جانا به غریبستان چندین به چه میمانی / بازآ تو از این غربت تا چند پریشانی
عزیزم توی این جای غریب تا کی میخوایی بمونی؟
از این غربت برگرد، تا کی باید سرگردون و پریشون باشی اخه؟
صد نامه فرستادم صد راه نشان دادم / یا راه نمیدانی یا نامه نمیخوانی
این بیت که معلومه هیچی🐸
گر نامه نمیخوانی خود نامه تورا خوانَد / ور راه نمیدانی در پنجه ره دانی
اگه نامه رو نمیخونی نامه تورو میخونه
و اگه راهو بلد نیستی راه خودش تورو پیدا میکنه
بازآ که در آن محبس قدر تو نداند کَس / با سنگ دلان منشین چون گوهر این کانی
برگرد چون تو این زندان کسی قدر تورو نمیدونه
تو که انقد خوشگل و ناز و بلایی مثل یه سنگِ ارزشمندی چرا با سنگدلا میشنی آخه فداتبشم من🥺