eitaa logo
اشعار ناب آیینی
29هزار دنبال‌کننده
4.3هزار عکس
1هزار ویدیو
64 فایل
✨#بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ✨ ـ مدیریت: @Alihidari . تبلیغات پربازده مجموعه غدیر👇 https://eitaa.com/joinchat/1975058490C0233b308cd . . . 📳 مجموعه تبلیغاتی گسترده ایتا😍👇 https://eitaa.com/joinchat/4076535811Cc50237fe56 ـ
مشاهده در ایتا
دانلود
YEKNET.IR - shoor 1 - shabe 10 moharram1399 - sibsorkhi.mp3
5.65M
🔳 روضه ای 🌴کشتی شکست خورده ی طوفان کربلا 🌴در خاک و خون تپیده به میدان کربلا 🎤 👌بسیار دلنشین 👉 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
YEKNET.IR - shoor 2 - shabe 10 moharram1399 - sibsorkhi.mp3
4.34M
🔳 روضه ای 🌴ساربان داد نزن 🌴ما کس و کاری داریم 🎤 👌بسیار دلنشین 👉 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
. عباسِ حسین علیه السلام بند۱ عباس من جان حسینی و علی صولت داری تو بر اهل حرم غیرت برادر تو مانده در غربت برادر من دست تو جداست برادر من جان تو فداست برادر من با عمود کین فرقت بشکسته و ز هم جداست آه و واویلا عباس حسین(۴) بند۲ عباس من یار و مددکار منی عباس یار وفادار منی عباس میر و علمدار منی عباس برادر من ای نور امید برادر من گشته ای شهید برادر من با شهادتت گشتی نزد فاطمه رو سپید آه و واویلا عباس حسین(۴) بند۳ عباس من کنار پیکرت قدم خم شد صبر حسین کنار تو کم شد نصیب من، برادرم غم شد برادر من قلب من شکست برادر من فرق تو شکست برادر من بر روی زمین از پیکر تو افتاده دو دست آه و واویلا عباس حسین(۴) بند۴ عباس من ز داغ تو خون دل زهرا شد برادرت غریب و تنها شد غریبی و اسیری امضا شد برادر من پس کو علمت برادر من سوزم از غمت برادر من خون شدجگرم سوزانده قلبم دست قلمت آه و واویلا عباس حسین(۴) 👉 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
YEKNET.IR - shoor 3 - shabe 9 moharram1399 - sibsorkhi.mp3
4.97M
🔳 احساسی 🌴رسم ما اینکه نوکر واسه اربابش بمیره 🌴دنیا کوچیک تر از اونه که تورو از ما بگیره 🎤 👌فوق زیبا 👉 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🍃🌷زندگی به من یاد داده برای داشتن آرامش و آسایش امروز با خدا قدم بردارم وفردا را به او بسپارم ...🌷🍃
.. اَنا علی، ابنُ ذبیحِ کربلا أنا علی، أنا بن مکة و منی من یادگار غربت خون خدام امام دوم قیام کربلام آه از غمِ، غارت خیمه ها از غربتِ، غروب نینوا از قتلگاه، به روی نیزه رفت سر بریده از قفا (واویلا، غریب فاطمه حسین) ای کربلا چه شد برادر حسین بگو چه شد علی اکبر حسین نشسته خون به گوش و گوشواره ای سه شعبه و گلوی شیر خواره ای سیلی زدند، به گوش طفلان حرم شد کربلا، مدینه در چشم ترم بار دگر، مانده میان شعله ها پهلو شکسته مادرم (یا زهرا خوش آمدی به کربلا) شاعر: میلاد عرفان پور خطبه زین العابدین علیه السلام در کوفه منبع: لهوف؛ سید بن طاووس، : ص ١٩٩ إنَّ زَينَ العابِدينَ عليه السلام أومَأَ إلَى النّاسِ أنِ اسكُتوا ، فَسَكَتوا ، فَقامَ قائِما ، فَحَمِدَ اللّه َ وأثنى عَلَيهِ ، وذَكَرَ النَّبِيَّ بِما هُوَ أهلُهُ فَصَلّى عَلَيهِ ، ثُمَّ قالَ : أيُّهَا النّاسُ ! مَن عَرَفَني فَقَد عَرَفَني ، ومَن لَم يَعرِفني فَأَنَا اُعَرِّفُهُ بِنَفسي : أنَا عَلِيُّ بنُ الحُسَينِ بنِ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ ، أنَا ابنُ المَذبوحِ بِشَطِّ الفُراتِ مِن غَيرِ ذَحلٍ ولا تِراتٍ ، أنَا ابنُ مَنِ انتُهِكَ حَريمُهُ وسُلِبَ نَعيمُهُ وَانتُهِبَ مالُهُ وسُبِيَ عِيالُهُ ، أنَا ابنُ مَن قُتِلَ صَبرا وكَفى بِذلِكَ فَخرا . أيُّهَا النّاسُ ! ناشَدتُكُمُ اللّه َ ، هَل تَعلَمونَ أنَّكُم كَتَبتُم إلى أبي وخَدَعتُموهُ ، وأعطَيتُموهُ مِن أنفُسِكُمُ العَهدَ وَالميثاقَ وَالبَيعَةَ وقاتَلتُموهُ وخَذَلتُموهُ ؟ ! فَتَبّا لِما قَدَّمتُم لِأَنفُسِكُم وسوءا لِرَأيِكُم ، بِأَيَّةِ عَينٍ تَنظُرونَ إلى رَسولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله إذ يَقولُ لَكُم : قَتَلتُم عِترَتي وَانتَهَكتُم حُرمَتي فَلَستُم مِن اُمَّتي ؟ ! قالَ الرّاوي : فَارتَفَعَت أصواتُ النّاسِ مِن كُلِّ ناحِيَةٍ ، ويَقولُ بَعضُهُم لِبَعضٍ : هَلَكتُم وما تَعلَمونَ . فَقالَ عليه السلام : رَحِمَ اللّه ُ امرَأً قَبِلَ نَصيحَتي وحَفِظَ وَصِيَّتي فِي اللّه ِ وفي رَسولِهِ وأهلِ بَيتِهِ ، فَإِنَّ لَنا في رَسولِ اللّه ِ اُسوَةً حَسَنَةً فَقالوا بِأَجمَعِهِم : نَحنُ كُلُّنا يَابنَ رَسولِ اللّه ِ سامِعونَ مُطيعونَ ، حافِظونَ لِذِمامِكَ غَيرَ زاهِدينَ فيكَ ولا راغِبينَ عَنكَ ، فَأمُرنا بِأَمرِكَ يَرحَمُكَ اللّه ُ ، فَإِنّا حَربٌ لِحَربِكَ وسِلمٌ لِسِلمِكَ ، لَنَأخُذَنَّ يَزيدَ ونَبرَأُ مِمَّن ظَلَمَكَ وظَلَمَنا . فَقالَ عليه السلام : هَيهاتَ هَيهاتَ ! أيُّهَا الغَدَرَةُ المَكَرَةُ ، حيلَ بَينَكُم وبَينَ شَهَواتِ أنفُسِكُم ، أتُريدونَ أن تَأتوا إلَيَّ كَما أتَيتُم إلى أبي مِن قَبلُ ؟ ! كَلّا ورَبِّ الرّاقِصاتِ ، فَإِنَّ الجُرحَ لَمّا يَندَمِل ، قُتِلَ أبي صَلَواتُ اللّه ِ عَلَيهِ بِالأَمسِ وأهلُ بَيتِهِ مَعَهُ ، ولَم يُنسِني ثُكلَ رَسولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله وثُكلَ أبي وبَني أبي ، ووَجدُهُ بَينَ لَهَواتي ، ومَرارَتُهُ بَينَ حَناجِري وحَلقي ، وغُصَصُهُ تَجري في فِراشِ صَدري ، ومَسأَلَتي أن لا تَكونوا لَنا ولا عَلَينا . ثُمَّ قالَ : لا غَروَ إن قُتِلَ الحُسَينُ وشَيخُهُ قَد كانَ خَيرا مِن حُسَينٍ وأكرَما فَلا تَفرَحوا يا أهلَ كوفانَ بِالَّذي أصابَ حُسَينا كانَ ذلِكَ أعظَما قَتيلٌ بِشَطِّ النَّهرِ روحي فِداؤُهُ جَزاءُ الَّذي أرداهُ نارُ جَهَنَّما ثُمَّ قالَ عليه السلام : رَضينا مِنكُم رَأسا بِرَأسٍ ، فَلا يَومَ لَنا ولا عَلَينا ترجمه: امام زين العابدين عليه السلام به مردم اشاره كرد كه : «ساكت شويد آنان ساكت شدند . امام عليه السلام برخاست و پس از حمد و ثناى خداوند و يادكرد پيامبر صلى الله عليه و آله ـ آن گونه كه سزامندش بود ـ و درود فرستادن بر او فرمود : «اى مردم! هر كس مرا مى شناسد ، كه مى شناسد . هر كس مرا نمى شناسد ، خودم را به او مى شناسانم . من ، على بن الحسين بن على بن ابى طالب هستم . من پسر كسى هستم كه در رود فرات ، بدون آن كه كسى از شما را كشته باشد و خونى ريخته باشد ، سر بُريده شد . من پسر كسى هستم كه حريمش هتك شد و نعمتش سلب گرديد و مالش به غارت رفت و خانواده اش اسير شدند . من پسر كسى هستم كه او را در ميان گرفتند و پس از مدّتى كشتند و اين براى افتخار من ، كافى است . اى مردم! شما را به خدا سوگند مى دهم ، آيا مى دانيد كه شما به پدرم نامه نوشتيد و به او نيرنگ زديد و از سوى خود با او عهد و پيمان بستيد و دست بيعت به او داديد و سپس با او جنگيديد و او را وا نهاديد؟ نابود باد آنچه براى خود ، پيش فرستاده ايد و بدا به رأيتان ! با چه چشمى به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مى نگريد ، آن گاه كه به شما مى گويد : خاندانم را كُشتيد و حرمتم را هتك كرديد . پس شما از امّت من نيستيد » . صداى مردم از هر سو بلند شد و به همديگر گفتند : هلاك شده ايد و نمى دانيد امام عليه السلام فرمود : «خدا ، رحمت كند كسى را كه اندرزم
4_5859532686892205683.mp3
3.74M
داداش دلم با غربٺ آشنا شد💔 نواهنگ سوزناڪ و دلنشیـݩ🏴 🎙 نوحه حضرت عباس داداش، دلم با غربت آشنا شد شکستم و قدم دوتا شد ابروی پیوسته ات جدا شد، داداش داداش، از مشک تو هستم می ریزه خون تو از دستم می ریزه این سری که بستم می ریزه، داداش افتادی از رو مرکب داغ تو تا کمر رفت می غلطی روی خاک و تیرا همه تا پر رفت از جلو خیمه دیدم قطع الیمین شدی تو رو دست نیزه دارا بالا پایین شدی تو پاشو، نصیب من غم شده عباس یه دنیا ماتم شده عباس چقدر تنت کم شده عباس، داداش داداش، برا چی می گی که برم من برم میشه دعوا تو دشمن تا سرتو از هم بدزدن، داداش نه از من و نه از تو چیزی نمونده جونم چه جور برم به خیمه نه میشه نه میتونم می خوای بدونی عباس چی کمرم رو خم کرد یه جور زدن نمیشه دیگه تنت رو جمع کرد داداش، اهل حرم از پا نشستن شکستی و همه شکستن گره معجرا رو بستن، داداش داداش، تا از رو دوشت علم افتاد ترس تو دل دخترم افتاد حرمله سمت حرم افتاد، داداش پاشو که چشم به راه مشک توئه سکینه پاشو ببر برادر دخترامو مدینه پاشو که اینجا چشم بی حیا بی شماره برم بگه رقیه گوشواره شو دراره موضوع: سبک: 👉 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
. بند۱ علی اکبر از نسب احمد مختاری تو نوه ی حیدر کراری تو محور وفا و ایثاری علی اکبر ای جان حسین علی اکبر جانان حسین علی اکبر در تمام عمر هستی جنت و رضوان حسین مولانا علی اکبر حسین(۴) بند۲ علی اکبر به ام لیلا پسری اکبر تو مصطفای دگری اکبر شجاعت تو حیدری اکبر علی اکبر هستی حسین علی اکبر جان زینبین علی اکبر تا روز جزا بر تو می نازد شاه عالمین مولانا علی اکبر حسین(۴) بند۳ علی اکبر تو میروی علی سوی میدان دشمن ز دیدن رخت حیران پدر به دنبال سرت گریان علی اکبر نور بصرم علی اکبر رفتی ز برم علی اکبر حق بود گواه با رفتن تو خون شد جگرم مولانا علی اکبر حسین(۴) بند۴ علی اکبر چه کرده با تو دشمنت بابا افتاده بر زمین تنت بابا شد اربا اربا بدنت بابا علی اکبر تو شدی شهید علی اکبر خون تو چکید علی اکبر بعد تو منم در کرب وبلا بی یار و وحید مولانا علی اکبر حسین(۴) . 👉 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
. دارم ازدست میرم نمیخوای کاری کنی واسه این بیچاره آبرو داری کنی بخدامحتاجم که منو یاری کنی ▪️ دوباره ابریه چشام سلام دلیل گریه هام حتی نفس کشیدنو من فقط ازخودت میخوام ▪️ من منتظرخودتم زیر پر خودتم پادشاهه عالمشم باز نوکر خودتم.... الجعل یاصاحب الزمان ...... ⚫️⚫️⚫️⚫️ توگناهام موندم مثل یک زندونی حال و روزم خوش نیست توکه خوب میدونی منو میسوزونه تب سرگردونی ▪️ کاش که میشد بیام حرم منت بزاری روسرم کربلا نوکری کنم الهی قربونت برم ▪️ تو درمون هرچی دردی لیلا رو مجنون کردی رسواییمو بخشیدی میدونم خیلی مردی العجل یاصاحب الزمان..... ⚫️⚫️⚫️⚫️ توبگیر دستامو که بریدم ازغم کیه واسم جزتو یک پناهه محکم یک حرم دعوت کن که هواتو کردم ▪️ حرم نگو خود بهشت باتوقشنگه سرنوشت هردفعه زائرت شدم امام رضا برام نوشت ▪️ جان پنجره فولاد عشقه صحن گوهرشادعشقه وقتی دیدم میبینه کور مادرزاد عشقه یاامام رضا....... 👉 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
4_5942652231193986751.mp3
528.4K
🌟سبک : سه غم اومد به جونُم سرم خاک کف پای حسینه دلم مجنون صحرای حسینه بود ورونده ام چون برگ گُل پاک در این پرونده امضای حسینه 🌟حسین جانم حسین،جانم حسین جانم،جانم حسین جان بهشت ارزانی خوبان عالم بهشت من تماشای حسینه به وقت مرگ چشمم را نبندید که چشم من به سیمای حسینه 🌟حسین جانم حسین،جانم حسین جانم،جانم حسین جان در این عالم تمنایی ندارم تمنایم تمنای حسینه چراغ از بهر قبر من نیارید چراغم روی زیبای حسینه 🌟حسین جانم حسین،جانم حسین جانم،جانم حسین جان خوش آن صورت که در فردای محشر بر آن نقش کف پای حسینه نترسانیدم از روز قیامت قیامت قد و بالای حسینه دلی جای خدا باشد که آن دل پر از نور تجلای حسینه به بازار عمل فردای محشر همه هستم تولای حسینه 🌟حسین جانم حسین،جانم حسین جانم،جانم حسین جان 👉 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
🍃🏴 زبانحال 🏴🍃 -لطفا حق روضه ادا شود- آتش برای صحنۂ محشر گرفتند صد فتنه بعد از دفنِ پیغمبر(ص) گرفتند حقّ خلافت را، فدک را، غصب کردند آن عدّه که غیر از پدر رهبر گرفتند یک شب همین ها هیزم آوردند و با خشم در پشتِ «در» تصمیم ِ شعله ور گرفتند با یک لگد پرپر شد و از شاخه افتاد شش ماهه را با کینۂ خیبر گرفتند در کنج خانه گریه میکردیم و آن ها از ما شبانه حضرتِ مادر گرفتند آنها پدر را زجر میدادند و حتی هر شب برا صبّ او منبر گرفتند تا عاقبت شمشیر در مسجد کشیدند با کشتنش صد دِرهم ِ دیگر گرفتند زخم ِ سرش کاری شد و در یک سحرگاه از ما پدر را با غمی بدتر گرفتند بغض یتیمی را به رویِ شانۂ هم- می ریختیم و فتنه را از سر گرفتند عشقم حسینم(ع)! خوب میدانی از آنها خیری ندیدیم و سراغ از شَر گرفتند ما خوب میدانیم که جانِ حسن(ع) را در کوچه! بینِ شعله؛ پشتِ «در» گرفتند من ماندم و تو! کربلا و داغِ هجران... دیدم تو را هم نیزه ها بر «سر» گرفتند من روی تل روضه گرفتم؛ تا که آن ها با هلهله پیراهن از پیکر گرفتند دیدند جان داری هنوز و شمر(لع) آمد ای وای! آخر حاجت از خنجر گرفتند من: «وا عَلیّا» گفتم و مادر: «بُنیَّ» جان دادی و روزِ خوش از خواهر گرفتند دیدی عزیزم؟! عشقِ مان آخر نظر خورد دیدی تو را از زینبت(س) آخر گرفتند! 👉 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7