eitaa logo
شعر معاصر-ادبیات پایداری و حماسه و ایثار
547 دنبال‌کننده
60 عکس
7 ویدیو
3 فایل
گلچین اشعار شاعران معاصر ایران ارتباط با ادمین: @Kakaeimohammadreza کانالهای مرتبط: https://eitaa.com/mohammadrezakakaei https://eitaa.com/behesht_e_hashtom
مشاهده در ایتا
دانلود
در همه عالم ندیدم جز تو نور دیگری با تو باید عشق را فهمید جور دیگری گشته از روز ازل این دل نمک گیر غمت رزق ما را داده اند از اشک شور دیگری آتش عشقست می سوزد سرآپا سینه را یا هوای شعله دارد کوه طور دیگری یاد لبهای عطشناکت به آتش می کشد برگ برگ دفترم را با مرور دیگری می چکم درخویش ، قطره قطره باران می شوم زینبی کو تا شود سنگ صبور دیگری جز خیالت نیست در سیر جنون آزاده را کربلا تا کربلا راه عبور دیگری می رود از خانه خولی سرت تا قصر شام تا از این آتش بسوزم در تنور دیگری ☫ادبیات مقاومت... ا 🌐@sher_moaser
برگشته‌ای بدون سوارت به خیمه‌گاه در امتداد واقعه، در عصر اشک و آه دلواپس کسی‌ست نگاهت قدم قدم گاهی اگر به پشت سرت می‌کنی نگاه یالت چقدر سرخ... خیالت چقدر سرخ... چشمت به خون نشسته چرا؟ آه ذوالجناح! ای مرکب بهشت خدا! پس حسین کو؟ افتاده عرش روی زمین در کجای راه؟.. تن‌ها رها به دشت... خدایا چه بی‌سپر! سرها به ‌روی نیزه... دریغا چه بی‌گناه! فریاد «یا بُنَیَّ» جهان را گرفته‌ است بوی مدینه می‌وزد از سمت قتلگاه ☫ادبیات مقاومت... ا 🌐@sher_moaser
پیش از غروب بود، که آب از سرم گذشت آهی کشیدم و نفس آخرم گذشت من التماس ماندن و او شوق وصل بود چون اشک از برابر چشم ترم گذشت پنجاه و چار سال به او چشم دوختم فرصت نشد که خوب به او بنگرم، گذشت... یک آن تمام خاطره‌هایی که داشتیم با آن نگاه آخرش از خاطرم گذشت دلشوره داشتم که پس از او چه می‌شود؟ او رفت و باد از طرف معجرم گذشت آتش گرفت خیمۀ قلبم، چه آتشی! کار از به باد رفتن خاکسترم گذشت دیدم بریدن نفس قتلگاه را دیدم که روی خاک... نشد باورم، گذشت... تا بود، آب در دل خیمه تکان نخورد تا رفت، آب از سر اهل حرم گذشت ☫ادبیات مقاومت... علیه‌السلام علیهاالسلام 🌐@sher_moaser
به جز زخم این دشت در بر ندارد چنین شور صحرای محشر ندارد ابلفضل وقتی کنار حسین است برادر نیازی به لشگر ندارد از این لرزه افتاد بر جان دشمن که عباس از او دست اگر بر ندارد...؟ ابلفضل با دستهای بریده نشان داد جز عشق در سر ندارد حسین آه در اصل آن لحظه جان داد که فهمید دیگر برادر ندارد ☫ادبیات مقاومت... (ع) ا 🌐@sher_moaser
مشت تو گره شد که شرف پابرجاست عزم تو چراغ انقلابِ دنیاست پیغام تو چیست؟ ای شهیدِ ایران: در راهِ جهاد، سرو باید برخاست! ☫ادبیات مقاومت... "استاد پژوهشکدهٔ فرهنگ و هنر بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی" 🌐@sher_moaser
در معرکه و قیام باید برخاست چون کوه، علی‌الدوام باید برخاست با مُشت گره‌کرده به‌پا می‌خیزیم در بدرقۀ امام باید برخاست ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
از زمزم اشك چشمها چون درياست در سينه دلشكستگان عاشوراست موساي شهيد را به نيل آوردند دريا دريا چو موج بايد برخاست ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
فتح خارک یا هرمز؟ وه چه خوش‌خیالی‌ها! پوزه‌تان مگر دارد میل خاک‌مالی‌ها؟ از هجوم کفتاران بیشه را نترسانید دیده قرن‌ها این شیر از شما، شغالی‌ها قبرتان مهیا شد در سواحل ایران مثل انگلیسی‌ها، مثل پرتغالی‌ها در جنوب این خاک است بی‌شمار دلواری بی‌شمار کوچک‌خان در صف شمالی‌ها ابلهان! بپرهیزید از قیاس ما با غیر با شیوخ دوزاری با دوروزه والی‌ها شیخ را بگو باشد در پی شتربانی در نبود نفت آمد فصل خشکسالی‌ها بر سر شما سجیل هم به کام‌تان زقوم می‌شود خلیج فارس با همه زلالی‌ها پس چرا نمی‌آیید سوی ساحل ایران؟ مرگ، زیر پاهاتان پهن کرده قالی‌ها ☫ادبیات مقاومت... | 🌐@sher_moaser
تو کوه روبروی خانه، ما موج صدا بودیم تو پابرجا چنان بودی که در پیش تو ما بودیم صلابت دیده بودیم از تو و یاران همراهت از آن رو در رهت ای مقتدا، ما جانفدا بودیم خبر آمد که بیت امروز دشت کربلا گشته نخوابیدیم شب‌ها، روزها دست دعا بودیم به آن عهدی که روزی با جناب مرتضی بستیم خلاف عهد کوفی، همرکاب مجتبی بودیم کنارت کربلا را زنده دیدیم و نلرزیدیم شهادت می دهد عالم که ما در کربلا بودیم کنار علقمه با اکبر و عباس جنگیدیم به دشت واقعه افتاده بین لاله‌ها بودیم پس از تو نیز آقا سر به فرمان ولی هستیم چنانکه پیش از این هم دل به فرمان شما بودیم صبوری رسم خوبی نیست بعد از تو، خدا حافظ خدا با ماست بعد از این که ماهم با خدا بودیم. ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
با بهار چهره ات از خاکدان برخاستم چون درخت از رخوت خواب خزان برخاستم زرد شد ازغصه ی دوری، بهار خاطرم یاد رویت در دل آمد، ارغوان برخاستم بس که با ایمان و دین پیوند دارد نام تو با صدایت سرخوش از بانگ اذان برخاستم بانگ هل من ناصرت را باد برگوشم رساند، چون خدنگ صاف،از قوس کمان برخاستم تا که دیدم چفیه اَت را گِردِ قابی غمزده دل شکسته،صیحه زن، برسرزنان برخاستم دل زدم بر جاده های خاطرات، اما دریغ شبزده، از خواب خوش، دل ناگران برخاستم تا قدم برداشتی آهسته سوی آسمان بی هوا دنبال تو. آتش به جان برخاستم خواب دیدم رد شدی با کاروانی از شهید با نوای کاروان آهسته ران برخاستم پر گشودی، امت مبعوث در ماتم نشست بعثتش را من به توصیف عیان برخاستم سوگ تو سوز محرم را مضاعف کرد و من گرچه شاعر بودم اما، نوحه خوان برخاستم ☫ادبیات مقاومت... «شدتی» ا 🌐@sher_moaser
خورشيد از بام مصلي مي شود تشييع بر روي دوش موج دريا مي شود تشييع بر دســـــــتهاي ملتي تنها نه يك رهبر ذريه اي از نسل زهرا(ع) مي شود تشييع جان مي رود از تن چنان در آخرين ديدار بر شانه ها گوئي مسيحا مي شود تشييع تنها نه يك فرمانده، روي شانه تهران با كوهي از حسرت دل ما مي شود تشييع ديروز اگر تفسير ماهش شد حسينيه امروز با خورشيد معنا مي شود تشييع آنقدر محبوب است آقاي شهيدم كه در رفتنش دنيا سرآپا مي شود تشييع ديروز كشور دوست قلب بي قراران بود با داغ او امروز غوغا مي شود تشييع از بركت پنج آسمان خفته در تابوت در چشم شب عِقد ثريا مي شود تشييع او رفته و امروز بعد از رفتنش در شهر آهسته آهسته مهيا مي شود تشييع ☫ادبیات مقاومت... ا 🌐@sher_moaser
غرق در خود نشسته یک‌گوشه اولین‌بار روضه آمده است این جوانی که در دلش غوغاست قید یک‌عمر رفته را زده است در دل چشم‌های خالی او خبری از نسیم رحمت نیست آمد، اما هنوز معتقد است بازهم حرف، حرف دعوت نیست روضه‌خوان دم گرفت، اما او در خودش بود، سر به‌زیر انداخت از همان لحظه بست چشمش را دل خود را در اوج، گیر انداخت ناگهان دید دیگر انگاری خبر از آن‌همه هیاهو نیست انبیاء، اولیاء، همه جمع‌اند جای ماندن برای چون او نیست بعد از آن یک‌نفر به خلوت او آمد و با سلام داخل شد در کنارش نشست و با گریه هم‌دم و هم‌زبان و هم‌دل شد گریه می‌کرد با تمام وجود پشت هم می‌کشید از دل آه وسط گریه زیرلب می‌گفت؛ واحسینآه...، آه واجدّاه...! پسرک غرق در تعجب بود باخودش گفت؛ او چه‌می‌گوید؟ توی گوشی به‌هوش مصنوعی گفت؛ با من بگو چه می‌گوید؟ مرد فهمید و گفت؛ ای پسرم! با من اکنون بیا و صحبت کن حرف‌هایی که با تو می‌گویم روضه‌ی کربلاست، دقت کن؛ روزی از سمت مردم کوفه نامه‌هایی رسید دست امام که؛ بیا ما در انتظار توایم حرف مرد است یک‌کلام، تمام! پیکی از جانب امام حسین راهی کوفه شد که عالِم بود بین نامردهای نامردم مرد مردان مرد، مسلم بود آمد و از تمام مردم خواست تا که بیعت کنند با آقا ولی آن‌ها یکی‌یکی رفتند ماند مسلم در آن محل تنها پای عهدی که بسته بود فقط یک‌نفر ماند در مسیر امام عاقبت در هجوم تنهایی تشنه‌لب کشته شد سفیر امام پسرم...! خوب خاطرت باشد؛ خالی است این مقام بی‌مردم به تمامی شیعیان برسان...؛ که غریب است امام بی‌مردم همه باید کنار او باشند حرف حق، مَخلص کلام؛ یکی‌ست باید او را همه طواف کنند مَثَل کعبه و امام یکی‌ست اگر آن‌روز مردم کوفه پای کار امام می‌ماندند باید امروز مردم آنان را کوفیان دلیر می‌خواندند پسرم...! خواهشاً مراقب باش که تو را روزگار عوض نکند وارد حاشیه نشو، که به تو طمعِ دادنِ غرض نکند... پای کار امام خویش بمان تا به هر فتنه روسفید شوی یا که پیروز اصلی میدان یا به راه خدا شهید شوی تا زمانی که اهل حق باشید در دل من همیشه جای شماست این شهادت که افتخار همه‌ست ارث اجداد من برای شماست جدّ من، ظهر روز عاشورا شد شهید و بریده شد سر او روی خاک زمین سه‌روز و دوشب ماند در آفتاب پیکر او همه اصحاب او شهید شدند خیمه‌هایش اگر به‌غارت رفت با خدا پای عهد خود مانده‌ست که زن‌وبچه‌اش اسارت رفت... ما همان عترت مباهله‌ایم که همه کار ما نیّت دارد از همان‌روز شد مشخص که اهمیّت دارد شک‌نکن تک‌به‌تک از این مردم دم‌به‌دم شامل دعای من است هرکه با خانواده می‌آید به خیابان، فقط برای من است مردهایی که بین میدان‌اند هم‌رکابان هرشبم هستند بانوانی که در خیابان‌اند لشکر عمه زینبم هستند بچه‌هایی که تربیت شده‌اند قوم خون‌خواه اصغرند همه در دفاع از کیان جبهه‌ی حق نسل امّید رهبرند همه... پیش پایش به‌عشق جان بدهند گر بخواهد از عاشقان سر، دوست مثل مردی که نام او شده است؛ امشب از قول من به یارانم برسان این پیام؛ «می‌آیم.» روزی آخر به‌اذن حضرت حق بابت «» می‌آیم... چشم او خیس اشک بود هنوز با خودش عهد تازه‌ای را بست هرچه در ذهن خود تداعی داشت همه را با دم امام شکست... با خودش گفت؛ اگر تمام جهان دشمن ما شود، یاعلی گفت تا بلند شود گفت؛ در این‌زمان غافل از او اگرچه عمری بود ولی آخر رسید محضر یار دستی از غیب دعوتش می‌کرد به تماشای رفت تا راهی نبرد شود قصه را از سرش شروع کند در مصاف میان باطل‌وحق باید از آخرش شروع کند ☫ادبیات مقاومت... ا 🌐@sher_moaser