eitaa logo
شعر فارسی
1.9هزار دنبال‌کننده
5.1هزار عکس
315 ویدیو
9 فایل
🌸شعر فارسی🌸 🔸دور از همه هیاهوهای دنیا اینجا می تونی با جرعه هایی از شعر شیرین و گوارای فارسی به روحت استراحت بدی. 🌼غزل 🌸قصیده 🌷مثنوی 🌹تک بیت 🌺عکس نوشته 🌻شعر نو 💐و... ادمین: @admin_for تبلیغات: https://eitaa.com/joinchat/640811208C7f1d0a63c0
مشاهده در ایتا
دانلود
آسمانا رخصتی تا دست در خورجین کنم واین شب خاموش را سرشار از پروین کنم سکۀ ماهی کف دستم گذار ای روزگار تا که من فکری به حال این شب مسکین کنم گم شدم در شهر تودرتوی شب، تا خواستم دست در آن زلف پیچاپیچ چین در چین کنم بچه مرشد! چوب نقل قصه‌های من کجاست تا که خون‌ها در دل این پردۀ چرمین کنم شاه‌بیت آتشین لب واکن از هم تا که من چون غزل آغوش بگشایم، تو را تضمین کنم جرعه‌ای از بوی زلفِ شمس در جانم بریز تا که این طبع سراپا تلخ را شیرین کنم پای‌کوبان راهی بازار زرکوبان شوم چرخ چرخان یاد مولانا جلال‌الدین کنم در سماعی آتشین، در آسمانی از دعا دست‌های تشنه‌حالم را پر از آمین کنم این دل صدپاره گر لختی به من فرصت دهد وصله‌ای هم خرج این پیراهن خونین کنم شعر دارم، شعر ناب و نور دارم، نور محض آسمانا رخصتی تا دست در خورجین کنم... پ‌ن: برای عشق مولوی و شمس @Shere_farsi ⛵️
‌ هر که او بیدارتَر، پُر دَردتَر... - مولانا @Shere_farsi
‌ فکرم به مُنتهای جمالت نمی‌ رسد کز هرچه در خیالِ من آمد نکوتری... - سعدی @Shere_farsi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
و کاش هیچ‌وقت پناهت، دلیلِ غمت نشود... @Shere_farsi
خدایا به هارت و پورتمون نگاه نکن ما بدون تو دست و پا چلفتی تر از این حرفاییم.... رفقا 🌹❤️ @Shere_farsi
چون سلامت می‌فرستادم به دست بادِ صبح راست گو: دشنام دادی؟ یا دعا می‌کرده‌ای؟ - اوحدی @Shere_farsi
جِد را بايد كه جان بنده بود زآنكه جِدْ جوينده يابنده بود 📘روح آدمی باید غلام و بنده ی سعی و جدیت باشد،زیرا کسی که با جدیت به دنبال چیزی رود آنرا خواهد یافت. @Shere_farsi
از خدا خواهم ز جان خوش دولتی با او نهان جان ما اندر میان و شمس دین اندر کنار شمس دین خوشتر ز جان و شمس دین شکرستان شمس دین سرو روان و شمس دین باغ و بهار 👌🍂 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ @Shere_farsi
وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویم بند را برگسلیم از همه بیگانه شویم جان سپاریم دگر ننگ چنین جان نکشیم خانه سوزیم و چو آتش سوی میخانه شویم تا نجوشیم از این خنب جهان برناییم کی حریف لب آن ساغر و پیمانه شویم سخن راست تو از مردم دیوانه شنو تا نمی‌ریم مپندار که مردانه شویم در سر زلف سعادت که شکن‌در‌شکن است واجب آید که نگون‌تر ز سر شانه شویم بال‌و‌پر باز گشاییم به بستان چو درخت گر در این راه فنا ریخته چون دانه شویم گر‌چه سنگیم پی مهر تو چون موم شویم گرچه شمعیم پی نور تو پروانه شویم گر‌چه شاهیم برای تو چو رخ راست رویم تا بر این نطع ز فرزین تو فرزانه شویم در رخ آینهٔ عشق ز خود دم نزنیم محرم گنج تو گردیم چو ویرانه شویم ما چو افسانه دل بی‌سر و بی‌پایانیم تا مقیم دل عشاق چو افسانه شویم گر مریدی کند او ما به مرادی برسیم ور کلیدی کند او ما همه دندانه شویم مصطفی در دل ما گر ره و مسند نکند شاید ار ناله کنیم استن حنانه شویم نی خمش کن که خموشانه بباید دادن پاسبان را چو به شب ما سوی کاشانه شویم @Shere_farsi ⛵️
‌ می‌رسد غمهای بی پایان به پایان غم مخور... - صائب تبریزی @Shere_farsi