دَر نجف بودیم ُ باز از او نجف میخواستیم ،
عقل حیران بود از آنچه عشق با ما میکند ..
‹ دوخطشعر ›
پناهندهایمازهجومغمهابرآغوشخدا؛.
انکهبودنشبدونمنتوابدیستفقطخداست!