💠 عشق به معارف؛ مرتبه اعلای رغائب
🔹 مراتب و مصادیق رغائب
📝 گفتاری از استاد حسینی شاهرودی ویژه لیلۀ الرغائب
26 ـ 1 ـ 1395
🔹 در نگاه مشهور و متعارف میگویند لیلة الرغائب شبی است که باید آدم آرزو کند و هر تقاضایی که از خدای متعال دارد، به زبان و عملش اظهار کند تا خدای متعال آرزوهایش را برآورده کند. این سخن نادرست نیست ولی مرتبه ادنی (پایینترین مرتبه) رغائب است. آرزو کردن و تقاضا کردن و از خدا خواستن در همه ایام و لیالی سال امر پسندیده است و شاید ممکن است امشب (جمعه اول ماه رجب) پسندیدهتر هم باشد. بنابراین رد نمیکنیم که رغائب این نیست، اما درجه پایین است.
🔹 درجه کامل رغائب عبارت است از تحقق یافتن میلها و رغبتها یا رغبت کردن به خوبیها و امور پسندیده در عمل. همچنانکه در جاهایی هست که انسان خوف یا در تعبیر عرفانی و دینی رهبت دارد، یعنی از چیزی میترسد. نقطه مقابل رهبت، رغبت است، یعنی یک چیز را دوست دارد، نه اینکه به زبان میآورد و دعا میکند، نه، اصل اینکه ما چنین میلی داشته باشیم، این خود درجات مختلفی دارد.
🔹 اولین درجه آن است که هم میل و رغبت به عمل صالح داشتن، هم آن را به فعلیت رساندن و هم رفتارهای متناسب با این رغبت از خود نشان دادن. مثل اینکه گاهی کسی به ما میگوید بفرمایید بخورید، میگوییم میل نداریم یعنی رغبت نداریم؛ نه اینکه سیر هستیم، ممکن است گرسنه هم هستیم ولی به هر دلیلی میل نداریم. ولی اگر کسی رغبت داشته باشد، حداقل قدری از این غذا میخورد، اگر زیادتر باشد، بهقدر متعارف میخورد و اگر رغبتش خیلی زیاد باشد، بیشتر از حد متعارف میخورد.
🔹 رغبتی که در این شب گفته میشود، این است که اولاً در اولین درجه به اعمال صالح و پسندیده رغبت داشته باشید، ثانیاً در مرتبه فعلیت و عمل هم اعمال صالح را انجام بدهید، آن اندازه که رغبت دارید.
🔹 مرتبه کاملتر، رغبت به خُلقیات پسندیده و فضایل و مکارم اخلاقی است که به همینگونه است. یعنی اولاً به مکارم اخلاقی رغبت داشته باشد، یعنی وقتی که یک خُلق خوب را در دیگران میبیند، با همه وجود تشویق و تحسین کند ولو صدایش به او نمیرسد ولی در دل خود میگوید احسنت. قدم دیگر این است که خلقهای پسندیده را در عمل نشان بدهد یعنی کارهایی که نشان دهنده خلق پسندیده است را انجام بدهد.
🔹 مرتبه سوم، رغبت به معارف است؛ یعنی فهمیدن، ادراک کردن؛ میل و رغبت و اشتیاق و عشق به فهمیدن داشته باشد و در عمل هم تلاش کند که بفهمد.
🔹 گمان بنده بر این است که این رغبت در مقابل رهبت است. اما در عین حال آرزو داشتن و تقاضا کردن و دعا کردن هم امر پسندیده است ولی نسبت آن رغبت و آرزو که در بین مردم رواج دارد با این رغبتی که در مقابل رهبت است، مانند پاشیدن آب جلوی حیات خانه و آب دادن به گل و باغچه است.
🔹 آبی که جلوی خانه پاشیده میشود، هیچ گل و گیاهی از آن به بار نمیآید و هیچ اثری ندارد، اما جلوی گرد و غبار را میگیرد. کسانی که صرفاً آرزو دارند و از رغائب جمعه اول ماه رجب فقط آرزو و دعای آن را دارند، این حداقل جلوی گرد و غبارها را میگیرد، اما نباید انتظار داشت که از این رغبتها معرفت، خلق حسن یا عمل صالح پدید بیاید.
کانال طهور
@sharabetahour
🔊 #آواهنگ
💠 ماه رجب، ماه تمرين بندگي ـ بخش دوم
📝 گفتاری از استاد حسینی شاهرودی، به مناسبت #ماه_رجب
🔹 گزیده شرح #خطبه_پارسایان، درس 69
🔊 صوت در ادامه🔽🔽
کانال طهور
@sharabetahour
💠 ماه رجب، ماه تمرين بندگي ـ بخش دوم
📝 گفتاری از استاد حسینی شاهرودی، به مناسبت #ماه_رجب
🔹 گزیده شرح #خطبه_پارسایان، درس 69
🔹 البته منعی نیست که در مواقع لزوم و در تنهایی و خلوت با خدای خویش گفتگو کردن و اعتراض و شکوه کردن و حتی نزاع و دعوا کردن منعی نیست ولی در ماه رجب مطلوب نیست. در ماه رمضان مطلوب است، چون فرض بر این است که در ماه رمضان به توحید رسیدهایم. کسی که به توحید رسیده است، هرچه بگوید، مطلوب است چون به طهارت حقیقی رسیده است. کسی که به طهارت حقیقی رسیده باشد، گفتارش نیز طاهر و مطهر و پاک است، هرچه بگوید پاک است. رفتارش نیز پاک و مطهر است، افکار و خیالاتش نیز همینگونه است
🔹 پس اگر میبینیم در ماه رمضان دعاهایی میخوانیم که گاهی بوی شکوه، اعتراض، جدل و مجادله کردن با خدا دارد، اختصاص به ماه مبارک رمضان دارد، نه هر ماه دیگری. حال اگر در برخی از موارد در ماه شعبان هم مجاز باشد، در ماه رجب مطلوب نیست، دستکم خلاف ادب است یعنی از موانع راه سلوک، حرکت و رسیدن به طهارت یا تمرین بندگی است.
🔹 البته اینها همه نماد است که ما یک ماه را اینگونه عمل کنیم، یک ماه دیگر را به گونه دیگر، ماه سوم را به گونه دیگر برای اینکه این انضباط را پیدا کرده باشیم که در مرحله عبودیت تا آنجا که میتوانیم مستقر و استوار شویم، پای ما محکم شود و ثبات پیدا کنیم و اگر در مرتبه بعدی و ماه دیگر گفته میشود که زمزمه با اولیای خدا و اظهار محبت نسبت به خاندان پیامبر علیهم الصلات و السلام، به این معنا نیست که اختصاص به این ماه داشته باشد. یعنی باید این هم یکی از مراحل و مراتب وجودمان باشد و اگر در ماه دیگری باید ذکرمان ذکر توحید باشد، یعنی این هم مرتبهای از مراتب وجودمان باشد.
🔹 در عین حال، نه عبودیت ما در ماه رجب مانع اظهار محبت ماه شعبان است و نه اظهار محبت ماه شعبان مانع اظهار توحید در ماه مبارک رمضان است و نه بالعکس. یعنی اینگونه نیست که کسانی که اظهار توحید میکنند، عبودیت ندارند یا کسانی که اظهار توحید میکنند و ذکرشان ذکر توحید و لا اله الا الله است، اینها صلوات نفرستند و اظهار محبت نسبت به خاندان پیامبر نکنند. اینها تمرین است برای مراتب و مراحل و طبقات و درجات وجودی ما.
🔹 کسی میتواند به توحید برسد که دستش در دست ولی خدا باشد و کسی میتواند همراه و همپای ولی خدا یعنی خاندان پیامبر صلوات الله علیهم اجمعین باشد که مراتب بندگی و اخلاص در بندگی خویش یعنی اهلیت همراهی با آنها را تمرین و اثبات کرده باشد. اگر نشد، اظهار کرده باشد، همین قدر که به زبانمان هم شباهت به کفار و مشرکین و اهل فسق و فجور و گناه و عصیان و مانند آن نداشته باشیم، کار بزرگی است. همین قدر که افکارمان شباهت به اهل بت و بتپرستی و اهل هوی و هوس و مانند آن نداشته باشد، قدم بزرگی است. ظاهر و زبانمان شباهت به اولیای خدا داشته باشد. یعنی اینکه اولیای خدا بر زبانشان ذکر و یاد خداست، ما هم تشبه به آنها داشته باشیم. و بعد هم باطن و باطن باطن و ...
