eitaa logo
شعر و مرثیه
27 دنبال‌کننده
7 عکس
51 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
• تا که سائل می‌رسد بر در خجالت می‌کشد چون که دیگر نیست آب آور خجالت می‌کشد • تا که او را فاطمه در خانه می‌نامید علی زینبش می‌دید از حیدر خجالت می‌کشد • مادری کرده برای زینب اما باز هم تا صدایش می کند مادر خجالت می‌کشد • کاروان آمد مدینه چون که عباسی ندید دید پاشیده شده لشگر خجالت می‌کشد • مادر ساقی دشت کربلا با این مقام از علی و آل او دیگر خجالت می‌کشد • مادر ماه است اما کاروان را دیده و از نبود چند تا اختر خجالت می‌کشد • اینقدر حرف از دو دست بستۀ زینب نزن حضرت ام البنبن بدتر خجالت می‌کشد • صحبت از مشک و علم شد باز هم ام البنین رو گرفته با دو چشم تر خجالت می‌کشد • گاه از روی سکینه گاه از زینب ولی بیشتر از مادر اصغر خجالت می‌کشد • چار تا اولاد داده حضرت ام الادب باز از اولاد پیغمبر خجالت می‌کشد • 🔺شاعر : مهدی نظری • ❇️ یکشنبه ۹۷.۱۱.۲۸ • • { @huddath_al_hussain_ir
📿 از خوب و بد هر عملت با خبرم من چون ازرگ گردن به تونزدیک ترم من صد بار اگر توبه شکستی و گذشتم صدبار دگر توبه کنی می گذرم من درخواب فرو می روی وغافل ازاین که مشتاق به دیدار تو در هر سحرم من تو ثانیه ای حال خوش خویش بیاور تا با همه ی جاه و جلالم بخرم من وقت خوشی وخنده به من نیست حواست در وقت گرفتاری أت اول نفرم من ترسی به دلت راه نده چون که برایت در واهمه ی روز قیامت سپرم من شاعر:مجتبی خرسند **** من عبد خطا کارم و گویم که خدایا هرچند که آلوده و بی بال و پرم من ازمن به دل سوخته فاطمه بگذر دل سوخته روضه ی دیوار و درم من **** ضربه ای خورد به در ، پیکرت افتاد زمین تا تو خوردی به زمین دخترت افتاد زمین اشک از گوشه ي چشم تَرَت افتاد زمین چادرت پاره شد و از سرت افتاد زمین بوتراب تو که بی تاب شود حق دارد پدر خاک اگر آب شود حق دارد حلالم کن، کتک خوردی به جالی من حلالم کن، زمین خوردی به پای من ❇️ سحر جمعه ۹۷.۱۱.۱۲ { @huddath_al_hussain_ir }
 کنار پیکر تو نیزه بسیار  حسینم را رها کن مردم آزار  از این شاه غریبم دست بردار  کمی او را به حال خویش بگذار  مگر خشکی لب ها را ندیدی  که اینگونه تو رگ ها را بریدی  خودم دیدم چگونه پیکرت ریخت  سپاهی بی حیا دورو برت ریخت  جلو چشم حرم بال و پرت ریخت  هزاران نیزه بر روی سرت ریخت  حلام کن که مویت را کشیدند   حلالم کن گلویت را بریدند  همین که پیکرت افتاد بر خاک  کنارم مادرت افتاد بر خاک  طلای خواهرت افتاد بر خاک  حلالم کن سرت افتاد بر خاک  ببین آشفته حال خواهرت را  ببین پهلو شکسته مادرت را  اگرچه باورش سخت است اما  بدون یاورش سخت است اما  برای خواهرش سخت است اما  جلوی مادرش سخت است اما  تنش را عاقبت مثله نمودند  به زیر سم تنش را له نمودند  ز روی نیزها جمعت نمودم  به چه زحمت تو را جمعت نمودم  ز زیر دست و پا جمعت نمودم  میان بوریا جمعت نمودم  سرمغرب شد از گودال رفتند  سنان و حرمله خوشحال رفتند  به غیر از چشم تر دیگر ندارم  کنار خیمه ها یاور ندارم  به جان تو قسم باور ندارم  سرش را گرم کن معجر ندارم  منو بازار شام ای وای ای وای  منو چشم حرام  ای وای ا ی وای
