#مناجات_محرمی
#ماه_محرم
آقا سلام ماه محرم شروع شد
بازاین چه شورش است وچه ماتم شروع شد
آقا سلام کاسه اشکی به من دهید
ماه گدایی من و چشمم شروع شد
آقا سلام نیت گریه نموده ایم
شیرین ترین عبادت ما هم شروع شد
یادم نرفته است نگاه شما به ما
از گریه های ماه محرم شروع شد
@marsieha
#شهادت_حضرت_مسلم
#قاسم_نعمتی
بگو حسین کجایی؟بگو چه کار کنم؟
برای اینکه نیایی ؛بگو چکار کنم؟
به هر دری زدم اما نشد پیام دهم
به دستِ بسته از اینجا به تو سلام دهم
تمام شب سر بازار راه رفتم من
غریب و بی کس و بی یار راه رفتم من
@hosenih
اگر که نامه نوشتم« بیا» حلالم کن
نشد پیام رسانم ؛نیا... حلالم کن
قسم به حولهٔ احرام تو امیرِ حرم
تمام شهر به یکباره ریختند سرم
دعا کنم که نگاه از دیارشان بٍبُری
خدا نیاورد آن لحظه را زمین بخوری
همینکه زانوی من زیر ِ ضربه خورد زمین
تمام ِ کوفه سرم ریخت از یسار و یمین
به دور بازوی من ریسمان که پیچیدند
شبیه شهر مدینه بلند خندیدند
خدا رو شکر که طوعه میان ِ خانه نشست
ولی غرور عمویم میان کوچه شکست
بگو به خواهر خود کوفه با مدینه یکیست
اگر اسیر شوی چادر توهم خاکیست
بگو که نیزهٔ کوفی شبیه مسمار است
مسیر قافله آخر به سوی بازار است
ز چشم ِ بی ادب ِ کوفیان خبرداری؟
خداکند که تو چادر اضافه برداری
مسیر قافله را از عراق برگردان
خداکند نشوی بین کوفه سرگردان
سرم شکسته فدای سرت فقط برگرد
قسم به بی کسی مادرت فقط برگرد
@hosenih
خداکند که صدایم به کاروان برسد
وگرنه زیور زنها به ساربان برسد
خبر رسید اگر مسلمت زدنیا رفت
حمیده را بغلش کن بگو که بابا رفت
بجای من پدری کن برای دخترمن
خداکند که نبیند به نیزه ها سرمن
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#مناجات_محرمی
#امیرحسن_سالاروند
📋محرمم شد شروع به اسم رب الحسن
#سبک_زمینه
با نوای کربلایی سیدرضا نریمانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
محرمم شد شروع / به اسم ربُ الحسن
و باکیأ لِلْحسین / عزای خون خداست
مبداء ما هیئت و / مقصود ما نوکری
مقصد ما اربعین / بعد نجف کربلاست
یه عالمه گریه کن ، یه عالمه سینه زن
تحت لوای حسین ، دوباره دور همن
یه دونه گریه کنم ، نداره آقام حسن
میشه بقیع پر از طبل و کُتَل حسن
خود حسن میگه فَابکِ عَلَی الحسین
مادر تو میگه فَابکِ عَلَی الحسن
خود حسن میگه فَابکِ عَلَی الحسین
" شهید بی کفن، حسین حسین حسین
شهید بی حرم، حسن حسن حسن "
@majmaozakerine
بعد یه سال انتظار / محرم از راه رسید
ما اومدیم تا خودی / بدیم به زهرا نشون
سینه زنی پای ما / گریه ها با مادره
سخته به سینه زدن / با سینهی غرق خون
زخمی سینهش هنوز ، بگو به سینه ت نزن
ما که نمردیم آقا ، ماها میشیم سینه زن
فداییان حسین ، همه مرید حسن
نوحهی مادرت فَابکِ عَلَی الحسن
خود حسن میگه فَابکِ عَلَی الحسین
میخونه خواهرت فَابکِ عَلَی الحسن
خود حسن میگه فَابکِ عَلَی الحسین
" شهید بی کفن، حسین حسین حسین
شهید بی حرم، حسن حسن حسن "
قسم به جون و وهب ، جُناده عابس زهیر
قسم به خون حبیب ، جوونی ما فدات
شهید کرببلا ، غریب دور از وطن
آخر سر میکُشه ، نوکرتو روضه ها
میزدنت با عصا ، جلو چشِ مادرت
سرتو دیدن روو نی ، دخترتو خواهرت
ماها رو پیر کرد آقا ، داغ علی اکبرت
گریه ملائکه به ماتمت کردن
برای دِرهمی چه دَرهمت کردن
پیِ تو زینبت میگشت توی گودال
به زیر سم اسب چه مُبهمت کردن
" شهید بی کفن، حسین حسین حسین
شهید بی حرم، حسن حسن حسن "
*
