هدایت شده از طهور
💠 ابا عبدالله
🗂 گفتاری از استاد حسینی شاهرودی
🔹 قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ، عَزِيزٌ عَلَيَ، ثُمَّ بَكَى
🔹 این تعبیرها که درباره امام حسین علیه الصلات و السلام وارد شده، نشاندهندهی این است که پیامبر و دیگر خاندان پیامبر علیهم الصلات و السلام برای آینده زمینهسازی میکنند. چون حوادث و رخدادهایی اتفاق میافتد که اصل اسلام در معرض خطر قرار میگیرد. بنابراین مردم باید بدانند هرجا که امام حسین بود، چه اهل قیام بود، چه اهل قعود، این شخصیت، یک شخصیت ویژه است و برای حفظ اسلام از آن حضرت حمایت کنند.
🔹 نکتهی دیگر این است که بالاخره تبلیغات بسیار زشت و نازیبایی علیه خاندان پیامبر انجام میدهند، بهگونهای که بسا شرایط زمانهای تیره و تار شود و مردم نتوانند حق را از باطل تشخیص دهند. اینگونه زمینهچینیها برای آینده امر لازم و ضروری است. چنانکه در مورد عمار فرمود فئه باغیه تو را خواهند کشت یا در مورد برخی از اصحاب فرمود که اینها مانند ستاره میمانند. اگرچه در این موارد بخشی از حقیقت را بیان کرده، ولی اینها زمینهسازی برای آینده است. این بخش خیلی مورد نظر نیست، چراکه بسیار گفته شده و روشن است.
🔹 بخش دیگر که البته اختصاص به امام حسین علیه الصلات و السلام ندارد و هریک از خاندان پیامبر که متصف به طهارت ذاتی باشند، یعنی مصداق آیه تطهیر باشند، این گفتار بر آنها صادق است، این است که عالیترین مرتبه قرب به خدای متعال، مرتبه عبودیت است. چنانکه در تشهد نماز شهادت میدهیم که پیامبر عبد خدای متعال است و این عالیترین مرتبهای است که انسانها میتوانند بفهمند و ادراک کنند.
🔹 این مرتبه اختصاص به پیامبر و خاندان پیامبر ندارد، بلکه انبیای دیگر نیز همینگونه هستند؛ چنانکه حضرت عیسی علیه الصلات و السلام بعد از تولد میگوید «انی عبدالله آتانی الکتاب و جعلنی نبیاً» (مریم، 30) و حق مطلب این است که عبودیت در آن زمان تحقق پیدا کرده، نه اینکه چون مضارع متحقق الوقوع است، به شکل ماضی آمده. برخی از بندگان خدای متعال در بدو تولد تمام سیر صعودی خود را طی میکنند. برخی سیر صعودی اهل بدایت را طی میکنند و در آغاز سیر اهل نهایت قرار میگیرند و برخی سیر اهل نهایت را هم طی میکنند که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و خاندان مطهرش که مصداق آیه تطهیر هستند و گناهان گذشته و آینده آنها بخشیده شده، سیر اهل نهایت را هم طی میکنند. به همین خاطر است که مقام آنها مقام عبودیت نیست، بلکه مقامی که خلق میتوانند بفهمند، مقام عبودیت است. مقام آنها فوق عبودیت است.
🔹تعبیر دیگر، مقام آنها مقام عبداللهی نیست، مقام اباعبداللهی است. یعنی تمام عبودیت از این خاندان برمیخیزد. یعنی هر کس به مقام عبودیت خدای متعال میرسد، بهوسیله و با استناد و اتصال به این خاندان میرسد. نه اینکه مقام عبودیت اختصاص به خاندان پیامبر دارد، بلکه هرکس که به مقام عبودیت میرسد با استناد، توسل، تمسک، تشبه و شفاعت خاندان پیامبر میرسد.
🔹 پس فرق میان خاندان پیامبر و دیگر انبیا در این است که دیگر انبیا در آغاز به مرتبه عبودیت میرسیدند، ورودشان در جهان طبیعت با خروجشان برابر است، ولی خاندان پیامبر به مقام ابوت عبودیت میرسند. یعنی اینکه هرکس که در جهان طبیعت میآید و ورودش با خروجش برابر است، با استناد و توسل و استشفاع به خاندان پیامبر است که میتواند ورود و خروجش به جهان طبیعت برابر باشد و مکث در جهنم نداشته باشد.
