eitaa logo
شعر معاصر-ادبیات پایداری و حماسه و ایثار
547 دنبال‌کننده
60 عکس
7 ویدیو
3 فایل
گلچین اشعار شاعران معاصر ایران ارتباط با ادمین: @Kakaeimohammadreza کانالهای مرتبط: https://eitaa.com/mohammadrezakakaei https://eitaa.com/behesht_e_hashtom
مشاهده در ایتا
دانلود
محبت چیست جز حب الوطن، وقتی وطن معناست بمیرم نشنوم هرگز که روزی این وطن تنهاست تن و دست و سر و جانم فدای مشتی از خاکش که تا دنیاست دنیا، پرچمش بالاتر از بالاست نگاه دشمنانش کور ، بلا از مرز و بومش دور بخوان انا جعلنارا ، که اعجاز خدا اینجاست بخوان انا فتحنا را، که ظلمت رو به پایانی ست یقین دارم که فتح بعدی ما، مسجد الاقصی ست ببین لشگر به لشگر، صف به صف سرباز آماده ست فقط فرمان بده فرمانده، این جا ظهر عاشوراست که ترسی نیست از شام بلا و بمب و بمب افکن... برای پاسداران وطن، هر شب، شب احیاست بزن یک بار دیگر ذوالفقار و خیبر و فتاح که این پایان آتش بس برای دشمنان ماست ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
✨ دو رباعی عیدانه مجرای شرف، حقیقتِ قرآن است در قبضهٔ ذوالفقارِ تو پیمان است الگوی غدیر، ای امیرِ مطلق! ایمان تو، فتح‌نامهٔ میدان است! ...................................... در پلکِ غدیر، هرنفس هشدار است در بسترِ آن، حقیقتی بیدار است ای حق‌طلبانِ عدل گستر! امروز... هم‌دوشِ علی‌ست، هر که میدان دار است! ☫ادبیات مقاومت... "استاد بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی" 🌐@sher_moaser
با صبح مدينه پنج خورشيد دميد باز عطر محمدي در عالم پيچيد راهب جز شمع مرده در دست نداشت آن روز كه نور حق به عالم تابيد ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
بغضی غریب بود صدا، گفت: انتقام با خشم جان گرفت، هلا! گفت: انتقام لحنی ظریف گفت: که ما مرد سازشیم منبر، چفیه، مهر، عبا گفت: انتقام فرعونی آمد از پی موسای دیگری اهل اشاره بود عصا، گفت: انتقام آتش زبان گرفت، و او را شهید کرد روح ولی به اهل ولا گفت: انتقام بر ما مبرهن است که حق است حکم او بر ما مبرهن است چرا گفت: انتقام! از ما گلی دوباره به مسلخ کشیده شد پاشید خون او به هوا، گفت: انتقام دردانه‌ای از آل عبا بود یا نبود؟ با حلق پاره پاره به ما گفت: انتقام مصداق «والجروح قصاص» است راه ما تکلیف روشن است، خدا گفت: انتقام ☫ادبیات مقاومت... | 🌐@sher_moaser
به نام خداوند جان‌آفرین به میدان بزن، پور ایران زمین! بزن چون تهمتن سر دیو را بزن مُهر مرگِ تل‌آویو را به مولا! که کودک‌کشان کارشان- -تمام است، این خطّ و این هم نشان بگو با یهودای پیمان‌شکن تویی سامری، دم ز موسی مزن به توراتِ تو نور داود نیست تو را غیر فرجامِ نمرود نیست که گفتت که رو سوی ایران کنی؟ سگ کیستی قصد شیران کنی!؟ مگر بردی از یاد خیبر چه شد؟ مصاف تو با تیغ حیدر چه شد؟ شده تیر آرش رها از کمان پشیمان کنندت همین رستمان «چو فردا برآید بلندآفتاب» شود بر سرت سقف و گنبد خراب :: بیا کوه غیرت، به میدان بیا مدد گیر از نام شیر خدا فریدون شو و قصد ضحّاک کن زمین را از این جانیان پاک کن هدف را رگِ این سگ هار کن تل‌آویو را تَلّ آوار کن ☫ادبیات مقاومت... | 🌐@sher_moaser
