رفتم یه کتاب فروشی
برای عکاسی فردا باید چند تا عکس ارائه بدم
گفتم از فرصت استفاده کنم عکس بگیرم
از یه دختره خواستم سوژه م بشه
میگفت وای اگه بدونی چقدر منتظر این روز بودم😭😂
خلاصه کلی ذوق کرد و بهش کفتم عکاس نیستما فقط یه واحد عکاسی دارم😭ولی خواست عکساشو بفرستم براش خلاصه
جالب بود.
بچه ها یه دفتر گرفتم قطرش اندازه آجرهTT
ولی عاشقشمTT²
پ.ن:انگار عکسارو از تو سردخونه بیمارستان گرفتم✨
میدونید استادم چی میگفت
میگفت که میدونید چرا غیبت کردن رو به خوردن گوشت برادر مرده تشبیه میکنن
گوشت مرده اگه کنده بشه دیگه ترمیم نمیشه
اگه آبروی کسی و بریزی هم دیگه ریخته شده
خلاصه که حواستون خیلی به غیبت باشه👩🏻🏫
نشسته بودم پیش بچه ها
مادر یکی از شاگردام اومد یهو پاشدم باهاش سلام علیک کنم
گفت عه شما مربی هستید؟چقدر تینیجرید،فکر کردم جزو بچه هایید:))))وا