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#شب_اول
#زمینه
@majmaozakerine
بسم الله الرحمن الرحيم
#ورود_به_ماه_محرم
#مناجات_محرمی
#وحید_محمدی
▶️
شکر خدا دیدم دوباره پرچمت را
شکر خدا دیدم سیاهی غمت را
دیدم دوباره روضه های ماتمت را
دیدم دوباره نوحه و شور و دمت را
باور نمی کردم محرم را ببینم
بر سر در این خانه پرچم را ببینم
ما را همین شور عزایت زنده کرده
ما را نوای نینوایت زنده کرده
ما را هوای روضه هایت زنده کرده
ما را نسیم کربلایت زنده کرده
ما در میان روضه ی تو قد کشیدیم
از لطف تو امروز به اینجا رسیدیم
@hosenih
امسال اگر که باز هم این روضه بر پاست
ما که یقین داریم از الطاف زهراست
بی بی دعایش تا ابد پشت سر ماست
زهرا نگه دار تمام سینه زن هاست
دست شکسته اسم ما را هم نوشته
خوب و بد ما را همه با هم نوشته
یادم نخواهد رفت لطف مادرت را
او لطف کرده راه داده نوکرت را
او جمع کرده خادمان محضرت را
پس گرم کرده او تنور منبرت را
از سوزِ آهش قلب این عالم گرفته
ذکر بُنی یا بُنی دم گرفته
هم ماهی دریا برایت گریه کرده
هم مادرت زهرا برایت گریه کرده
هم زینب کبری برایت گریه کرده
دنیا و ما فیها برایت گریه کرده
جان عزیزت اشک را از ما نگیری
این اشک را از چشم نوکرها نگیری
@hosenih
اسمت دلیل گریه های بی امانم
ای که مرا خواندی بده راهی نشانم
در روضه ات دنبال یک خط امانم
ای کاش قدر روضه هایت را بدانم
با روضه ات آرام می گیرم همیشه
شکر خدا با روضه درگیرم همیشه
من آمدم امشب بسوزم پا به پایت
تا چند خطی روضه بنْویسم برایت
روضه بخوانم از تن در خون رهایت
یادی کنم از ماجرای بوریایت
خورشید بودی بر نوک نی ها نشستی
ای جان زینب، پشت زینب را شکستی
⏹
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
4_6010503209708160423.mp3
14.54M
#مناجات_محرمی
#داوود_رحیمی
📋 بهار عاشقیمونه محرم
#سبک_زمزمه / #سبک_روضه
#روضه_حضرت_مسلم (ع)
با نوای کربلایی سیدرضا نریمانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اگه سرده اگه تاریکه دنیا
نمی ترسیم آخه مهتاب داریم
خدارو شکر بی صاحب نموندیم
خدارو شکر که ارباب داریم
درسته نوکر خوبی نبودیم
ولی خوب جایی نوکر بودیم ای دل!
صدامون می زده ارباب هرروز
یه روزایی ولی کر بودیم ای دل!!
یه ساله از سر دلتنگی و درد
شبامون توی بزم روضه سر شد
خدارو شکر امسالم نمردیم
محرم شد چشامون باز، تر شد
بهار عاشقیمونه محرم
بهار اشک و فصل روضه خونی
با این سینه زدن دل پاک میشه
بهاره، موقع خونه تکونی
دوباره پرچم مشکی خریدیم
دلامون روشنه با این سیاهی
با این پیراهن و این شال مشکی
سیاهی لشکرت باشیم الهی
@majmaozakerine
رفیقا قدر امشب رو بدونید
شاید فردا شبو دیگه نبینیم
شاید این آخرین ساله که داریم
کنار هم توی روضه میشینیم
رفیقامونو حتما یادتونه
رفیقایی که باهم گریه کردیم
کی میدونه؟ شاید هم مثل اونا
ما سال دیگه زیر خاک سردیم
میون این همه غوغای دنیا
قرار ما تو های و هوی روضه ست
شهیدا اینو فهموندن به ما که
تو عالم هرچی خیره توی روضه ست
دلی که توی روضه سوخت، پاکه
دلی که پاک شد جای حسینه
چی میشه وقت جون دادن ببینیم
سر ماهم روی پای حسینه
سری که پر شد از عشق یه بی سر
اگه روو پیکرش باشه عجیبه
سر مسلم سر دارالاماره ست
اینم دردسرِ عشق حبیبه
دل مسلم پر از عشق حسینه
که واسه کشتنش دعوای نیزه ست
سر عاشق روی دروازه ی شهر
سر معشوق هم بالای نیزه ست
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
@majmaozaker
4_6010503209708160422.mp3