بسم‌ الله الرحمن الرحیم ▶️ نور چشم پیمبری حمزه چه قدَر مثل حیدری حمزه اسدالله دیگری حمزه به خداوند، محشری حمزه ای مُلقّب به سیّدالشهدا حامی مُخلص رسول خدا هم عمو هم برادرش بودی همه جا یار و یاورش بودی تو علمدار لشکرش بودی جنگجوی دلاورش بودی تا نظر بر سپاه می کردی روزشان را سیاه می کردی @hosenih بین لشگر وجود تو لازم بین میدان، حریف تو نادم افتخار قبیله ی هاشم می نویسم برای تو دائم می نویسم کمال داری تو مثل جعفر دو بال داری تو بی سبب نیست این که "سرداری" به علی رفته ای جگر داری وقت حمله به سینه پر داری همه دیدند که هنر داری با دو شمشیر حمله می کردی وَ دمار از همه در آوردی مرحبا بر تو ای عموی رسول که چنین شد سفید، روی رسول با تو محفوظ چار سوی رسول کم نگردید با تو موی رسول کاش حمزه مدینه هم بودی دور بیت الحزینه هم بودی بیعتت با نبی چه دیدن داشت اَشهدت آن زمان شنیدن داشت عطر اسلام تو وزیدن داشت رنگ بوجهل هم پریدن داشت با کمانت سرش ز هم پاشید از تو و نام حمزه می ترسید ما پیاده ولی سواره، شما یکی از راه های چاره، شما روضه های پر از اشاره، شما تکّه تکّه و پاره پاره، شما اهل بیت از تو یاد می کردند بر تو گریه زیاد می کردند @hosenih در کمین بود، نیزه را انداخت پیکرت را چه بی هوا انداخت تا نبی روی تو عبا انداخت همه را یاد بوریا انداخت اوّلین رکن پنج تن می خواند روضه ی شاه بی کفن می خواند ته گودال پیکرش افتاد جلوی چشم خواهرش افتاد جای خنجر به حنجرش افتاد ناله ای زد وَ مادرش افتاد یا بُنَیَّ ذبیح عطشانم یا بُنَیَّ قتیل عریانم ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
من از این وعده ی دیدار بدم می آید اصلاً از دعوت کفار بدم می آید وعده ی باغِ گل و میوه ی کوفیست دروغ زین همه نامه ی بسیار بدم می آید کوفه یکبار سرِ شیرِخدا را بشکافت من از این امت قدّار بدم می آید عهد خود را به ریالی همه پس میگیرند از صفِ دِرهم و دینار بدم می آید حسنم را چقدر غصه به غربت دادند از چنین لشگر جرّار بدم می آید سینه ات جای بهشت است، نه جای چکمه که من از شمر ستمکار بدم می آید زین وداعت به شب تار دلم شور زند وای، از لحظه ی پیکار بدم می آید از مدینه بسوی کوفه ام اینک نبرید که من از کوچه و بازار بدم می آید مردم کوفی و شامی ز حیا بی خبرند من ز چشمانِ خطاکار بدم می آید همه ی عمر اسیرِ غمِ عشقم، اما از اسیری کفِ اغیار بدم می آید همرهَت با همه ی اهل حرم می آیم لیک از غارت کفار بدم می آید شعله و خنجر و شمشیر و سنان میبینم یعنی از آتش و مسمار بدم می آید نکند راسِ تو بر نیزه شود همسفرم که من از سنگِ جفاکار بدم نی آید نکند سایه ی عباس نباشد بسرم که من از داغ علمدار بدم می آید 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
