#قصیده
تو را تا دیدهام محو جمال کبریا دیدم
تو را غرق مناجات خدا، از خود رها دیدم
تو را در سجدهٔ باران و بر سجّادهٔ صحرا
به هنگام قنوت برگها، در «ربّنا» دیدم
تو در هفت آسمان سیر و سفر میکردی امّا من
تو را در سرزمین وحی، سرگرم دعا دیدم
کنار «حجر اسماعیل» در سرچشمهٔ زمزم
صفا و مروه را گرد تو در سعی و صفا دیدم
«تو را دیدم که میچرخید گرد خانهات کعبه
خدا را در حرم گم کرده بودم در شما دیدم»
تو را در دامن مادر، تو را در دست پیغمبر
تو را مولود کعبه، قبلهٔ اهل ولا دیدم
تو را فرمانبرِ «یا ایها المدثر» از اول
تو را «السابقون السابقون» از ابتدا دیدم
تو را پابند پیمان اَلَست از مطلع هستی
تو را عاشقترین دلدادهٔ «قالوا بلی» دیدم
تو افکندی حجاب از روی «کَرّمنا بنیآدم»
که سیمای تو را آیینهٔ ایزدنما دیدم
تو آدم را فراخواندی به علم «عَلَّمَ الأسماء»
تو را در کشتی نوح پیمبر ناخدا دیدم
اگر اعجاز موسایی عصا بود و ید بیضا
سرانگشت تو را پرگار تقدیر و قضا دیدم
نه تنها از تو شد عیسی مسیحادم، که از اوّل
تو را هم عهد و پیمان با تمام انبیا دیدم
سلیمان از تو حشمت یافت هنگام نگینبخشی
تو را روح قناعت، اسوهٔ فقر و غنا دیدم
زدی خود را به آب و آتش ای شمس جهانآرا
تو را پروانهٔ پیغمبر از غار حرا دیدم
به جولانگاه احزاب و نبرد خندق و خیبر
به دستت تیغ «لا سیف» و به شأنت «لا فتی» دیدم
به یک ضربت که در خندق زدی، در برق شمشیرت
جهانی را به لب «اَهلاً و سَهلاً مَرحَبا» دیدم
تلاوت کردی «آیات برائت» را به زیبایی
تو را خورشید بام کعبه در «اُمُ القُری» دیدم
تو را در مسجد و محراب، در میدان و بر منبر
تو را در بینهایت، در کجا در ناکجا دیدم
چه میدیدم خدایا روز فتح مکّه با حیرت
خلیل بتشکن را روی دوش مصطفی دیدم
«و سُبحانَ الّذی أسری بِعَبدِه» را که میخواندم
تو را در لیلةُ المعراج، با بدرُالدُّجا دیدم
سراغ آیهٔ «اَلیَوم اَکملتُ لکُم» رفتم
تمام آیه را وصف علی مرتضی دیدم
شکوه و عزّت هستی! کمال عشق و سرمستی!
چه گویم من که روی دست پیغمبر چهها دیدم
تو را در سایۀ باغ «اَلَم نَشرح لَکَ صَدرَک»
شکوفا یافتم، مصداق «مِصباحُ الهُدی» دیدم
گل روی تو را در «سَبِّح اسم ربَّکَ الاعلی»
تَجَسُّم کردم آری، تا جمال کبریا دیدم
تو را در سورۀ «حا میم تنزیلٌ منَ الرَّحمن»
تو را در آیهٔ تطهیر و در «قُل اِنَّما» دیدم
تو را در نون «اَلرَّحمن» و عین «عَلَّمَ القُرآن»
تو را در یای «یاسین»، ترجمان طا و ها دیدم
تو را در «قُل کَفی بِالله» در «وَالتّین وَالزَّیتون»
تو را در «لیسَ لِلانسانَ اِلّا ما سَعی» دیدم
نه تنها هست اوج رفعتت در قافِ «وَالقرآن»
تو را در سورهٔ «وَالشَّمس» و «طور» و «وَالضُّحی» دیدم
تو را با چهرهٔ پوشیده و خرما و نان بر دوش
کنار زاغههای شهر کوفه بارها دیدم
نوازش از تو میدیدند فرزندان شاهد هم
تو را با گوهر اشک یتیمان آشنا دیدم
به مسکین و یتیم از بس محبت کردی و احسان
تو را در سورهٔ انسان و متن «هل أتی» دیدم
چه میدیدم خدا را در سکوت محض نخلستان
تو را هر نیمهشب، در گریههای بیصدا دیدم
شبی که شمع بیتالمال را خاموش میکردی
تو را با بیریایی، خفته روی بوریا دیدم
چو راز غربت خود را به گوش چاه میگفتی
چو نیلوفر کشیدم قد، تو را ای ماه تا دیدم
تو را پشت در آتش زده، با زهرةُالزّهرا
صبور و مهربان، در تیرباران بلا دیدم
اگر نامردمان دست تو را بستند، آنها را
اسیر پنجۀ تقدیر، در «تَبَّت یَدا» دیدم
در ایوان نجف، در کوفه، در محراب مسجد هم
شهادتنامهٔ «فُزتُ وَ رَبِّ الکَعبه» را دیدم
پس از آن لیلة القدری، که شد شقُّ القَمَر، هر شب
تو را در جوهر خون شهیدان خدا دیدم
تو را یاریگر خون خدا، با عترت یاسین
تو را دلجوی یاس ارغوان، در نینوا دیدم
تو را در آسمان نیلگون ظهر عاشورا
تو را در سایهروشنهای شام و کربلا دیدم
شب شام غریبان و پرستوهای سرگردان
تو را دلسوخته در شعلهزار خیمهها دیدم
اگر خورشید دشت کربلا از نوک نی سر زد
تو را در موجی از آیات تسلیم و رضا دیدم
تو را با کاروان اهلبیت وحی در غربت
تو را در حیرت از خورشید در تشت طلا دیدم
کسی از آستانت دست خالی برنمیگردد
که در آیینهٔ آیین تو، مهر و وفا دیدم
☫ادبیات مقاومت...
#محمدجواد_غفورزاده
#علی_ابن_ابیطالب
🌐@sher_moaser
رباعی
نازل شده این بشارت از جبرائیل:
دیدید خدا چه کرد با اسرائیل؟
ای اهل شهود آیتی بهتر از این
«تَرمیهِم بِحِجارَةٍ مِنْ سِجّيل»
☫ادبیات مقاومت...
#محمدمهدی_خانمحمدی
#تنبیه_متجاوز | #استکبار_ستیزی
🌐@sher_moaser
#غزل
عطر بهار از جانب دالان میآید
دارد صدای خنده از گلدان میآید
این کوچهها را آب و جارو کرده باران
این اولین روزیست که مهمان میآید
این اولین روزیست که افطار خود را
دادی به آن مسکین که در قرآن میآید
حالا دوباره بوی نان پیچیده اما
دارد یتیمی خسته، سرگردان میآید
مثل گلوبندت اسیری را رها کن
امشب اسیری بی سر و سامان میآید...
از برکت نانی که بخشیدید، هر سال
بر خاک گندمزار ما باران میآید
شیراز، قم، مشهد، خدا را شکر بانو
عطر تو از هر گوشۀ ایران میآید
هرگز نمیگنجید در وصف قلمها
مدح شما در سورۀ انسان میآید...
☫ادبیات مقاومت...
#عاطفه_جوشقانیان
#حضرت_فاطمه_سلام الله علیها
🌐@sher_moaser
#غزل
تا چشم کار میکند اینجا کبوتر است
تیر سهشعبه است و سنان است و خنجر است
«میناب» زخم دارد و تکرار کربلاست
غلتان به خون رقیه در آغوش مادر است
هر لالۀ شهید که تقدیم میشود
خوننامهای به محضر زهرای اطهر است
در این حرم به اذن خدا ایستادهایم
ایران شناسنامۀ گلهای پرپر است
این ملت گداخته در کوچههای شهر
اندوهگین میهن و خونخواه رهبر است
ایران صبور باش که حق با صدای توست
فریاد کن! صدای تو حالا رساتر است
ایران، بخوان! تو روح بلند حماسهای
هرچند بر گلوی تو زخم مکرر است
از یادها نمیروی ای خطۀ کهن
تا پرچمت به دست هزاران دلاور است
در صحنه باش، حرف دلت را بزن وطن
تو زندهای و خاک تو خورشیدپرور است
دشمن که خدعه میکند و زوزه میکشد
فهمیدهام که زخمی شمشیر حیدر است
از بغضها نترس، از این روزها نترس
تو پاک و حقمداری و این حرف آخر است
☫ادبیات مقاومت...
#حمید_هنرجو
#رهبر_شهید | #امام_خامنهای رضواناللهعلیه
🌐@sher_moaser
#غزل
زبان معترض زخمهای ما بودی
سکوت بود، تو بشکوهی صدا بودی
هزار قصه ورق خورد و تو در آن دوران
شکوهمندترین فصل ماجرا بودی
کلام و بحث تو دلخواه، گفتگوی تو گرم
صبور و ساده و آرام و بیریا بودی
تو آمدی و شکفت آیههای سبز دعا
میان ما پل پیوند با خدا بودی
قیام روشن تو خود گواه رویش ماست
اگرچه دور ز هر بحث و ادعا بودی..
تو ایستادی و در فصل دشنههای خزان
بهارمندترین فصل سالها بودی
☫ادبیات مقاومت...
#زهرا_محدثی
#رهبر_شهید | #امام_خامنهای رضواناللهعلیه
🌐@sher_moaser
#غزل
چگونه پارهٔ یک پیکر و جدا باشیم؟
علیالاصول بیایید من نه! ما باشیم
غریو وحدت ما چون سلاح هستهای است
هراس دشمن از این است همصدا باشیم
علیالاصول بیایید صبر پیشه کنیم
که ذیل امر ولی، زیر یک لوا باشیم
تواصی است کلامش! کلام پر مهرش
به گوش باش برادر که جانفدا باشیم
دلیل وحدت دلهاست این نخ تسبیح
در آستانهٔ قله، چرا رها باشیم؟
پیام رهبر امت چراغ راه شده
علیالاصول به جز راه او کجا باشیم؟
به طبل فتنه نکوبیم در میانهٔ جنگ
امید را نکُشیم و گرهگشا باشیم
علیالاصول فریب است صلح با شیطان
خوشا فدایی پیمان مجتبی باشیم
مباد ملت مبعوث ما شود مأیوس
مباد گوشبهزنگِ یزیدها باشیم
حسینیان بشتابید در کنار ولی
درست لحظهٔ پیکار، کربلا باشیم
☫ادبیات مقاومت...
#ماهرخ_درستی
#شعر_پایداری | #اتحاد_ملی
🌐@sher_moaser
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بر هر وجب از خاک وطن حساسیم
آمیزهای از حماسه و احساسیم
تسلیم چرا؟ ننگِ اماننامه چرا؟
ما زیر لوای حضرت عباسیم
☫ادبیات مقاومت...
#عباس_جواهری_رفیع
#شعر_عاشورایی | #ظلمستیزی
🌐@sher_moaser
#مثنوی
خبر رسیده که مردی غریب منتظر است
محرم آمده، ای دل! حبیب منتظر است
خوشا دلی که خطر کرد و ساخت فردا را
دلی که سوخت اماننامههای دنیا را
تو رام مهر حسینی نه قهر ابن زیاد
تو اهل شهر حسینی نه شهر ابن زیاد
به خواب میبرد آخر تو را صدای شُریح
مباز فجر خدا را به لای لای شُریح
بگو که دست نیالودهای به خون شهید
مگو که رفتهای از خیمهات به کاخ یزید
به سوی سفرۀ خولی مرو که ملعون است
امید نان به تنورش مبند، در خون است
هنوز تشنۀ مُلکی، سراب میبینی
هنوز گندم ری را به خواب میبینی
بیا و رحم کن ای دل به سرپناه خودت
بیا و شعله میفکن به خیمهگاه خودت
به ظرف آب چه حاجت؟ شراب ناب که هست
فرات اشک که هست و گلاب ناب که هست
بهشت را بنگر عطر سیب منتظر است
چرا نشستهای ای دل حبیب منتظر است
☫ادبیات مقاومت...
#علی_مؤیدی
#شعر_عاشورایی | #بصیرت
🌐@sher_moaser
#رباعی
دریای عمیق باورم می خوانند
آئینه حُسن حیدرم می خوانند
سرباز حسینم و در اردوی عطش
ششماهه علی اصغرم می خوانند
☫ادبیات مقاومت...
#محمد_رضا_کاکایی
#شعر_عاشورایی ا #عطش ا #سرباز_ولایت
🌐@sher_moaser
افتاده بود در دل صحرا برادرش
مانند کوه، یکه و تنها، برادرش
با آن همه سوار و کماندار و نیزهدار
دیگر نبود فاصلهای تا برادرش...
بسیار سربلند و سرافراز مانده بود
در غربتی به وسعت دنیا برادرش
خطی عمود در افق دید کهکشان
شطی که بود شعلهور اما برادرش...
یک عمر بود مشق شب لالههای باغ
یک مشک آب، علقمه، مولا، برادرش
..
حالا منم که پاک، دل از دست دادهام
در شعری از برادر او تا برادرم
حالا منم که همنفسم روی خاکهاست
حالا منم که در دل صحرا برادرم...
با خون وضو گرفته و لب تشنه و غریب
افتاده است از نفس آنجا برادرم
با مادری که جای پدر را گرفته بود
رفتم کنار پنجره، حالا برادرم
بیدست و پا و خسته و آرام روی تخت
گردیده بود غرق تماشا برادرم
ده ماه بعد، گوشۀ گلزار بود و من...
سنگی سفید بود و چه زیبا برادرم
در خواب ناز بوی خدا را گرفته بود
آنجا کنار تربت صدها برادرم...
☫ادبیات مقاومت...
#احمد_حسینپور_علوی
#شعر_عاشورایی | #جانباز_شهید
🌐@sher_moaser
#رباعی
بشتاب برادر دلیرم، بشتاب
عباس تویی، تازه فراتی دریاب
چون بود شهید عشق در کربوبلا
لبتشنۀ لبیک، نه لبتشنۀ آب
☫ادبیات مقاومت...
#سیدحسن_حسینی
#شعر_عاشورایی | #شهدا
🌐@sher_moaser
قلم! از جای خود برخیز اگر داری توانش را
وضو از خون کن و بنویس شرح داستانش را..
اگر داغیست بر دل یوسف و داود را، این است:
که رویش را ندید آن و که نشنید این اذانش را
امام کعبه وقتی دید، دشت از دشنه لبریز است
به قربانگاه خواند اول، رسول مهربانش را
چه آغوش است یا رب! ساحل امن شهادت را
که در این موجۀ خون، داده است از کف عنانش را
چنان از یاد برده هستی خود را که میبخشد
به هر تیغی که سمت او میآید باز جانش را!
بریزد خاک بر فرق سر دنیا... که حق دارد،
هر آن پیری که در خون خفته میبیند جوانش را
عبایی که جهان را زیر بال خویش میگیرد
به تنگ آمد که باز آرد به خیمه دودمانش را
::
در این اقلیم میخوانند لیلاهای دلداده
به گوش گاهواره عاشقانه داستانش را
به جبهه میفرستد شیرمردش را همان مادر
که در تابوت خواهد دید مشتی استخوانش را...
☫ادبیات مقاومت...
#سیدمحمدجواد_میرصفی
#شعر_عاشورایی | #مادران_شهدا
🌐@sher_moaser