🔹 در برخی از موارد مانند امام حسین که گفته شده، این امر آشکار شده که به این دلیل است که مردم بیشتر بفهمند و از این مرتبه و مقام و این فیض و منت الهی استفاده کنند و الا تک تک خاندان پیامبر بدون استثناء همه اباعبدالله هستند، نه عبدالله. عبدالله مربوط به کسانی است که بهتبع دیگران به مقام عبودیت میرسند. اما مرتبه اباعبداللهی، یعنی مرتبه ابوت برای عبودیت و مربوط به کسانی است که نهفقط به عبودیت میرسند، بلکه استقلالاً، ذاتاً و اصالتاً، نه به صورت عرضی و تبعی اولاً به عبودیت میرسند و ثانیاً دیگران هم به واسطه آنها میرسند.
🔹 عنوان اباعبدالله برای خاندان پیامبر، مانند عنوان قیوم برای خدای متعال است. همچنانکه موجودات قائم هستند، ولی قائم به غیر و تنها موجودی که القائم بذاته و المقوم لغیره است، خدای متعال است، تنها موجودی که عبودیت او ذاتی است و همه عبودیتها به او متصل و ملحق میشود یا از آنها برمیخیزد و ایجاد میشود، خاندان پیامبر علیهم الصلات و السلام هستند و برحسب اذکار و روایات و مأثورات، امام حسین علیه الصلات و السلام.
کانال طهور
@sharabetahour
هدایت شده از طهور
💠 ابوالفضل؛ معیار فضیلت
📝 گفتاری از استاد حسینی شاهرودی به مناسبت سالروز ولادت حضرت ابوالفضل علیه الصلات و السلام
🔊 صوت در ادامه🔽🔽
کانال طهور
@sharabetahour
طهور
💠 ابوالفضل؛ معیار فضیلت 📝 گفتاری از استاد حسینی شاهرودی به مناسبت سالروز ولادت حضرت ابوالفضل علیه ال
💠 ابوالفضل (صلوات الله و سلامه علیه)؛ معیار فضیلت
📝 گفتاری از استاد حسینی شاهرودی به مناسبت سالروز ولادت حضرت ابوالفضل علیه الصلات و السلام
🔹هر کدام از خاندان پیامبر علیهم الصلات و السلام با توجه به شرایط اجتماعی، سیاسی، زمان و مانند آن یکی از کمالات آنها در دید مخاطب ظهور بیشتری پیدا میکند. بنابراین آن حضرت را به اسم یا کنیه و لقب خاصی میشناسند. وقتی که یکی از خاندان پیامبر علیهم الصلات و السلام چنین تصریحی را در مورد خودش یا دیگری داشته باشد، هم میتواند اشاره به این نکته داشته باشد، هم میتواند اشاره به امر دیگری داشته باشد و آن این است که چون در جهان طبیعت و عالم تغییرات و تحولات، باید تمام تغییرات در وجود هر موجودی، از جمله در وجود هر انسانی و هر ولیی، تحت تدبیر یکی از کمالات حاکم و غالب او قرار گرفته باشد.
🔹ضمن اینکه هر یک از خاندان پیامبر چه بالاصاله و چه بالتبع، مرتبه استوا و اعتدال وجودی دارند، ولی با توجه به اینکه هر کدام از این تغییرات به مدبّر نیاز دارند، آن اسم یا لقب و کنیهای که برای هر یک از ایشان مطرح شده، به شرطی که تنصیص شده و به صراحت آمده باشد، احتمال اینکه آن اسم حاکم باشد و به تعبیر دیگر، اسم مدبر باشد، بسیار زیاد است.
🔹بنابراین اگر کسی مثلاً ابوالقاسم یا ابوعبدالله، ابوجعفر، و ابوالفضل و ... شناخته میشود، این میتواند به یکی از این دو نکته اشاره داشته باشد؛ یا به عصر و زمان و توانایی مخاطب در شناسایی ویژگیهای انسان کامل اشاره دارد و یا اینکه به سمت مدبّر بودن یکی از اسما یا یکی از کمالاتشان در این تغییر و تحولات در عین اعتدال.
🔹اما در مورد حضرت ابوالفضل علیهالصلاتوالسلام که در اشعار به خاطر راحتتر گفتن یا درست شدن سجع و قافیه، حضرت را ابوفاضل میخوانند که تعبیر مناسبی نیست، هرچند از باب موزون بودن مانعی ندارد، به فضل اشارهای میکنیم.
🔹فضل عبارت است از:
1ـ حسن و کمال زائد؛ یعنی اگر همه کمالات در کسی وجود داشته باشد، ولی یک کمال یا برخی از کمالات بر کمالات دیگر غلبه داشته باشد، به این شخص فاضل و به جهت دیگری که در ادامه خواهد آمد، فضل گفته میشود. بنابراین فضل یا فاضل به کسی میگویند که علم، قدرت، حیات و همینطور دیگر اسمایش بر کمالات دیگر غلبه دارد. چون اگر یکی از اسماء غلبه داشته باشد، این ویژگی انسان معمول و متعارف است که مثلاً عالم است ولی توانایی ندارد؛ توانایی دارد، قدرت بیان ندارد؛ بیان دارد، چشمهایش خوب نمیبیند، اما در انسان کامل چون همه کمالات بالفعل و به نحو متعادل و بدون تخطی از حد اعتدال وجود دارد، وقتی کسی فضل دارد، معنایش این است که علمش چنان احاطه دارد که بر همه اسماء و کمالات دیگرش احاطه دارد و این ویژگی در مورد تک تک صفاتش همینگونه است.
🔹به تعبیر دیگر، اگر بخواهیم به زبان عرفی بگوییم، یعنی علمش بیحد و اندازه است، بلکه بیشتر از بیحد و اندازه، بیشتر بودن آن هم بیحد و اندازه است؛ قدرت و دیگر صفاتش هم همینطور. به این فضل گفته میشود.
🔹پس یک معنای فضل غلبه داشتن کمالی بر سایر کمالات بهگونهای است که در انسان کامل سبب محدودیت سایر کمالات نشده باشد.
2ـ جهت دیگری که در معنای فضل هست، عبارت است از اینکه مخاطب یا فهم متعارف بشر، از آنکه بتواند هویت و حقیقت یا کمالات او را بشناسد، قاصر است. معنای اول مربوط به واقع بود که در واقع کمالش اینگونه بود، ولی معنای دوم مربوط به مخاطب یا مربوط به ساختارهای فهم انسان است. یعنی انسان بهوسیله ذهن، نفس یا فاهمه و هر عنوان دیگری، قاصر است از اینکه حقیقتی را بشناسد. پس او برتر است از اینکه در حوزه عقل، فهم، درک و دیگر ویژگیها تحقق پیدا کند و در آن قالبها ریخته شود. به تعبیر دیگر، وصف ناپذیر بودن، نشان فضل است.
🔹معنای دیگری که فضل دارد، عطا کردن چیزی است به دیگران بیش از استحقاق، طلب و انتظار. یعنی کسی تقاضای چیزی میکند، مثلاً میگوید هزار تومان پول بده، او دو هزار تومان به او میدهد که این از مصادیق معمول و متعارف فضل است. مرتبه بالاتر آن است که به کسی که طلب نکرده، چیزی بدهند. یعنی بدون اینکه سائل تقاضا کند و طلب کرده باشد و استحقاق داشته باشد، با نظر به استعداد او چیزی را به او عطا کنند.
🔹با توجه به این ویژگیها و معانی به دو نکته اشاره میکنیم: تفاوت ابوفاضل و ابوالفضل و چرا حضرت ابوالفضل را ابوالفضل نامیدند؟
🔹با توجه به اینکه ابوفاضل مشتق است، در مشتق وجود مبدأ لازم است، اما تحقق همه حقیقت مبدأ ضرورت ندارد. همچنانکه اگر کسی دو تا مسأله بداند، میشود به او عالم گفت؛ اگر کسی یک میز ساخته باشد، میشود به او نجار گفت، اما لازم نیست تمام عمر را نجاری کرده باشد یا همه اطلاعات عالم را داشته باشد. بر این اساس، فاضل کسی است که در یکی از جهات سه گانه ذکر شده بهرهای دارد.
طهور
💠 ابوالفضل؛ معیار فضیلت 📝 گفتاری از استاد حسینی شاهرودی به مناسبت سالروز ولادت حضرت ابوالفضل علیه ال
🔹اما فضل آن است که نهفقط، فضل به آن معنای سهگانه را دارد و به همه خلق بدون استحقاق، طلب و هرگونه درخواستی میبخشد و نهفقط تمام کمالات در او هر کدام غالب بر دیگری است، بهگونهای که نامتناهی است، بلکه فضیلت هر فضلی و کمال هر کمالی، مستند به اوست که این اصالتاً به پیامبر صلی الله علیه و آله سلم و خاندان مطهر آن حضرت که مشمول و مصداق آیه تطهیر هستند، اختصاص دارد و هر کسی که در محبت صادقانه و اظهار و تحقق دادن این محبت سنگ تمام بگذارد، بهگونهای که هیچگونه نقصی در آن نباشد. او نهفقط به معانی چندگانه ذکر شده فضل دارد، بلکه فضل بودن فضل، کمال بودن کمال و حُسن بودن حُسن وابسته به اوست. یعنی محور و معیار اندازهگیری هر کمال و هر وصف کمالی است.
🔹از این جهت حضرت ابوالفضل علیه الصلات و السلام با کاری که در روز عاشورا نشان داد که البته اختصاص به همین ندارد، ـ در روز عاشورا زمینهای فراهم شد تا حضرت آن محبت صادق را بهگونهای که ما هم بفهمیم، آشکار کند و الا اظهار محبت صادقانه آن حضرت در تمام عمرش و از زمان طفولیت بوده و به مناسبتهای مختلف، هر زمینهای که فراهم بوده، اظهار محبت صادقانه کرده ـ بنابراین معیار فضیلت است، ولی در روز عاشورا بهگونهای نشان داده که همگان تا روز قیامت متوجه شوند.
🔹پس عمل آن حضرت در این روز نشان میدهد که او معیار و محور هرگونه کمال زائد یا هر فضیلتی است.
کانال طهور
@sharabetahour
هدایت شده از طهور
💠 قيام با نام علی
📝 گفتاری از استاد حسینی شاهرودی به مناسبت سالروز ولادت امام سجاد (صلوات الله و سلامه علیه)
🔊 صوت در ادامه🔽🔽
کانال طهور
@sharabetahour
هدایت شده از طهور
💠 ماه شعبان، ماه دستیابی به کشتی نجات
📝 گفتاری از استاد حسینی شاهرودی
🔊 صوت و 📹 فیلم در ادامه🔽🔽
کانال طهور
@sharabetahour
هدایت شده از طهور
23.64M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 #فیلم
💠 ماه شعبان، ماه دستیابی به کشتی نجات
هدایت شده از طهور
💠 ماه شعبان، ماه دستیابی به کشتی نجات
📝 گفتاری از استاد حسینی شاهرودی
🔹 در روایات دو نوع تعبیر داریم.
1ـ ماه رجب، ماه بندگان خدا، ماه مبارک رمضان، ماه خدا و ماه شعبان، ماه حبیب خدا و اولیای خدا.
2ـ تعبیر مشهورتری هم هست که وارونه تعبیر اول است. یعنی ماه رجب ماه خدا، ماه مبارک رمضان، ماه بندگان خدا و ماه شعبان، در جای خود محفوظ است.
🔹 گفته شد که ماه رجب چه ماه خدا باشد، چه ماه بندگان خدا، تفاوتی ندارد. اگر ماه بندگان خدا باشد، یعنی ماهی است که بندگان خدا باید بجنبند، مسابقه بدهند، رقابت کنند و بالاخره حرکت کنند، از منزل خارج بشوند.
🔹 اگر ماه خدا باشد، یعنی رحمت خدا چنان گستره است که هرکسی بخواهد در این ماه از خانه خارج بشود، شدنی است.
🔹 حال اگر کسی از خانه خارج شد، اولین قدم را که از خانه بیرون گذاشت، همراه میخواهد. ماه شعبان، ماه همراه پیدا کردن است، ماه شناسایی کشتی نجات است، ماه دستیابی به کشتی نجات است.
🔹 هیچکدام از اینها هم امکانپذیر نیست، مگر از طریق اظهار محبت صادقانه، خالصانه، بدون چشمداشت و طمع به پیامبر و خاندان پاکش علیهم الصلات و السلام.
🔹 پس ماه شعبان ماه اظهار محبت است در همه اشکال، اقسام، درجات و مراتب آن. یعنی در این ماه بندگانی که قصد سفر دارند و دنبال کشتی نجات میگردند، باید زبان آنها پیوسته به حمد و ستایش و مدح و ثنای این خاندان مشغول باشد.
🔹 تعبیرهایی که در زبان عرفی خلق خدا مثلاً به همسر و فرزند یا پدر و مادرشان میگویند «دستت درد نکند، سرت درد نکند، فدات بشم، قربونت برم» و مانند اینها، ماه شعبان ماهی است که تمام این تعبیرها به مناسبت و بیمناسبت باید متوجه پیامبر و خاندان پیامبر علیهم الصلات و السلام باشد. یعنی کلام زیبایی دیدیم، چشم ما به حدیث و روایتی افتاد، خیلی خوب است که بگوییم رسول خدا! قربانت بشویم با این حرفهای زیبایی که گفتی! دعایی خواندیم یا توفیقی پیدا کردیم، باز همینطور. اینها اندازه زبانی آن است.
🔹 البته درباره صلوات هم مکرر عرض کردم که زبان ما باید پیوسته در این ماه به صلوات بر خاندان پیامبر علیهم الصلات و السلام مشغول باشد.
🔹 فراتر از زبان، در حالاتمان هم باید همین گونه باشیم. یعنی در تخیلات خود هم آنها را طلب کنیم، با آنها صحبت کنیم و روبرو شویم. در اعمال خود هم سعی کنیم که رفتارمان مطابق میل، چارچوبها و استانداردهای آنها باشد. بهگونهای رفتار کنیم، فکر کنیم و حرف بزنیم که آنها میپسندند و میپذیرند و در این کارهایی که انجام میدهیم، هیچ طمع نداشته باشیم. بهگونهای که اگر حبیب خدا صلوات الله و سلامه علیه و آله و خاندان پاکش علیهم الصلات و السلام یک وقتی که در دعاهایمان با آنها صحبت کردیم و صلوات فرستادیم، فرمودند که بنده من، دوست من، پیرو من، امت من، شیعه من! چه میخواهی؟ بگوییم هیچی.
🔹 یعنی اصلاً برای دریافت چیزی نام آنها را بر زبان نیاورده باشیم؛ بیطمعِ بیطمع. یعنی حقیقتاً اگر فرمودند که خب! اینهمه در این ماه صلوات فرستادید، ذکر گفتید، دعا کردید، زیارت کردید، مناجات شعبانیه خواندید و مانند آنها، بفرمایند چه میخواهید؟ بگوییم هیچی، اصلاً چون دوستتان دارم اینها را به زبان آوردم. اینها اظهار عبودیت و بندگی بود. میخواستم نسبت به شما شکور باشم. هیچ طلب و خواستهای ندارم.
🔹 البته خواستن از آن خاندان هم مانعی ندارد. ولی همه چیزمان را از آن خاندان بخواهیم. لکن بد نیست که در این یازده ماه هرچه میخواهیم، لیستی بلند و بالا طلب کنیم، هیچ ایرادی ندارد، اما در این یک ماه برای اطمینان خود و برای اینکه تمرین کنیم و بر اظهار محبت صادقانه استوار شویم و استقرار پیدا کنیم، خوب است که بیطمع باشد. سلام که میدهیم، بیطمع؛ ذکر که میگوییم، بیطمع و هرچه درباره آن خاندان گفتیم، بیطمع و بیتوقع.
🔹 آن تعبیری که امیرمؤمنان صلوات الله و سلامه علیه درباره عبادت احرار دارد که «وَجَدتُک اهلاً للعباده»، تو را که عبادت کردم، نه بهخاطر اینکه چیزی به من بدهی! عبادت هم نکنم، در ماه رجب میگفتیم که «یا من یعطی من لم یسأله و من لم یعرفه»، کسی که اصلاً نمیشناسد و طلب هم نمیکند ... [به او میدهی]
🔹 پس ولی خدا وقتی خدا را عبادت میکند، میگوید تو شایسته عبادتی. من از تو نخواهم هم به من میدهی، از تو نترسم هم مراقبم هستی، در لغزشگاهها از سخط و غضب تو احساس اطمینان میکنم. حال که اینگونه است و خیالمان راحت است، حال که بدون تقاضا هم هرچه خواستیم و نخواستیم به ما داده، حال که بدون ترس و وحشت هم امنیت به ما بخشیده، چرا درست و حسابی با او صحبت نکنیم. خود او دارد زحمت میکشد، نان و آب میآورد، دنیا و آخرت میآورد. ما میگوییم یا الله! میفرماید چه میخواهی؟ بگوییم آب میخواستیم. میگوید اگر نگفتی بودی هم که آب را آورده بودم! یک چیز دیگر میگفتی، میگفتی چون خیلی خوبی، گفتم یا الله.