کانال طهور
@sharabetahour
💠 عظمت زیارت جامعه کبیره
🔹 اگر ما از امام هادی هیچ روایتی نداشته باشیم و آنچه که از امام هادی باقی مانده، اگر و اگر و اگر تنها زیارت جامعه کبیره باشد، تمام حقِ ولایت را که باطن توحید است، اظهار کرده است؛ تمام ثمره ولایت را که تفسیر و توحید است، بیان کرده است. هر دو تعبیر درست است: ولایت، هم ظهور توحید و هم باطن توحید است، از دو حیثیت متفاوت.
کانال طهور
@sharabetahour
📝 ویژگی اهل ماه رجب
🔹 گفتاری از استاد حسینی شاهرودی، به مناسبت #ماه_رجب
💠 گذری بر یکی از ادعیه ماه رجب: یا من یملک حوائج السائلین و یعلم ضمیر الصامتین
💠 تنها ماهی که اهل دارد که به رجبیون مشهور شدهاند و اختصاصات ویژهای دارد، ماه رجب است؛ در تعبیرها داریم که «أین الرجبیون»
💠 بقیه ماهها هم اهل دارند ولی اهل آنها در این ماهها عیان و آشکار نمیشوند و ظهور پیدا نمیکنند
💠 در این ماه چون عبودیت تحقق پیدا میکند، برخی اهل ماه رجب میشوند؛ اهل ماه رجب میتواند صامتها باشند
💠 هرچه را میطلبند، نه به زبان است، نه به حال و نه به استعداد
💠 ماه رجب مانند نقطه پرتاب، پرش و جدا شدن از جهان طبیعت است
💠 اگر اینگونه نبود که باب الهی مفتوح و رزق او مبسوط باشد، عالم هستی تحقق پیدا نمیکرد
💠 جهنم رفتن سخت است، نه بهشت رفتن
💠 ماه رجب نقطه آغاز است و در عین حال که سخت است، سفره خیلی خوب پهن است
🔊 صوت در ادامه🔽🔽
کانال طهور
@sharabetahour
💠 جایگاه ماه #رجب در مراحل سلوک
📝 گفتاری از استاد حسینی شاهرودی
🗂 متن و 🔊 صوت در ادامه🔽🔽
کانال طهور
@sharabetahour
💠 جایگاه ماه #رجب در مراحل سلوک
📝 گفتاری از استاد حسینی شاهرودی
💠 حیات انسان و مراتب آن، برخی مقصد و برخی مقدمه است. برخی مقدمات بدوی و برخی مقدمات وسط است. افعال و صفات انسان و بقیه موارد نیز همینگونه است که برخی یا مقصدند و یا مقدمه و مقدمات نیز برخی موصل هستند و برخی غیرموصل.
💠 همچنانکه در میان عقاید، افکار و اندیشهها برخی در قله قرار دارند، برخی تالی تلو هستند و برخی نیز مقدمات دوری هستند که بالاخره آدم باید اطلاعاتی داشته باشد که به مقدمات بالا برسد.
💠 در صفات نیز همینگونه است. مثلاً رضا یکی از صفات انسان است که درجه اعلی است؛ اینکه طلب کند هرچه را خدا طلب میکند بدون وحشت از عوارض و لوازم آن، این مقام بسیار عالی است. برخی از صفات است که جنبه مقدمهای دارد. در افعال هم همینگونه است.
💠 در میان موجوداتی که در عالم وجود هستند، چه موجودات حقیقی و چه اعتباری، آنها نیز همینگونه هستند.
💠 یکی از مواردی که رتبهبندی است، ماههاست.
