رِسانو | شاهرخ ابراهیمی
علی بلد بود حال دیگران را خوب کند. در محل کار، وقتی همکارش اشتباهی میکرد، با شوخی میگفت: «پیش میا
نه اینکه کسی مجبورش کرده باشد همیشه قوی بماند؛ خودش کمکم این نقش را پذیرفته بود. فکر میکرد اگر یک روز بگوید حالش خوب نیست، شاید دیگران نگران شوند، شاید نتواند مثل همیشه به کارهایش برسد، یا شاید کسی نداند با ناراحتی او چه کند.
پس لبخند میزد و ادامه میداد.
حتی روزهایی که دلش میخواست چند ساعت هیچکس از او چیزی نخواهد.
آن شب، بعد از شام، پسر کوچکش کنارش نشست. دفتر نقاشیاش را باز کرد و با هیجان گفت:
«بابا، ببین امروز چی کشیدم!»
علی به نقاشی نگاه کرد؛ خانهای با پنجرههای آبی، یک خورشید بزرگ و سه آدم که دست هم را گرفته بودند.
پرسید: «اینها کین؟»
پسرش گفت:
«من و تو و مامانیم. اینم خونهمونه.»
علی لبخند زد و موهایش را بههم ریخت.
پسرک چند لحظه به صورتش نگاه کرد و ناگهان پرسید:
«بابا، تو همیشه میخندی. پس چرا بعضی وقتا وقتی فکر میکنی کسی نمیبینتت، اینقدر ناراحتی؟»
علی ساکت شد.
✅️@shebrahimiii | رِسانو
رِسانو | شاهرخ ابراهیمی
نه اینکه کسی مجبورش کرده باشد همیشه قوی بماند؛ خودش کمکم این نقش را پذیرفته بود. فکر میکرد اگر یک
نه چون جواب نداشت؛ چون برای اولین بار کسی چیزی را دیده بود که خودش مدتها سعی کرده بود پنهانش کند.
خواست مثل همیشه با شوخی از کنارش بگذرد، اما این بار نتوانست.
دستش را دور شانههای پسرش انداخت و آرام گفت:
«بعضی وقتا آدم خسته میشه، قهرمان کوچولو. حتی وقتی همهچیز ظاهراً خوبه.»
پسرش پرسید:
«پس چرا به کسی نمیگی؟»
علی جوابی نداد.
چون خودش هم نمیدانست.
شاید عادت کرده بود همیشه شنونده باشد، نه کسی که حرف میزند. شاید میترسید اگر نقاب لبخندش را کنار بگذارد، دیگران او را همان آدم همیشگی نبینند. شاید هم آنقدر گفته بود «خوبم» که کمکم خودش هم یادش رفته بود میتواند جواب دیگری بدهد.
آن شب، وقتی پسرش خوابید، علی کنار همسرش نشست.
تلویزیون روشن بود، اما هیچکدام تماشایش نمیکردند.
علی مدتی سکوت کرد و بعد گفت:
«راستش… این روزها خیلی خستهام. بیشتر از چیزی که نشون میدم.»
✅️@shebrahimiii | رِسانو
رِسانو | شاهرخ ابراهیمی
نه چون جواب نداشت؛ چون برای اولین بار کسی چیزی را دیده بود که خودش مدتها سعی کرده بود پنهانش کند.
همسرش به طرفش برگشت.
علی ادامه داد:
«خودمم دقیق نمیدونم از کجا شروع شده. فقط احساس میکنم مدام دارم همهچیز رو پیش میبرم، ولی دیگه مثل قبل توانش رو ندارم. دلم میخواست یه بار بدون اینکه مجبور باشم بگم همهچیز خوبه، فقط حرف بزنم.»
همسرش دستش را گرفت و گفت:
«خب، همین الان داری حرف میزنی. لازم نیست همیشه تنهایی از پس همهچیز بربیای.»
این جمله مشکلهای علی را یکشبه حل نکرد.
صبح روز بعد، کارهای عقبافتاده هنوز سر جایشان بودند. مسئولیتهایش هم از بین نرفته بودند. اما چیزی تغییر کرده بود: علی دیگر لازم نمیدید برای پنهان کردن خستگیاش، در هر لحظه لبخند بزند.
وقتی همکارش پرسید «خوبی؟»، این بار کمی مکث کرد و گفت:
«راستش این چند وقت فشار زیادی روم بوده. دارم سعی میکنم اوضاع رو بهتر کنم.»
نه توضیح بیشتری داد و نه وانمود کرد که همهچیز عالی است.
