eitaa logo
شعر معاصر-ادبیات پایداری و حماسه و ایثار
548 دنبال‌کننده
60 عکس
7 ویدیو
3 فایل
گلچین اشعار شاعران معاصر ایران ارتباط با ادمین: @Kakaeimohammadreza کانالهای مرتبط: https://eitaa.com/mohammadrezakakaei https://eitaa.com/behesht_e_hashtom
مشاهده در ایتا
دانلود
مبعوث شدیم در خیابان باشیم تا مُنـتـقـمِ رهبرِ خوبان باشیم باید که برای عهد بستن با او ایثارگرِ عرصه‌ی میدان باشیم ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
این ماه کیست همسفر کاروان شده؟ دنبال آفتاب قیامت روان شده یک لحظه ایستاده که سرها روند پیش یک دم نشسته منتظر کودکان شده یک جا ز پیر کوفه شنیده‌ست ناسزا یک جا به سنگ کودک شامی نشان شده هم شاهد غروب گل ارغوان به خون هم راوی حدیث لب خیزران شده با پای خسته راه‌بر خلق آمده با دست بسته کارگشای جهان شده ای دیده داغ کودک شش ماهه تا به پیر آه ای بهار تا گل آخر خزان شده بعد از برادر و پدر و خواهر و عمو تنهاترین ستارۀ هفت آسمان شده از بس گریسته‌ست چنان شمع در سجود از خلق، آفتاب مزارش نهان شده ☫ادبیات مقاومت... (س) 🌐@sher_moaser
عطر از نفسِ قیام آقا برخاست تاریخ به احترام آقا برخاست امروز پیام هر خیابان این است: باید که به انتقام آقا برخاست ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
شیپور زند به مرگتان اسرافیل آماده‌ی قبض روحتان عزرائیل با دست علی که همره لشکر ماست نابود شود در این نبرد اسرائیل ☫ادبیات مقاومت... ا 🌐@sher_moaser
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نوریم و در این مصاف، کورند آن‌ها ما زنده و سهم خاک گورند آن‌ها دیروز، پی رفتن ایران بودند امروز، خوراک مار و مورند آن‌ها ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
💠حضرت زهرا(س) می‌فرمایند: «خَيْرٌ لِلنِّسَاءِ أَنْ لَا يَرَيْنَ الرِّجَالَ وَ لَا يَرَاهُنَّ الرِّجَالُ» ترجمه: برای زنان نیکوست که نه مردان نامحرم را ببینند و نه مردان نامحرم آن‌ها را ببینند. 📗 كشف الغمة، ج‌۱، ص۴۶۶؛ بحار الأنوار، ج۴۳، ص۵۴ گر زن به حجاب خویش مستور شود از دیدۀ آلوده و بد دور شود نیکوست برای زن که الگو گیرد... از فاطمه، تا آیه‌ای از نور شود ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
یکایک سر شکست آن روز اما عهد و پیمان نه غم دین بود در اندیشه‌ی مردم، غم نان نه شبی ظلمانی و تاریک حاکم بود بر تهران به لطف حضرت خورشید اما بر خراسان نه کبوترهای گوهرشاد بودیم و صدای تیر پریشان کرد جمع یکدل ما را، پشیمان نه سراسر، صحن از فوج کبوترها چنان پُر شد که چندین بار خالی شد خشاب آن روز و میدان نه یکی فریاد می‌زد شرمتان باد آی دژخیمان! به سمت ما بیاندازید تیر، اما به ایوان نه یکی فریاد سر می‌داد بر پیکر سری دارم که آن را می‌سپارم دست تیغ و بر گریبان نه برای او که کشتن را صلاح خویش می‌داند تفاوت می‌کند آیا جوان یا پیر؟ چندان نه دیانت بر سیاست چیره شد، آری جهان فهمید رضاجان است شاه مردم ایران، رضاخان نه! کلاه پهلوی هم کم کم افتاد از سر مردم نرفت اما سر آن‌ها کلاه زورگویان، نه! گذشت آن‌روزها، امروز اما بر همان عهدیم نخواهد شد ولی این‌بار جمع ما پریشان، نه! به جمهوری اسلامی ایران گفته‌ایم «آری» به هرچه غیر جمهوری اسلامی ایران: «نه» کجا دیدی که یک مظلوم تا این حد قوی باشد اگرچه قدرت ما می شود تحریم، کتمان نه دفاعِ از حرم یعنی قرار جنگ اگر باشد زمین کارزار ما تلاویو است، تهران نه! ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
وطن شکوه دماوند است غرور قله ی الوند است وطن سکون خلیج فارس خروش جاری اروند است به زیر بال و پرش افلاک کجا پرنده ی در بند است؟ بهار سبز دل انگیز است شکفته چون گل لبخند است به باغ خلد خداوندی به راستی که همانند است ! مرا وطن چو تن و جان است تو را بگو چه خوشایند است؟ چگونه بی وطنان دانند بهای خاک وطن چند است؟ حیات او ابدی بادا که جان من به وطن بند است چه باک از اهرمنان دارد که در پناه خداوند است ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
به خاک افتاد و پا شد، دست بر دیوار، آهسته امامش را صدا می‌زد، ولی این بار آهسته نفس‌هایش کم آوردند و خون از غنچه‌ی زخمش روان شد روی آن پیراهن گلدار، آهسته زنی با درد پهلو، چادری خاکی، غمی جاری که می‌شد روضه‌ای در گوش او تکرار، آهسته قدم برداشت، چون کوهی که راه افتاده در میدان قدم برداشت بر خاکستر پیکار، آهسته در آن هنگامه حتی کاشی مسجد اذان می‌گفت اذان در اوج بود و ناله‌ی رگبار آهسته یکی می‌گفت یا حیدر یکی می‌گفت یا زهرا حماسه از نفس‌ها می‌وزید انگار، آهسته :: زمان حالا ورق خورده، نشستم شعر می‌خوانم در این مسجد، برای این در و دیوار، آهسته ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
مضمون به ذهن حضرت شاعر خطور کرد شعری برای عبرت ما جفت و جور کرد تاریخ را به سبک تغزل مرور کرد در واژه‌ها دوباره حقیقت ظهور کرد آری حقیقتی که از آن کم سروده‌ایم در گیر و دار قافیه مبهم سروده‌ایم دیروز قحط "حریت" و "اختیار" بود مَشی و مرام سلطه‌گران آشکار بود بی مایه‌ای به گرده‌ی مردم سوار بود آزادگی مغایر آن روزگار بود دیروز اسیر غم به رهایی نمی‌رسید داد ستم‌کشیده به جایی نمی‌رسید دیروز عصر غیرت و انسانیت نبود قی کردن حیا و شرف معصیت نبود در شهر تیره صحبت مشروعیت نبود در کوچه‌ی محله‌مان امنیت نبود ناموس شیعه تجربه کرد اضطراب را یادم نرفته قصه‌ی کشف حجاب را دیروز مکتب نبوی دولتی نداشت غیر از حکومتی علوی حاجتی نداشت این تکیه و حسینیه‌ها حرمتی نداشت شهر به این بزرگی‌مان هیئتی نداشت دیروز که محدث و منبر نداشتیم اینگونه بزم روضه‌ی مادر نداشتیم تا اینکه شهر را تب بالا فراگرفت هر کوچه را شمیم مسیحا فراگرفت روح خدا زمین و زمان را فراگرفت این درس را ز حضرت زهرا فراگرفت از وارثان سفره‌ی پربار انقلاب صدها درود، هدیه به معمار انقلاب با خون، سپر برای بلیه درست کرد "طیب" سرشت، نفس زکیه درست کرد از دختران‌مان علویه درست کرد صدها حسینیه، حسنیه درست کرد این ناخدا که در دل طوفان بلند شد با اقتدا به