نوحه حضرت علی اکبر علیه السلام
قربانی راه داور
ای آینه ی پیغمبر
ای روی ماهت عالم آرا
ای زاده ی مجنون لیلا
از چه شدی اینگونه بابا
ای هستی ام تازه جوانم
با هجر خود بردی تو جانم
چگونه من زنده بمانم
دیده بگشا ای تمام هستی بابا
آمده بالینت اینک زینب کبری
میزند خنده به من دشمن ز داغ تو
آبرو داری نما ای زاده ی لیلا
ای علی جان ای علی جان ای علی اکبر...
ای ظلم و جفای اعدا
شد پیکرت اربا اربا
بنگر به جان پر شرارم
این غصه را طاقت ندارم
باید از این غم جانسپارم
دل بر دو چشمان تو بستم
یعقوبم و در غم نشستم
ای یوسفم رفتی ز دستم
بر نماز وصل جانان بسته ام قامت
ای شهید سرافراز ای کعبه ی عزت
با نوای گرم پیغمبر دگر باره
ای مؤذن گو اذان غربت و محنت
ای علی جان ای علی جان ای علی اکبر...
#حضرت_علی_اکبر
#شب_هشتم #نوحه_حضرت_علی_اکبر
@sherosabk
زبانحال حضرت زینب با امام حسین سلام الله علیهما
باشد سرود عشقت روی لبم ترانه
این است بهر تاریخ گلبانگ جاودانه
ای حُسنِ تو خدایی ای وَجهِ تو چو اَحمَد
ای روی تو چو زهرا خوی تو حیدرانه
چون خوانده ای نوایِ اُفِّ لَّکَ خلیلي
از مرغ جان زینب سوزاندی آشیانه
هر چند من پناه و اُمّید عالمینم
بر من تو هستی ای دوست اُمّید و پشتوانه
من در نماز عشقم رو بر رُخِ تو دارم
ذکرت روی لب من پیدا و مخفیانه
آفاق اشک ریزند از درد غربتِ تو
چشم فلک زِ سوگت دریای بی کرانه
تو سوی دَرد رفتی بهر نبرد رفتی
من دارم از فراقت هر دم به دل بهانه
از تلّ زینبیّه دیدم که خصم ملعون
از هر طرف ز کینه شد سوی تو روانه
داغ غریبیِ تو ای نور چشم زهرا
تا صبح روز محشر از دل کِشَد زبانه
دردم فزون نمودند غرقِ به خون نمودند
آن گیسویی که زهرا می زد به ناز ، شانه
این جسم توست جانا در بین تیر و شمشیر؟
باور نمی کنم من ای دلبر یگانه
چون آمدم کنارت ای دلخوشیِّ زینب
من را زِ تو جدا کرد دشمن چه ظالمانه
خواهی اگر مِدالِ دلداگیِّ من را
مانده به عضو عضوم از عشق تو نشانه
چون ناله ام بر آمد در ماتمت برادر
دشمن جواب من داد با ضرب تازیانه
🔴 این ابیات در ۲۳ بهمن سال ۱۳۸۵ سروده شده
#دلنوشته
#شعر_امام_حسین
#شعر_حضرت_زینب
@sherosabk
سرود ولادت حضرت زینب سلام الله علیها
حبیبه معبود عالمین
خوش آمدی ای خواهر حسین
نور چشم علیّ مرتضی
دختر حضرت خیرالنسا
قهرمان عرصه کربلا
یا زینب گل زهرا
آینه دار عصمتِ امّ ابیها آمده
گل بریزید ای عاشقان زینب کبری آمده
آمده کعبه عشق همه
آمده عرش حق را قائمه
آمده دلربای فاطمه
میکنیم این زمزمه
یا زینب یا زینب یا زینب...
یا زینب بنت الحیدر
گشته همه ی عالم ولوله
علی دهد امشب به ما صله
آمده دردانه مرتضی
جان و هم جانانه ی مرتضی
روشنیِّ خانه مرتضی
آمده بنت الحیدر
نگاه شاه کربلا به سوی دستان فاطمه
قنداقه ی زینب بود به روی دستان
فاطمه
آمده دلبرِ خون خدا
یار و همسنگر خون خدا
یار و هم یاور خون خدا
خواهر خون خدا
یا زینب یا زینب یا زینب...
یا زینب بنت الحیدر
🔴 این سرود در تاریخ ۱ خرداد ۱۳۹۶ سروده شده
#حضرت_زینب
#ولادت_حضرت_زینب
@sherosabk
مناجات با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
من فانی تو هستم خالی بُوَد دو دستم
یابن الحسن ببین از هجران تو شکستم
مولای منکجایی
من آمدم گدایی
در مُلْک بی وفایی کس همچو من ندیده
از کوله بار عصیان سَرْوِ قَدَم خمیده
آقا تو را من از خود هرگز رضا نکردم
تو لُطْف کردی و من حَقَّش أدا نکردم
در گلشن طریقت آکنده ام ز بویت
آقا قسم به أَشْکَتْ شرمنده ام ز رویت
چون یاس، رو سپیدِ عشقِ تو می شوم من
با یا حسین شهیدِ عشقِ تو می شوم من
دارُ الْوِلا بگردان این قلب مبتلا را
من سائل تو هستم دِهْ پاسخ گدا را
هر چند جانِ من بود مشتاق و مایل تو
با غفلت و گناهم سوزانده ام دل تو
داغی به سینه دارم زان غرقِ سوز و دَرْدَم
تیری به جانِبَتْ بود هر معصیت که کردم
چون لاله زار بینم، دشت شمایلت را
با پیروی ز نَفْسَم خون کرده ام دلت را
طوفان زده منم من عُمْرَم همه تباه است
از کِثْرَتِ گناهان پرونده ام سیاه است
من می کِشَم خجالت از روی رو سپیدان
هستم منِ سیهْ رو شرمندهٔ شهیدان
هر چند رو سیاهم ای مِهرِ عالمینم
من غصّه دار جدَّت ، خونِ خدا حسینم
دارم غمِ شهیدی ، کو زار و مبتلا شد
در پیش چشم خواهر سر از تنش جدا شد
🔴 این ابیات در ۲ مرداد سال ۱۳۸۷
سروده شده
#دلنوشته
#شعر_امام_زمان
@sherosabk
تقدیم به ساحت مقدس امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
جلوهٔ حق سجده و قنوت و قیامت
طلعتِ تو نور و قامتت چو قیامت
مؤمنِ آئینِ عشق تو همه عالم
خاک رَهَت عرش و آستان تو رحمت
نرگس و صد همچو آن فدای دو چشمت
از تو گرفتْ عطر و بویْ،گلشنِ خِلْقَتْ
پیر کرم جرعه نوشِ ساغرِ جودت
سائل کویت بُوَد عطا و کرامت
در گُذرِ هِجْر،همچو برگ خزانم
جلوه نما ای بهار سبز امامت
فیض تبرّیٰ عطا به خاک نشین کن
تا کند از هر چه غیر توست برائت
مجمع کون و مکان و ارض و سماوات
عبدِ تو ای مَلْجَأ و پناه جماعت
بی نَظَرَتْ شافیِ مخلوق نباشد
نِیْ سَنَدِ دین و نَه پروندهٔ طاعت
بی تو، قیام و سجود، غیر ریا نیست
حُبّ تو زد بر نماز رنگ عبادت
بی مَدَدَتْ نیست مُعِزُّ العُلما را
هیچ نشان از لوا و خرقهٔ عزّت
وای به حال دلم که سوخت بسی دَرْ
آتش عصیان و هم شرارهٔ ذلّت
لیک شوم پاک تر از پاکیِ باران
گر تو به سویم کنی، نگاهِ ولایت
مُصْحَفِ عَجْز و مُرَکّب و قلمِ لطف
بر وَرَقِ جان، کَرَمْ، نما تو کتابت
آنْقَدَر از دَرْدِ هجر ناله نمایم
تا بِدَهَنْدَم به کوی وصْل اقامت
مُسْتَحَقم، دیده ام به دستِ تو باشد
کن به گدا، حقّ فاطمه تو عنایت
🔴 این ابیات در ۱۰ شهریور سال ۱۳۸۴
سروده شده
#دلنوشته
#شعر_امام_زمان
@sherosabk
مثنوی حکایت آمدن مرد اعرابی به قصد دیدار رسول الله و زیارت جمال پیغمبری شهزاده علی اکبر علیه السلام
راویان شیعه گفتند اینچنین
مردی از اعراب بادیّه نشین
بود سرمست از سبوی مصطفی
عاشق دیدار روی مصطفی
بعد ایامی ز رحلت کردنش
آمد از بهر زیارت کردنش
بعد عمری که دلش در غم طپید
عاقبت بر وادی یثرب رسید
در مدینه در دلش غم جا گرفت
چون نشان از خانه ی طاها گرفت
مردمان گفتند ای مرد عرب
ای که اَینَ المُصطَفی داری به لب
چند سالی هست ای مرد حزین
داده احمد جان به جانان آفرین
ای محبِّ دل فکار مصطفی
این تو و این هم مزار مصطفی
رفت آن مرد سراپا رنج و درد
سر بر آن تربت نهاد و گریه کرد
با زبان ساده شرح راز کرد
با پیمبر درد و دل ابراز کرد
کِی فدای تربت نیکوی تو
داشتم من آرزوی روی تو
لیک قدّم از فراق تو خمید
حال دیگر شد امیدم نا امید
از قضا سلمان،همان عبدِ غفور
می نمود از آن مکان آن دم عبور
دید احوالات این آزاده را
عشق بازیِ دل و دلداده را
گفت از چه اینچنین آشفته ای
از چه بین بستر غم خفته ای
گفت من با دیده ی تر آمدم
بهر دیدار پیمبر آمدم
لیک فهمیدم که او جان داده است
حال،داغش بر دلم افتاده است
گفت ای دلداده ی دلبر طلب
غصه کمتر خور تو ای مردِ عرب
ای که مشتاق رخ جانانه ای
خیز و همراهم بیا تا خانه ای
وه چه خانه خُلد امّید همه
ساکنانش لاله های فاطمه
وه چه خانه باب اِکرام خدا
حاجت تو میشود آنجا روا
آمدند آن دو نگارِ منجلی
تا درِ بیت حسین ابن علی
در جلال کبریا فانی شدند
وارد آن بیت نورانی شدند
گفت سلمان بر امام عالمین
کِی عزیز حیدر و زهرا حسین
در حضورت آنچه می آرم به لب
هست شرح حال این مرد عرب
بعد شرح حال آن نیکو نهاد
بر حسین بن علی توضیح داد
گفت مولا شکر حق آور به جا
تا شوی از لطف حق حاجت روا
من کنون روح و روانت میدهم
روی احمد را نشانت میدهم
گفت ای شیرین زبانم اکبرم
قلب من،آرامِ جانم،اکبرم
لحظه ای،اِی تو مرا نورِ بصر
از پسِ پرده بیا نزد پدر
ناگهان تمثال احمد جلوه شد
مهر رخسار محمد جلوه شد
دید آن مرد عرب با اشک عین
ماه رخسار علی ابن الحسین
گفت ثارالله ای دلباخته
ای لوای عاشقی افراخته
گر تویی مشتاق ختم المرسلین
دیده بگشا روی اکبر را ببین
چون دل ما عترت خیر الوری
می شود تنگ جمال مصطفی
سوی این کودک اشاره میکنیم
بر جمال او نظاره میکنیم
کرد از آن مرد ثارُالّه سؤال
کی رسیده زین زیارت بر وصال
راضی هستی تا فَلک مضطر شود؟
خاری اندر پای این اکبر رود
گفت ان شاءالّه آن خارِ جفا
بر دو چشم من رود ای با وفا
آن زمان سبط پیمبر روضه خواند
در غم جانسوز اکبر روضه خواند
گفت ای مرد عرب روزی رسد
روز سخت و ماتم افروزی رسد
که گُلم پامال اعدا می شود
جسم پاکش ارباً ارباً میشود
🔴سروده شده در تاریخ ۸۶/۶/۱۹
#دلنوشته
#مثنوی
#حضرت_علی_اکبر
#شعر_حضرت_علی_اکبر
@sherosabk
سلام خدمت ذاکرین آقا اباعبدالله علیه السلام
ضمن عرض قبولی طاعات و نوکری ها
عرض میشود که
با هشتگ #لیلة_المبیت
میتوانید به اشعار مربوطه دسترسی پیدا کنید
التماس دعا
برادرتان : امیر عباسی🌷
@sherosabk
سرود ولادت حضرت زینب سلام الله علیها
به جهان نور دلها آمد،کوثر زهرا آمد
بوسه زدن بر عارضِ او کارِ زهراست
سیمای او آئینه ی رخسارِ زهراست
آمده نورِ منجلی،دختر اولِّ علی
یا عقیلة العرب یا زینب یا زینب...