بسم‌ الله الرحمن الرحیم از اُحُد آید ندا واویلتا واحَمْزَتاه شهر پیغمر شده ماتمسرا واحَمْزَتاه هم برادر، هم عمو، هم تکیه گاهش کشته شد خون شد از غمْ قلبِ ختم‌الانبیا واحَمْزَتاه قطعه قطعه پاره پاره ارباً ارباً چاک چاک پیکرش افتاده روی خاک‌ها واحَمْزَتاه @hosenih دستِ وحشی بشکند یارب که از راه ستم نیزه زد بر پهلوی او بی هوا واحَمْزَتاه تا نیفتد چشم خواهر بر جراحات تنش بر رویش انداخت پیغمبر عبا واحَمْزَتاه خواهرش جسم برادر را ندید از حال رفت شد اُحُد از ناله هایش کربلا واحَمْزَتاه ...... فاطمه بعد از پدر با پهلوی بشکسته اش در کنار قبر او می‌زد صدا واحَمْزَتاه تو نبودی ای عمو بر صورتم سیلی زدند پیش چشم شوهرم در کوچه ها واحَمْزَتاه تو نبودی خانه ام را از جفا آتش زدند تو نبودی سوختم در شعله ها واحَمْزَتاه کاش بودی ای عمو تا باز می‌کردی طناب بین دشمن از دو دست مرتضی واحَمْزَتاه @hosenih در مدینه مادر و ، دختر به دشت کربلا روی تل می‌زد صدا: واجعفرا، واحَمْزَتاه نیزه ها می‌رفت بالا زینب از سوز جگر ناله می‌زد:واعلیا، وااَخا، واحَمْزَتاه کاش حمزه بود تا خنجر بگیرد از عدو یا که زینب را بَرَد در خیمه ها واحَمْزَتاه ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
▶️ پاک در بندگی ام قافیه را باخته ام فرصتی را که به من داد خدا، باخته ام یک طرف دست تهی ازطرفی فرصت رفت بازهم عمر دوسر باخته را باخته ام @hosenih من که از دوست به غیر از خودِ او خواسته ام متن دل را به همین حاشیه ها باخته ام مست از میکده ها سهم خودش را برده من ولی حال دعا را به ریا باخته ام نفس هر طور که میخواست مرا بازی داد سر و پا را به همین بی سر و پا باخته ام در پس پرده حنایم چقدر بی رنگ است آبرویی که تو دادی همه جا ، باخته ام باختن در همه اوقات ولیکن بد نیست من دلم را به غم کرببلا باخته ام @hosenih باختم دل به حسین و به حقیقت بردم سجدۀ شکر کنم بس که به جا باخته ام از همان بار که چشمم به ضریحش افتاد دل جدا باخته و عقل جدا باخته ام ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
من کیستم؟ گدای تو یا ثامن الحجج‏ شرمنده‏ی عطای تو یا ثامن الحجج‏ بالله نمی‏روم بر بیگانگان به عجز تا هستم آشنای تو یا ثامن الحجج‏ از کار من گره نگشاید کسی مگر دست گره گشای تو یا ثامن الحجج‏ تا آخرین نفس نکشم دست التجا از دامن ولای تو یا ثامن الحجج‏ خواهم ز بخت همت و از حق سعادتی‏ تا سر نهم به پای تو یا ثامن الحجج‏ دارالشفاست کوی تو و خود تویی طبیب‏ درد من و دوای تو یا ثامن الحجج‏ هستی چو پاره‏ ی تن پیغمبر خدا جان جهان فدای تو یا ثامن الحجج‏ چون می‏شود که دیده‏ ی من هم برد نصیب‏ از دیدن لقای تو یا ثامن الحجج‏ سوزد همیشه لاله صفت قلب دوستان‏ از داغ ابتلای تو یا ثامن الحجج‏ هم ناله با جوان دل افسرده‏ ات جواد گردیم در عزای تو یا ثامن الحجج‏ سید رضا موید سلام 👉 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
