eitaa logo
شعر معاصر-ادبیات پایداری و حماسه و ایثار
547 دنبال‌کننده
60 عکس
7 ویدیو
3 فایل
گلچین اشعار شاعران معاصر ایران ارتباط با ادمین: @Kakaeimohammadreza کانالهای مرتبط: https://eitaa.com/mohammadrezakakaei https://eitaa.com/behesht_e_hashtom
مشاهده در ایتا
دانلود
عطر بهار از جانب دالان می‌آید دارد صدای خنده از گلدان می‌آید این کوچه‌ها را آب و جارو کرده باران این اولین روزی‌ست که مهمان می‌آید این اولین روزی‌ست که افطار خود را دادی به آن مسکین که در قرآن می‌آید حالا دوباره بوی نان پیچیده اما دارد یتیمی خسته، سرگردان می‌آید مثل گلوبندت اسیری را رها کن امشب اسیری بی سر و سامان می‌آید... از برکت نانی که بخشیدید، هر سال بر خاک گندم‌زار ما باران می‌آید شیراز، قم، مشهد، خدا را شکر بانو عطر تو از هر گوشۀ ایران می‌آید هرگز نمی‌گنجید در وصف قلم‌ها مدح شما در سورۀ انسان می‌آید... ☫ادبیات مقاومت... الله علیها 🌐@sher_moaser
تا چشم کار می‌کند اینجا کبوتر است تیر سه‌شعبه است و سنان است و خنجر است «میناب» زخم دارد و تکرار کربلاست غلتان به خون رقیه در آغوش مادر است هر لالۀ شهید که تقدیم می‌شود خون‌نامه‌ای به محضر زهرای اطهر است در این حرم به اذن خدا ایستاده‌ایم ایران شناسنامۀ گل‌های پرپر است این ملت گداخته در کوچه‌های شهر اندوهگین میهن و خون‌خواه رهبر است ایران صبور باش که حق با صدای توست فریاد کن! صدای تو حالا رساتر است ایران، بخوان! تو روح بلند حماسه‌ای هرچند بر گلوی تو زخم مکرر است از یادها نمی‌روی ای خطۀ کهن تا پرچمت به دست هزاران دلاور است در صحنه باش، حرف دلت را بزن وطن تو زنده‌ای و خاک تو خورشیدپرور است دشمن که خدعه می‌کند و زوزه می‌کشد فهمیده‌ام که زخمی شمشیر حیدر است از بغض‌ها نترس، از این روزها نترس تو پاک و حق‌مداری و این حرف آخر است ☫ادبیات مقاومت... | رضوان‌الله‌علیه 🌐@sher_moaser
زبان معترض زخم‌های ما بودی سکوت بود، تو بشکوهی صدا بودی هزار قصه ورق خورد و تو در آن دوران شکوهمندترین فصل ماجرا بودی کلام و بحث تو دلخواه، گفتگوی تو گرم صبور و ساده و آرام و بی‌ریا بودی تو آمدی  و شکفت آیه‌های سبز دعا میان ما پل پیوند با خدا بودی قیام روشن تو خود گواه رویش ماست اگرچه دور ز هر بحث و ادعا بودی.. تو ایستادی و در فصل دشنه‌های خزان بهارمندترین فصل سال‌ها بودی ☫ادبیات مقاومت... | رضوان‌الله‌علیه 🌐@sher_moaser
چگونه پارهٔ یک پیکر و جدا باشیم؟ علی‌الاصول بیایید من نه! ما باشیم غریو وحدت ما چون سلاح هسته‌ای است هراس دشمن از این است هم‌صدا باشیم علی‌الاصول بیایید صبر پیشه کنیم که ذیل امر ولی، زیر یک لوا باشیم تواصی است کلامش! کلام پر مهرش به گوش باش برادر که جانفدا باشیم دلیل وحدت دل‌هاست این نخ تسبیح در آستانهٔ قله، چرا رها باشیم؟ پیام رهبر امت چراغ راه شده علی‌الاصول به جز راه او کجا باشیم؟ به طبل فتنه نکوبیم در میانهٔ جنگ امید را نکُشیم و گره‌گشا باشیم علی‌الاصول فریب است صلح با شیطان خوشا فدایی پیمان مجتبی باشیم مباد ملت مبعوث ما شود مأیوس مباد گوش‌به‌زنگِ یزیدها باشیم حسینیان بشتابید در کنار ولی درست لحظهٔ پیکار، کربلا باشیم ☫ادبیات مقاومت... | 🌐@sher_moaser
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بر هر وجب از خاک وطن حساسیم آمیزه‌ای از حماسه و احساسیم تسلیم چرا؟ ننگِ امان‌نامه چرا؟ ما زیر لوای حضرت عباسیم ☫ادبیات مقاومت... | 🌐@sher_moaser
