eitaa logo
شعر معاصر-ادبیات پایداری و حماسه و ایثار
542 دنبال‌کننده
60 عکس
7 ویدیو
3 فایل
گلچین اشعار شاعران معاصر ایران ارتباط با ادمین: @Kakaeimohammadreza کانالهای مرتبط: https://eitaa.com/mohammadrezakakaei https://eitaa.com/behesht_e_hashtom
مشاهده در ایتا
دانلود
خنده کن دختر من، گریه پنهان با من زندگی سهم تو و رد شدن از جان با من زندگی با قلم و دفتر بی خط، باتو عاشقی روی خط زرد خیابان، با من خواب رنگی تو ببین، «بزبز قندی»تو بخوان شب و شبخوانی و بیداری وباران با من شادی و بازی و لبخند عروسک با تو «لانچر»و خوف و خطر های بیابان با من آسمان با تو، دلی ابری و باران با تو «اِپستین»؛خانه ی پوشالی شیطان،با من تو روایت گر خوبان «هلال احمر» باش تا ابد شاعری خون شهیدان با من خانه و شادی و شادابی خانه با تو حفظ شأن و شرف و شوکت ایران با من ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
تو را آیینه ی راز آفریدند همان آغاز با ناز آفریدند تو را ناز آفرینان روز آغاز چراغ شهر شیراز آفریدند ششم ذیقعده روز بزرگداشت حضرت شاهچراغ (ع) 🌐@sher_moaser
حالش شده بود باز بد دیوانه باز از خط عقل داد رد، دیوانه از تنگی تنگه بد به تنگ آمده بود در ایکس دو تا توئیت زد دیوانه ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
فاطمه در دفتر مشق اش از ایران می نوشت ازدل آلاله ها با قلب سوزان می نوشت چتری موهای خود را می‌زد از صورت کنار با با ترانه باز باران می نوشت یک سبد گیلاس می چید از لب باغ از قشنگی های فراوان می نوشت دختر بود و از تبار با نگاه پاکش از اندوه انسان می نوشت داشت از مرد آمد ، مرد جنگ و اقتدار در میادین خطر از مرد میدان می نوشت از دلاور مردم گمنام پاک میهن اش را در کنار نام می نوشت از# سلیمانی و ،از و خطبه اش از ، ، کرمان می نوشت را بر بلندای نگاهش می نشاند با دلی خورشید وار از صبح می نوشت یک به یک می گفت از عشق میان مردمش طاقت را بر پای می نوشت گاه می رفت از شمالستان کشور تا جنوب در جنوبستان آن از موج طوفان می نوشت از دل تنگه ، و خاک از و از ازدرد می نوشت در خیال خود نبردی تن به تن می ساخت و از هر یک تیغ بران می‌ نوشت آن طرف تر میداد دست مرد ایل با و‌ و تجدید پیمان می نوشت همکلاسی را درون مدرسه گم کرده بود بر فراز آسمان یار دبستان می نوشت بازی اش با بچه ها قايم شدن در کوچه بود روزگار از بازی زیبای می نوشت آرزوهایش سوار زورقی بر دست باد با دل دریایی اش از زخم پنهان می نوشت موشکی زد گرچه دفتر دستکش را پاره کرد دستهای "بی سر" کماکان می نوشت ☫ادبیات مقاومت... تقدیم به روح بلند فاطمه یزدان پناه دخترشاعرمیناب 🌐@sher_moaser
با نسیم روضه‌ات دیوانه کردی باد را صحن‌ها هو می‌کشند این شور و این فریاد را چون شباهت داشت با گلدسته‌های مرقدت شاعران گفتند وصف قامت شمشاد را هرکسی یک کاسه از حوض طلایت آب خورد تا قیامت بیمه دارد خاطر آباد را هست خورشیدی فراز این شبستان روز و شب دوست دارم آفتاب داغ گوهر شاد را حضرت عشقی و عشق از گنبدت پر می‌کشد می کنی مجنون شبی صد خسرو و فرهاد را تیر صیادی مرا تا آستان عشق برد عاشقم من این چنین صیادی و صیاد را تا که رنگ روشن فیروزه در ایوان زدی بند کردی رود‌های سرکش و آزاد را این کبوتر باز امشب آسمانی گشته است دوست دارد قفل‌های پنجره فولاد را ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
خبر آمد که خونین شد پر و بال کبوترها فراتر از تصور ، دورتر ، آن سوی باورها بدان از  ابتدا در ذهن ها زندست جان بازی نمی دانند دشمن ها چه رویایی ست در سرها صف اول صف دوم صف سوم صف پنجم... حیاط مدرسه چیدست در قلبش چه لشگرها نشسته کودکانه در مسیری سبز و رویایی به پشت میزها در مدرسه یا پشت سنگرها نشان  دادند سربازند جان بر کف ، کف میدان کنار سروها ، آلاله ها ، گلها ، صنوبرها به جای خط و سر مشق و به جای درس و تکلیفش به روی خون سرخش وا شده آغوش دفترها نوشته ننگ بر پیشانی انسان بی ریشه دمی که جوهر سرخی چکید از موی دخترها دلی که از غم میناب دردش هم نمی آید به رویش مهربانی ، عاشقی ، بسته ست این درها غزل اشکش در آمد بیت آخر قبر کوچک بود بمیرم واژه کم آورده باز از صبر مادرها ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
هیچ‌کس‌ ما را نفهمیده‌ست، چون رازیم‌ ما نغمۀ شوریم، شور نینواسازیم ما ما سکوت غربت شب‌های بین سنگریم گوش اگر مرد شنیدن هست، آوازیم‌ ما قد ما را خم نمی‌بیند کسی جز در نماز کوری چشم تبر، سرو سرافرازیم ما ترس‌ را ترسانده‌ایم‌ از خویش‌ در میدان‌ جنگ مرگ هم از ما گریزان است، جانبازیم‌ ما خو نمی‌گیریم با اهل زمین، ای‌ آسمان! باز کن آغوش را، مشتاق پروازیم ما تاجر عشقیم، وقتی مشتری‌مان شد خدا پیشکش کردیم‌ جان‌ را، دست‌ودلبازیم‌ ما معجزه یعنی که می‌میریم اما زنده‌ایم با شهادت زندگی کردیم، اعجازیم ما مرگِ ما آبستن یک اتفاق تازه است عشق پایانی ندارد، اهل آغازیم ما صبح رجعت باز‌ هم پشت‌ سر فرماندهیم لشکر صاحب‌زمان هستیم‌، سربازیم ما ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
این کعبه همان قبلۀ ایمان من و توست این مشعل افروخته قرآن من و توست «جمعیت آزادۀ ما نگسلد از هم» تا نام خدا رشتۀ پیمان من و توست روشن به اذان است و نماز است چراغش این خانۀ آباد که ایران من و توست کی سست شود پایۀ دیوار و دری که آذین شده با عکس شهیدان من و توست آری وطن من، وطن تو، وطن ماست این خاک که آمیخته با جان من و توست برخاسته از خاطر آشفتۀ دونان بادی که پی زلف پریشان من و توست.. یک روز به هر قله برافراشته گردد این پرچم سرخی که به دستان من و توست ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
با دردهای تازه‌ای سر در گریبانم اما پر از عطر امید و بوی بارانم هربار غم‌ها بیشتر سویم هجوم آورد دیدم درخشان‌تر شده آیینۀ جانم آیینۀ صبر و وقار و مهر و لبخندم این روزها سرتابه‌پا، آیینه‌بندانم در من درخشیده شکوهی تازه از ایمان «اینجا چراغی روشن است» آری چراغانم هر کوچه‌ای اینجا چراغانی شده با عشق من زنده‌ام از عشق، از این عشق تابانم تابنده‌تر شد خاک من با گوهر ایثار این خاکِ گوهربار ایران است، ایرانم در دست دارم خاتم سرخ شهادت را با این نگین، روی زمین، مُلک سلیمانم خورشیدباران است خاک روشنم هر صبح هشت آسمان پیداست از خاک خراسانم در سایه‌سار بانوی آیینه و آبم از عطر یاسش پر شده هر صبح ایوانم از جلوۀ شاهچراغ اینجا چراغان است من در پناه سایۀ دروازه قرآنم گاهی غباری هم اگر در آسمان پیداست... باران که می‌آید پر از عطر بهارانم عطر بهاری تازه در راه است، می‌دانی؟ عطر بهاری تازه در راه است، می‌دانم چشم‌انتظار رؤیت ماهم در این شب‌ها کی می‌دمد خورشید از شرق شبستانم؟ ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
معمولی و نرمال شود ، می میرد یا عاقل و فعال شود ، می میرد هر لحظه توئیت می زند "من هستم" یک لحظه اگر لال شود ، می میرد ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
به یاد ما چه می‌آید؟ عذاب از آتش خدا! چرا فوران کرده آب از آتش؟! عطش چنان سیل‌آسا از اشک، صحرا ساخت که تشنه از سیراب و سراب از آتش هنوز امّا سرمست شعله‌باران است بعید نیست ببارد شراب از آتش دهان وحشی‌ حیوان چه آب افتاده؛ در آمده‌ست چه بویِ کباب از آتش! اگرچه دود بلند است پیش چشمانش بلند می‌شود اینجا حباب از آتش ای آسمانِ بلا؛ گرد ما بپیچ و بتاب؛ ای آستانِ پر از پیچ و تاب، از آتش! که بر دهانه‌ی آتشفشان بیارامیم خوشا زبانه، خوشا انتخاب از آتش که باز خون سیاوش به جوش آمده و در آب می‌پرد افراسیاب از آتش دوباره میدان میدان به جست‌وجوی چه‌ای مباد بگذرد این انقلاب از آتش؟! بسوز مسجد و قرآن این مسلمان را! شهید می‌شود اهلِ کتاب از آتش سوار کشتی نوحی که ساختیم شوید؛ سوار شو! فوران کرده آب از آتش ... ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser