eitaa logo
شعر معاصر-ادبیات پایداری و حماسه و ایثار
546 دنبال‌کننده
60 عکس
7 ویدیو
3 فایل
گلچین اشعار شاعران معاصر ایران ارتباط با ادمین: @Kakaeimohammadreza کانالهای مرتبط: https://eitaa.com/mohammadrezakakaei https://eitaa.com/behesht_e_hashtom
مشاهده در ایتا
دانلود
گریه‌های ابر پایانی ندارد بعد تو فصل سرد ما بهارانی ندارد بعد تو خواستم تا در عزایت جان دهم، اما دریغ دیدم این آتش‌به‌دل، جانی ندارد بعد تو زنده ماندن بی حضورت مردن تدریجی است این دو با هم فرق چندانی ندارد بعد تو درد من -ای چشم‌هایت با نگاهم قوم و خویش- درد تنهایی‌ست... درمانی ندارد بعد تو رفتنم را خواستم زیرا برای ماندنم عقل، حتی عقل برهانی ندارد بعد تو گرچه با یادت نهال استقامت کاشتیم خاک ما دیگر گلستانی ندارد بعد تو از همان بالا خیابان‌های ایران را ببین این حکایت خط پایانی ندارد بعد تو ☫ادبیات مقاومت... | رضوان‌الله‌ تعالی علیه 🌐@sher_moaser
در این فنازمان، در این فناترین من و تو کاش می شدیم ماترین! چقدر غم؟ چقدر درد؟ لطف کن فقط کمی بخند ای شفاترین! چقدر ساکت است! باز کن لبی فقط به قدر آهی ای صداترین! چقدر بی ترانگی؟ کمی بخوان! برای این غریبِ بی نواترین چقدر بی کسی؟ چقدر بی کسی؟ چقدر نیستی ای آشناترین! نسیم شو شبی سری به من بزن! دمی از این دریچه ای هواترین! دریچه ای که منتظر که بی قرار دریچه ای که شب که روز، واترین مرا ببر از این سرای شب زده! به کوچه ی سحر، به روشناترین که قرن هاست زندگی گریخته ست از این سرای مانده در عزاترین مرا ببر که نیست پای رفتنم که تکیه ام به توست ای عصاترین! مرا ببند اگر شده، فقط ببر! که در کنار تو منم رهاترین دوباره روح خویش را بدَم به من به بوسه ای عمیق، ای خداترین! ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
غمی سنگین شده مهمان میناب چنان شمعی نسوزد جان میناب؟ معلم جان خود را هديه داده کنار دانش آموزان میناب ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
هرچند که داغ لاله‌ها جانسوز است تا حشر چراغ لاله بزم‌افروز است در دشت بلا نوشته شد با خط سرخ خون بر شمشیر بی‌گمان پیروز است ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
دوست‌دارمتان با دوستان تلألؤ نام رحیم بود با دشمنان مهابت خشمی عظیم بود در آستان خواهر خورشید قد کشید همواره زیر سایۀ مهرش مقیم بود هر پنجِ صبح، از بغلِ خواب کوچه‌ها آن‌گونه می‌گذشت که گویا نسیم بود هر شب به مهربانی اجداد طاهرش در فکر سفره‌های فقیر و یتیم بود گاه نبرد، دست بلندش تفنگ‌دار وقت قنوت، لانۀ صد یاکریم بود می‌گفت: دوست‌دارمتان مردم وطن! با جسم و جان خود سپر این حریم بود وصف تمام زندگی‌اش واژۀ شهید در او هرآنچه لاله اگر بشمریم... بود رحمت به مادر و پدری که بزرگ کرد او را که اسم کوچکش عبدالرحیم بود ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
این خاک که شور گرمسیری دارد در سینه صلابت و دلیری دارد آمادهٔ پیکار، ببین صف در صف این خطه هزار تنگسیری دارد ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
بعدِ بمب دشمنان، رعدی زد و باران رسید گفتم ای همسنگران، نیروی پشتیبان رسید! ما به امید خدا، دشمن به امید خود است کی شود با اسب چوبین تا دژ یزدان رسید؟ ابر اگر دیدید، خوش باشید: او یک لشکر است گر نسیم آمد، چنین گویید: یک گردان رسید چشم ما لبریز اشک و ناگهان باران گرفت... پس به استقبال یاران، لشکر یاران رسید با شهیدان خدا، آغاز شد این ماجرا پس یقیناً می‌شود تا قله، تا پایان رسید بر خیام شکّ و اردوگاه کفر و خیل جهل وای از روزی که بانگ جبههٔ ایمان رسید آن‌همه تکبیرها کز کودکی سر داده‌ایم منجنیق مرگ شد، تا لانهٔ شیطان رسید طعنه و رنج و جراحت بس، که از قعر تنور دل قوی دارید -ای دریادلان- طوفان رسید ناوها و‌ دیوها بگریختند از مرز ما تا نسیمِ بادبانِ نوحِ کشتی‌بان رسید کوچه‌های زنده از نام شهیدان، این زمان لشکر فریادشان تا سنگر میدان رسید از پسِ چل‌سال صبر، اینک زمان انتقام چون زمام روزگاران، در کف انسان رسید صلح؟ سازش؟ صبر؟ آتش‌بس؟ غرامت؟ نه عزیز! تازه این شمشیر دست مردم ایران رسید ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
سرو است و به ایستادگی متهم است از شش جهت آماج هزاران ستم است شعرم همه ارزانی این یک‌ مصراع: «جمهوری اسلامی ایران، حرم است» ☫ادبیات مقاومت... | 🌐@sher_moaser
از تنگهٔ هرمز بگو، از رد شدن هرگز با هر که خواهی صلح کن، با بی‌وطن هرگز خون امام ما به ما آموخت؛ جز با تیغ حرفی نباید گفت با پیمان‌شکن هرگز از داغ آقا سوختیم، آتش به جان داریم دیگر از آتش‌بس نگو با ما سخن هرگز ما قوم سلمانیم و از نسل سلیمانی باکی نداریم از نثار جان و تن هرگز ای ملت مبعوث! این «اللهُ اکبر»ها کم نیست از سجیل‌های نقطه‌زن هرگز از پای لانچر تا خیابان، مرد میدانیم فرقی ندارد پیر و برنا، مرد و زن هرگز بر پرچم ما اسم اعظم حک شده با خون می‌افتد این پرچم به دست اهرمن؟ هرگز پایین می‌آید آخر آیا پرچم ایران؟ جز آن زمانی که شود ما را کفن، هرگز ای دل! «حسینِ فاطمه» آغوش وا کرده برخیز! «عابس» شو، نمان در پیرهن هرگز عزت در «ایران حسینی» می‌شود معنی مرگ آری، اما زیر ذلت زیستن هرگز بی برق و آب و گاز، حتی بی هوا؛ سهل است یک لحظه اما زندگانی بی وطن؛ هرگز صهیون گریزان است از خیبرشکن؟ بدجور ایران هراسی دارد از سنگرشکن؟ هرگز هر قوم از اسطوره‌هایش درس می‌گیرد خائن یهودا بود، اما تهمتن هرگز ما عشق ایرانیم، چشم اما نمی‌بندیم بر روی لبنان و فلسطین و یمن هرگز موسی جلودار است، از فرعون باکی نیست تا راهبر داریم، بیم از راهزن هرگز از حملهٔ تاتارِ شرق و بربرِ غربی زخمی شد، اما خم نشد سرو کهن هرگز از ترس استکبار زانو زد جهان، اما جمهوری اسلامی ایران من هرگز گر یار دشمن چار سوی عالم کفر است ایران نخواهد یاوری جز پنج‌تن هرگز مولای ما! دریاب ایران را که این ملت یاری ندارد جز شما «یابن‌الحسن»! هرگز ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
تا صبح ظهور این بهاران باقی‌ست عطر نفس پیر جماران باقی‌ست فانی بشود هرچه در این عالم، باز جمهوری اسلامی ایران باقی‌ست ☫ادبیات مقاومت... | 🌐@sher_moaser
وارث نور و غرورم، جذبه‌ای عرفانی‌ام اهل فرهنگ و خرد، اسطورهٔ ایرانی‌ام جلوه‌جلوه، معنی باران و خورشیدم هنوز کوه همّتِ، موج عزّت، برق امّیدم هنوز از دیار آسمان‌خیز کیومرث آمدم با سری سرخ و وجودی خالی از ترس آمدم عزم پولادین البرز است در دستان من گاه موشک گاه هم گُرز است در دستان من داغدار ایرجم، مثل فریدونم هنوز غرق زخمم، فاتح هنگامهٔ خونم هنوز با دلم آمیختم اندیشهٔ زرتشت را خم نکردم زیر بار زورگویان پشت را چون سیاوش لاله‌زار غیرت آتش منم خشم گیوم، عزم بیژن، زَهرهٔ آرش منم زادهٔ تهمینه‌ام، من از تبار رستمم در دلیری روز و شب، آیینه‌دار رستمم پوزهٔ اسکندران: بر خاک‌ مالان دیده‌ام قیصران را زیر پای خویش نالان دیده‌ام :: بعد سلمان، نور را در جام باور ریختم عشق ایران و محمد را به هم آمیختم با علی در کارزار شوق، همراه آمدم با حسن در روزهای صبر و غم راه آمدم رگ‌به‌رگ خون حسینی جوش زد در سینه‌ام عکس اولاد علی تابیده در آیینه‌ام بارها با آل بوسفیان به هیجا رفته‌ام گاه دسته‌دسته و گه‌گاه تنها رفته‌ام بیرق عباسیان را بر زمین کوبیده‌ام روزهایی تلخ... دوران‌های شیرین دیده‌ام رودکی در رودکی شعر است، سرتاپای من عاشق فردوسی‌ام، ایران من: دنیای من! ننگ غوغای مغول را با خرد طی کرده‌ام با حماسه، اسب مست فتنه را پی کرده‌ام مثل شعر سعدی و حافظ، بهاری پر گُلم چشمه‌ساری پر تغزّل، کوهساری پر گُلم اهل شیراز، اهل دزفول، اهل تهرانم اگر، اهل ساری، اصفهان، از خاک گیلانم اگر، زادهٔ قم، مرد خوزستان و یزد و ساوه‌ام هرکه هستم از تبار داستان کاوه‌ام کوسهٔ خشم خلیجم، شیر الوندم، ببین من عقاب آسمان‌سیر دماوندم، ببین :: هان بکش ما را حرامی! دشمن جانت منم! ترسوی پستوگرفته...! مرد میدانت منم! ای مصیبت‌زاده! از تیرت نمی‌ترسم بزن! دیگر از غوغای شمشیرت نمی‌ترسم بزن.. از کفن، از چادر گلگون نمی‌ترسیم ما لاله‌زار غیرتیم از خون نمی‌ترسیم ما از خطر ما را مترسان باغ صدبرگیم ما مرد داغیم و حماسه، عاشق مرگیم ما ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
حُبّ الوطن است نقش پیشانی ما حفظِ تو نشانهٔ مسلمانی ما تا صبح ظهور پای تو می‌مانیم جمهوری اسلامی ایرانی ما ☫ادبیات مقاومت... (عاصی خراسانی) | 🌐@sher_moaser