447.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌸تقدیم با بهترین آرزوها
💞الهی
🌸چشمانتون از
🍀هرچه زیبایی لبریز
💞دلتون ازهر
🌸چه تازگی مملو
💞وجودتون از هر
🌸چه ناملایمات مصون
💞ونگاه خدا بربام
🌸زندگیتون گسترده باشه
💞آخر هفته تون زیبا
#دعا_درمانی
#افزایش_عشق_و_محبت_معشوق🍃🌹
👈به جهت عشق و محبت هر شخص این ختم را ۵۰۰ بار بر شیرینی بخواند در شب جمعه یا یک شنبه یا شب چهارشنبه بخواند و بدمد و بخوراند آنکس عاشق و شیفته او شود😋
《بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ》
✨قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اَجِب یا جَبرائیلُ اللَّهُ الصَّمَدُ اَجِب یا میکائیلُ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ اَجِب یا اِسرافیلُ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ اَجِب یا عِزرائیل✨
👌بعد بگوید:
فلان بنت فلان شیفته و دیوانه شده بیاید بر من که فلان بن فلانم.
📒منبع: تحفة الاسرار ص ۳۲۷
http://eitaa.com/joinchat/815792139C7badb43017
#ذڪرهاےگرـღـگشا⬆️⬆️⬆️
#نمازحاجت_بسیارمجرب
#حاجات_صعب_که_امیدی_به_اجابتش_ندارید
📢نمازحاجت روزپنجشنبه
به توصیه آیتالله بهجت قدسسره
🔷آیتالله بهجت قدسسره اطرافیان وشاگردان خود رابسیار به خواندن نماز روز پنجشنبه توصیه میکردند ومیفرمودند:«آیتالله سید مرتضی کشمیری هر وقت این نماز را میخواند، هدیهای برای او میرسید».
📃شیوه خواندن نماز از کتاب جمالالاسبوع سیدبنطاووس
چهار رکعت (دو نماز دورکعتی)
1⃣در رکعت اول بعد ازحمد ۱۱بار سورۀ توحید
2⃣در رکعت دوم بعد ازحمد۲۱بار سورۀ توحید
3⃣در رکعت سوم بعد ازحمد۳۱بار سورۀ توحید
4⃣در رکعت چهارم بعد ازحمد۴۱بار سورۀ توحید
5⃣بعد ازسلام نمازدوم۵۱بار سورۀ توحید
6⃣و ۵۱بار«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍوَ آلِ مُحَمَّد» رابخواند
7⃣وسپس به سجده برود و۱۰۰بار«یاالله یاالله» بگویدوهرچه میخواهدازخدادرخواست کند.
✅پیامبراکرم ص فرمود:
اگر ازخدا بخواهدکه #کوهی_رانابودکندکوه نابودمیشود؛
#نزول_باران رابخواهد بهیقین باران نازل میشود؛
هماناهیچچیز مانع میان او وخداوندنیست؛
خداوندمتعال برکسی که این نماز رابخواند #وحاجتش_را_ازخدانخواهدغضب_میکند.
برگرفته از کتاب📚 #بهجت_الدعا
http://eitaa.com/joinchat/815792139C7badb43017
#ذڪرهاےگرـღـگشا⬆️⬆️⬆️
○°●•○•♡◇♡°○°●°○
{داستان دنباله داراز سرنوشت واقعی}
📝 #فرار_از_جهنم 📝
#قسمت_شصت_و_یک : ✍تو کی هستی
💐از خواب پریدم ... گلوم به شدت می سوخت و درد می کرد ... رفتم به صورتم آب بزنم که اینو دیدم ... .
گریه اش شدت گرفت ... رد دستش دور گلوم سوخته بود ... مثل پوستی که آهن گداخته بهش چسبونده باشن ...
💐جای انگشت ها و کف دست کشیده ای، روی پوستش سوخته بود ... .جلوی همه خودش رو پرت کرد روی دست و پای من ... قسم می داد ببخشمش ... .
💐حاج آقا بلند شد خطبه نماز جمعه رو بخونه ... بسم الله الرحمن الرحیم ... ان اکرمکم عندالله اتقکم ... به راستی که عزیزترین شما در نزد خدا، باتقواترین شماست ... و صدای گریه جمع بلند شد ...
💐این بار توی مراسم خواستگاری، حاج آقا هم باهام اومد ... خواسته بودم چیزی در مورد علت اون اتفاق به حسنا نگن... نمی خواستم روی تصمیمش تاثیر بزاره ... حقیقت این بود که خدا به من لطف داشت اما من لایق این لطف نبودم...
💐رفتیم توی حیاط تا با هم صحبت کنیم ... واقعا برام سخت بود اما اون حق داشت که بدونه ... .
همه چیز رو خلاصه براش گفتم ... از خانواده ام، سرگذشتم، زندان رفتنم و ...حرفم که تموم شد هنوز سرش پایین بود ...
💐بدجور چهره اش گرفته بود ... سکوت عمیقی بین ما حاکم شد ... اونقدر عمیق و طولانی که کم کم داشت گریه ام می گرفت ...
سرش رو آورد بالا و گفت: الان کی هستید؟ ... یه تعمیرکار که داره درس می خونه بره دانشگاه ... سرم رو پایین انداختم و ادامه دادم ... البته هنوز دبیرستان رو تموم نکردم ...
💐- خانواده انتخاب ما نیست ... پدر و مادر انتخاب ما نیست ... خودتون کی هستید؟ ... الان کی هستید؟ ... .
تازه متوجه منظورش شدم ... یه نفر که سعی می کنه، بنده خدا باشه و تمام تلاشش رو می کنه تا درست زندگی کنه ...
💐دوباره مکثی کرد و گفت: تا وقتی که این آدم، تلاشش رو می کنه؛ جواب منم مثبته ...
از خوشحالی گریه ام گرفته بود ... قرار شد یه مراسم ساده توی مسجد بگیریم و بعدش بریم ماه عسل ... من پول زیادی نداشتم ... البته این پیشنهاد حسنا بود ...
💐چند روز بعد داشتیم لیست دعوت می نوشتیم ... مادر حسنا واقعا خانم مهربانی بود ... همین طور که مشغول بودیم یا تعجب پرسید: شما جز حاج آقا و خانواده اش، و خانواده حنیف هیچ دعوتی دیگه ای نداری؟ ...
○°●•○•°♡◇♡°○°●°○
{داستان دنباله داراز سرنوشت واقعی}
📝 #فرار_از_جهنم 📝
#قسمت_شصت_و_دو :✍ مادر
💐برای اولین بار، بعد از 17سال، یاد مادرم افتادم ... اون شب، تمام مدت چهره اش جلوی چشمم بود ...
پیداش کردم ... 60 سالش شده بود اما چهره اش خیلی پیر نشونش می داد ... کنار خیابون گدایی می کرد ...
💐با دیدنش، تمام خاطراتم تکرار شد ... مادری که هرگز دست نوازش به سرم نکشیده بود ... یک بار تولدم رو بهم تبریک نگفته بود ... یک غذای گرم برای من درست نکرده بود ... حالا دیگه حتی من رو به یاد هم نداشت ...
💐اونقدر مشروب خورده بود که مغزش از بین رفته بود ... .
تا فهمید دارم نگاهش می کنم از جا بلند شد و با سرعت اومد طرفم ... لباسم رو گرفت و گفت ... پسر جوون، یه کمکی بهم بکن ... نگام نکن الان زشتم یه زمانی برای خودم قشنگ بودم ...
💐اینها رو می گفت و برام ادا در میاورد تا نظرم رو جلب کنه و بهش کمک کنم ... .
به زحمت می تونستم نگاهش کنم ... بغض و درد راه گلوم رو گرفته بود ... به خودم گفتم: تو یه احمقی استنلی، با خودت چی فکر کردی که اومدی دنبالش ... .
💐اومدم برم دوباره لباسم رو چسبید ... لباسم رو از توی مشتش بیرون کشیدم و یه 10 دلاری بهش دادم ... از خوشحالی بالا و پایین می پرید و تشکر می کرد ... .
گریه ام گرفته بود ...
💐هنوز چند قدمی ازش دور نشده بودم که یاد آیه قرآن افتادم ... و به پدر و مادر خود نیکی کنید ... همون جا نشستم کنار خیابون ... سرم رو گرفته بودم توی دست هام و با صدای بلند گریه می کردم ... .
💐اومد طرفم ... روی سرم دست می کشید و می گفت: پسر قشنگ چرا گریه می کنی؟ گریه نکن. گریه نکن ...
سرم رو آوردم بالا ... زل زدم توی چشم هاش ... چقدر گذشت؛ نمی دونم ... بلند شدم دستش رو گرفتم و گفتم: می خوای ببرمت یه جای خوب؟
○°●○°•°♡◇♡°○°●°○
#حدیث_روز
🌹امام حسن عسکری(ع):
هر كس فردى را كه استحقاق ستايش ندارد بستايد، خود را در مقام اتهام و بدگمانى قرار داده است.
📚 أعلام الدين: 313
〰➿〰➿〰➿
💠امام عسکری(علیه السلام):
📛 همه پلیدی ها در یک خانه نهاده
شده است و #کلید آن🗝 #دروغ قرارداده شده است❗️
📚الدره الباهره،ص۴۳
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
هدایت شده از داستان های آموزنده ،بهلول عاقل ضرب المثل
🌸لبخندی کوچک و یـا
💜کلامی زیبا می تواند
🌸قـلبـی را لـمـس کـنـد
💜یـا دلی را شــاد کـنـد
🌸هیـچکس خـوشحـال
💜به دنـیـا نـیـامده اسـت
🌸امـا همه مـا بـا تـوانـایـی
💜خلق شادی به دنیا آمدهایم
🌸بیاییم باهم مهربان باشیم
💜و شـــادی بـیـافـریـنـیـم
🌷عصرتون بخیر دل مهربونتون شاد
🍩☕️🍵🍰
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
هدایت شده از خانواده بهشتی
#همسرانه
💠 هیچ وقت وارد #گذشتهی همسرت نشو و زیر و روش نکن، حتی اگر عاشقش هستی!
💠 زیباترین باغچه را هم که بیل بزنی، حداقل یه کرم توش پیدا میکنی...!
💠 و این یعنی زمینهی نفوذ #شیطان در رابطه صمیمی شما!
🍃❤️
@zendegiasheghaneh
@shamimrezvan
هدایت شده از خانواده بهشتی
#تربیت_فرزند
🌸✨ امام رضا ؏ ؛
فرزندت را نزن و برای ادب کردنش
از او قهر کن ولی مواظب باش
قهرت طول نکشد و هرچه
زودتر آشتی کن✨
📚بحار الانوار۲۳/۱۱۴
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
🔸مرد فقیرى بود که همسرش کره مى ساخت. زن کره ها را به شکل قالبهای یک کیلویى میساخت و مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و مایحتاج خانه را مى خرید.
🔹روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و آنها را وزن کرد. اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود.
او عصبانى شد و به مرد فقیر گفت: دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است!
🔸مرد فقیر سرش را پایین انداخت و گفت: ما ترازویی نداریم. چندی قبل یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن را به عنوان وزنه قرار میدادیم.
http://eitaa.com/joinchat/3144482825C235a600727
#داستان_وضرب_المثل_وسخن_بزرگان👆