زیر قدم عصای موسی نیل است پاسخ به هجوم ابرهه سجیل است موجی که خروش خون سید علی است سیلی‌ست که ویرانگر اسرائیل است ☫ادبیات مقاومت... | 🌐@sher_moaser
وقتش شده دنیا همه پژواک شود صهیون وسط زباله‌دان خاک شود وقتش شده که به دست ایرانی‌ها این لکّهٔ ننگ از جهان پاک شود ☫ادبیات مقاومت... | 🌐@sher_moaser
سلام ما به شکوه نگاه گیرایت سلام ما به طنین صدای غرّایت سلام ما به رکوعت، به سجده‌ات، به غمت به روضه‌های مجسّم، به اشک محترمت سلام ما به شب و روز و بغض و لبخندت سلام بر تو و بر وعدۀ خداوندت تویی میان قنوت اولین اشارۀ ما در این زمانۀ بن‌بست راه چارۀ ما.. به وقت روز دهم گرچه سخت جان دادیم چه قدرتی به تمام جهان نشان دادیم به نام نامی تو از زمین بلند شدیم چه فتنه‌ها که نکردند و سربلند شدیم که شور ما اثر یک نگاه ساد‌ۀ توست دلیل بعثت امروز ما ارادۀ توست اگر امید جهان گشته موشک سجّیل شده شعار زمین محو نام اسرائیل.. اگر ز زوزۀ کفتارها نترسیدیم بزرگ و کوچکمان خستگی نفهمیدیم اگر که دختر ما شیرمرد میدان است اگر که کودک ما جان‌فدای ایران است به قوّت تو چنین باصلابتیم همه میان سیل بلا کوه غیرتیم همه به قدرت تو چنین روبه‌روی شیطانیم تو خواستی که سه ماه است در خیابانیم.. بدون تو همه هیچیم و با شما همه‌ایم هزار شکر که ما بچه‌های فاطمه‌ایم که ما ز خون حسینی دوام می‌گیریم همیشه وقت درست انتقام می‌گیریم.. صدای غیرت ما در جهان فراگیر است شعار تک‌تک ما تا همیشه تکبیر است ☫ادبیات مقاومت... | | 🌐@sher_moaser
کجاست؟ او که سه‌ ماه‌ است در بهانۀ اوییم میان شهر به دنبال یک‌‌ نشانۀ اوییم کجاست؟ او که در این روزهای سرد و شکسته پر از تغزل لبخند عاشقانۀ اوییم کجاست؟ آن «حرمِ در عبا نشسته» که چندی‌ست کبوترانه هواخواه آب و دانۀ اوییم «رواق منظر چشمان او» کجاست خدایا؟ که کوچه‌‌گرد تماشای آستانۀ اوییم یکی نشان بدهد سمتِ سرخ خانۀ او را که بیت‌بیت غزل‌پُرسِ راه خانۀ اوییم کجاست باغ امید و بهار ما؟ که سه ماه‌ است پرستوان غریب بی‌آشیانۀ اوییم چقدر دربه‌درش در گل و ستاره بگردیم؟ چقدر کشتۀ لبخند بی‌بهانۀ اوییم ☫ادبیات مقاومت... | رضوان‌الله‌علیه 🌐@sher_moaser
بخوان برای رسول خدا مباهله را به هم بریز سرآپای این معادله را بخوان به نام محمد که با سلاح حضور کشد مقابل نجران صف مقابله را بخوان كه موسي عمران به طور آمده است زمين ببوسدش از شوق پاي آبله را بخوان به نام علی تا خدا بیاندازد به جان دشمن این خانواده ولوله را بخوان به فاطمه اش تا خدا کند خاموش به لطف کوثر خود شعله مجادله را به احترام حسن آیه ای تلاوت کن که غیر خون جگر نیست این مقابله را حسین خون من است ای رسول وحی بخوان که پای عشق نوشتیم ختم قائله را بگو قسم به خدايي كه جان جبريل است و قدر و قدرتش عاجز كند مخيله را به نص "أنفسنا" از ميان آل نبي(ص) خدا هر آينه برداشته است فاصله را علي و آل نبي خدا نه با نفرين كه حل به رحمت حق مي كنند مساله را بگو كه زهره زهرا محمدي كرده است به عزت گل روي علي(ع) مباهله را بگو که هر که در افتاد با محمد و آل دگر به سر نرساند حدیث قافله را غزل به آخر خود می رسد ولی دل من هنوز در خم یک کوچه است سلسله را ☫ادبیات مقاومت... (شِفاي اصفهاني) 🌐@sher_moaser
فریاد استغاثۀ دشمن بلند شد آتش ز کوی و دود ز برزن بلند شد مرحب از اسب خویش نگون گشت، مرحبا! از گردنش صدای شکستن بلند شد گرد از دیار دیو به پا خاست، شعله‌وار تا در مصاف، بانگ تهمتن بلند شد «سجّیل» پرکشید و «ابابیل» سررسید آه از نهاد خصمِ سترون بلند شد دروازه‌های وحشی دوزخ گشوده گشت از چاه ویل نالۀ دشمن بلند شد سنگ از نهیب «فاتح» خیبرشکن گداخت فریاد و ضجّه از دل آهن بلند شد از کودکان غزّه، از این صحنه بانگ شوق بعد از نفیر و ناله و شیون بلند شد تا ایمنی به ملّت ایران کند نثار برق از شرار وادی ایمن بلند شد ☫ادبیات مقاومت... | 🌐@sher_moaser
تو را تا دیده‌ام محو جمال کبریا دیدم تو را غرق مناجات خدا، از خود رها دیدم تو را در سجدهٔ باران و بر سجّادهٔ صحرا به هنگام قنوت برگ‌ها، در «ربّنا» دیدم تو در هفت آسمان سیر و سفر می‌کردی امّا من تو را در سرزمین وحی، سرگرم دعا دیدم کنار «حجر اسماعیل» در سرچشمهٔ زمزم صفا و مروه را گرد تو در سعی و صفا دیدم «تو را دیدم که می‌چرخید گرد خانه‌ات کعبه خدا را در حرم گم کرده بودم در شما دیدم» تو را در دامن مادر، تو را در دست پیغمبر تو را مولود کعبه، قبلهٔ اهل ولا دیدم تو را فرمان‌برِ «یا ایها المدثر» از اول تو را «السابقون‌ السابقون» از ابتدا دیدم تو را پابند پیمان اَلَست از مطلع هستی تو را عاشق‌ترین دلدادهٔ «قالوا بلی» دیدم تو افکندی حجاب از روی «کَرّمنا بنی‌آدم» که سیمای تو را آیینهٔ ایزدنما دیدم تو آدم را فراخواندی به علم «عَلَّمَ الأسماء» تو را در کشتی نوح پیمبر ناخدا دیدم اگر اعجاز موسایی عصا بود و ید بیضا سرانگشت تو را پرگار تقدیر و قضا دیدم نه تنها از تو شد عیسی مسیحادم، که از اوّل تو را هم عهد و پیمان با تمام انبیا دیدم سلیمان از تو حشمت یافت هنگام نگین‌بخشی تو را روح قناعت، اسوهٔ فقر و غنا دیدم زدی خود را به آب و آتش ای شمس جهان‌آرا تو را پروانهٔ پیغمبر از غار حرا دیدم به جولان‌گاه احزاب و نبرد خندق و خیبر به دستت تیغ «لا سیف» و به شأنت «لا فتی» دیدم به یک ضربت که در خندق زدی، در برق شمشیرت جهانی را به لب «اَهلاً و سَهلاً مَرحَبا» دیدم تلاوت کردی «آیات برائت» را به زیبایی تو را خورشید بام کعبه در «اُمُ القُری» دیدم تو را در مسجد و محراب، در میدان و بر منبر تو را در بی‌نهایت، در کجا در ناکجا دیدم چه می‌دیدم خدایا روز فتح مکّه با حیرت خلیل بت‌شکن را روی دوش مصطفی دیدم «و سُبحانَ الّذی أسری بِعَبدِه» را که می‌خواندم تو را در لیلةُ المعراج، با بدرُالدُّجا دیدم سراغ آیهٔ «اَلیَوم اَکملتُ لکُم» رفتم تمام آیه را وصف علی مرتضی دیدم شکوه و عزّت هستی! کمال عشق و سرمستی! چه گویم من که روی دست پیغمبر چه‌ها دیدم تو را در سایۀ باغ «اَلَم نَشرح لَکَ صَدرَک» شکوفا یافتم، مصداق «مِصباحُ الهُدی» دیدم گل روی تو را در «سَبِّح اسم ربَّکَ الاعلی» تَجَسُّم کردم آری، تا جمال کبریا دیدم تو را در سورۀ «حا میم تنزیلٌ منَ الرَّحمن» تو را در آیهٔ تطهیر و در «قُل اِنَّما» دیدم تو را در نون «اَلرَّحمن» و عین «عَلَّمَ القُرآن» تو را در یای «یاسین»، ترجمان طا و ها دیدم تو را در «قُل کَفی بِالله» در «وَالتّین وَالزَّیتون» تو را در «لیسَ لِلانسانَ اِلّا ما سَعی» دیدم نه تنها هست اوج رفعتت در قافِ «وَالقرآن» تو را در سورهٔ «وَالشَّمس» و «طور» و «وَالضُّحی» دیدم تو را با چهرهٔ پوشیده و خرما و نان بر دوش کنار زاغه‌های شهر کوفه بارها دیدم نوازش از تو می‌دیدند فرزندان شاهد هم تو را با گوهر اشک یتیمان آشنا دیدم به مسکین و یتیم از بس محبت کردی و احسان تو را در سورهٔ انسان و متن «هل أتی» دیدم چه می‌دیدم خدا را در سکوت محض نخلستان تو را هر نیمه‌شب، در گریه‌های بی‌صدا دیدم شبی که شمع بیت‌المال را خاموش می‌کردی تو را با بی‌ریایی، خفته روی بوریا دیدم چو راز غربت خود را به گوش چاه می‌گفتی چو نیلوفر کشیدم قد، تو را ای ماه تا دیدم تو را پشت در آتش زده، با زهرةُالزّهرا صبور و مهربان، در تیرباران بلا دیدم اگر نامردمان دست تو را بستند، آن‌ها را اسیر پنجۀ تقدیر، در «تَبَّت یَدا» دیدم در ایوان نجف، در کوفه، در محراب مسجد هم شهادت‌نامهٔ «فُزتُ وَ رَبِّ الکَعبه» را دیدم پس از آن لیلة القدری، که شد شقُّ القَمَر، هر شب تو را در جوهر خون شهیدان خدا دیدم تو را یاری‌گر خون خدا، با عترت یاسین تو را دلجوی یاس ارغوان، در نینوا دیدم تو را در آسمان نیل‌گون ظهر عاشورا تو را در سایه‌روشن‌های شام و کربلا دیدم شب شام غریبان و پرستوهای سرگردان تو را دل‌سوخته در شعله‌زار خیمه‌ها دیدم اگر خورشید دشت کربلا از نوک نی سر زد تو را در موجی از آیات تسلیم و رضا دیدم تو را با کاروان اهل‌بیت وحی در غربت تو را در حیرت از خورشید در تشت طلا دیدم کسی از آستانت دست خالی برنمی‌گردد که در آیینهٔ آیین تو، مهر و وفا دیدم ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser