#شعر_و_کودکی
در حال خوردن زرده تخم مرغ:
دارم خورشیدو می خورم
پسر/ سه سال و ده ماهه
@sherokoodaki
#شعر_و_کودکی
فهمیدم آپارتمان چیه
جاییه که همدیگه رو نمیشناسیم...
محمد هادی /۶ ساله
@sherokoodaki
#شعر_و_کودکی
توی کربلا یه در هست که از اونجا می شه رفت توی بهشت
فاطمه/شش و نیم ساله
@sherokoodaki
#شعر_و_کودکی
دختر امام حسینو باید بیمارستان بستری کنیم، پاهاشو چسب زخم بزنیم...
که دیگه شهید نشه...
حلما/ سه ساله
@sherokoodaki
#شعر_و_کودکی
من اگه برم جنگ مواظبم که سوراخ نشم... تیکه تیکه نشم...
پسر/سه سال و یازده ماهه
@sherokoodaki
#شعر_و_کودکی
در حال تماشای آسمان پرستاره:
دمپاییهامو دربیارم برم تو آسمون
یه نردبون بذاریم برم روی صورت ماه
دختر/ 5 ساله
@sherokoodaki
#شعر_و_کودکی
بعد از اینکه مادرش می گوید حواست کجاست:
با گریه ی شدید:
حواس من کجاست؟؟؟ من چرا حواس ندارم؟ بابا حواس بخره برام!
زهرا/ 3 ساله
@sherokoodaki
شعر و کودکی
#شعر_و_کودکی #کلمه_ها_و_ترکیب_های_تازه بَبِه: ممه ی باباها دِلالو: کسی که دلش اندازه ی آلو است.
#شعر_و_کودکی
#کلمه_ها_و_ترکیب_های_تازه
گربه ی بی ناف و غاز پُر نوک:
نام دو شخصیت خیالی، قابل رقابت با تام و جری و پلنگ صورتی
پسر/ 4ساله
@sherokoodaki