💠 اوج و نهایت کمال آدمی فناست. اوج رشد و تعالی آدمی عبارت است از وجه تام و تمام خدای متعال بودن، بهگونهای که هر کاری را که انجام میدهد، در نهایت میخواهد وجه الله و کلمة الله تام شود. چون انسان میخواهد به اینجا برسد، خدای متعال ماهها را بر اساس جنبههای تکوینی و تشریعی و ملازمات تقسیم کرده است. ممکن است جهات تکوینی داشته باشد که این حرکتهایی که در جهان طبیعت انجام میشود آثار تکوینی خاص خود را دارند. در جاهایی هم ممکن است که اعتباری باشد که خدای متعال اعتبار کرده باشد که این خوب است. مثلاً خدای متعال بگوید که یک روز را میخواهید به عبادت حسابی بپردازید، نام آن را جمعه میگذاریم. در جایی دیگر ممکن است از ملازمات باشد. نه تکوین است و نه تشریع، بلکه میان این دو است. یعنی پیامبری از پیامبران خدا یا ولیی از اولیای خدای متعالی، کاری انجام داده یا فعالیت و حضوری داشته که آن ماه یا آن روز و ساعت ارزش پیدا کرده.
💠 در میان ماههای دوازدهگانه که هم جنبه تکوینی دارند و هم جنبه اعتباری، قراردادی و تشریعی و هم جنبه میانه تکوین و تشریع، میتوان این ماهها را بنابر یک احتمال رایج تقسیم کرد.
💠 احتمال رایج و مشهور آن است که ماه مبارک رمضان چون شهر الله است، آخرِ کمال است. بعد از ماه مبارک رمضان اگر کسی به کمال خویش در این ماه نرسید، باید برای ماه [رمضان] بعدی آماده باشد. روایات هم در این زمینه فراوان است که کسی که در ماه مبارک رمضان مورد مغفرت قرار نگرفت، باید خود را برای ماه مبارک رمضان سال آینده آماده کند.
💠 وقتی روایات اینجا هست، طبعاً کسانی که اهل روایت و آشنایی با منقولات هستند، به همین ظواهر استناد کردند و گفتند مقصد نهایی در کمال و تجلی صفات، حقایق، کمالات و فضایل انسان در ماه مبارک رمضان اتفاق میافتد. بر این اساس ماه مبارک رمضان مقصد المقاصد و ماه شعبان و ماه رجب از مبادی موصل میشود.
💠 روایات متعدد هم در این زمینه داریم که قبلاً هم توضیح دادم که در ماه رجب انسان باید بندگی کند و بندگی را تمرین کند و متحقق به عبودیت شود تا در ماه شعبان به ولایت برسد تا در ماه رمضان به توحید برسد. کل عالم هستی هم همین بیشتر نیست.
💠 کل عالم هستی عبارت است از توحید و موحد و موحد هم دو درجه دارد، مرتبه عبودیت و مرتبه ولایت. پس کل کمالات این سه است. این سه تا هم از اینجا شروع میشود که انسان تمرین بندگی میکند، به ولایت میرسد و در آخر به توحید میرسد.
💠 بقیه ماهها مقدمه و مقدمه بعید هستند. یعنی دو ربیع، دو جمادی، محرم، صفر و مانند آنها جنبه مقدماتی دارند.
💠 بر این اساس ماه رجب مانند آسمان هفتم است برای کسی که میخواهد به خدای متعال برسد. اول باید از زمین فاصله بگیرد، بعد از آسمانهای هفتگانه، بعد از عرش و کرسی فاصله بگیرد تا آخر خط به توحید یا خدای متعال برسد. این بر اساس متعارف است که ماههای دوازدهگانه اینگونه میشود که ماه رجب و شعبان در حکم عرش و کرسی خدای متعال است. در ماه مبارک رمضان هم که مهمانی مستقیم خدای متعال است، نه عرش است و نه کرسی، [بلکه] عبور کردن از عرش و کرسی است.
💠 این تعبیری است که در جای دیگر به این عبارت نگفته بودم، ولی گفته بودم که این دو ماه شرافت ویژهای دارند، بهخاطر اینکه انسان سه کمال اساسی دارد که برخی نسبت به برخی دیگر مقدمه است ولی نسبت به همه کمالات دیگر غایت است: رجب، شعبان و رمضان.