به علی نورِ دو عین آمد،خواهرِ حسین آمد
زینب که باشد ثانیِ زهرای اطهر
بوده از اول مَحوِ دیدارِ برادر
ذکر لبِ آن نور عین
شد انا مجنون الحسین
یا عقیلة العرب یا زینب یا زینب...
قسمتم کن ای دخت مولا،زیارت کربلا
شش گوشه را با سوزِ دل در بر بگیرم
بلکه کنارِ قبر اربابم بمیرم
ناله زنم،چو عالمین
حسین حسین،حسین،حسین
یا عقیلة العرب یا زینب یا زینب...
🔴 سروده شده در تاریخ ۸۷/۲/۲۱
#حضرت_زینب
#ولادت_حضرت_زینب
@sherosabk
مدح و مرثیه ی حضرت زینب سلام الله علیها
ای امیدِ همه سلام سلام
کوثرِ فاطمه سلام سلام
ای عیان در تو هیبتِ دادار
زینتِ نامِ حیدر کرّار
رشحه ی یاس قبله ی حاجات
اُختُ العباس عمه ی سادات
ای ز عهد الست بانی عشق
ای به کوی حسین فانی عشق
صد چو یوسف فتاده در چَهِ توست
هر دو عالم گدای درگهِ توست
ای ولایت ز صبر تو زنده
وی زِ انوار دوست آکنده
درسِ مردی تو بر بشر دادی
عشق را جلوه ای دگر دادی
تو یگانه ترانه ی نوری
جلوه ی جاودانه ی نوری
ای به نُطقَت خطابِ عاشورا
خواهرِ آفتابِ عاشورا
شیر صحرای سرخ ایثاری
بعد عباس،تو علمداری
صبر و ایثار و هَم جهاد از توست
کاف و ها،یاء و عین و صاد از توست
چشمه ی دلنشین قرآنی
مظهر بی قرین قرآنی
حق تو را فانیِ ولا کرده
همنشین غم و بلا کرده
ای تجلیِّ هیبتُ اللهی
ای علمدار عصمتُ اللهی
از ازل اشک با تو همدم بود
نورِ تو با حسین توأم بود
سخن دوست را بیان کردی
دین حق را تو جاودان کردی
شام و کوفه میان لشکر کفر
گُرزِ دین را زدی تو بر سرِ کفر
خطبه های تو چون رسول الله
صوتِ تو چون علی ولی الله
آفرینش خلاصه ی رویت
اهل بینش همه ثنا گویت
خادمُ البیت،صد چو سلمانت
پدرت گفت جان به قربانت
خوانمت با نوای غمگینی
لاله ی فاطمه اغیثیني
حبِّ تو شد سرشته با گِلِ من
نامِ تو حَک شده است بر دل من
چون رسد جانِ این گدا بر لب
نظری،جان مادرت،زینب
سینه ام آستانه ی غم توست
دیده ام خاک زیر مقدمِ توست
ای جمالِ تو کوکبِ زهرا
درس آموزِ مکتب زهرا
اختر و ماه و آفتاب تویی
عفت و عصمت و حجاب تویی
ای زده بر سرِ ستم فریاد
گلشن دین ز همتت آباد
عقل مبهوتِ سرفرازیِ توست
عشق شیدای عشق بازیِ توست
از بیاناتِ تو به بزمِ شراب
کاخ ظلمِ یزید گشته خراب