه میگذارد و گوشی شنوا و زبانی پاسخگو و بازویی توانمند برای تأمین حقوق مردم بویژه حق زیست عفیفانه به عنوان یکی از حقوق اساسی آحاد ملت میباشد.
🔹این امر در ماههای گذشته و رفتار اکثریت قاطع بانوان ایرانی در حفظ حجاب به وضوح نشان داده شده و بر این اساس مدعای مواجهه متناسب با مظاهر بیعفتی یا بیحجابی دارای مبانی اصیل شرعی، قانونی و انسانی بوده و از باب حقوق عامه مردم به صورت یک موضوع اولویت دار مطمح نظر مسئولان امر میباشد.
🔹۲. تردیدی وجود ندارد که حجاب از پایههای تمدنی ملت ایران بوده و یکی از زیرساختهای بنای حیاتی خانواده میباشد. در حالی که خانواده گرایی و حفظ حریم آن از اصول زیست اجتماعی ایرانیان است میبایست از حریم حجاب و عفاف برای تحکیم بنیان خانواده محافظت نمود و بر تقویت و گسترش آن ملازمت نمود.
🔹۳. از همه مراجع دینی، فرهنگی و اجتماعی تقاضا دارد با حضور مسئولانه خود در میدان، تبیین این موضوع حساس را بر خود فرض دانسته و باب گفتگوی مثبت در امر حجاب را برای همه طیفهای نیازمند به بهرههای فکری و ذهنی بیش از پیش باز نمایند. تردیدی نیست که «اقناع» نسل جوان مؤثرترین راهبرد در بهبود وضعیت حجاب خواهد بود.
🔹در پایان ضمن تأکید بر غیر قابل تردید بودن حجاب از منظر نظامات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کشور خاطر نشان میشود که با توجه به پایبندی اکثریت قاطع بانوان و دختران ایرانی به این امر با تأکید مجدد بر لزوم رعایت حجاب در همه اماکن و معابر عمومی و ضمن اعلام حمایت از همه آمران به معروف و ناهیان از منکر در سراسر کشور، دستگاه محترم قضائی، ضابطان و سایر نهادهای ذیربط نسبت به مواجهه با معدود هنجارشکان اقدام خواهند نمود و اجازه تعدی به حریم و هویت مقدس زن مسلمان ایرانی را نخواهند داد.
السلام علیکِ یا حضرت خدیجه الکبری(س)
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله:
أَیْنَ مِثْلُ خَدِیجَةَ، صَدَّقَتْنِی حِینَ کَذَّبَنِی النَّاسُ وَ وَازَرَتْنِی عَلَی دِینِ اللَّهِ وَ أَعَانَتْنِی عَلَیْهِ بِمَالِهَا إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَنِی أَنْ أُبَشِّرَ خَدِیجَةَ بِبَیْتٍ فِی الْجَنَّةِ مِنْ قَصَبِ الزُّمُرُّدِ لَا صَخَبَ فِیهِ وَ لَا نَصَب.
مثل خدیجه پیدا نخواهد شد. خدیجه در آن هنگام که مردم مرا تکذیب کردند، مرا تصدیق نمود، و مرا با ثروت خود برای پیشرفت دین خدا یاری نمود. خدا به من دستور داد خدیجه را به قصر زمرّدی که در بهشت دارد و هیچ رنج و زحمتی در آن نیست، بشارت دهم.
