#غزل
همه عمر در تباهی، همه عمر غرق غفلت
به دلم هزار غصه، به دلم هزار حسرت
پی کار خویش بودم، پی کار من دویدی
ز بزرگی تو شاها، چه کنم من از خجالت
چه زیان تورا که یک دم، بغلت کنم عزیزم
نظری که شام هجران، برسد به صبح وصلت
دل من گرفته آقا، تو بیا برس به دادم
سحری تو یاد من کن، که خوشم به این حمایت
نَفَسی که بی تو باشد، برود که برنگردد
به تو بسته است جانم، ز نخست تا قیامت
منِ کربلا نرفته به خودت امیدوارم
سفرم به گردن تو، تو نما قبولِ زحمت
::
همه روضهها اگرچه، زده آتشی به جانت
به غرور تو شرر زد، غم روضهی اسارت
☫ادبیات مقاومت...
#سیدپوریا_هاشمی
#امام_زمان_عج_مناجات_محرمی
#حضرت_زینب_س_کوفه_و_شام
#حضرت_زینب_س_اسارت
🌐@sher_moaser
#غزل
بعدِ عباس علمدار شدن کار تو بود
اینچنین قافلهسالار شدن کار تو بود
هر چه کاخ اُموی بود خرابش کردی
زینبا ! فاتحِ پیکار شدن کار تو بود
کوفه تا شام علیگونه رجز میخواندی
دخترِ حیدرِ کرار شدن کار تو بود
از کسی غیرِ حسین بن علی دَم نزدی
به غمِ یار گرفتار شدن کار تو بود
"اُسْکُتوا"یِ تو جهان را به تَحَیُّر آورد
همه گفتند جگردار شدن کار تو بود
یک تنه جای همه جام بلا نوشیدی
از ازل قلهی ایثار شدن کار تو بود
ای که در وصف تو حیران همهی شاعرها
شاه بیتِ همه اشعار شدن کار تو بود
کار تو بعدِ برادر به کجاها نرسید ...
راهیِ کوچه و بازار شدن کار تو بود
چه لگدها که به جای همه طفلان خوردی
بعد از آن دست به دیوار شدن کار تو بود
☫ادبیات مقاومت...
#احسان_نرگسی
#حضرت_زینب_س_مدح_و_مصائب
🌐@sher_moaser
#غزل
در این غروبِ غریبی، ببین کواکب را
بهروی نی سر گلگونِ نجمِ ثاقب را
بخوان به لحن حروفِ مقطعه امشب
حدیث غربت زینب، بخوان مصائب را
بخوان «وَلِیُّکُمُ الله» را پناه حرم
بگو حکایت این مردمانِ غاصب را
برای تسلیت خاطرِ «ذَوِی القُربَی»
ز تازیانهی طعنه ببین مواهب را
بخوان «لِیُذهِبَ عَنکُم»، شکوهِ غیرت من!
که دور سازی از این کاروان، اجانب را
مسیح خستهی من! ندبهٔ أنا العطشان
به خون نشانده دل بیقرار راهب را
لب مقدس قرآن و خیزران؟ ای وای
و «أم حَسِبْتَ» بخوان این همه عجائب را!
بیا شبی به خرابه، بیاوری با خود
برای دخترکت لیلةُ الرغائب را
هنوز بر لب تو بغض «أَیَّ مُنقَلبٍ»
به انتظار نشسته غریب غائب را
☫ادبیات مقاومت...
#یوسف_رحیمی
#حضرت_زینب_س_کوفه_و_شام
🌐@sher_moaser
#غزل
سرت بر نیزه خواهد رفت در اوج پریشانی
عروجت را گواهی میدهد این سِیْر عرفانی
طلوعی چون تو چشم صبح را روشن نکرد اینجا
اگرچه روی نی همچون غروبی سرخ میمانی
در اوج غربت خود جرعهنوش قرب حق بودی
قیامت بر سر نیزه سجودی بود طولانی
سجودی که تو را میبرد تا «قَوسَین أو اَدنی»
سجودی در چهل منزل چهل معراج روحانی
تو را آیه به آیه خواهرت زینب تلاوت کرد
به روی رَحل نی از کربلا تا دِیْر نصرانی
عجب حَجّی به جا آوردهای با حلق خونینت
کدامین حج به خود دیدهست هفتاد و دو قربانی
تو دین تازهای آورده بودی با خودت گویا
دوباره تازه میشد خاطرات سنگ و پیشانی
☫ادبیات مقاومت...
#حسین_علاءالدین
#امام_حسین_ع_شهادت
#حضرت_زینب_س_کوفه_و_شام
🌐@sher_moaser
#مثنوي
همینکه سایهات را بر سرم دارم، خدا را شکر
همینکه در هوای تو گرفتارم، خدا را شکر
نبینم گریهباران است چشمت، آسمانِ من!
مزن آتش به جان عالم و آدم، جهانِ من!
اگر زینب نبیند اشکهایت را، که زینب نیست!
اگر نشناسد آن سوزِ صدایت را، که زینب نیست!
خیالش سخت بود آری که روزی سر کنم بیتو
چگونه بودنم را بعد از این باور کنم بیتو؟
شب یلدای من، آخر به روز تو چه آوردند؟!
چقدر اوضاع گیسوی تو را آشفتهتر کردند
سرت را در خیالم شانه میکردم که طوفان شد
کمی آهستهتر ای باد! گیسویش پریشان شد
بهروی نیزه چشمان تو را پُردرد میبینم
در اطراف خودم تا میشود نامرد میبینم
کمی از روی نی قرآن بخوان! قاری زیبایم!
که شاید دست بردارند این قوم از تماشایم
از آثار نگاه توست، اگر بر روی پا هستم
اگر هستم اگر از داغ لبهای تو نشکستم
و من ناباورانه خیره میمانم به جایی که
شکسته حرمت قاری و شأن آیههایی که
برای قوّت قبلم ز لبهای تو نازل شد
بخوان جانم فدایت، سوزِ صوتت مرهم دل شد
بخوان قرآن برای کودکی که پای تو جان داد
به این قصه چگونه میشود امروز پایان داد-
که هم تو باشی و هم من شبیه روزهایی که
حیاط خانۀ ما بود و آن حال و هوایی که...
☫ادبیات مقاومت...
#رضا_یزدانی
#حضرت_زینب_س_کوفه_و_شام
#زبان_حال_حضرت_زینب_س
🌐@sher_moaser
#غزل
زود بیدار شدم تا سر ساعت برسم
باید اینبار به غوغای قیامت برسم
من به "قد قامت" یاران نرسیدم، ای کاش
لا اقل رکعت آخر به جماعت برسم
آه، مادر! مگر از من چه گناهی سر زد
که دعا کردی و گفتی به سلامت برسم؟
طمع بوسه مدار از لبم ای چشمه که من
نذر دارم لبِ تشنه به زیارت برسم
سیب سرخی سر نیزهست... دعا کن من نیز
اینچنین کال نمانم به #شهادت برسم
☫ادبیات مقاومت...
#محمدمهدی_سیار
#شهادت
🌐@sher_moaser
گفتیم آسمانی و دیدیم برتری
گفتیم آفتابی و دیدیم بهتری
گفتیم دختر اسد الله غالبی
ایام کوفه آمد و دیدیم حیدری
تو از زمان کودکیات تا بزرگیات
شیواترین مُفسّر الله اکبری
تو از کدام طایفه هستی که مستقیم
فیض از حضور علم خداوند میبری؟!
ای آفتاب روشن شبهای کربلا
ای زینب مدینه و زهرای کربلا
ای ماورای حد تصور، کمال تو
بالاتر از پریدن جبریل بال تو
غیر از حسین فاطمه، چیزی ندیدهایم
در انعکاس آینههای زلال تو
نزدیک سایههای عبورت نمیشویم
نامحرمان عشق کجا و خیال تو ؟
گیرم که خیمۀ تو به تاراج رفته است
گنجینههای باغ بهشت است مال تو
از گوشههای چشم تو ساحل درست شد
محض رضای پای تو محمل درست شد
تو زینبی و شیر زن بعد کربلا
تفسیر نفس مطمئن بعد کربلا
زهرا، نبی ،حسین و علی و حسن تویی
بانو تویی تو «پنج تن » بعد کربلا
گاهی که طعنه میشنوی صبر میکنی
یعنی تویی همان حسن بعد کربلا
ای گریهی غریبی عریان بی کفن
حالا تویی و پیرهن بعد کربلا
قلبت تپید و سوره مریم شروع شد
غمگینترین غروب محرم شروع شد
ای سایهی بلند اباالفضل بر سرت
ای بال جبرئیل گلستان معبرت
مهتاب هم رشیدی قد تو را ندید
از بس که چون هلال گذشت از برابرت
شبزندهدار شام غریبان کربلا
دل بستهی نماز شب تو برادرت
ای خطبه رسای تو نهج البلاغهات
وی محمل بدون جهاز تو منبرت
هجده سربریده به دنبال چشم تو
هجده سر بریده نگهبان معجرت
ای قلهی نجابت توحید، جای تو
عطر حضور فاطمه دارد حیای تو
☫ادبیات مقاومت...
#علی_اکبر_لطیفیان
#حضرت_زینب_س_مدح_و_مصائب
🌐@sher_moaser
#غزل
غزل نوشتهام از غم قصیده میخوانم
هجای واژهی غم را کشیده میخوانم
از آنکه عفت زهرا، شجاعت حیدر
درون او به تبلور رسیده میخوانم
به تیغ تیز زبان زنده کرده مکتب را
از آن معلم مکتب ندیده میخوانم
ز قامتی که الف بود و دال شد از داغ
ز کوه صبر که از غم خمیده میخوانم
از آن عقیله که تا بعد کربلا حتی
کسی شکستن او را ندیده میخوانم
ز بوسهای که به زیر گلو نشست؛ از آن
امانتی که به صاحب رسیده میخوانم
از آن که شاهد عینی ماجرا بوده
همان که بر روی تل شد شهیده میخوانم
نفسنفس زده زینب رسیده تا گودال
از این به بعد بریدهبریده میخوانم
هجا هجا شدهای حا و سین و یا و نون
میان جزر و مد تیغهای تشنهی خون
خروش موج بلا رهسپار ساحل شد
میان عاشق و معشوق شمر حائل شد
برای پستی دنیا بس است تا محشر
همین که با پسر سعد او مقابل شد
جدال خنجر کندی و حنجر خشکی
گریز روضهی ارباب در مقاتل شد
شنیده بود علی در رکوع بخشیده
میان سجده رسید و برید و سائل شد
کتاب خاطرههایش ورق ورق میشد
دمی که وارد گودال بعد قاتل شد
کسی هنوز نفهمیده عمق فاجعه را
چگونه زینب کبری سوار محمل شد
☫ادبیات مقاومت...
#علی_اصغر_شاهسنایی
#حضرت_زینب_س_مدح_و_مصائب
🌐@sher_moaser
#غزل
از بام تو یک آسمان سرخ پیدا بود
در صحن گوهرشادِ تو آن روز غوغا بود
هی موج برمیخاست و هی موج میافتاد
بوی جنون آمیخته با بوی دریا بود
در تیرماه داغ تابستان، هوای شهر
مثل زمستانیترین دیماه دنیا بود
مردان غیرت ایستادند و نترسیدند
اینجا سر حفظ حجاب عشق دعوا بود
دست رضاخانی چنان بر خاک، خون میریخت
گویا کلاه خارجی ناموس آنها بود
طوفان استبداد در هم کوفت مسجد را
تاریخ خون میخورد و در حال تماشا بود
چشمی که تاریکی شب را تاب میآورد
در انتظار دیدن خورشید فردا بود
فردا رضاخان رفت و طوفان رفت و صبح آمد
اما هنوز اندوه سنگینی به دلها بود
در خلوت آبیترین صحن و رواق تو
گویا همیشه یادی از دیروز برجا بود
از کربلا تا ظهر گوهرشاد و بعد از آن
هر روز داغ تازهای بر سینهٔ ما بود
اما اگر ما وارثان زینبی هستیم
هرچه در این آشفتگی دیدیم زیبا بود
☫ادبیات مقاومت...
#وحیده_افضلی
#شعر_پایداری | #حماسه_گوهرشاد
🌐@sher_moaser
#غزل
باز جنگی نابرابر در برابر داشتند
دست امّا از سر چادر مگر برداشتند؟
گرچه چادرها به خون غلتیده و خاکی ولی
زیر چکمه بوی گلهای معطّر داشتند
دست بر ماشه نمیبردند این قزّاقها
شرم اگر که از حرم نه، از کبوتر داشتند..
لحظهای قبل از صدای وحشی فرمان تیر
کودکانی در کنار خویش مادر داشتند
چشم کاشیهای فیروزه به گنبد خشک شد؟
یا از اوّل طرح اِسلیمیِ پرپر داشتند؟
در وصیّتنامۀ سرخ شهیدان دیدهای؟
جملگی یک خواسته در سطر آخر داشتند
☫ادبیات مقاومت...
#زهرا_سپهکار
#شعر_پایداری | #حماسه_گوهرشاد
🌐@sher_moaser
#غزل
داغت هنوز در دل ایران ادامه داشت
این غم در امتداد خیابان ادامه داشت
حتی پس از عبور تو ای ابر بیدریغ
در این مسیر نمنم باران ادامه داشت
دنیا هنوز در نُه اسفند مانده بود
حتی پس از بهار، زمستان ادامه داشت
هر روز میگذشت از آن صبح بیکسی
چون روز اول آه یتیمان ادامه داشت
منزل به منزل از تو و خون تو دم زدیم
منزل به منزل این تب طوفان ادامه داشت
رفتی به قم، سپس به نجف، بعد کربلا
اما هنوز گریۀ تهران ادامه داشت
آن اشک روضهای که تو را تا حسین برد
در چشمهای این همه انسان ادامه داشت
در هر مسیر، شور تو پایان نمیگرفت
تهران ادامه داشت، خراسان ادامه داشت
حتی پس از قیامت تشییع پیکرت
طوفان نفس گرفت و کماکان ادامه داشت
پایان این وداع، شروع قیام توست
خونخواهی تو در دل میدان ادامه داشت
در خواب دیدهایم شب بیقرارها
تا صبح بازگشت شهیدان ادامه داشت
☫ادبیات مقاومت...
#صادق_میرصالحیان
#رهبر_شهید | #خونخواهی
🌐@sher_moaser
🥀 (به پارههای پیکر نوباوگان شهیدِ میناب)
باز آمده کفتری، غزلخوان در خون
دست و سر و پیکری، غزلخوان در خون
از مدرسهٔ عشق، نشانی دارد...
پرپرشده دفتری، غزلخوان در خون!
▪️
بر پرپرِ صبح تا نظر دوخت جهان
صد داغ دوباره تازه شد، سوخت جهان
از مدرسهای سوخته در آتشِ عشق
درسِ ظفر و جهاد آموخت جهان!
🇮🇷 استاد مصطفی جلیلیان مصلحی، پژوهشکدهٔ فرهنگ و هنر بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی
#شعر
༻༺༻༺༻༺༻
روابط عمومی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی
🆔https://eitaa.com/IslamicResarchFundatio
☫ادبیات مقاومت...
🌐@sher_moaser