گفتیم آسمانی و دیدیم برتری
گفتیم آفتابی و دیدیم بهتری
گفتیم دختر اسد الله غالبی
ایام کوفه آمد و دیدیم حیدری
تو از زمان کودکیات تا بزرگیات
شیواترین مُفسّر الله اکبری
تو از کدام طایفه هستی که مستقیم
فیض از حضور علم خداوند میبری؟!
ای آفتاب روشن شبهای کربلا
ای زینب مدینه و زهرای کربلا
ای ماورای حد تصور، کمال تو
بالاتر از پریدن جبریل بال تو
غیر از حسین فاطمه، چیزی ندیدهایم
در انعکاس آینههای زلال تو
نزدیک سایههای عبورت نمیشویم
نامحرمان عشق کجا و خیال تو ؟
گیرم که خیمۀ تو به تاراج رفته است
گنجینههای باغ بهشت است مال تو
از گوشههای چشم تو ساحل درست شد
محض رضای پای تو محمل درست شد
تو زینبی و شیر زن بعد کربلا
تفسیر نفس مطمئن بعد کربلا
زهرا، نبی ،حسین و علی و حسن تویی
بانو تویی تو «پنج تن » بعد کربلا
گاهی که طعنه میشنوی صبر میکنی
یعنی تویی همان حسن بعد کربلا
ای گریهی غریبی عریان بی کفن
حالا تویی و پیرهن بعد کربلا
قلبت تپید و سوره مریم شروع شد
غمگینترین غروب محرم شروع شد
ای سایهی بلند اباالفضل بر سرت
ای بال جبرئیل گلستان معبرت
مهتاب هم رشیدی قد تو را ندید
از بس که چون هلال گذشت از برابرت
شبزندهدار شام غریبان کربلا
دل بستهی نماز شب تو برادرت
ای خطبه رسای تو نهج البلاغهات
وی محمل بدون جهاز تو منبرت
هجده سربریده به دنبال چشم تو
هجده سر بریده نگهبان معجرت
ای قلهی نجابت توحید، جای تو
عطر حضور فاطمه دارد حیای تو
☫ادبیات مقاومت...
#علی_اکبر_لطیفیان
#حضرت_زینب_س_مدح_و_مصائب
🌐@sher_moaser
#غزل
غزل نوشتهام از غم قصیده میخوانم
هجای واژهی غم را کشیده میخوانم
از آنکه عفت زهرا، شجاعت حیدر
درون او به تبلور رسیده میخوانم
به تیغ تیز زبان زنده کرده مکتب را
از آن معلم مکتب ندیده میخوانم
ز قامتی که الف بود و دال شد از داغ
ز کوه صبر که از غم خمیده میخوانم
از آن عقیله که تا بعد کربلا حتی
کسی شکستن او را ندیده میخوانم
ز بوسهای که به زیر گلو نشست؛ از آن
امانتی که به صاحب رسیده میخوانم
از آن که شاهد عینی ماجرا بوده
همان که بر روی تل شد شهیده میخوانم
نفسنفس زده زینب رسیده تا گودال
از این به بعد بریدهبریده میخوانم
هجا هجا شدهای حا و سین و یا و نون
میان جزر و مد تیغهای تشنهی خون
خروش موج بلا رهسپار ساحل شد
میان عاشق و معشوق شمر حائل شد
برای پستی دنیا بس است تا محشر
همین که با پسر سعد او مقابل شد
جدال خنجر کندی و حنجر خشکی
گریز روضهی ارباب در مقاتل شد
شنیده بود علی در رکوع بخشیده
میان سجده رسید و برید و سائل شد
کتاب خاطرههایش ورق ورق میشد
دمی که وارد گودال بعد قاتل شد
کسی هنوز نفهمیده عمق فاجعه را
چگونه زینب کبری سوار محمل شد
☫ادبیات مقاومت...
#علی_اصغر_شاهسنایی
#حضرت_زینب_س_مدح_و_مصائب
🌐@sher_moaser
#غزل
از بام تو یک آسمان سرخ پیدا بود
در صحن گوهرشادِ تو آن روز غوغا بود
هی موج برمیخاست و هی موج میافتاد
بوی جنون آمیخته با بوی دریا بود
در تیرماه داغ تابستان، هوای شهر
مثل زمستانیترین دیماه دنیا بود
مردان غیرت ایستادند و نترسیدند
اینجا سر حفظ حجاب عشق دعوا بود
دست رضاخانی چنان بر خاک، خون میریخت
گویا کلاه خارجی ناموس آنها بود
طوفان استبداد در هم کوفت مسجد را
تاریخ خون میخورد و در حال تماشا بود
چشمی که تاریکی شب را تاب میآورد
در انتظار دیدن خورشید فردا بود
فردا رضاخان رفت و طوفان رفت و صبح آمد
اما هنوز اندوه سنگینی به دلها بود
در خلوت آبیترین صحن و رواق تو
گویا همیشه یادی از دیروز برجا بود
از کربلا تا ظهر گوهرشاد و بعد از آن
هر روز داغ تازهای بر سینهٔ ما بود
اما اگر ما وارثان زینبی هستیم
هرچه در این آشفتگی دیدیم زیبا بود
☫ادبیات مقاومت...
#وحیده_افضلی
#شعر_پایداری | #حماسه_گوهرشاد
🌐@sher_moaser
#غزل
باز جنگی نابرابر در برابر داشتند
دست امّا از سر چادر مگر برداشتند؟
گرچه چادرها به خون غلتیده و خاکی ولی
زیر چکمه بوی گلهای معطّر داشتند
دست بر ماشه نمیبردند این قزّاقها
شرم اگر که از حرم نه، از کبوتر داشتند..
لحظهای قبل از صدای وحشی فرمان تیر
کودکانی در کنار خویش مادر داشتند
چشم کاشیهای فیروزه به گنبد خشک شد؟
یا از اوّل طرح اِسلیمیِ پرپر داشتند؟
در وصیّتنامۀ سرخ شهیدان دیدهای؟
جملگی یک خواسته در سطر آخر داشتند
☫ادبیات مقاومت...
#زهرا_سپهکار
#شعر_پایداری | #حماسه_گوهرشاد
🌐@sher_moaser
#غزل
داغت هنوز در دل ایران ادامه داشت
این غم در امتداد خیابان ادامه داشت
حتی پس از عبور تو ای ابر بیدریغ
در این مسیر نمنم باران ادامه داشت
دنیا هنوز در نُه اسفند مانده بود
حتی پس از بهار، زمستان ادامه داشت
هر روز میگذشت از آن صبح بیکسی
چون روز اول آه یتیمان ادامه داشت
منزل به منزل از تو و خون تو دم زدیم
منزل به منزل این تب طوفان ادامه داشت
رفتی به قم، سپس به نجف، بعد کربلا
اما هنوز گریۀ تهران ادامه داشت
آن اشک روضهای که تو را تا حسین برد
در چشمهای این همه انسان ادامه داشت
در هر مسیر، شور تو پایان نمیگرفت
تهران ادامه داشت، خراسان ادامه داشت
حتی پس از قیامت تشییع پیکرت
طوفان نفس گرفت و کماکان ادامه داشت
پایان این وداع، شروع قیام توست
خونخواهی تو در دل میدان ادامه داشت
در خواب دیدهایم شب بیقرارها
تا صبح بازگشت شهیدان ادامه داشت
☫ادبیات مقاومت...
#صادق_میرصالحیان
#رهبر_شهید | #خونخواهی
🌐@sher_moaser
🥀 (به پارههای پیکر نوباوگان شهیدِ میناب)
باز آمده کفتری، غزلخوان در خون
دست و سر و پیکری، غزلخوان در خون
از مدرسهٔ عشق، نشانی دارد...
پرپرشده دفتری، غزلخوان در خون!
▪️
بر پرپرِ صبح تا نظر دوخت جهان
صد داغ دوباره تازه شد، سوخت جهان
از مدرسهای سوخته در آتشِ عشق
درسِ ظفر و جهاد آموخت جهان!
🇮🇷 استاد مصطفی جلیلیان مصلحی، پژوهشکدهٔ فرهنگ و هنر بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی
#شعر
༻༺༻༺༻༺༻
روابط عمومی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی
🆔https://eitaa.com/IslamicResarchFundatio
☫ادبیات مقاومت...
🌐@sher_moaser
واپسین رباعی عاشورایی قرائت شده در حضور رهبری شهیدمان:
شوریدگیِ تمام دارد بر نی
بیداری صد پیام دارد بر نی
این حنجرهٔ دمیده از مسلخِ خون
لبتشنگیِ قیام دارد بر نی!
▪️ استاد مصطفی جلیلیان مصلحی، پژوهشکدهٔ فرهنگ و هنر بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی
☫ادبیات مقاومت...
🌐@sher_moaser
#رباعی
هر صبح ، علی الدوام بر می خیزیم
با زخم ، به التیام بر می خیزیم
یک بار ، اگر به ما گزندی برسد
صد بار ، به انتقام بر می خیزیم
☫ادبیات مقاومت...
#مجتبی_نظام_آبادی_خراسان
#برمي_خيزيم
🌐@sher_moaser
#رباعی
جان را بر کف نهاده ، آمد مشهد
با هستی و خانواده ، آمد مشهد
با تابوتی که پرچم ایران داشت
آقای شهید ، ساده آمد مشهد
☫ادبیات مقاومت...
#مجتبی_نظام_آبادی_خراسان
#آمد_مشهد
🌐@sher_moaser
ای واژۀ طوفانیِ آرام «شهید»!
معنای دقیقِ نیکفرجام «شهید»!
حاشا که دمی از تو طمع برداریم
ای رشکبرانگیزترین نام «شهید»!
☫ادبیات مقاومت...
#سیده_اعظم_حسینی
#شهید ا #باید_برخاست
🌐@sher_moaser
#غزل
زد سوگ سرخ یاران بار دگر شررها
بر جمع همسرایان بر خیل همسفرها
از وادی سپیده پیکی ز ره رسیده
کز هجرت شقایق بازش بود خبرها
غوغای مادران است دشنام بر پلیدان
چاووش این شهیدان غمنالۀ پدرها
باران سوگ و ماتم بارد دوباره نمنم
از ابر بیقراری بر سینهها و سرها
باور نمیکند دل دزدیده خصم قاتل
با پنجۀ شقاوت از باغ حق ثمرها
گویید خصم دون را، زنجیری جنون را
ماییم در مصافت آمادۀ خطرها
ما از عشیرۀ خون، رویینتنان عشقیم
شمشیر ما شهادت ایمانمان سپرها
هرگز نمیتواند این باغ را بسوزد
طوفان آتشافروز با یاری تبرها
آیین پرگشودن کی میتوان زدودن
سوزند گر ز مرغان اینگونه بال و پرها
خفاش اگر بریزد خون ستاره، غم نیست
باشد شبان تیره آبستن سحرها
این امت دلاور زین پس بسانِ کوثر
زاید بسی رجایی بسیار باهنرها
☫ادبیات مقاومت...
#سیدحسن_حسینی
#شهید_رجایی | #شهید_باهنر
🌐@sher_moaser