14000810-komail02.mp3
1.66M
🔊 #صوت
💠 معارف باطنی، عبارت است از توحید و رابطه موحد با توحید
🔹 گفتارهایی درباره دعای کمیل از استاد حسینی شاهرودی ـ بخش دوم
💠 معارف باطنی، عبارت است از توحید و رابطه موحد با توحید
🔹 گفتارهایی درباره دعای کمیل از استاد حسینی شاهرودی ـ بخش دوم
📝 وقتی ظاهر اسما و صفات خدای متعال متجلی شود و انبیا و اولیا مثلاً بخواهند ظهورات و تجلیات اسم «اول و ظاهر» خدای متعال را بیان کنند، یک بخش آن درباره زندگی سیاسی است، مقداری درباره زندگی اقتصادی، خانوادگی، اخلاقی و جهات متعدد دیگر است که بخشهای مختلفی از ظواهری است که این ظواهر، پوستهای است که بواطن را حفظ کرده است و باید از طریق این ظواهر به بواطن دست پیدا کنیم.
📝 اما وقتی که انبیا و اولیا درباره اسمای باطن یا تجلیات اسم باطن خدای متعال صحبت میکنند، دیگر درباره سیاست و مانند آن نیست، بلکه فقط مربوط به توحید و رابطه موحد با توحید است. این تمام آن چیزی است که در معارف باطنی میآید. برای همین است که معارف باطنی بهخاطر باطن و آخر بودن در عوالم دیگر آشکار میشود. در دنیا اگر برای همه خلق و برای هر کدام نیز به اندازهی بیاندازهای آشکار شود، همه را که جمع کنند، به اندازه جزئی از نامتناهی نخواهد بود.
📝 معارف باطنی در عوالم دیگر آشکار میشود ولی مقدمات آن باید در اینجا رخ دهد و تجلی کند. آنچه که باید در اینجا تجلی کند که در این دعای شریف که از جهات باطنی آن حضرت هست، آن است که باید توحید فهمیده شود، بعد از آن هم رابطه توحید با موحد روشن شود که ما در این عالم چهکارهایم.
📝 بخش اول که توحید است، غایت قرب الاولیا و غایت آمال العرفا است. وقتی اینگونه است که انبیا و اولیا، نهایت آرزویشان فهم توحید است، طبعاً حداقل ما نباید انتظار داشته باشیم که تمام حقیقت توحید برای ما آشکار شود یا گمان کنیم که آشکار شده؛ ولی بالاخره مقصد نهایی آن است. مقصد نهایی آن است که اینجا ان شاء الله شروع میکنیم، در عالم برزخ و قیامت و مواقف متعدد که مکث یا سکون یا حداقل توقفی وجود دارد ادامه میدهیم. یعنی باز دوباره یک عالم دیگر هست.
📝 اینکه گفته میشود صراط، اینگونه نیست که از یک راهی عبور کنیم. آن هم عالمی است مانند عالم طبیعت، لکن بینهایت برابر آن. چنانکه میزان هم یک عالم است. اگر این مسیر و مراتب بعدی را ادامه دهیم، اگر ان شاء الله به درجات اعلای بهشت و بهشت رضوان و مانند آن رسیدیم، تازه حالا در جاده صاف و سرازیری فهم معارف باطنی قرار گرفتیم. از آنجا به بعد نه زمانِ آن پایانپذیر است ـ ممکن است بگوییم اصلاً زمان نیست، ولی بالاخره پایانپذیر نیست ـ نه فهم پایانپذیر است، نه نتیجه فهم و نه معارف.
📝 پس اگر بخواهیم خلاصه معارف باطنی را بدانیم، عبارت است از توحید و رابطه موحد با توحید. توحید آن است که انبیا و اولیا آن را میطلبند. آن رابطه را هم هیچکس نمیطلبد، بهخاطر اینکه وقتی کسی میتواند رابطه موحد با توحید را طلب کند که توحید را یافته باشد. کسی که توحید را یافته باشد، دیگر انانیت ندارد؛ نه فقط انانیت به معانی عرفی که مثلاً ابلیس گفته بود من چنین و چنان هستم؛ بلکه هویت ندارد. وقتی هویت نداشته باشد، طبعاً نمیشود فهمید که این کیست که این چیز را باید طلب کند، اما بالاخره طالبانی خواهد داشت.