ای التماس و خواهش بالا دوازده ظهر اذان عقربه ی ما دوازده من حقم است هشت گرفتم چرا که من یک جمله هم نساخته ام با دوازده با چند نمره باشد اگر، رد نمی شوی یک، دو، سه... هفت، هشت، نه آقا دوازده بی تو تمام اهل قیامت رفوزه اند ای نمره ی قبولی دنیا، دوازده  ثانیه های کند، توسل می آورند یا «صاحب الزمان خدا»، یا «دوازده!» . حالا که ساعت تو و  چشم خدا یکی ست  آقا چقدر مانده زمان تا دوازده؟  امروز اگر نشد ولی یک روز می شود ساعت به وقت شرعی زهرا، دوازده …
نوشته اند دلم را برای خون جگری بدون گریه زمانه نمی شود سپری نیازمندِ تکامل ، به گریه محتاج است درخت آب ندیده نمی دهد ثمری دو فیض ، توشه ی راه سلوک عاشق هست: توسل سحری و عنایت سحری هزار نافله خواندن چه فایده دارد اگر نداشته باشد به عاشقان نظری؟ به هر دری که زدم باز پشت در ماندم بس است در زدن من ، بس است در به دری برای بنده خریدن بیا سر بازار چه خوب می شود این مرتبه مرا بخری بدون تو چه بلاها که بر سرم آمد چه حاجت است به گفتن، خودت که با خبری همیشه خیر قنوت تو می رسد به همه اگر چه نام مرا در نوافلت نبری خودت برای ظهورت دعا کن و برگرد دعای من به خودم هم نمی کند اثری یگانه منتقم خون کربلا برگرد قسم به عمه ی مظلومه ات بیا برگرد
برسانند اگر تربت دلداران را در مي آرند ز هر دلهره بيماران را همه سرمايه ي يك اهل كرامت كرم است احتياجي به دِرَم نيست ، كرم داران را يوسف آن است كه از تخت تنزل نكند بارها گر بفرستند خريداران را در بهشت تو چرا حرف جهنم بزنيم قلم عفو بگيريد گنه كاران را سر كه گرم است پي كار تو دل هم گرم است باز دلگرم تو كردند سر ِياران را كورتر كن گره ام را ، نكند باز كني وا مكن از سر خود جمع گرفتاران را گريه تا هست حرام است نماز باران چه خيالي است بگيرند اگر باران را بعد از اين پيرهني با يقه ي تنگ مپوش خون مكن اين جگر سرخ ِهواداران را * رب الارباب شد ، الله صفاتي كه رسيد شد حسين ابن علي جلوه ي ذاتي كه رسيد بود منظور همان گريه براي ارباب اندر آن ظلمت شب آب حياتي كه رسيد ظاهرش كرب و بلا ، باطنش عرش الرّحمان اذن معراج شد آن برگ براتي كه رسيد كرمت دست نينداخت مرا دست گرفت طيب الله به كشتي نجاتي كه رسيد بيشتر از همه تو گردن ما حق داري به دليل همه ي اين بركاتي كه رسيد لبم از مهريه ي فاطمه سيراب نشد تشنه تر كرد مرا آب فراتي كه رسيد * بال فطرس به عنايات تو پر ميگيرد تا غلام تو شود بال سفر ميگيرد دل ما خرج كه شد قيمت آن بالا رفت سنگ در كنج حرم ، قيمت زرّ ميگيرد بهترين سود همين است كه در چشم تر است به تو دل ميدهد و چند گُهر ميگيرد چقدر زود در ِ خانه ي تو ريخته اند وقت خيرات ، گدا زود خبر ميگيرد بين فرزند و غلامت نگذاري فرقي كرم تو همه را مدِّ نظر ميگيرد چقدر فاطمه تشنه ست در اين ششماهه انَاالعطشان تو انگار جگر ميگيرد * اَرني گفتنم از هر سخنم مي آيد ولي از سمت تو هر بار لَني مي آيد كاروان راه مينداز ، بمان تا برسم دارد از راه اُويس قرني مي آيد تا زمين هاي يمن مِهر علي را دارند به قنوت تو عقيق يمني مي آيد كرم ذاتي دست تو از آن جانب در قبل هر گونه عرق ريختني مي آيد رنگ هرآنچه ببافد به تنت سرخ بُود به تو از فاطمه هر پيرهني مي آيد پيرهن نيز به جسم تو افاقه نكند به تو انگار همان بي كفني مي آيد