#هفته_وحدت_گرامی_باد
در طول تاریخ ، علماء و بزرگان دین بر وحدت مسلمین و تاکید بر مساله تقریب اهتمام و اصرار زیادی داشتنه اند.
از همین رو به دو نمونه از آن موارد که حضرت آیت الله العظمی شبیری زنجانی (دام ظله ) بدان متذکر شده اند را یادآوری می کنیم:
1-اصرار میرزای شیرازی بر وحدت مسلمین
از جمله چیزهایی که همه قبول دارند و مورد اختلاف نیست، «نبوغ عقلی» میرزای شیرزای است و راجع به این موضوع قضایای خیلی زیادی منقول است؛ مثلاً یک وقت (در سامرا) بین شیعه و سنی اختلاف شدیدی می شود و فی الجمله کشتاری هم اتفاق می افتد و به صورتی اوضاع آشفته بود که مرحوم آقای مجتهدی تبریزی از قول حاج شیخ عبدالکریم حائری نقل می کرد که ایشان می گفتند: یک باری در سرداب بود که قرار بود بالا بیاورند تا به جای دیگری منتقل شود، هر چه به یکی از حمال های سامره گفتیم: « برو این بار را بیاور بالا»، حاضر نشد و می ترسید که اگر به سرداب برود، گرفتار شود و او را بکشند.
خلاصه اوضاع در آن زمان این قدر آشفته بوده است. از طرف انگلیسی ها پیش میرزا می آیند و برای کمک به ایشان می گویند که« هر چه امر می فرمایید در اختیار شما قرار می دهیم و از شما اطاعت می کنیم، میرزا می فرماید:« بحث ما یک بحث داخلی خانوادگی است، دو تا برادر با هم مسائلی دارند. این صحیح نیست که غیر بیاید مداخله بکند. خود ما حل می کنیم و مسئله ای نیست که شما بخواهید دخالت کنید.»
خلاصه به اینها، رو نمی دهد. همین مسئله به سلطان عثمانی می رسد. او هم اطلاع می دهد که «میرزا هر امری که در این باره دارد، مطاع است و طبق دستور او عمل کنید.»
@shamimemalakut
#هفته_وحدت_گرامی_باد
2-اهتمام علماء بر حراست از مسئله تقریب
میرزا مرد خیلی باهوش و چیز فهم عجیب و غریبی بود. حاج شیخ عبدالکریم حائری نقل می کرد که در اواخر که ریاست میرزا خیلی بالا گرفته بود، دسترسی به ایشان مشکل بود؛ چون مراجعه زیاد بود.
خوب سنشان هم بالا بود؛ گرفتاری هم زیاد؛ لذا برای اینکه خیلی ها علاقه داشتند میرزا را ملاقات کنند، هر چند روزی یک مرتبه، اذن دیدار عمومی می داد که اشخاص بتوانند بیایند و میرزا را زیارت کنند. در یکی از این ملاقات های عمومی که اشخاص می آمدند برای زیارت، میبینند که نظر میرزا به شخص معینی معطوف است.
هر چند اشخاص جلو میآیند و بعد از دستبوسی میرزا میروند، باز هم توجه میرزا به همین شخص و همان نقطه است؛ تا اینکه بالأخره نوبت به آن شخص مورد نظر میرسد. او میآید دست میرزا را میبوسد.
میرزا از او سؤال میکند که مثلاً اهل کجایی؟
میگوید: اهل کربلا. میپرسد: برای چه اینجا آمدهای؟ من به شما حکم میکنم که همین حالا مراجعت کنید به کربلا، و شهریه و حقوقی هم که در اینجا به طلبهها داده میشود، در کربلا به شما داده میشود، و همین حالا برگردید.
میرزا نوکرش را صدا می زند و به او می گوید: قطار کی حرکت میکند؟
میگوید: مثلاً نیم ساعت دیگر.
میفرماید: این اقا را الآن ببرید پای قطار و آنجا باشید تا ایشان مشرف بشوند کربلا، و بعد مراجعه کنید.
نیم ساعت بعد، یک ساعت بعد میرزا مرتب می پرسد: خادم نیامد؟ و همین طور منتظر بوده و دقیقه شماری میکرده که خادم برگردد. بالأخره خادم برمیگردد.
میرزا میگوید: « او را راه انداختی؟» میگوید: بله. میگوید:«خودت آنجا بودی موقع حرکت قطار»
میگوید: بله. میگوید:« قطعی شد حرکتش؟»میگوید: بله.
میرزا خیلی استنطاق میکند تا قطعی شود که آن شخص به کربلا برگشته است.
بعداً بعضی از اصحاب ایشان می پرسند: چرا این شخص را با این اهتمام به کربلا برگرداندید؟ میرزا میفرماید: از خصوصیات قیافه این شخص فهمیدم که اگر او در اینجا بماند، کار دست ما میدهد و از آن لعنهای کذایی میخواند، و ما که زحمت کشیدیم و مشکل اختلاف بین شیعه و سنی را به زحمت حل کردیم، او با یک عملش ممکن است این زحمات را از بین ببرد، یک لعن در حرم بخواند و تمام این زحمات به هدر برود.
@shamimemalakut
#قرآن
#امام_خمینی
نجف که بودیم آقا چشمشان ناراحت شده بود.
دکتر آمد و چشم ایشان را دید و گفت که شما چند روز قرآن نخوانید و استراحت کنید، امام یکدفعه خندیدند و گفتند: «دکتر من چشمم را برای قرآن خواندن میخواهم. چه فایدهای دارد اگر چشم داشته باشم و قرآن نخوانم. شما یک کاری بکنید که من قرآن بخوانم.»
#خلوتی_با_خویش، ص۴۳.
@shamimemalakut
#اغتنام_فرصت
🔸آیت الله العظمی روحانی که با ایشان خیلی مأنوس و شاگرد ایشان بودند نقل میفرمودند:
.
🔸آیت الله العظمی خوئی به من فرمودند من اوائل از قرآن همان تعداد آیات احکام را حفظ بودم که در فقه سر و کار داشتم...
.
🔸اما بعدا دیدم روزی دو بار صبح و عصر، مسیر کوفه تا نجف را از منزل تا دفتر برای تدریس و نماز طی میکنم؛ چهار مرتبه این فاصله ده تا پانزده دقیقه را میروم و برمیگردم!
.
🔸با خودم فکر کردم چرا وقت من تلف بشود؟! لذا در طول مسیر کوفه تا نجف شروع به حفظ قرآن کردم و تا به حال یک سوم قرآن را حفظ کردهام .
@shamimemalakut
#خیرات_ماندگار
#باقیات_صالحات
فرد متموّلی وصیت کرده بود که هر شب جمعه ، فرزندانش چند جعبه میوه گرفته و آن را بین مریض های بستری در بیمارستان که غریب و بیکس هستند و ملاقات کننده ای ندارند ، پخش کنند!
وقتی من چند روز بعنوان همراه بیمار در بیمارستان بودم، خانمی که ملاقات کننده نداشت، در ساعت ملاقات ، ملحفه را روی سرش می کشید و تا آخر ساعت ملاقات ، زیر ملحفه می ماند!
@shamimemalakut
#خیرات_ماندگار
#باقیات_صالحات
در ابتکاری نو امام جماعت یک مسجد در تهران اقدام به راه اندازی طرح خیرات کتاب کرده است.
این امام جماعت گفت: ما مدت ها بود دو موضوع را دنبال می کردیم؛ یکی اینکه چه کار کنیم که آمار کتابخوانی و سرانه مطالعه بالا برود. موضوع دیگر این بود که مردم برای امواتشان معمولاً مواردی را خیرات میکنند مثل گل و اطعام و شیرینی و امثالهم که گاهی اوقات هم زیاد مثمر ثمر نیست و من بارها دیده ام که مثلاً 20 میلیون تومان خرج گل میکنند و بعد هم گل ها را دور می ریزند.
لذا ما بهتر دیدیم که مردم سرمایه گذاریهایشان را ببرند به سمت خیرات کتاب.
وی افزود: در همین راستا طرح خیرات کتاب را راه اندازی کردیم با این هدف که خیرات اموات را به سوی اقدامات فرهنگی عام المنفعه کتاب و کتابخوانی، تهیه و توزیع کتاب ساماندهی و هدفمند کنیم.
از زمان آغاز طرح، عده ای از مردم به ما پول می دادند و یا به حسابمان واریز می کردند و خودمان هم صندوق هایی گذاشته ایم که وجوهات آنها جمع می شود و بعداً هم ما آمدیم در مناسبت های مختلف مثلاً ایام اعتکاف و بنا به وصیت خود اموات، بین معتکفین پخش کردیم و یا در نقاطی دورافتاده از استان فارس، قرآن آموزانی بودند که حتی 10 هزار تومان پول برای خرید قرآن نداشتند که بخوانند و بیاموزند. ما در سال گذشته از پول صاحبان اموات 500 جلد قرآن تهیه کردیم و به این عزیزان دادیم.
وی ادامه داد: ما با برخی اماکن تحت نظر بهزیستی و حتی باشگاه های ورزشی هم ارتباط برقرار کردهایم که کتاب هایی که از این طریق تهیه می شود، به آنها داده شود. در روزهای سال نو در یکی از باشگاه ها حضور یافتیم و کتاب «هیچکس به من گفت» را که کتابی است پیرامون وجود مقدس امام زمان (عج) به آنها هدیه کردیم.
ما در قالب طرح خیرات کتاب، تا الان بالغ بر 10 هزار جلد کتاب توزیع کرده ایم
و به دنبال این هستیم که واسطه ای شویم ببین خیرین و مراکزی که نیاز به کتاب دارند.
@shamimemalakut