eitaa logo
دانلود
شنبه تولد مهدیِ،و این قلبم و از جاش میکنه.
بعضی روزا تو دانشگاه کیف پولم و باز میکنم و همینطوری به عکسش نگاه میکنم و آرزو میکنم که کاش اونجا پیشم بود.
پارسال برای تولدش به خالش گفت براش دعا کنه که شهید بشه،به آرزوشم رسید
پس مهدی منم تو روز تولدت از تو هدیه میخوام.من نمیتونم بهت هدیه ای بدم.
ازت میخوام دعا کنی توی راهی باشم که بتونم به خدا خدمت کنم،راهی که باعث رضای خدا از من باشه،تو این راه بمونم و آخرش هم به خدا برسم،خجالت میکشم که این آرزو رو کنم،حس بی لیاقتی دارم،اما مثل تو که به خدا رسیدی. و عشق هر روز تو دلم بیشتر شه و غرق اینجا نشم. و روزی که تونستی من و ببینی،بیا پیشم،چون همین الانشم دلم برات تنگ شده.
هدایت شده از بی‌نهایت
سند جنایت وحوشِ دی‌ماه شدی! نه ماه درد کشیدی، نه ماه بین این دنیا و اون عالَم موندی؛ و آخرش توی هجده‌سالگی، به دیدارِ حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها‌ رسیدی...💔 حالا نوبتِ شهید محمدرضا طالبی‌ـه که بگه: «فاطمه بخشید مرا؛ یار پسندید مرا...»
این وروجکا تمرین سرود داشتن و به منم نگفتن ما دوتا مربی و رو به رو هم قرار دادن😂
خدایا شکرت که کار و بارم با بچه وروجکاست واقعا:*)
خواهر ۱۲ ساله شاگردم گفت وای خاله شما از دست اینا خسته نمیشی نه عزیزم من عاشق این شلوغ بازیاشونم🙂‍↔️
حاج خانوم
اگر عمری باقی بود،فردا: ۱.ده صفحه از اون کتاب جدیده ۲.کلاس کوچولو ها ۳.خوندن نصف فصل اول تاریخ هنر ۴
اگر عمری باقی بود،فردا: ۱.ده صفحه دیگه از اون کتابه ۲.کلاس کوچولو ها ۳.جلسه تربیت مربی ۴.فصل اول تاریخ هنر تکمیل
امروز این خانم مهربونه از پنجره کلید و میندازه برام.همیشه هم تو کیسه کلیدا برام آبنبات و شکلات میزاره:*)