بعضی روزا تو دانشگاه کیف پولم و باز میکنم و همینطوری به عکسش نگاه میکنم و آرزو میکنم که کاش اونجا پیشم بود.
ازت میخوام دعا کنی توی راهی باشم که بتونم به خدا خدمت کنم،راهی که باعث رضای خدا از من باشه،تو این راه بمونم و آخرش هم به خدا برسم،خجالت میکشم که این آرزو رو کنم،حس بی لیاقتی دارم،اما مثل تو که به خدا رسیدی.
و عشق هر روز تو دلم بیشتر شه و غرق اینجا نشم.
و روزی که تونستی من و ببینی،بیا پیشم،چون همین الانشم دلم برات تنگ شده.
خواهر ۱۲ ساله شاگردم گفت وای خاله شما از دست اینا خسته نمیشی
نه عزیزم من عاشق این شلوغ بازیاشونم🙂↔️
حاج خانوم
اگر عمری باقی بود،فردا: ۱.ده صفحه از اون کتاب جدیده ۲.کلاس کوچولو ها ۳.خوندن نصف فصل اول تاریخ هنر ۴
اگر عمری باقی بود،فردا:
۱.ده صفحه دیگه از اون کتابه
۲.کلاس کوچولو ها
۳.جلسه تربیت مربی
۴.فصل اول تاریخ هنر تکمیل
امروز
این خانم مهربونه از پنجره کلید و میندازه برام.همیشه هم تو کیسه کلیدا برام آبنبات و شکلات میزاره:*)