eitaa logo
اشعار ناب آیینی
29هزار دنبال‌کننده
4.3هزار عکس
1هزار ویدیو
64 فایل
✨#بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ✨ ـ مدیریت: @Alihidari . تبلیغات پربازده مجموعه غدیر👇 https://eitaa.com/joinchat/1975058490C0233b308cd . . . 📳 مجموعه تبلیغاتی گسترده ایتا😍👇 https://eitaa.com/joinchat/4076535811Cc50237fe56 ـ
مشاهده در ایتا
دانلود
. مداح: حسین هوشیار •-----🖤═✾🌺✾═🖤-----• "یا اَبَاالقاسِم یا رَسوُلَ اللّه، یا مُحَمَّد بن عَبدِالله، یا اِمامَ الرَّحمَه، یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلقِه، یا سَیِدَناوَ مَولانا اِنا تَوَجَّهنا وَستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکَ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا، یا وَجیهاً عِندَاللّهِ اِشفَع لَنا عِندَاللّه" اي ملائک سوي يثرب همه پرواز کنيد شمع سان، ناله و سوزِ جگر آغاز کنيد همه با هم به سَما دستِ دعا باز کنيد خون فشانيد ز چشم و به خدا راز کنيد مُهرِ غم، نقش به بال و پرتان مي گردد مرگ دورِ سَرِ پيغمبرتان مي گردد پيک غم از حرمِ خواجه ي اَسرا آيد خبر از فاجعه ي محشر کبري آيد کاورانِ اَجل از جانبِ صحرا آيد نگذاريد دَرِ خانه ي زهرا آيد قاصد مرگ کجا، کعبه ي مقصود کجا مَلَکُ الموت کجا، خانه ی معبود کجا * مثل پروانه ای حضرت زهرا داره دورِ بابا میگرده، اشک میریزه، دستمالِ نمناکی روی پیشانی گذاشته، تبِ بدن رسول اکرم، تن فاطمه رو میلرزونه، ناگهان بی بی صدای در شنید، آمد پشت در حضرتِ فاطمه، در رو باز کرد، یه نفر دَمِ در ایستاده با ادب، اجازۀ ورود میخواد، شما کی هستید؟ گفته باشه: من سائلِ دَرِ این خانه هستم، گفت: برو ای سائل، برو حالِ پدرم خوب نیست، برو یه وقت دیگه ای بیا...* اَجل اِستاده هراسان به دَرِ بيت رسول پشت در لحظه به لحظه طلبد اذن دُخول لرزد از زمزمه ي او دلِ زهراي بتول فاطمه نزد پدر آمده محزون و ملول *اومد پیش بابا، کی بود در میزد؟ پدر جان! گفت: من سائلم، میخوام شمارو ببینم، دوبار، سه بار تا حالا اومده، پیغمبر فرمود: فاطمه جان! نشناختیش؟...* که اي پدر پيک عجيبي است تو را مي خواند کيست کز هر نَفَنش قلب مرا لرزاند گفت در پاسخِ زهرا پدر، اي پاک سرشت دست تقدير براي تو غمي تازه سرشت پدرت مي رود امروز به گلزار بهشت آسمان کوهِ بلا را به سر دوش تو هِشت فَلَک امروز پُر از ناله ي جبرائيل است اين غريبي که بُوَد پشت در، عزرائيل است * دخترم! این برادرم مَلَكُ الموتِ، از هر در خونه ای بخواد وارد بشه اجازه نمیگیره، اما چون تو جلوی در ایستادی، تا تو اجازه ندی وارد نمیشه... یا رسوالله! نذاشتن آب کفنت خُشک بشه، کاش فقط اجازه نمیگرفتن، اومدن هیزم آوُردن، کاش فقط هیزم می آوُردن، آتیش زدن، با لگد در رو شکستن... یارسول الله! بعد از رحلت شما...