خبر رسیده که مردی غریب منتظر است محرم آمده، ای دل! حبیب منتظر است خوشا دلی که خطر کرد و ساخت فردا را دلی که سوخت امان‌نامه‌های دنیا را تو رام مهر حسینی نه قهر ابن زیاد تو اهل شهر حسینی نه شهر ابن زیاد به خواب می‌برد آخر تو را صدای شُریح مباز فجر خدا را به لای لای شُریح بگو که دست نیالوده‌ای به خون شهید مگو که رفته‌ای از خیمه‌ات به کاخ یزید به سوی سفرۀ خولی مرو که ملعون است امید نان به تنورش مبند، در خون است هنوز تشنۀ مُلکی، سراب می‌بینی هنوز گندم ری را به خواب می‌بینی بیا و رحم کن ای دل به سرپناه خودت بیا و شعله میفکن به خیمه‌گاه خودت به ظرف آب چه حاجت؟ شراب ناب که هست فرات اشک که هست و گلاب ناب که هست بهشت را بنگر عطر سیب منتظر است چرا نشسته‌ای ای دل حبیب منتظر است ☫ادبیات مقاومت... | 🌐@sher_moaser
دریای عمیق باورم می خوانند آئینه حُسن حیدرم می خوانند سرباز حسینم و در اردوی عطش ششماهه علی اصغرم می خوانند ☫ادبیات مقاومت... ا ا 🌐@sher_moaser
افتاده بود در دل صحرا برادرش مانند کوه، یکه و تنها، برادرش با آن همه سوار و کمان‌دار و نیزه‌دار دیگر نبود فاصله‌ای تا برادرش... بسیار سربلند و سرافراز مانده بود در غربتی به وسعت دنیا برادرش خطی عمود در افق دید کهکشان شطی که بود شعله‌ور اما برادرش... یک عمر بود مشق شب لاله‌های باغ یک مشک آب، علقمه، مولا، برادرش .. حالا منم که پاک، دل از دست داده‌ام در شعری از برادر او تا برادرم حالا منم که همنفسم روی خاک‌هاست حالا منم که در دل صحرا برادرم... با خون وضو گرفته و لب تشنه و غریب افتاده است از نفس آنجا برادرم با مادری که جای پدر را گرفته بود رفتم کنار پنجره، حالا برادرم بی‌دست و پا و خسته و آرام روی تخت گردیده بود غرق تماشا برادرم ده ماه بعد، گوشۀ گلزار بود و من... سنگی سفید بود و چه زیبا برادرم در خواب ناز بوی خدا را گرفته بود آنجا کنار تربت صدها برادرم... ☫ادبیات مقاومت... | 🌐@sher_moaser
بشتاب برادر دلیرم، بشتاب عباس تویی، تازه فراتی دریاب چون بود شهید عشق در کرب‌وبلا لب‌تشنۀ لبیک، نه لب‌تشنۀ آب ☫ادبیات مقاومت... | 🌐@sher_moaser
قلم! از جای خود برخیز اگر داری توانش را وضو از خون کن و بنویس شرح داستانش را.. اگر داغی‌ست بر دل یوسف و داود را، این است: که رویش را ندید آن و که نشنید این اذانش را امام کعبه وقتی دید، دشت از دشنه لبریز است به قربانگاه خواند اول، رسول مهربانش را چه آغوش است یا رب! ساحل امن شهادت را که در این موجۀ خون، داده است از کف عنانش را چنان از یاد برده هستی خود را که می‌بخشد به هر تیغی که سمت او می‌آید باز جانش را! بریزد خاک بر فرق سر دنیا... که حق دارد، هر آن پیری که در خون خفته می‌بیند جوانش را عبایی که جهان را زیر بال خویش می‌گیرد به تنگ آمد که باز آرد به خیمه دودمانش را :: در این اقلیم می‌خوانند لیلاهای دلداده به گوش گاهواره عاشقانه داستانش را به جبهه می‌فرستد شیرمردش را همان مادر که در تابوت خواهد دید مشتی استخوانش را... ☫ادبیات مقاومت... | 🌐@sher_moaser
علی‌اکبر همین که چهرۀ خود را نمایان کرد خدا خورشید را در هفت پشت ابر پنهان کرد علی‌اکبر سوار اسب شد، آقا خداحافظ جوانی‌های پیغمبر تو گویی رو به میدان کرد شهادت تشنۀ بوسیدن لب‌های خشکش بود علی‌اکبر طوافی کرد در میدان و طوفان کرد علی‌اکبر زمین افتاد، یا نه آسمان افتاد علی‌اکبر زمین را آسمانی‌تر چراغان کرد شهادت هم نمی‌دانست با این جان چه باید کرد کرم کرد و شهادت را به خون خویش مهمان کرد خدا خورشید را در هفت پشت ابر پنهان کرد علی‌اکبر همین که چهرۀ خود را نمایان کرد ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
بر نبض این گهواره نظم کهکشان بسته‌ست امید، بر شش ماه عمر او زمان بسته‌ست... وقتی به پابوس لبش نائل نشد باران یعنی در رحمت به روی آسمان بسته‌ست خیلی تلظی می‌کند آب فرات؛ اما راه وصال او به دریا همچنان بسته‌ست آری، رجزهای علی اکبر و قاسم شرح تلظی لب طفل زبان بسته‌ست دفع بلا کرده‌ست از جان امام خویش او عهد با مولای خود تا پای جان بسته‌ست می‌خواست بابایش ببوسد حنجر او را اما مسیر بوسه را تیر و کمان بسته‌ست... ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser