eitaa logo
شعر آئینی انقلابی
93 دنبال‌کننده
62 عکس
62 ویدیو
7 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
لشکری از باد او لشکری از ابر و باد و آسمان دارد هنگامۀ جنگ است و او دشمن‌کُشان دارد او را سپاهی هست از ریگ بیابان‌ها او صف به صف، سربازهایی بی‌نشان دارد خاکستری بر جاست از اهریمنان، انگار هر دانه شن در سینه‌اش آتشفشان دارد تاریخ مبهوت است، دشمن از کجا خورده این تیرهای غیب جا در لامکان دارد آری، همان که وعدۀ نصرت به ما داده یاری‌گرانی از کران تا بی‌کران دارد صحرا به صحرا، پرچمش در باد می‌گوید: هر کس که آمد زیر این بیرق، امان دارد در راه دین، این سرزمین تنها نمی‌ماند تا چشم بر بالابلند آسمان دارد ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab @shere_meybod
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
‌«گفتند شعر پارسی و زنده شد زبان» 🎙به زودی، فصل اول پادکست شعر پارسی 🎧در هر اپیزود از این پادکست، سراغ شاعران مطرح تاریخ شعر پارسی، از شاعران کلاسیک تا شاعران معاصر می‌رویم که زندگی و یکی از مشهورترین اشعار هر یک را بررسی کنیم. تقدیم به تمامی دوست‌داران شعر و ادب پارسی🌹 مدیر پروژه: محمدرضا معلمی شعرخوانی: زینب بیات مدیر هنری: مهدی یدالله نژاد ویرایش و تنظیم: سیدمهدی احمدی، مهدی صادقی، یاسین بستانچی 💠 پادکست شعر پارسی را دنبال کنید: ble.ir/join/N2JhMGVjOT
22.08M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به شهید ناموس و غیرت قصه‌‌ جریحه‌دار شد آن‌طرف پیاده رو عقل صدا زد که بمان عشق صدا زد که برو وقت چه بود آن غروب؟ وقتِ قیامت تو بود فرق تو با بقیه چیست؟ فرق تو غیرت تو بود تیغ زدند بی هوا دشنه زدند بی‌خبر کوچه به حرف آمده: چند نفر به یک نفر آن چه همیشه و هنوز کوچه به کوچه جاری است قصه‌ی سر به داری و غیرت سبزواری است هیچ غمی برای ما مثل غم تو داغ نیست مرگ تو انتخاب بود مرگ تو اتفاق نیست این که به پیشگاهِ مرگ زخمیِ ایستادن است وای! برادر من است آه! برادر من است 🔗کانال رضا یزدانی 📍@rezayazdaanii @shere_meybod
ای بقیع غم تو کرببلایی دیگر کربلا بود برای تو منایی دیگر کوفه تا شام ، تو را سعی صفایی دیگر در غریبان ، تو غریب الغربایی دیگر غربتت را نسرودم من شاعر آری راستی تو چقدر شاعر و ذاکر داری؟! شده آزرده تو را از عمل ما ، خاطر بی سبب نیست اگر شد حرمت بی زائر از حدیث تو نگفتیم ولو در ظاهر گرچه محتاج ترینیم به قال الباقر همه ی سال پی یک شب تقویم توایم ما فقط مرثیه خوان شب ترحیم توایم دست بر دامن مهرت نرساندیم چرا گاهگاهی که رسیدیم ، نماندیم چرا پایمان را به بقیعت نکشاندیم چرا باقرالعلم ! ز علم تو نخواندیم چرا بگذر از ما که برای تو موثر نشدیم نه که بی صحن و رواقی تو ، مسافر نشدیم کودکی های تو در اوج مصیبت طی شد کودکی های تو همراه شهادت طی شد پای آن خیمه که می رفت به غارت طی شد زیر شلاق ستم وقت اسارت طی شد طی شده کودکیت گوشه بین الحرمین گه در آغوش پدر گاه در آغوش حسین کربلا جلوه غم بود برایت مادام کربلا کشت تو را ، کشت تو را بدتر شام کربلا بود و حسین و تو و سجاد ، تمام کربلا بود و امام بن امام بن امام من تو را یک تنه یک کرببلا می بینم من تو را در همه مرثیه ها می بینم داغ بی آبی و فقدان عمو را تو بگو روضه‌خوان باش خودت ، روضه او را تو بگو پرده بردار ، بیا راز مگو را تو بگو بوسه ی تیغ به رگهای گلو را تو بگو تو بنا بود بمانی به امامت برسی روضه خوان باشی و هر شب به شهادت برسی ✍ 🏴 @shere_meybod
33.07M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 سرود منتشر شد...🎉 🔸کاری از گروه سرودشهیدسلیمانی شهرستان میبد🔸 🎙با صدای : ابوالفضل حشمتی امیرحسین فیاضی 📜شاعر: سرکار خانم فائزه زرافشان 🎼 تنظیم: امید رهبران 🎶ضبط و میکس: استودیو شهید دانش 📸تصویروتدوین: رسانه طلیعه 🌿شما هم در پخش نماهنگ شریک باشید🌿 ፨•••••••••፨•••••••••፨ 🌸@dokhtaransoleymani🌸
Finall Mix @ Mastering.mp3
9.87M
💠 منتشر شد...🎉 🎙خواننده: ابوالفضل حشمتی امیرحسین فیاضی 🔸کاری از گروه سرود شهید سلیمانی شهرستان میبد 📜شاعر:سرکار خانم فائزه زرفشان 🎼 آهنگ ساز:امیدرهبران 🎶 میکس مسترینگ: محمد مهدی دهقانی 🎬تهیه شده در: استودیو شهیددانش • شکر خدا که بازم دستای من رو میخواد ، مولا(ع) بگیره..... 🌸@dokhtaransoleymani🌸
محرم آمده از شهر غم، علم در دست برای سینه زدن، تکیه شد سراسر، دست محرم آمد و خمخانه ی ازل، وا شد وضو ز باده گرفتم، زدم به ساغر، دست حسین(ع) آمده با ذوالفقار گریانش که: هان حسینم و تنهاترین علم بر دست حسین آمده تا شرح شقشقیه کند حسین آمده با خطبه ی پدر در دست چو دست برد به تیغ، آسمانیان گفتند: به ذوالفقار، مگر برده است حیدر، دست؟ چو ذوالفقار علی (ع) چرخ می زند، بی تاب چه حال داده خدایا مگر به اکبر، دست؟! ز خیمه گاه می آید چو گردباد عطش حسین(ع) را بنگر پاره ی جگر در دست! چه روز بود که دیدیم ما به کرب و بلا! چه حال بود به ما داد روز محشر، دست! بدو شکایت اهل مدینه خواهم برد به خواب گر دهدم دیدن پیمبر، دست نشسته ام به تماشای زیر و رو شدنم به لحظه ای که بَرَد شمر، سوی خنجر، دست به خویش می نگرم با دو چشم خون آلود نگاه کردم و در نهر شد شناور، دست به رود علقمه بنگر که می زند بر سر به دستگیری مان موج شد سراسر، دست! نمی توانم بر روی عشق، بندم چشم نمی توانم بر دارم از برادر، دست تو هر دو چشم من! از هر دو چشم، چشم بپوش! ز هر دو دست، برادر! بشوی دیگر، دست به پای دست تو سر می دهند، سرداران به احترام تو با چشم شد برابر، دست! به یاد دست تو ای روشنای چشم حسین(ع)! چقدر شام غریبان زدیم بر سر، دست تو را فروتنی از اسب بر زمین انداخت نمی رسید و گرنه به آن صنوبر، دست قنوت، پر زدن دست های مشتاق است به احترام ابوالفضل می کشد، پر ، دست! مگر تو دست بگیری که دستگیر، تویی به آستان شفاعت نمی رسد هر دست! اگر چه پیش قدت شد قصیده ام کوتاه به اشتیاق تو شد، سطر سطر دفتر، دست حدیث دست تو را هیچ کس نخواهد گفت مگر به روز قیامت رود به منبر، دست! @shere_meybod
من را به آبروی عزادارها ببخش آقا به آه سینه‌زنانت مرا ببخش من سر به زیر آمده‌ام، پا به پای اشک یا معطی السوال، تو هم بی‌صدا ببخش آقا مرا به رنگ شفق‌گون و در همِ زلفی که غرق خون شده بر نی رها ، ببخش من را به آه حسرت آن مادری که رفت بی طفل شیرخواره‌اش از کربلا ببخش من را به ماه‌رویی پیغمبری که گشت گلگون به زخم‌های تنش نینوا ، ببخش آقا مرا به حرمت دستی که رفت و رفت شد دستگیر عالمیان از بلا ببخش حقا که روسیاه‌تر از من ندیده‌ای ای روسفید عالم و خون خدا ، ببخش @shere_meybod