* کار و بار دو جهان ریخت بهم غوغا شد چشم زهرا و علی بعدِ شما دریا شد رفتی و خنده به کاشانۀ تو گشت حرام رخت مشکیِ یتیمی به تنِ زهرا شد عهد و پیمان غدیرت به فراموشی رفت حکم بر خانه نشینی علی امضا شد بعدِ تو حُرمت کاشانۀ تو حفظ نشد پای اولاد حرامی به حریمت وا شد دخترت پشت در و آتش و دود و مسمار خوب فرمان موَدت به خدا اجرا شد *مگه آیۀ قرآن نیست که خداوند فرمود: ای پیغمبر! به این مردم بگو:"لا اَسئَلُکُم عَلَیه اَجرًا، اِلا مَوَدَةَ فى القُربیٰ" بیست و سه سال زحمت چه زحمت ها کشید، دندونش رو شکستن، محاصره اش کردن، تحریمش کردن، شکمبه شتر روی سرش خالی کردن، زدنش، تبعیدش کردن، دلش رو شکستن، اما پیغمبرِ مهربانیِ، اهل گذشته، اهل ندید گرفتنِ، اما فرمود به امر خدا: هیچ مزدی از شما نمیخوام، فقط به من قول بدید با بچه هام مهربون باشید، با دخترم مهربون باشید، دلشون رو نشکنید... یا رسول الله!....* خبرِ پر زدن فاطمه، حیدر را کشت چند باری به زمین خورد علی تا پا شد روضه ها هست، بمانند، ولی عاشورا تشنه لب شاهِ غریبی که تک و تنها شد از بلندی فَرَس تا به زمین خورد شنید صحبت از غارتِ معجر ز سَرِ زن ها شد زینتِ دوش شما بود ولی کرب و بلا منزلش خار و خس بادیه و صحرا شد *مگه شما حسین رو بغل نمیکردی؟ مگه روی دوشِ جاش نبود؟ مگه رویِ سینۀ شما جاش نبود؟ وقتی پیغمبر داشت جون میداد، امام حسین سن و سالی نداشت، تو اون عالمِ بچگی خودش رو انداخت رو سینۀ پیغمبر اکرم، اهل خانه اومدن بردارن، آخه سینۀ محتضر رو باید سَبُک کنی، اما دیدن دست پیغمبر داره اشاره میکنه، دست نزنید، وقتی حسینم رویِ سینۀ منه من راحت جون میدم... یه روز حسین رویِ سینۀ پیمبر، یه روزم رویِ خاکِ کربلا...ای حسین...* زینتِ دوش شما بود ولی کرب و بلا منزلش خار و خس بادیه و صحرا شد داد زد زینب کبری: به روی سینه نرو گوش قاتل نشنید و قد مادر تا شد سر او تا که جدا شد زره اش را بُردند زره اش هیچ، سرِ پیرهنش دعوا شد محمد جواد شیرازی 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
نوحه امام حسن علیه السلام. چه می‌شود که شوم ، زائر کویت حسن. مرغ دلم شده پروانه ،کویت حسن. گل باغ نبی ،چلچراغ بقیع. یاحن یاحسن ،یاحسن یا حسن. قسم به صبر،که گدای سر راه تو ام . قسم به عشق ، به امید یک نگاه تو ام . زار و دلخسته ام ،به تو دل بسته ام. یا حسن یا حسن،یاحسن یاحسن. سلام من به مزارت ،ای امام کریم. خدا کند ،که دلم شود به کویت مقیم . بر لبم نام توست، بر کفم جام توست . یاحسن یاحسن،یاحسن یاحسن. صفای دل به جز از مهر و ،ولای تو نیست. شفای جان ،به جز از اشگ و عزای تو نیست . پور خیرالانام،بر تو گوییم سلام . یاحسن یاحسن،یاحسن یاحسن . قربت تو همه جا ، ورد زبان من است.بقیع توبه خدا،بهشت جان من است. من گدای تو ام، آشنای توام . یاحسن یاحسن،یاحسن یاحسن. شاعر حامدی 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