کانال طهور
💠 امام زمان علیه السلام، ستون خیمه عالم محبت
🗂 گزیده شرح #اصول_کافی ـ درس 144
🔊 صوت در ادامه🔽🔽
کانال طهور
@sharabetahour
ka18-07.mp3
697.9K
🔊 #صوت
💠 امام زمان علیه السلام، ستون خیمه عالم محبت
🗂 گزیده شرح #اصول_کافی ـ درس 144
💠 اشاره: سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق
💠 برخی از تعابیر قرآنی مانند «سنریهم» در زبان فارسی مشابه ندارد
💠 خدای متعال شهید است بر همه چیز؛ یعنی هم شاهد است و هم مشهود؛ نه غیری پیدا میشود که شاهد باشد جز خدا و نه غیری پیدا میشود که مشهود باشد جز خدای متعال
🗂 گزیده شرح #اصول_کافی ـ درس 144
🔊 صوت در ادامه🔽🔽
کانال طهور
@sharabetahour
ka144-06.mp3
2.32M
🔊 #صوت
💠 اشاره: سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق
🗂 گزیده شرح #اصول_کافی ـ درس 144
💠 دعای کمیل؛ دریای موّاج مغفرت الهی
🔹 به دیگران هم سفارش کنیم: خودتان را به دعای کمیل نشان بدهید
🔹 گفتارهایی درباره دعای کمیل از استاد حسینی شاهرودی ـ بخش سوم
🔊 صوت در ادامه🔽🔽
کانال طهور
@sharabetahour
14000810-komail03.mp3
1.5M
🔊 #صوت
💠 دعای کمیل؛ دریای موّاج مغفرت الهی
🔹 گفتارهایی درباره دعای کمیل از استاد حسینی شاهرودی ـ بخش سوم
💠 دعای کمیل؛ دریای موّاج مغفرت الهی
🔹 به دیگران هم سفارش کنیم: خودتان را به دعای کمیل نشان بدهید
🔹 گفتارهایی درباره دعای کمیل از استاد حسینی شاهرودی ـ بخش سوم
📝 انسان در هر مرتبهای از مراتب وجود که باشد؛ در جهان طبیعت یا مرتبه نفس، قلب یا روح و بالاتر از آن باشد، یا در هر حالی از احوال که باشد، مثلاً در منازل صدگانهای که برخی از عرفا گفتند، در مرتبه توبه، اوبه، نوبه و مانند آن تا برسد به مقام شکر و رضا و مراتب دیگر؛ یا اینکه در مرتبه عصیان، طغیان یا عبودیت و بندگی باشد؛ هر کدام از اینها که باشد، تمام انسانها بدون استثناء در هر مرتبهای از مراتب وجود که باشند، نیازمند به مغفرت الهی هستند. دریای مغفرت الهی در دعای کمیل مواج است؛ بهگونهای است که هر کس به این دعا نزدیک بشود، بیسهم و بیبهره برنخواهد گشت.
📝 علتش آن است که اگر کسی به دعای کمیل که دریای رحمت الهی است نزدیک بشود، در واقع در مسیر تکوین قرار گرفته. توضیح اینکه کارهای شرعی و غیرشرعی یعنی طبیعی، تکوینی و مانند آنها در عالم قانونمند است. اینگونه نیست که ما دعا میکنیم، یک نفر بگوید چون حرفهای قشنگی زدی، بخشی از حرفهایت را قبول میکنیم و این را به تو میدهم و آن را به تو نمیدهم. بلکه وقتی که ما دعا میکنیم و گفتگو میکنیم، آرام آرام جهات وجودی که ملائم با رحمت الهی است، جهت پیدا میکند و آرام آرام در آن سمتی قرار میگیرد که میتواند متمرکز بشود و رحمت و الطاف الهی را دریافت کند و نازل بشود.
📝 بهعنوان مثال، تنظیم آنتنهای تلویزیون در گذشته اینگونه بود که یک نفر بالای بام میرفت و آنتن را میچرخاند و یک نفر از پایین اعلام میکرد که میگیرد یا نمیگیرد. اینگونه نیست که وقتی آنتن را چرخاندند، آن مرکزی که صدا و تصویر تولید میکند، بگوید حالا که اینطرف آمدی ما حرف تو را قبول میکنیم. بلکه وقتی که آنتن را میچرخانیم، آنگاه که در جهت درست قرار گرفت، صدا و تصویر میآید. حال این دستگاه گیرنده را دقیقتر بدانید و بگویید عبادت، توفیق، لطف، خوشی، دنیا و آخرت آمده. تمام اینها تکوینی است.
📝 با توجه به این، حال اگر کسی کنار این دریای مواج رحمت الهی که از وجه باطنی امیرالمؤمنین علیه الصلات و السلام تراوش پیدا کرده، قرار گرفت، همین کنار او قرار گرفتن، یعنی سهمی از این دعا دارد. بنابراین کسی نیست که عبادت کند و مخصوصاً عبادت توحیدی داشته باشد، ـ عبادت شرکآلود هم داشته باشد، همینطور است، لکن حساب عبادت توحیدی جداست ـ با خدای خودش راز و نیاز کند و بدون سهم و بهره برگردد. این جزء محالات است. یعنی محال است که از خدا چیزی بخواهد، قبل از خواستن و بعد از خواستن مثل هم باشد؛ خواه این را بداند، خواه نداند.
📝 بنابراین باید علاوه بر اینکه خودمان به دعای کمیل توجه داریم، هر جایی که میبینیم زمینه فراهم است، به دیگران هم سفارش کنیم به اینکه خودتان را به دعای کمیل نشان بدهید و ان شاء الله سهم و بهرهای از آن داشته باشید.
کانال طهور
💠 نیاز به مغفرت الهی در همه عالم هستی
🔹 گفتارهایی درباره دعای کمیل از استاد حسینی شاهرودی ـ بخش چهارم
🔹 شرحی بر عبارت: اللهم لااجد لذنوبی غافراً و لا لقبائحی ساتراً و لا لشئ من عملی القبیح بالحسن مبدلاً غیرک
🔊 صوت در ادامه🔽🔽
کانال طهور
@sharabetahour
14000810-komail04.mp3
2.2M
🔊 #صوت
💠 نیاز به مغفرت الهی در همه عالم هستی
🔹 گفتارهایی درباره دعای کمیل از استاد حسینی شاهرودی ـ بخش چهارم
💠 نیاز به مغفرت الهی در همه عالم هستی
🔹 گفتارهایی درباره دعای کمیل از استاد حسینی شاهرودی ـ بخش چهارم
🔹 شرحی بر عبارت: اللهم لااجد لذنوبی غافراً و لا لقبائحی ساتراً و لا لشئ من عملی القبیح بالحسن مبدلاً غیرک
📝 انسان، نهفقط انسان که در جهان طبیعت است، بلکه ماسوی الله و تمام موجودات از حیث ذات و نفس و هویت خود عین فقر هستند. وقتی عین فقر باشد، عین نقص است. وقتی عین نقص باشد، نماز هم که میخواند ناقص است. نمازِ انسان، هر انسانی که باشد، از حیثیت هویتی که او این فرد است ـ نه خداست ـ از این جهت هرکسی که هر کاری میکند، بوی خود را دارد. در نتیجه نقص خواهد بود.
📝 وقتی که نقص باشد، باید بگوید خدایا! اینها را تو نادیده بگیر که از دست ما هم کاری بر نمیآید. یعنی اینگونه نیست که اگر مثلاً کسی به فنا که برسد، بگوید هر کاری که ما انجام دادیم، خدا انجام داده و هر کاری که خدا انجام بدهد، ما انجام دادیم. این نقص همهجا هست، نه اینکه کسی به فنا برسد. همینجا هم اگر دو گروه با هم میجنگند، کسی که دیگری را میکشد؛ «فلم تقتلوهم ولکن الله قتلهم»؛ چه بداند و چه نداند. آنچه قرار است در مراتب تقرب به خدای متعال اتفاق بیفتد، فهم این فاعلیت خدای متعال است، درک فقر و ناچیزی خودمان و غنای خدای متعال است.
📝 بنابراین هر کسی هر کاری که میکند، جا دارد که گریه کند و بگوید خدایا! این چه کاری بود که ما کردیم! این چه نمازی بود که ما خواندیم! این نمازِ آدمِ معمولی باشد، در حد خودش گریه دارد و اگر نماز انبیا و اولیا باشد، آنهم در حد خودشان گریه دارد. به تعبیر دیگر، هرکس مقام و منزلتی دارد که میخواهد از آن ارتقا پیدا کند. عبادتی که در آن منزلت انجام میدهد، نقص دارد، چون به اندازه آن منزلتی است که در آن قرار گرفته. بنابراین میگوید خدایا! تو این نماز را یا بپوشان و نادیده بگیر؛ «شتر دیدی، ندیدی» و اگر مثلاً امکانپذیر نیست، آن را تغییر بده و تبدیل کن، یعنی قاعده اذهاب.
📝 این حرف را تا چه زمانی میتواند بگوید؟ فرض کنید به قرب او ادنی رفته. آیا بالاتر از آن خبری نیست؟ آنجا تازه اول راه است. آنجا جای گرم شدن اهل نهایت است. اصلاً کار حضرت خاتم انبیا صلی الله علیه و آله و سلم در مقام قرب او ادنی و بعد از آن است. طبعاً آنجا هم هر کاری که انجام داده، چه در دنیا باشد، چه در آخرت و چه در بهشت رضوان، میگوید خدایا! این کاری که من انجام دادم، از آن حیثی که به من استناد دارد، که استناد هم دارد، [نقص است]. همهی فاعلها کاری که انجام میدهند، از جهتی به خودشان مستند است و از جهتی هم به خدای متعال مستند است. از این جهتی که به انسان مستند است، پیامبر هم باشد، باید استغفار کند، خاتم پیامبران هم باشد، باید استغفار کند. این تا کی ادامه دارد؟ ختم ندارد، چون مراتب و مقامات ختم ندارد.
📝 این از یک جهت است که انبیا و اولیا که دعا میکنند، برای خود دعا میکنند و این تقاضا را دارند. شرح و توضیح دیگری دارد که انبیا و اولیا وقتی که دعا میکنند، برای خود و لوازم وجود خود دعا میکنند. این خلقی که به جان هم افتادند، غریبه نیستند. اینها وجهی از وجوه خاتم انبیا و امیرالمؤمنین هستند. همه به این مبدأ و منبع میرسند، برخی بالاصاله و برخی بالتبع.
📝 در این صورت، جایگاه خلق خدا نسبت به پیامبر و امیرالمؤمنین، بیشتر از جایگاه خانواده و جایگاه فرزندان در دنیاست. در دنیا اگر فرزندان در جایی نامیزان بودند، اوقاتمان تلخ میشود و میگوییم برو دیگر نبینمت ولو اینکه ممکن است بعد پشیمان هم بشویم. اما آیا شده هیچوقت به چشمهایمان بگوییم برو دیگر نبینمت و آن را دور بیندازیم! امکانپذیر نیست. اگر دستمان املاء را غلط نوشت، آیا آن را تنبیه میکنیم؟ اگر کسی تنبیه کند هم حکایت دارد که نمیفهمد که چه نسبتی با او دارد.
📝 بنابراین انبیا و اولیا مخصوصاً خاتم انبیا و خاتم اولیا صلی الله علیه و آله و سلم اگر به خاطر گناهان خلق اشک بریزند و خون ببارند و ستر، غفر، کفر، تبدیل، اذهاب و مانند آن را بهجد تقاضا کنند، بازهم کم است. بهخاطر اینکه اینها در حکم اندام خاتم انبیا و خاتم اولیا علیهما الصلات و السلام هستند. بنابراین همانطور که آدمی از اندام خود عصبانی نمیشود و آن را دور نمیاندازد، یک احتمال (برای استغفار انبیا و اولیا) این است، ولی جمع آن این است که هر دو احتمال است.
کانال طهور