بند کفشمو محکم بستم سعی می کنم قدم هامو محکم بگیرم و همه ی شجاعتمو جمع کردم اما نه من آدم خداحافظی کردن نیستم
تشییع غریب ترین واژه ای است که می شناسم اما همین کلمه در حال حاضر در قریب ترین حالت ممکن در داستانم حضور پیدا کرده است طاقت فرسا و سنگین است و قلبم دارد تمام می شود،شده.