پسر زهرا/ تو اوج غربت یه تیکه سنگه نشونه برا مزارش دلم گرفته / حسن غریبه حتی یه گریه کن نمی بینی کنارش سایه بون قبر حسن بال کبوتر شکسته حرمتا از این نمیشه بدتر با اشک و ناله بخونید: غریب مادر دلم براتو میشکنه، حرم نداری حتی بالای قبرتم پرچم نداری اما بدون نوکر عاشق کم نداری خزون تر از خزون حسن ارباب مهربون حسن لطف تو بیکرون حسن (جانم حسن جانم حسن) از ماتم تو/ عالم پریشون آخه غمت ناموسیه ای وای از این غم تصورش هم / دل میسوزونه پسر باشی و مادرت بیفته محکم ای کاش نبودی و نمی دیدی لگد زد اون بی حیا دو دستی زد، آه خیلی بد زد تا در شکست پهلو شکست هر کی اومد زد ای کاش دیگه بدتر از اینو نمی دیدی هر شب با یاد اون سیلی از خواب پریدی تو هم شبیه فاطمه خیلی خمیدی گوشواره های مادرت شکست جلو چشم ترت فدای قلب مضطرت (جانم حسن، جانم حسن) 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
حضرت فاطمه عزا به پا می‌کند                    گریه در ماتم سه مقتدا می‌کند ریـزد از دیـده ی، شیعه اشک عزا                  یـا نَبـی یـا حسن، یا رضا یا رضا یا نبی یا حسن، یا رضا یا رضا   درمدینه عیـان نشانه ی محشر است                 آسمان تیره درماتم پیغمبر است بستـه شــد دیــده ی، خـاتـم الانبیـا                  یـا نَبـی یـا حسن، یا رضـا یا رضا یا نبی یا حسن، یا رضا یا رضا  شیعه دست الم به سینه و سر بزن              تیربــاران شـده پیکـر پاک حسن گــریه کـن گــریه کن، در غم مجتبی               یا نبـی یا حسن، یـا رضـا یـا رضا یا نبی یا حسن، یا رضا یا رضا  فــاطمـه نالــه از غــم پسـر می‌کند               قاسـم بن الحسن پدر پدر می‌کند گشته از گریه‌اش،خون دل مصطفی                یا نبـی یـا حسـن، یا رضــا یـا رضا یا نبی یا حسن، یا رضا یا رضا  وامصیبت کـه در آخـــر مـاه صفـر                     کُشته گردد رضا زاده ی خیـرالبَشر قلب او می‌شود، خون ز زهر جفا                     یـا نبـی یـا حسن، یا رضا یا رضا یا نبی یا حسن، یا رضا یا رضا در خــراسان بـه پـا محشر کبری شده             تــازه داغ دل حضــرت زهــرا شـده کشته شد کشته شد،نجل خیرالنّساء             یـا نبــی یـا حسـن، یـا رضـا یا رضا یا نبی یا حسن، یا رضا یا رضا ذبیح الله احمدی گورجی 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
جنت، بهارِ پیرهنت أیها الکریم از نور جامه‌ای به تنت أیها الکریم ای همدم تو زمزمه‌های زلال وحی! ای جبرئیل هم‌سخنت أیها الکریم شب‌زنده‌دار، دیدهٔ دلخستگان شهر هر شب به شوق آمدنت أیها الکریم نشنید آن‌که بر تو روا داشت ناسزا یک ناروا هم از دهنت أیها الکریم هرچند که غریب‌نواز مدینه‌ای ماندی غریب در وطنت أیها الکریم حتی شهادت تو نداده‌ست خاتمه بر روضه‌های دل‌شکنت أیها الکریم جا مانده بود هر کسی از کوچه‌‌ها، رسید تشییع شد چگونه تنت؟ أیها الکریم حتی هزار تیرِ به تشییع آمده بردند سهمی از کفنت! أیها الکریم ✍ 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
◾بنداول شام عزای زاده زهرا حسن شد خون بر دل زار شهید بیکفن شد زینب ز دیده خونفشان چون فاطمه شد قد کمان ای وای از این غم(۲) ◾بنددوم خون جگر از لعل لبها گشته جاری گفتا خبر از حال زار من نداری بعد از پدر در غربتم زائر ندارد تربتم ای وای از این غم(۲) ◾بندسوم داغ دل زینب دوباره گشته تازه بعد از شهادت تیرباران شد جنازه در پیش چشمان همه جان داد شاه علقمه ای وای از این غم(۲) 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
ای در کوچه تنها و بی یار ویاور۲ ای شاهدی بر سیلی خوردن مادر۲ واویلا واویلا واویلا واویلا ۲ ____ دست مادر بگرفته،تا خانه بردی تاآخر عمر خود، خون دل خوردی واویلا... _____ طعنه زدند بر تو،یاران نادان پای تو زخمی شد،با تیغ آنان گفتند تو راکه، مذلّ المؤمنینی جانها فدای، مظلومی اینچنینی واویلا... ____ ای اولین مسموم آل پیغمبر داده تورا زهرکین بی وفا همسر خون دلت را دیدش بیچاره خواهر شد دیده هایش گریان،ناله زد مادر واویلا... _____ مزار تو بی نور وبی سایبان است مظلومی تو ازین قبرت عیان است روزی می آید که بر مهدی بنازیم با جان ودل بهر تو حرم بسازیم واویلا.... 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
◾بنداول ای غریب مدینه سوزم از غصه هایت میزنم هر شب و روز از محبت صدایت من گدای تو هستم در کنارت نشستم(۲) واغریبا غریبا(۳) ◾بنددوم بین کوچه شنیدم شاهد مادری تو حافظ جان مادرحافظ معجری تو از جگر ناله داری سر به زانو گذاری(۲) واغریبا واغریبا(۳) ◾بندسوم زهر کین تا شرر زد بر تن خسته تو میرسد بر دوعالم آه پیوسته تو پیکرت غرق خون شد این کفن لاله‌گون شد(۲) واغریبا غریبا(۳) ◾بندچهارم تسلیت گویم امشب من به ابن الکریمم بر ولی نعمت خود شاه عبدالعظیمم غرق در عزتم کن کربلا قسمتم کن واغریبا غریبا(۳) 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
شعر به سبک گشته صاحب عزا دخت خیرالبشر در فراق پدر در غم دو پسر ابتاه ابتاه ابتاه گوید یا حسن یا حسن یا رضا گوید یا رسول الله (۲) رحلت حضرت خاتم الانبیاست اول غربت سیدالاوصیاست آسمان گشته خیمه ی ماتم خواجه ی عالم رفته از عالم یا رسول الله (۲) از نهاد علی خیزد این زمزمه غربت آورده رو بر من و فاطمه من که فتح بدر و احد کردم باید اکنون خانه نشین گردم یا رسول الله (۲) شیعیان طشت خون را نظاره کنید گریه بر جگر پاره پاره کنید به خدا این بر همه معلوم است که حسن بیش از همه مظلوم است یا رسول الله (۲) خیزد از طشت خون ناله ی وا حسن یا حسن یا حسن یا حسن یا حسن همه ی عالم بر تو می گرید چشم قاتل هم بر تو می گرید یا رسول الله (۲) ای خراسان بسوز در عزای رضا گریه کن گریه کن در عزای رضا که رضا جان داده غریبانه مثل زهرا در گوشه ی خانه یا رسول الله (۲) 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
چه اربابی چه درباری چه شورِ ناب و شیرینی یقین دارم که داری نوکرت را خوب می‌بینی بمیرم که خبر داری که در خلوت چه‌ها کردم نکرده ظلم در حقَّتْ  چنان من هیچ بی‌دینی مَنی که بینِ روضه گریه کردم می‌زدم سینه به خود گفتم که رویِ سینه کرده چکمه سنگینی گناهانم همیشه سینه‌ات را می‌کند سنگین دعایِ بنده‌یِ عاصی ندارد..... آه.... آمینی تو که حتّی به فکرِ قاتلت بودی دعایی کن به عشقِ مهدیِ زهرا  دلم را کربلایی کن 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم مُخمَّس شهادت امام رضا علیه السلام اوّلِ این دو ماه نوکر شد هر دو چشمش به یادِ تو تر شد نذریِ خیمه‌گاهِ دلبر شد روضه‌خوانِ سرِ مطهّر شد بی‌قرارِ غریبِ مادر شد اوّلین شب سیاه پوشید و..... پرچمِ روضه‌یِ تو بوسید و‌‌‌‌..... اشکها رویِ گونه غلتید و ..... خوابِ شش‌گوشه‌یِ تو را دید و..... زائرِ روضه‌هایِ خواهر شد شب‌به‌شب روضه‌ها جلو رفته مسلم و بی‌کسیِ در کوفه کربلا  خیمه‌گاهِ دلشوره شبِ سوّم رقیّه و لطمه چارُمین شب عقیله مضطر شد شبِ پنجم عزایِ عبداللّه ششمین شب به زیرِ سُم‌ها آه شبِ هفتم  سه‌شعبه‌ای خونخواه هشتمَش  لاٰ اِلٰهَ اِلَّا اللّه شبِ نُه حرفِ آب‌آور شد یک دهه بی‌قرارِ گودال و.... خنجر وُ ازدحام وُ جنجال و .... سرِ بر نیزه پیشِ اطفال و.... غارتِ روسری وُ خلخال وُ .... گریه و آه  کارِ دختر شد کوفه و نانِ خشک و سنگِ بام نامدارانِ عالم و دشنام پس از آن روضه‌هایِ بزمِ شام خیزران و لبِ امام و جام دلقکی  خواستارِ گوهر شد اربعین... پخشِ زنده.... جامانده خسته از روزگارِ واٰ مانده دختری در خرابه‌ها مانده جایِ سیلیِ بی‌حیا مانده .... شرحی از آیه‌هایِ کوثر شد آخرِ این دو ماه سینه‌زنت بعد از آن گریه‌هایِ پایِ تنت بی‌قراری برایِ پیرهنت ضجّه زد تا شنید که حسنت کشته‌یِ زهرِ کینِ همسر شد حرفِ پیغمبر است و زخمِ زبان وای از طعنه‌هایِ نامردان بی‌حیا گفت  می‌گوید هذیان‌ حرفِ مسمار بود و پاره‌یِ جان به فدایِ ولا  پیمبر شد آخرین روزِ این دو ماه رسید مادر از بینِ قتلگاه رسید بر لبِ نوکرِ تو آه رسید دست و پا زد رضا وُ شاه رسید با دَمی   نوکری   کبوتر شد رو به ایوان طلا  سلامْ رضا زائرت آمده    امام رضا نوکرم عرضِ احترام رضا می‌شناسی مرا غلام رضا گفتی یابنَ‌الشّبیب  محشر شد دست و پا می‌زدی ولی خنجر .... نبرید از قفا ‌سر از پیکر پایِ سرنیزه دشمنِ حیدر نکشید از سرِ کسی معجر وای بر ما  چه‌ها که با سر شد سرِ خونین میانِ خورجین است چشمِ هیزی حریمِ خیمه شکست کینه دستِ عقیله‌ای را بست نیزه‌دارِ سرِ قمر   بد مَست همسفر با شغال خواهر شد یا امامَ‌الرّئوف  رأفت مُرد‌ پایِ نِی  ناردانه سیلی خورد چنگها معجرِ حرم را برد غنچه‌ای زیرِ دست‌و‌پا پژمرد ندبه‌خوان کاروانِ مضطر شد 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
‍ 🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴 امام حسن علیه السلام با نوای: کربلایی حنیف طاهری شاعر شعر دوم: سید محمد جوادی : محفوظات شعری ای جاده های داغ وطن را بیاورید پروانه های باغ چمن را بیاورید شبهای شعر از غم دلهای اهل بیت مانند ابر نام دو تن را بیاورید ای زهرهای منتظر ظهر تشنگی روز حسین نیست حسن را بیاورید او شاهراه دوم خط رسالت است آن زخمی سکوت و سخن را بیاورید در اوج آه گفت جگر گوشه های من وقت سفر شده است کفن را بیاورید تقصیر زهر نیست که مسموم می کند با گریه نام کوچه و زن را بیاورید دید کنار بستر همه دارن گریه میکنن خواهرا برادرا بنی هاشم همه غرق گریه اند، یه وقت نگاه کنه ببینه حسینم داره گریه می کنه، صدا زد حسین جان تو گریه نکن تو گریه می کنی جگرم بیشتر آتیش می گیره، همونجا فرمود: «لا یوم کیومک یا اباعبدالله» هیچ روزی مثل روز تو نیست حسین، الان همه کس و کارم اطراف منن، آه می کشم ناله می کنم همه هواساشون به منهولی حسین جان یه روزی برا تو می رسه هر چی میگی جگرم می سوزه کسی به دادت نمی رسه... از قبل محرم دلشوره ی محرم و صفرُ داشتیم تا برسه کار کنی خیمه هارُ مرتب کنی مشکی بپوشی تا به مجلس امام حسین و شب اول محرم و ماه صفر بیاد دو ماه آواره باشیم تا آخرش یه شب بگن برا امام حسن اجازه دادیم گریه کنین عظمت حسن بن علیه. بدا برا امام حسین گریه میکنن، مسیحیا گریه می کنن، همه گریه می کنن، برا امام حسین روز اربعین این همه زائر میره با سختی مشقت زن و بچه رُ طرف دنبال خودش راه می ندازه پای پیاده جا خواب گیرش نمیاد گرسنه تشنه هست، میخواد اینجوری بره زیارت آقا امام حسین به خودش سختی میده میره تو سرما می مونه تو شلوغی تو ازدحام تازه می خواد بره میگه آقا سال دیگه هم میام زودترم میام کس و کارمم میارم شلوغی کربلا به جایی می رسه یه عده میان گنبدُ از دور می بینن دستشونُ از دور رو سینه می ذارن میگن «السلام علیک یا اباعبدالله» میگن آقا شلوغه ما برمی گردیم جا برا بقیه ی زائرا باز بشه فقط اومدیم بگیم ما جزء سیاهی لشکرتیم این یه برادر که همیشه کنار قبرش زائر هست زائرا میان تو حرمش سینه میزنن گریه می کنن عشق و حالیه... یه برادرم مدینه نه زائر داره نه گریه کن داره نه سینه زن داره غریبه غریب جگرم در دل تشت است و همه می بینند که چه آورده غم کوچه و سیلی سر من کی رود یاد من آن روز که آن شوم پلید بست در کوچه ی غم راه من و مادر من مادر از ضربت سیلی به روی خاک افتاد از همان لحظه شکسته همه بال و پر من یا رب نصیب هیچ غریبه دگر مکن دردی که گیسوان حسن را سپید کرد با صد امید حامی مادر شدم ولی دستش ز سر گذشت و مرا نا امید کرد خونمون اینطرفه کجا میری بیابیا چیزی تا خونه نمونده جون بابا راه بیا دید هی یه چند قدم میاد میگه حسن جان بذار یه ذره بشینم نفسم بالا بیاد مادر، یه وقت صدا زد حسنم یه چیزی می خوام بگم مادر تو محرم اسرار منی عزیز دلم نکنه به بابات حرفی بزنی. می دیدن میاد زانوهاشُ بغل می کنه، امیرالمومنین می گفت حسن جان بچه های دیگه هم داغ مادر دیدن تو چرا اینجوری گریه می کنی هی می گفت آخه چیزی که من دیدم حسین ندیده سیلی مگر نوازش پهلو شکسته است ظلمی تمام نا شده ظلمی دگر گرفت بردم پناه هر چه به دیوار بیشتر او پیشتر رسید و رهم بیشتر گرفت نامرد بابت همه ی کشته های بدر از دختر رسول خدا خونبها گرفت اینجا مادر اینجوری صحبت می کنه، نیر تبریزی می نویسه مجتهده شعر نوشته کربلا هم دخترش وقتی دستُ برد زیر بدن صدا زد خدا: گردون به انتقام قتیلان روز بدر نگذاشت یک ستاره به هفت آسمان من آن سرو قامتی که تو دیدی دگر خمید دیدی که چون کشید غم آخر کمان من؟ 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7