27.87M
#مناجات_محرمی
#سیدپوریا_هاشمی
با نوای کربلایی سیدرضا نریمانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
@majmaozakerine
آنکه در عالم ذر، روزی ما را غم داد
غم و شادی جهان را به خدا توأم داد
اول ماه حسین است خدایا شکرت
باز امسال محلی به منِ بد هم داد
آی مردم همه دعوت به محرم شدهاید
بار عامی ست که ارباب به این عالم داد
هر کسی را به طریقی سوی کشتی آورد
به یکی دیگ غذا و به یکی پرچم داد
مشتری ذات خدا بود، فروشنده حسین
جمع ما را به خدا داد، ولی دَرهم داد
ما خودیهای حسینیم نشانش این است
که به ما آب فرات و به همه زمزم داد
به خدا ما که ندیدیم بگوید احدی
حاجتم را ز حسین خواستم اما کم داد
صد برابر ز خود فاطمه پس میگیرد
آنکه در بزم عزا آمد و یک دِرهم داد
از حسن اذن گرفتم که حسینی شدهام
از بقیع آمدم و کرب و بلا را هم داد
یا رب این مرد چه مردیست نمیفهمم من
که به دشمن ته گودالِ بلا خاتم داد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
@majmaozakerine
#شب_اول
#مناجات
4_6012678481794565669.mp3
8.47M
#شب_دوم_محرم
#عالیه_رجبی
📋دوباره اومدم آقا، پیش تو زانو بزنم
#سبک_مناجات / #سبک_زمزمه
با نوای کربلایی سیدرضا نریمانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دوباره اومدم آقا، پیش تو زانو بزنم
وقتی تورو دارم دیگه، برم به کی روبزنم؟
هرچی بدم باشم ولی، تو رو نمیفروشم حسین
از بچگیها اسمتو، خوندن توی گوشم حسین
درسته پیش چشم تو، خیلی زیاده بدیام
ولی خدا سر شاهده، دیوونهی کرببلام
آخه تو این دنیا بگو، جز تو کیو دارم آقا
زندگیم و جوونیمو، بهت بدهکارم آقا
تو خوبی و با خوبیات، بدعادتم کردی ولی
چقد بدی دیدی ازم، به روم نیاوردی ولی
گریه توی عزات برام، واجبتر از نون شبه
درمون زخمای دلم، روضهی عمه زینبه
تورو به جون خواهرت، تورو به جون دخترت
هرکاری میکنی منو، وانکن آقا از سرت
*شاعر : #عالیه_رجبی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#زمزمه
@majmaozakerine
4_6012767761279747918.mp3
29.02M
#شب_دوم_محرم
#مناجات_محرمی
📋با این همه گناه ز کویت نراندی ام
#سبک_مناجات
با نوای کربلایی سیدرضا نریمانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
@majmaozakerine
با این همه گناه ز کویت نراندیام
امسال هم به ماه محرم رساندیام
پشت سرم دعای تو و مادر تو بود
دستم گرفتی و به حریمت کشاندیام
چون طفل گم شده بغلم کردی ای حسین
پیش خودت نشانده و قدری تکاندیام
منت سرم گذاشتی و از میان عرش
با نام مادر و پدرم باز خواندیام
میخواهیام هنوز وگرنه چو دیگران
با پول و شهرت از حرمت می پراندیام
از کودکی برای شما خیمه میزدم
دنبال خویش کوچه به کوچه دواندیام
یک روز بی تو زنده نمی مانم ای حسین
با آب و نان خواهر خود پروراندیام
آید به گوش نالهی «هَل مِن مُعین» تو
در زیر دست و پا ته گودال خواندیام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#
@majmaozakerine
#شهادت_حضرت_مسلم
#محمدحسین_رحیمیان
بیهوده بود آن نامه ها ، آن ادعاها
رنگی ندارد غیر ِ ننگ اینجا حناها
از هرکه زد سنگم به سینه ، سنگ خوردم
ای بی وفاها ، بی وفاها ، بی وفاها
انگار تنها خون دل خوردن در اینجاست
مثل امیرالمومنین تقدیر ماها
هستند در کوفه همه چشم انتظارت
سرنیزه ها ، شمشیرها ، حتی عصاها
فکری برای فاطمه های حرم کن
قنفذ فراوان است در این بی حیاها
حالا که اسماعیل آوردی خلیلم
باید که باشد همرهت ، حتما عباها
در علقمه در کربلا در کوفه در شام
این حج ندارد یک منا ، دارد مناها
در پیش زهرا آبرویم رفت ای وای
من باز کردم پای زینب را کجاها
ــــــــــــــــــ
«کانالِ سبک و شعرِ بابُ الحَرَم»
@babollharam
#شب_اول_محرم
#مناجات_محرمی
#وحید_محمدی
ده روز دیگر گریه ی ما فرق دارد
ده روز دیگر روضه اما فرق دارد
ده روز دیگر ماجراها فرق کرده
ده روز دیگر قصه ی ما فرق کرده
ده روز دیگر نه حبیبی، نه زهیری
ده روز دیگر نه سعید و نه بریری
ده روز دیگر خواهرش در اضطراب است
ده روز دیگر در حرم قحطی آب است
ده روز دیگر در تب و تاب است زینب
ده روز دیگر دور از ارباب است زینب
ده روز دیگر این حرم سقا ندارد
ده روز دیگر دختری بابا ندارد
ده روز دیگر اکبرِ لیلا نمانده
ده روز دیگر قاسمِ زیبا نمانده
ده روز دیگر مادری در التهاب است
خیمه به خیمه در پی یک جرعه آب است
ده روز دیگر زین اسبی واژگون است
سالار زینب پیکرش در خاک و خون است
ده روز دیگر راهی گودال گشته
ده روز دیگر پیکرش پامال گشته
ده روز دیگر روی سینه می نشیند
از روی تل هم خواهرش زینب ببیند
ده روز دیگر صورتش بر خاک صحراست
ده روز دیگر رأس او بالای نی هاست
ده روز دیگر خواهرش ماتم گرفته
ده روز دیگر زیر نعل تازه رفته
ده روز دیگر روی پیکر سر ندارد
ای وای من ... انگشت و انگشتر ندارد
شاعر: #وحید_محمدی
ــــــــــــــــــ
«کانالِ سبک و شعرِ بابُ الحَرَم»
@babollharam
#شب_عاشورا
___
#امام_حسین
#گودال
#علی_اکبر_لطیفیان
ای شاه بی لشکر بگو پس لشکرت کو؟
گر تو سلیمانی بگو انگشترت کو ؟
ظرف دو ساعت این همه نیزه شکسته؟
بوی تو می آید بگو پس پیکرت کو ؟
با ناله های فاطمه اینجا دویدم
گر تو حسین مادری پس مادرت کو؟
یک جای بوسه در تنت باقی نمانده
خاک دو عالم بر سرم موی سرت کو ؟
آقای من پیراهنت کو ؟ خاتمت کو ؟
سیمرغ قاف عاشقی بال و پرت کو ؟
گیرم سرت را از قفا آقا بریدند
آن بوسه ای که داده ام بر حنجرت کو ؟
از تو توقع دارم ای تندیس غیرت
برخیزی از زینب بپرسی معجرت کو ؟
این دشت دشت چشمهای خیره سر شد
آقا کمک کن خواهرت را دخترت کو
ــــــــــــــــــ
«کانالِ سبک و شعرِ بابُ الحَرَم»
@babollharam
#شهادت_حضرت_رقیه
#حسن_لطفی
نمیدانم از این ویران نشین داری خبر یا نه
نمیدانم که میمانم عزیزم تا سحر یا نه
سفر کردی بدونِ من نگفتی پیر میگردم
تو که کُشتی مرا میآیی آخر از سفر یا نه
@hosenih
از آنچه بر سرم آمد از این کوچه به آن کوچه
نمیدانم که بشناسی مرا بارِ دگر یا نه
شنیدی ؟ جانِ بابا گفت این همسایه بر طفلش
تو هم میگویی از نیزه به من جانِ پدر یا نه
گرسنه راه میرفتم گرسنه خواب میرفتم
بگو نان خشکها را دیدهای در هر گذر یا نه
چرا در شهر بد هستند با طفلانِ بی بابا
بگو دیدی که میخندند بر این خونجگر یا نه
دلم میخواست از دستِ عمویم آب میخوردم
کمی هم روضه میخواندم به گوش مَشک ، دریا نه
عمو با پشت ، چندین بار از ناقه زمین خوردم
نمیدانم که میمیرم از این دردِ کمر یا نه
بیابان بود و تنهایی و ترس و زجر و تاریکی
به من میگفت میایی خودت ای دردِسر یا نه
خودم میآمدم اما نمیدانم چرا میزد
بگویم از شبی که زد برایت بیشتر یا نه
چه زود اُفتاد دندانهای شیریاَم میان راه
فقط این نه ، ببین مانده برایم مویِ سر یا نه
@hosenih
سرِ سجاده میگفتی شبیهِ مادرم هستی
شدم حالا شبیه مادرِ در پشتِ در یا نه
تو هَم آن پیرزن دیدی که مویم را کشید و گفت :
ببینم شانه میآید به مویِ شعلهور یا نه
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e