بحار الأنوار: ج ۴۳، ص ۱۳۱
#ام_المومنین
#سیده_النسوان
#خدیجه_غرّا
#حوزه_علمیه_شهید_مطهری_ره
#وفات_ام_المؤمنین
دور شدم از این و آن، با خودم آشنا شدم
آینه در حجاز بود، عاشق مصطفی شدم
سرمه نمی برم به چین، قند و شکر نمی خرم
نقره و زر نخواستم، صاحب کیمیا شدم
بار شتر گذاشتم، وقف تو هرچه داشتم
دانهء عشق کاشتم، در قفست رها شدم
با تو جرس به هر نفس، مصرع عاشقانه ایست
با تو پر از قصیده ام، با تو غزل سرا شدم
ای که ملول میشوی از نفس فرشتهها
باور من نمی شود، همنفس خدا شدم
سفرهء دل برای من، باز کن آیه ای بخوان
حرف بزن که مَحرمِ زمزمهء حرا شدم
قطرهء من فرات شد، ذرّه ام آفتاب شد
پیش تو سیّدالبشر، سیّدة النّسا شدم
پشت سرت من و علی، قامت عشق بسته ایم
تو همه مقتدا شدی، من همه اقتدا شدم
من به تو دست یاعلی داده ام از صمیم دل
مرگ جدام کرده است از تو اگر جدا شدم
لحظه آخرین غزل، ترس ندارم از اجل
پیرهن تو در بغل، با تو دوباره «ما» شدم
#حضرت_خدیجه
زیارت نامه حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها
بِسْمِ ٱللّهِ ٱلرَّحْمنِ ٱلرَّحِیمِ
السَّلامُ عَلَیْک یا اُمَّ الْمُؤْمِنِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْک یا زَوْجَةَ سَیّـِدِ الْمُرْسَلِینِ، اَلسَّلامُ عَلَیْک یا اُمَّ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ سَیِّدَةِ نِساءِ الْعالَمِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْک یا أَوَّلَ الْمُؤْمِناتِ، اَلسَّلامُ عَلَیْک یا مَنْ أَنْفَقَتْ مالَها فِی نُصْرَةِ سَیِّدِ الاْنْبِیاءِ، وَ نَصَرَتْهُ مَااسْتَطاعَتْ وَدافَعَتْ عَنْهُ الاْعْداءَ، اَلسَّلامُ عَلَیْک یا مَنْ سَلَّمَ عَلَیْها جَبْرَئِیلُ، وَ بلَّغَهَا السَّلامَ مِنَ اللهِ الْجَلِیلِ، فَهَنِیئاً لَک بِما أَوْلاک اللهُ مِنْ فَضْل، وَالسَّلامُ عَلَیْک وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ.
به برکت محبت حضرت مادر، در جوار او آرمید!
خدمت آیت الله دیباجی ارادت داشتم. ارادت ایشان به حضرت خدیجه عجیب بود و می گفت:
«هر وقت مشکلی برایم پیش میآید صد صلوات به روح بلند آن حضرت هدیه میکنم و مشکل بر طرف میشود. »
این اعتقاد راسخ ایشان بود.
آیت الله دیباجی در سفر حج جان به جان آفرین تسلیم کرد. دولت وقت جمهوری اسلامی به امیر مکه نامه نوشت و از او خواست اجازه دهند و در قبرستان ابوطالب علیه السلام دفن شود. امام جماعت مسجدالحرام با آن جمعیت انبوه، نماز بر پیکر او خواند و سپس در قبرستان ابوطالب(ع) در کنار قبر حضرت خدیجه(س) به خاک سپرده شد.
میشد او را در گوشه قبرستان به خاک بسپارند ولی او را در کنار مزار آن بانوی بزرگ اسلام به خاک سپردند، عجب توفیقی!
منبع: سیره فرزانگان
حجت الاسلام سید حسن احمدی اصفهانی:
مرحوم آیت الله سید حسن دیباجی رضوان الله علیه همیشه در نماز صلوات فاطمی را قرائت می کردند و به آن «اُمِّها» را اضافه می نمودند و معتقد بود و همیشه این گونه صلوات: «"اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بنیها (و اُمِّها) بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِه عِلْمُکَ"» می فرستادند!
🔹به نیابت از آیت الله سید حسن دیباجی ره به پیشگاه با کرامت و مادرانه خدیجه کبری سلام الله علیها، صلواتی هدیه بفرمائید.
پاسدار رشید اسلام میلاد حیدری که در حمله جنایتکارانه سحرگاه دیروز رژیم صهیونیستی به حومه دمشق به شهادت رسید!
هدیه به ایشان و ارواح طیبه همه ی شهدا
#الفاتحه_مع_الصلوات
🔴 ماجرای خواندنی دعای شهید مطهری برای راننده بداخلاق اتوبوس!
🔹در ایامی که در قم بودیم، تازه این شرکتهای مسافربری راه افتاده بود. به قصد مشهد سوار شدم. بعد از مدتی احساس کردم راننده اتوبوس نسبت به شخص من که معمّم هستم، یک حالت بغض و نفرتی دارد. نه من او را می شناختم و نه او مرا می شناخت. در ورامین که توقف کرد، وقتی خواستم از او بپرسم که چقدر توقف می کنید، با یک خشونتی مرا رد کرد که دیگر تا مشهد جرأت نکنم یک کلمه با او حرف بزنم!
🔹پیش خودم توجیهی کردم، گفتم لابد مسلمان نیست، مادّی است، یهودی است. آن طرف سمنان که رسیدیم، من وقتی رفتم وضو بگیرم تا نماز بخوانم، همین راننده را دیدم که دارد پاهایش را می شوید. مراقب او بودم، دیدم بعد وضو گرفت و نماز خواند. حیرت کردم: این که مسلمان و نمازخوان است! ولی رابطه اش با من همان بود که بود.
🔹شب شد. پشت سر من دو تا دانشجوی تربتی بودند. آنها هم می خواستند ایام تعطیلات بروند خراسان (تربت). او برعکس، هرچه که نسبت به من اظهار تنفر و خشونت داشت، نسبت به آنها مهربانی می کرد. شب از یکی از آنها خواهش کرد که بیاید کنارش با هم صحبت کنند تا خوابش نبرد. او هم رفت. دیدم این راننده دارد سرگذشت خودش را برای آن دانشجو می گوید. من هم به دقت گوش می کردم که بشنوم. اولًا از مردم مشهد گفت که از آنهایشان که با آخوندها ارتباط دارند بدم می آید. گفت: خلاصه این را بدان که در میان همه فامیل من، تنها کسی که راننده است منم. باقی دیگر، دکتر و مهندس و تاجر و افسر هستند.
🔹من سرگذشتی دارم. پدر من آدم مسلمان و بسیار متدینی بود. من بچه بودم، مرا به دبستان فرستاد. پیشنماز محلّه از این مطلب خبردار شد، آمد پیش پدرم گفت: تو بچه ات را به مدرسه فرستاده ای؟! ای وای! مگر نمی دانی که اگر بچه ات به مدرسه برود لامذهب می شود؟ پدر من هم از بس آدم عوامی بود، این حرف را باور کرد و دیگر نگذاشت دنبال درس بروم. یک روز بعد از اینکه زن و بچه پیدا کردم فهمیدم که اصلًا من سواد ندارم.
🔹معمّا برای من حل شد که این آدم، بیچاره خودش مسلمان است ولی خودش را بدبختِ صنفِ من می داند، می گوید: این عمامه به سرها هستند که ما را بدبخت کردند.
🔹این یک جور نهی از منکر است، یعنی رماندن، بدبخت کردن مردم و دشمن ساختن مردم با دین و روحانیت. بعد من پیش خود گفتم: خدا پدرش را بیامرزد که فقط با آخوندها دشمن است، با اسلام دشمن نشد؛ باز نمازش را می خواند، روزه اش را می گیرد، به زیارت امام رضا(ع) می رود.
📙 کتاب حماسه حسینی، ج1، ص8-236 (با اندک تلخیص)
✳️ گاهی یک ارتباط می تواند در طول زندگی فرد تاثیر گذارد. پس مراقب ارتباطات ، تعاملات و سخنان خود باشیم.
ای بسا با قصد انجام تکلیف(و شاید راهنمایی و هدایت)، رفتاری داشته و یا حرفی بزنیم؛ اما رفتار یا گفتار، به باورهای فرد، آسیبهایی وارد میکند که شاید بعدها قابل جبران نباشد.
در ارتباط با دیگران مسئولیم.
@ertebatmoaserdini
#ارتباط_موثر
#همدلی
#اخلاق_معاشرت
.
هدایت شده از نکات و تمثیلات آیت الله حائری شیرازی
🔹آیت الله حائری شیرازی🔹
🔸مدیریت از بیرون🔸
پهلوانی، بزغالهای را بغل میکند و صد متر راه میبرد. پس از طی راه، هم خودش و هم بزغاله خسته میشوند و کار نیز تعطیل میگردد.
اما گاهی به جای پهلوان، یک بچۀ 8 ساله، دو هزار گوسفند را از شهری به شهر دیگر راه میبرد بدون اینکه خودش و آنها خسته شوند!
بغل کردن یعنی #مدیریت_از_بیرون که دستاورد غرب است و بهترین مثال آن «حضور و غیاب» است که امروزه در حوزه، دانشگاه و آموزش و پرورش صورت میگیرد.
اگر به آنها بگویند فردا درس تعطیل است، همه خوشحال میشوند. چون حس زندانی بودن میکنند، چون از بیرون مدیریت میشوند.
اسلام به #مدیریت_از_درون معتقد است، به همپا راه رفتن نه #بغل_کردن.
@haerishirazi
#المراقبه
اندک اندک ، به پایان سال نزدیک می گردیم !
سال معنوی ، سال حقیقی !
و شب قدر ، مقدرات هر کسی رقم می خورد !
فرصت کمی مانده برای توبه، انابه و بازگشت !
و خدا آنقدر مهربان است و مشتاق بازگشت بندگان ، که هرگز نمی پرسد الآن چرا ؟!
الآن که همه جوانیت را صرف آرزوهایت کردی و
برای رضایت مردم ، تلاش کردی و
جایزه ها و تشویق های انسانها، به وجودت آرامش دادو
با خاطری آرام ، از رضایت مردم ، سر به بالین گذاشتی ،
در حالی که از خدایت بی خبر بودی ،
که راضی هست یا نه ؟!
الآن چرا که همه نیروها و توان و قدرتت ، به تحلیل رفته است و دچار ضعف و ناتوانی شده ای ! روزه را به سختی می گیری ، نماز را با پا درد میخوانی و برای خواندن قرآن به عینک نیاز داری ؟!
الآن چرا که ، بهترین وقت عمر و زندگیت (جوانی) ، را صرف تمایلاتت کرده ای و اکنون ، بدترین آن را ،
در خانه ی خدا آورده ای !
خدایا !
من فرعون نبوده ام که ادعای خدایی کنم ! که تو در جواب توبه اش ، چنین گفتی :
آلْآنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ(یونس/91)
نمرود هم نبوده ام که از بالاترین مکان، بسویت تیر پرتاب کنم، سامری هم نبوده ام که ، مردم را به بت پرستی بخوانم ،
من گمراهی بودم که ، گمان کردم بندگیت را می کنم ، اما چنین نبود!
گمان کردم همه مسیر زندگیم را ، به سوی تو گام بر می دارم ، اما خطا کرده بودم!
حال فرصت گذشته ،
توانم رفته ،
عمرم رو به پایان ،
و دستم خالی ،
هر چند عذری ندارم ، اما هرگز از رحمت بی پایانت ناامید نیستم !
از آن روزی که ما را آفریدی
به غیر از معصیت چیزی ندیدی
خداوندا بحق هشت و چارت (۱۲ امام)
زما بگذر شتر دیدی ندیدی!
#المراقبه
تمام عمر را با توقع ، زندگی کردیم!
خوبی کردیم، منتظر پاداش شدیم!
عبادت کردیم ، منتظر جایزه شدیم!
گذشت کردیم، منتظر معجزه شدیم!
دعا کردیم ، منتظر اجابت شدیم !
بزرگی می گفت :
تو نیکی کن و فراموشش کن !
نه اینکه در دجله بیندازی که در بیابان به تو باز پس دهد!
نیکی خودت را فراموش کن !
لقمان حکیم فرموده : انسان به فراموشی دو چیز و تذکر دو چیز نیازمند است !
فراموشی خوبی خود و بدی دیگران و
یاد خدا و مرگ !
اما وارونه عمل می کند !! خوبی خود و بدی دیگران را مدام یاد می کند و خدا و مرگ را فراموش می کند!
خدایا ! توفیق این غفلت ممدوح را به ما عطا فرما !