شاه شهیدان بلند شد امروز زیر سایه‌ی دین پاگرفته‌ایم از دشمن ابتکار عمل را گرفته‌ایم در صدر فاتحانِ زمان جاگرفته‌ایم امروز زهرِ چشم ز دنیا گرفته‌ایم دیگر به زور و ظلم و ستم تن نمی‌دهیم در معرکه مجال به دشمن نمی‌دهیم امروز نان دشمن اسلام آجر است بازار از مساجد و از مسجدی پر است از بچه‌های فاطمه ابلیس دلخور است امروز روز عفت و تکریم چادر است ارزان به شمر و حرمله‌ها سر نمی‌دهیم سر می‌دهیم؛ یک نخ معجر نمی‌دهیم بعد از خدا قسم به الفبای انقلاب جانی دوباره داده مسیحای انقلاب دیگر چه گویم از برکت‌های انقلاب ماییم و صبح روشن فردای انقلاب این انقلاب مظهر الطاف مادر است این مرز و بوم، کشور زهرا و حیدر است ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
خوشا جانى که جانانش حسین است خوشا دردى که درمانش حسین است بُوَد فرمان‌رواى کشور دل خوشا مُلکى که سلطانش حسین است به چرخ دین، نجوم بی‌شماری‌ست ولى ماه درخشانش حسین است نگردد محفل اسلام، تاریک بلى؛ شمع شبستانش حسین است به نامش دفتر توحید، مفتوح خوش آن دفتر که عنوانش حسین است! حسن، جانِ عزیز مصطفى بود ولى آرامش جانش حسین است به راه عشق، پایان نیست لیکن یقین دارم که پایانش حسین است على را بر خلیل الله فخری‌ست بلى؛ چون ذبح عطشانش حسین است چه صحرایى‌ست یا رب! وادى عشق؟ که تنها مرد میدانش حسین است زمینِ نینوا هر دم بهار است چمن‌پیراى بستانش حسین است گرش خون خدا خوانم عجب نیست خدا را اصل قربانش حسین است بگو اهریمنانِ کربلا را که این صحرا سلیمانش حسین است "مؤید" را چه غم باشد ز محشر؟ که پوزش‌خواه عصیانش حسین است ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو می‌آید نفس‌هایم گواهی می‌دهد بوی تو می‌آید شکوه تو زمین را با قیامت آشنا کرده و رقص باد با گیسوی تو محشر به پا کرده زمین را غرق در خون خدا کردی خبر داری؟ تو اسرار خدا را بر ملا کردی خبر داری- جهان را زیر و رو کرده است گیسوی پریشانت؟ از این عالم چه می‌خواهی همه‌عالم به قربانت مرا از فیض رستاخیز چشمانت مکن محروم جهان را جان بده، پلکی بزن، یا حیُّ یا قیوم خبر دارم که سر از دیر نصرانی در آوردی و عیسی را به آیین مسلمانی در آوردی خبر دارم چه راهی را بر اوج نیزه طی کردی از آن وقتی که اسب شوق را مردانه هی کردی تو می‌رفتی و می‌دیدم که چشمم تیره شد کم‌کم به صحرایی سراسر از تو خالی، خیره شد کم‌کم تو را تا لحظه‌ی آخر نگاه من صدا می‌زد چراغی شعله‌شعله زیر باران دست و پا می‌زد حدود ساعت سه، جان من می‌رفت آهسته برای غرق در دریا شدن می‌رفت آهسته :: بخوان! آهسته از این جا به بعدِ ماجرا با من خیالت جمع ای دریای غیرت! خیمه‌ها با من تمام راه بر پا داشتم بزم عزا در خود ولی از پا نیفتادم، شکستم بی‌صدا در خود شکستم بی‌صدا در خود که باید بی‌تو برگردم قدم خم شد ولیکن خم به ابرویم نیاوردم نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو می‌آید نفس‌هایم گواهی می‌دهد بوی تو می‌آید ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser