#امام_زمان #مدح
#نیمه_شعبان
برای ما نگاهت آفتاب است
چراغان کردن دنیا ثواب است
دعا کردم بیایی زیر باران
دعا در زیر باران مستجاب است
بیا تا موج دریا را ببینیم
تماشا را تماشا را ببینیم
نگاهی کن به ما تا در نگاهت
شگفتی های دنیارا ببینیم
تورا حس کرده ایم ای نور مستور
که می تابد به ما گرمایت از دور
اگر در نیمهء شعبان بیایی
جهانم می شود نورعلی نور
دل ما شد پریشان در هوایت
هوا خواه نسیم سامرایت
به پا خیز ای شکوه آفرینش
که برخیزد همه عالم به پایت
یقین دارم که باران خواهد آمد
به استقبال چشمت باید آمد
خوش آن روزی که از دیوار کعبه
ندا آید که مهدی آمد آمد
#سیدحمیدرضا_برقعی
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#مناجات_امام_زمان_ع
#نیمه_شعبان
مثل فعل بازدم هستم که از دم کمترم
آدمم اما به وقت درک از آدم کمترم
هیچ تاثیری ندارم در جهان کوچکم
آه از شادی که جای خود،من از غم کمترم
با عبادات خودم چون عالِم عصر ظهور
سمبل عُجبم که از هرکس در عالم کمترم
شب،نَمی،آمد به چشمم در هوای انتظار
تا بفهمم پیشت از یک قطره شبنم کمترم
مثل شعبانم که دارم در دلم جشن تو را
موقع گریه ولیکن از مُحرم کمترم
داستان های ظهورم،کافی ام،مستدرکم
وقت روضه از لُهوف و از مُقَرَم کمترم
هیچ اخلاق بدی را حل نکردم در خودم
بی جهت می سوزم اصلا از جهنم کمترم
غایبم در غیبتت یعنی که چون ابن زیاد
با وجودی که زیادی هستم از کم کمترم
زیست با مولا تمام عمر و فرقش را شکافت
نیستی تا حس کنم از ابن مُلجم کمترم
قاتلت حتی تورا می بیند آخر در مصاف
من تو را هرگز ندیدم پس از او هم کمترم
#مهدی_رحیمی
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#مدح_امام_زمان_ع
#نیمه_شعبان
ای دلِ خسته ی من همدمِ ویرانی ها
غرق شو غرقِ خودت غرقِ پریشانی ها
زَرق و برق بدلیجات اسیرت نکند
ماه را گم نکنی بینِ چراغانی ها...!
جان به لب آمد و جانانِ جهان بازنگشت
جان گرفتند ز بی جانی ما جانی ها
خسته ام خسته از این بی عملی ها خسته
خسته از حرف زدن ها و سخنرانی ها
پینه دوزی به بَرَش رفت ولی ما عمریست
غَرّه هستیم به این پینه ی پیشانی ها
ماهمه غمزده و غمزه ی چَشمَش کافیست
تا زشادی بشود پُر دلِ زندانی ها
غم مخور یوسف گمگشته میاید ای دل
این خبر را برسانید به کنعانی ها...!
#محسن_کاویانی
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#مدح_امام_زمان_ع
#نیمه_شعبان
فرشتگان سما ائتلاف می كردند
به گرد بستر نرگس طواف می كردند
به زیر سایه ی محراب سبز گهواره
پیمبران خدا اعتكاف می كردند
و رودهای بهشتی به اشك شوق ظهور
زلال آبی خود را مضاف می كردند
تمام دوزخیان را ملائكه ز عذاب
به یمن خنده ی مهدی معاف می كردند
قمر رخان سماوات تیغ مژگان را
به محض دیدن پلكش غلاف می كردند
پری وشان به كنار ضریح چشمانش
به زشت بودن خود اعتراف می كردند
مقربان الهی برای دیدن او
خریدهای كلان كلاف می كردند
چقدر مردم عاشق كبوتر دل را
روانه سمت حوالی قاف می كردند
سحر در اوج نگاهش، هزار اختر را
منجمان فرج اكتشاف می كردند
#وحید_قاسمی
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#مدح_امام_زمان_ع
#نیمه_شعبان
زیباترین بهانه برای سرودنی
تنها دلیل خلقت بود و نبودنی
با تو شروع میشود این بار شعرمن
زیرا فقط تویی تو هوادار شعر من
گلواژه ی تمام غزل ها قصیده ها
سبک جدید گویش و طراح ایده ها
پایان خواب های دروغین به دست توست
جان دوباره دادن بر دین به دست توست
میخوانمت به نام خودت آسمان عشق
سوگندمیخورم به تویعنی به جان عشق
از سختی تمامی دوران دلم گرفت
از این همه گناه فراوان دلم گرفت
ازاین همه دورویی وبی مهری و نفاق
از قحطی و نبودن ایمان دلم گرفت
نوری که بی تو جلوه کند تار می شود
حتی بهشت بی تو همان نار می شود
بی سمت وسوترازهمه ی بادهای شهر
حرف رسیدن تو چه تکرار می شود
این روزها بدون تو شب جلوه میکنند
این آسمان بدون تو آوار می شود
باید بیایی از سفر ای سایه ی سپید
خورشید از نبودن تو تار می شود
دنیا مرابه غیرتو مشغول کرده ست
در غرب ضدِّ آمدنت کار می شود
تو نیستی و این همه بغض ترک ترک
دارد به روی سینه تلمبار می شود
پس زودتر بیا ز سفر ای صبور من
آخر شکست پای ظهورت غرور من
برگرد تا که آینه ها بی تو نشکنند
آیینه ها حکایت جان و دل منند
برگرد تا که خنده شودگریه های ما
پیش خدا رود نفس " ای خدای ما "
برگرد ای طراوت سرسبز باغ ها
پایان بده به عمر دراز فراق ها
برگرد اصل مطلب و خاطر نشان عشق
سوگند میخورم به تویعنی به جان عشق
ما هر چه می کنیم که آدم نمیشویم
بر خیمه گاه سبز تو محرم نمیشویم
تقصیر ماست این همه دوری و انتظار
ما حق مان همیشه خزان است نه بهار
ما عاشقیم و هیچ دعایی نمی کنیم
ما فکر می کنیم ریایی نمی کنیم
ما بیخودی به نام تو سوگند میخوریم
وقتی که از گناه و جهالت همه پُریم
ما که لیاقت تو و عشقت نداشتیم
بیخود به روی نام خود"عاشق"گذاشتیم
#محمدحسن_بیات_لو
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#مدح_امام_زمان_ع
#نیمه_شعبان
عید است ولی عید قیام بشریت
در پرتو میلاد امام بشریت
با دست کرم ذات خداوند تعالی
زد سکه ی اقبال به نام بشریت
از خم طهورا که خدا ساقی آن است
با دست خدا پر شده جام بشریت
امشب ببر ای باد صبا پیشتر از صبح
بر سامره پیوسته سلام بشریت
عالم همه جا وادی طور است ببینید!
در دست حسن مصحف نور است ببینید
خیزید همه سوره ی والشمس بخوانید
گل در قدم مهدی موعود فشانید
از جام شرابی که خدا ساقی آن است
پیوسته بنوشید و به یاران بچشانید
تنها نه فقط شب، شبِ مهدیست، بگویید
میلاد ائمه است بدانید بدانید
خیزید و ببندید همه بار سفر را
محمل به سوی کعبه ی مقصود برانید
امشب خبری خوش به بنیفاطمه آمد
بوی گل نرگس به مشام همه آمد
عید ملک و جن و بشر باد مبارک
بر شانه ی خورشید قمر باد مبارک
طوبای امید همه خوبان جهان را
در نیمه ی این ماه ثمر باد مبارک
آوای خدا میشنوم از لب مهدی
این زمزمه بر مرغ سحر باد مبارک
پیغام خدا را برسانید به نرگس
کای مادر فرخنده! پسر باد مبارک
ای خیل ملک پیش روی مادر مهدی
آیید و بگردید به دور سر مهدی
دیدید همه کعبه ی روح شهدا را
دیدید همه آینه ی غیبنما را
دیدید همه بر سر دست حسن امشب
هنگام سحر صورت مصباح هدی را
امشب همه بار سفر سامره بستیم
داریم به دل شوق تماشای خدا را
از مرغ سحر با گل لبخند بپرسید
کی دیده در آغوش سحر شمس ضحی را
یاران! شب عید آمده بیدار بمانید
باید همه از فاطمه عیدی بستانید
این جان جهان، جان جهان، جان جهان است
این روح روان، روح روان، روح روان است
این چارده آیینه جمال است به یک حسن
آنجا که عیان است چه حاجت به بیان است
این ختم ائمه است بدانید بدانید
چونان که نبی خاتم پیغامبران است
گر کفر نباشد بگذارید بگویم
چشمان خدا بر مه رویش نگران است
هر لحظه پدر شیفته ی تاب و تب اوست
ناخورده لبن آیه ی قرآن به لب اوست
این است که دادند امامان خبرش را
داده است خدا مژده ی فتح و ظفرش را
تا آیه ی قرآن به لبش بود، ملایک
دیدند به لب خنده ی شوق پدرش را
ای کاش نبی بود که بوسد چو حسینش
تنها نه دهان بلکه ز پا تا به سرش را
جاءالحق بازوش که دیدید ببینید
نقش زهقالباطل دست دگرش را
این نور دل فاطمه فرزند حسین است
بر لعل لبانش گل لبخند حسین است
ای خلق جهان منتظر روز ظهورت!
پیوسته زمان منتظر روز ظهورت
هم در غم هجران تو پیران همه مردند
هم نسل جوان منتظر روز ظهورت
بلبل سر هر شاخه غزلخوان فراقت
گلهای خزان منتظر روز ظهورت
تو یوسف گمگشته ی اسلام چو یعقوب
با قد کمان منتظر روز ظهورت
یعقوب به ما مژده دهد آمدنت را
از مصر شنیدیم بوی پیرهنت را
ای دست خدا! دست خدا یار تو باشد
بازآ که حرم عاشق دیدار تو باشد
بازآ که حسینبنعلی چشم به راه است
بازآی که عباس علمدار تو باشد
تو یوسف زهرایی و صد یوسف مصری
سردرگم و جان بر کف بازار تو باشد
بازآی که هفتاد و دو سرباز حسینی
دلباخته ی مکتب ایثار تو باشد
تو پاسخ فریاد امام شهدایی
تو منتقم خون امام شهدایی
بازآی که آیین پیمبر به تو نازد
بازآ که علی، فاتح خیبر به تو نازد
روزی که بگیری به کفت تیغ علی را
آن روز ببینند که حیدر به تو نازد
روزی که ز قبر، آن دو نفر را تو درآری
حق است که صدیقه ی اطهر به تو نازد
آن روز ببینند همه با گل لبخند
بر شانه ی بابا علیاصغر به تو نازد
ای وسعت ملک ازلی محفل نورت
ما عید نداریم مگر روز ظهورت
از لاله ی زخم شهدا خنده برآید
کای منتظران! منتظران! منتَظَر آید
از چار طرف چشم گشایید به کعبه
تا سوی حرم حجت ثانیعشر آید
این یکه سواری که نهد روی به کعبه
مهدیست که از بهر نجات بشر آید
چشم همه روشن که به فرمان الهی
از پیرهن یوسف زهرا خبر آید
«میثم» چه نکو گفت تو را دوست که شاید
این یار سفر کرده همین جمله بیاید
#غلامرضا_سازگار
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#امام_زمان_ارواحنا_فداه 🌺
شب عید است ولی اشک دمادم داری
ز وفائی که نداریم و ندیدی هرگز
#مرتضی_عابدینی
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
﷽
#ولادت_امام_زمان_عجل_الله_فرجه"
نام تو دوان کرده به پایت قدمم را
یاد تو روان کرده دوباره قلمم را
با چشم کرم کاش که بسیار ببینی
ناچیزی این عرض ارادات کمم را
هرچند که از برکت میلاد تو شادم
پنهان نتوانم کنم انگار غمم را
گفتند که یار آمده، بایست که امشب
پیدا کنم و سجده بر آرم صنمم را
با اینکه قسم خورده ام از باده ننوشم
واجب شده تا بشکنم امشب قسمم را
گل در بر و می در کف و معشوق به کام است
در مجلس ما ماه رخ دوست تمام است
ای آمدنت مژده میلاد سحرها
خورشیدی و نور است پیامت به قمرها
ای جان جهان جان دو عالم به فدایت
باید که بیفتند به پاهای تو سرها
قنداقه ات از عرش زمین آمد و دیدند
انقدر ملک آمده بسته است گذرها
قرآن خدایی تو و در حال نزولی
پس شب شب قدر است به فتوای خبرها
دیگر گره ی کار کسی بسته نماند
باز است به شکرانه ی نامت همه درها
دنیای خزان دیده! بهار آمده امشب
عطر قدم حضرت یار آمده امشب
در حال و هوای شب بارانی هر سال
گرم است سر من به چراغانی هر سال
در کوچه خیابان دلم ریسه کشیدم
دعوت کنمت تا که به مهمانی هرسال
با شبنم اشکم سر راهت گل نرگس
گل کاشته ام من به گلستانی هر سال
پاداش غزل های من این است بیایی
یک مرتبه در جشن غزلخوانی هر سال
هم خنده به لب دارم و هم اشک به چشمم
حالا منم و بی سر و سامانی هرسال
می خندم و با دیده ای از عاطفه جاری
می خوانمت ای حضرت باران بهاری
آزاد کن این روح زبان بسته ی تن را
تا بال ببخشی غزل خسته ی من را
بگذار که باز از تو بگوییم و بخوانیم
بگذار به وصف تو برانیم سخن را
بارانی و بر راه تو چشمان کویر است
زینت بده با سرو قد خویش چمن را
ای سامره دلتنگ مناجات شب تو
مرهم شوی ای کاش دل تنگ وطن را
خون از غم هجر تو دل سنگ عقیق است
ای نصر من الله! تو دریاب یمن را
ای نصر من الله! که فتح تو قریب است
برگرد که در غیبت تو شیعه غریب است
چندیست که قلب همگان بی ضربان است
با تو نفس باد صبا مشک فشان است
در حنجره ات داد علی اکبر لیلاست
برگرد موذن! که دگر وقت اذان است
بنگر به تمنای وصال تو یگانه
اشک غمت از هر مژه چون سیل، روان است
ای خسرو خوبان تو به فکر همه هستی
هرچند گدای تو فقط در پی نان است
زخم است دوتا پلک تو از گریه به جدت
گرچه سبب اشک تو یک قد کمان است
ای خسرو خوبان نظری سوی گدا کن
باز آ و نصیبم سفر کرب و بلا کن
#محمدعلي_بياباني
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7