✅️@shebrahimiii | رِسانو
رِسانو | شاهرخ ابراهیمی
همسرش به طرفش برگشت. علی ادامه داد: «خودمم دقیق نمیدونم از کجا شروع شده. فقط احساس میکنم مدام دار
فقط برای اولین بار، به خودش اجازه داد واقعی باشد.
علی کمکم یاد گرفت گاهی از دیگران کمک بخواهد، برای استراحت وقت بگذارد و وقتی حالش خوب نیست، مجبور نباشد با شوخی و لبخند آن را بپوشاند.
او فهمید که مهربان بودن با دیگران، به معنی نادیده گرفتن نیازهای خودش نیست؛ و قوی بودن هم همیشه به معنی تحمل کردن در سکوت نیست.
گاهی شجاعت، درست از همان لحظهای شروع میشود که بالاخره میگویی:
«منم خستهام… و دلم میخواد یکی حالم رو بپرسه و واقعاً منتظر جوابم بمونه.»
✅️@shebrahimiii | رِسانو
رِسانو | شاهرخ ابراهیمی
فقط برای اولین بار، به خودش اجازه داد واقعی باشد. علی کمکم یاد گرفت گاهی از دیگران کمک بخواهد، برا
🌿 یادت باشه…
لازم نیست همیشه حالِ همه رو خوب کنی؛ تو هم حق داری روزهایی داشته باشی که فقط دلت میخواد کسی حالِ تو رو بفهمه.
🤍 اگر همیشه لبخند میزنی، یادت نره که پشت این لبخند هم انسانی هست که نیاز به شنیده شدن، استراحت و همراهی داره.
گاهی گفتنِ «حالم خوب نیست» نشونهی ضعیف بودن نیست؛ اولین قدم برای تنها نماندنه.
✅️@shebrahimiii | رِسانو
رِسانو | شاهرخ ابراهیمی
🚀 یه خبر جذاب از خانوادهی رسانو! با افتخار معرفی میکنیم: 🎓 آکادمی رسانو؛ فضایی برای یادگیری، آگاه
...
دوره ی تا زندگی
به زودی در آکادمی رسانو بارگزاری میشه جا نمونید👀🤝🏻
#اَمینا
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻وزیر علوم از دختران آذربایجانی برای تحصیل در دانشگاه های ایران دعوت کرد
✅ @shebrahimiii | رِسانو
9.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سردار جوانی: ایرانی وطندوست، دشمن را تبرئه نمیکند و کشورش را مقصر نمیداند
✅ @shebrahimiii | رِسانو
رِسانو | شاهرخ ابراهیمی
🔻وزیر علوم از دختران آذربایجانی برای تحصیل در دانشگاه های ایران دعوت کرد ✅ @shebrahimiii | رِسانو
...
دختران ایمانی پیامبر (ص)
درهای دانشگاه های ایران به روی همتون بازه 😍
#پیچک
#اندکی_تامل
خود تحقیری بد مرضی هست
مثلا طرف میگه اونا یک ساله میسازن
ما اگر بخوریم ده ساله
نادان اونا هنوز صدمات جنگ ۱۲ روزه رو نساختن ما خسارات جنگ ۴۰ روزه هم تمام کردیم ، سرعت جبران خسارت ها در ایران در دنیا زبانزد هست ، دلیلش هم صفر تا صد تکنولوژی داخلی و مهندسی بسیار قدرتمند ایرانیه
درد شما نگرانی نیست درد شما صرفا خالی کردن دل مردم جهت تسلیم است
قبول تسلیم میشیم ، اورانیوم را میدهیم ، برد موشک ۳۰۰ هم کیلومتر میکنیم ، فقط کاش بعدش زنده بودید یقتون رو میگرفتیم ، چون نتانیاهو همه شما را هم تبخیر کرده است.
✅ @shebrahimiii | رِسانو
🛢قیمت نفت همچنان درحال رشد 😁
۱۱۳ دلااار ناقابل 🤌
✅ @shebrahimiii | رِسانو
پدر؛
کوه صبر بود، اما سنگینیِ فراق، شانههایش را خم کرده بود. هر غروب، با یادِ نگاهِ او نفس کشید و با خاطرهی خندههایش پیر شد.
وقتِ موعود رسید. پیرمردِ صبورِ ما، کولهبارِ دلتنگیاش را زمین گذاشت. عینک از چشم برداشت و در آغوشِ گرمِ فرزندِ شهیدش آرام گرفت. بالاخره انتظار تمام شد؛ پدر به فرزند پیوست و کوچهی فراق، غرق در نور شد.
پ.ن: پدر سردار شهید سیدعبدالکریم موسوی، دعوت حق را لبیک گفتند 🥀
✅ @shebrahimiii | رِسانو