💠 اما در همانجا نکته دیگری گفته بودم که اوج کمال آدمی در ذیحجه اتفاق میافتد. در ذیحجه دو رخداد و حقیقت اتفاق افتاده، یکی عید قربان است. قربانی شدن و از خود، منیت، انانیت و ماسوی الله گذشتن باید در عید قربان اتفاق بیفتد. عید قربان چون مظهر قربانی شدن اسماعیل و قربانی کردن حضرت ابراهیم علیه السلام است، بنابراین در جایی است که ماسوی الله باید برداشته شود.
💠 بعد از آن با فاصله اندکی عید غدیر است که آن را عرض کردم دهه خاصی است. اگر کسی در عید قربان موفق باشد، در عید غدیر توحید در او ظهور میکند و مظهر توحید میشود. یا مظهر بالاصاله توحید مانند امیر المؤمنین علیه الصلات و السلام یا مظهر بالتبع توحید مانند محبان یا شیعیانِ صادقِ امیرالمؤمنین علیه الصلات و السلام.
💠 بر این اساس ترسیمی که داشتیم تفاوت خواهد کرد. در ترسیم قبلی ماه مبارک رمضان غایت الغایات بود، ولی در این ترسیم ماه ذیالحجه غایت الغایات است. در نتیجه ماه رمضان مقدمه ماه ذی الحجه میشود و بر این اساس مقامی که در تعبیر اول ماه رجب و شعبان در حکم عرش و کرسی خدای متعال بودند، اینک آن مقام را دیگر ندارند. ماه رجب، شعبان و رمضان متحداً مقام عرش و کرسی دارند و یا مختلفاً ماه رجب مقام عرش و کرسی را ندارد. اما در هر صورت یعنی آسمان هفتم است.
💠 اگر اینگونه بگوییم که «دنی فتدلی فکان قاب قوسین او ادنی»، در این چهار مرحله که آخر آن توحید باشد، ماه رجب، ماه «دنی» و دُنُوّ به خدای متعال و ماه شعبان ماه «تدلّی» به خدای متعال است. تدلّی ضمن اینکه معانی خاص خود را دارد، معنای دیگری هم به زبان فارسی دارد که با کلمه تدلی سازگاری دارد و آن دل دادن به خدای متعال و دل گرفتن از اوست.
💠 قاب قوسین ماه مبارک رمضان و ماه ذی الحجه که ماه ولایت و تمامیت دین و کمال کل عالم هستی، مرتبه او ادنی میشود. یکی از این دو تعبیر را درباره ماه رجب میتوان بیان کرد.
کانال طهور
@sharabetahour
💠 شرح برخي عبارات دعاي رجبيه
🔹 پرسش:
با عرض سلام و ادب حضور استاد ارجمند، در یکی از ادعیه ماه مبارک رجب میخوانیم « اللهم انی اسئلک بمعانی جمیع ما یدعوک به ولاة امرک» تا اینجا که میفرماید «یعرفک بها من عرفک» ضمیر «ها» به چه بر میگردد؟ و عبارت « فتقها و رتقها بیدک بدؤها منک و عودها الیک» به چه معناست؟ در ادامه میفرماید «فبهم ملأت سمائک و ارضک...» آیا مرجع ضمیر «هم» همان مرجع ضمیر «ها» در عبارت فوق است. مقامات و علامات الهی به چه معناست؟ در انتهای این دعا ازخداوند میخواهیم که «و اصلح لنا خبیئة اسرارنا» از محضرتان تقاضا دارم درباره این عبارت نیز توضیح بفرمایید. با عرض سپاس و تشکر.
🗂 پاسخ از استاد حسینی شاهرودی:
با نام خدا
دعاي ماه رجب
✔️ از بازگشت ضمير پرسيده بوديد، يادآوري ميکنم که با توجه به اين نکته که ماه رجب مقدمه ماه شعبان است و ماه شعبان، ماه ظهور ولايت اعظم الهي در صورت ختم نبوت و ولايت و تجليِ احمديِ محمدي است، مغز و محور اعمال اين ماه، عبوديت به منظور دريافت استعداد درک محبت و ولايت در ماه بعد است. از اينرو، اشارهها بلکه صراحتهايي که دل را متوجه مقصد اصلي نمايد، بسيار است که يکي از آنها توقيع مبارک حضرت بقية الله صلواتاللهعليه است.
✔️ البته چنانکه ميدانيد، ماه شعبان، ماه ولايت و مقدمه ماه مبارک رمضان است. از اينرو، در اعمال و اوراد و ادعيه اين ماه، اشارتها و صراحتهاي بسياري بهمنظور آشکار ساختن حقيقت توحيد وجود دارد.
✔️ بههرحال، توضيحي در باره ارجاع ضميرهاي ياد شده عرض ميکنم:
✔️ تعابير شريف توقيع مبارک، در برخي از فرازها نشان ميدهد که مقصود از «يعرفک بها»، «لافرق بينک و بينهم»، «فتقها و رتقها»، «بدئها و عودها» همان است که در ضميرهاي «فجعلتهم»، «المعلنون»، «الواصفون» و مانند آن و نيز ضميرهاي «انهم عبادک»، «فبهم ملأت» و مانند آن مقصود است. به اعتبار لفظ «ولاة»، ضمير «ها» آمده است و بنابر نظر حقير که لفظ «مقامات» نيز با واژه ولاة، جز از جهت اجمال و تفصيل يا ظهور و بطون تفاوت چنداني ندارد، به اعتبار اين واژه (مقامات) نيز ضمير «ها» آمده است و به اعتبار واژههاي «عبادک»، «خلقک»، ضمير «هم» آمده است.
✔️ بر اين اساس، مقصود از اسئلک بما نطق فيهم، فجعلتهم معادن ... و ارکاناً، يعرفک بها من عرفک، لافرق بينک و بينهم الاّ انهم عبادک تا آخر اين فراز، همان واليان امر الهي است که امين بر اسرار تو و توصيف کنندگان چيزي هستند که ديگران مجاز بدان نيستند. فرازهايي از زيارت جامه کبيره، امين الله و آل يس نيز بدان اشاره بلکه تصريح دارند.
✔️ بر اين اساس، واليان او، معادن کلمات، ارکان توحيد و آيات و مقامات اويند و عبارت «لاتعطيل لها»، وصف مقامات، آيات و کلمات است نه وصف ولاة.
✔️ بنابر آنچه که درباره گمان خويش گفتم، ميان مقامات و توحيد و آيات از سويي و ولايت از ديگر سو، تفاوت اساسي وجود ندارد. مهمترين تفاوت آن دو که سبب دوگانگي ظاهري شده است، تفاوت در اجمال و تفصيل يا ظهور و بطون است. از اين ديدگاه، ولايت، ظاهر توحيد است و توحيد، باطن ولايت.
✔️ بر اين اساس، عبارت «لا تعطيل لها» که وصف مقامات است، وصف ولاة نيز هست و در نتيجه، ولاة در عين حال که معدن کلمات هستند، خود کلمات نيز هستند و در عين حال که ارکان توحيد هستند، به اعتبار عدم تعدد حقيقي ميان ارکان و صاحب آن، توحيد نيز هستند بلکه حصن و حقيقت توحيدند. توضيح بيشتري در مقالهاي که در بزرگداشت مرحوم قاضي طباطبايي نوشته شد، آمده است.
✔️ يادآوري اين نکته بد نيست که فهم اين دعا با فهم دعاي کميل، قرين و يا بدان بستگي دارد. چنانکه برخي از تعابير اين دعا را بايد با فهم زيارت جامعه کبيره، فهم نمود.
✔️ عبارت «بهم ملأت سمائک و ارضک» را با تعابيري چون، «نحن والله الاسماء الحسني»، و «باسمائک التي ملأت ارکان کل شئ» و نيز با «ارواحکم في الارواح» و مانند آن مقايسه کنيد.
✔️ عبارت« بدؤها منک و عودها اليک» را با عبارت «بکم فتح الله و بکم يختم» و نيز با «اياب الخلق اليکم و حسابهم عليکم» مقايسه کنيد.
✔️ يا خبيئة توضيح و تأکيد بر اسرار است، در اين صورت همه اسرار ما از مکنونات است و از او ميخواهيم که آن را مکنون نگهدارد و يا آن که قيد اسرار است. در اين صورت، اسرار بر دو قسم است. قسمي از آن آشکار ميگردد و قسمي ديگر ممکن است در کمون خويش باقي بماند. در اين صورت، مقصود از خبيئه همين قسم دوم است.
کانال طهور
@sharabetahour